• عاشخونه ها
فال آنلاین

آبدیت تکمیل شد

❤از مارکت های مایکت ، پارس هاب ، چهارخونه و بازار میتونید آبدیت کنید❤

نرم افزار اندروید خنگولستان
android_khengoolestan

آب

چه حسن اتفاقی _ اشتراک _ پریشانی _ شانه _ خنگولستان

 💔  💔  💔  💔  💔  💔 

نمی‌رنجم اگر کاخ ِ مرا ویرانه می‌خواهد
که راه عشق ، آری ، طاقتی مردانه می‌خواهد

کمی هم لطف باید گاه گاهی مرد عاشق را
پرنده در قفس هم باشد ، آب و دانه می‌خواهد

چه حُسن اتفاقی ، اشتراک ما پریشانی ست
که هم موی تو هم بغض من ، آری ، شانه می‌خواهد

تحمل کردن قهر تو را یک استکان بس نیست
تسلّی دادن این فاجعه ، میخانه می‌خواهد

اگر مقصود تو عشق است ، پس آرام باش ای دل
چه فرقی می‌کند می‌خواهدم او یا نمی‌خواهد؟

 💔  💔  💔  💔  💔  💔 

❇سجاد رشیدی پور❇

 

۲۳ ◄ تا خر تو خره ، تو هم لایک کن

♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥

نازنین آیا تو اشکم را به شبها دیده ای ؟
آه سرد و پر غمم را روی لبها دیده ای ؟

با خیالی جمع و راحت رفته ای اما بگو
جسم سوزان مرا از داغ تبها دیده ای ؟

تازگیها فرصتی کردی ببینی ام عزیز ؟
خم شدم در زیر سختی و ستمها دیده ای ؟

خنده هایم رفته دیگر یک نظر دیدی مرا ؟
من شدم گنجیهٔ حسرت وَ غمها دیده ای ؟

رفتی و تنها شدم اما هنوزم عاشقم
عاشق دیوانه ای با قلب تنها دیده ای ؟

تازگیها من شدم دیگر بریدم دل ز ما
از ضمیر تلخ ما گشتم چو مِنها دیده ای ؟

در دلت سنگی نشاندی و دگر من بعد تو
قلب تنهایم گریزان شد ز دلها دیده ای ؟

میروم چون کل دنیا مثل تو ظالم شده
از جفاکاری سرشتند آب و‌گلهادیده ای؟؟

♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥

❇ناشناس❇

۲۲ ◄ تا خر تو خره ، تو هم لایک کن

—————–**–

زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبا‌ب‌کشی کردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایه‌اش درحال آویزان کردن رخت‌های شسته است و گفت: لباس‌ها چندان تمیز نیست. انگار نمی‌داند چطور لباس بشوید
احتمالا باید پودر لباس‌شویی بهتری بخرد. همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت. هربار که زن همسایه لباس‌های شسته‌اش را برای خشک شدن آویزان می‌کرد، زن جوان همان حرف را تکرار می‌کرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباس‌های تمیز روی بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت: یاد گرفته چطور لباس بشوید. مانده‌ام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده… مرد پاسخ داد: من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجره‌ ها را تمیز کردم

زندگی هم همینطور است. وقتی که رفتار دیگران رامشاهده می‌کنیم، آنچه می‌بینیم به درجه شفافیت پنجره‌ای که از آن مشغول نگاه ‌کردن هستیم بستگی دارد. قبل از هرگونه انتقادی، بد نیست توجه کنیم به اینکه خود در آن لحظه چه ذهنیتی داریم و از خودمان بپرسیم آیا آمادگی آن را داریم که به‌ جای قضاوت کردن فردی که می‌بینیم، در پی دیدن جنبه‌های مثبت او باشیم

—————–**–

*ghalb*

نتیجه میگیریم مرد باید در کارهای خانه به همسرش کمک کند

*ghalb*

۱۴ ◄ لایک عالی متعالی

—————–**–

سحرگاهان به قصد روزه داری
شدم بیدار از خواب و خماری

برایم سفره ای الوان گشودند
به آن هر لحظه چیزی را فزودند

برنج و مرغ و سوپ وآش رشته
سُس و استیک با نان برشته

خلاصه لقمه ای از هرچه دیدم
کمی از این کمی از آن چشیدم

پس از آن ماست را کردم سرازیر
درون معده ام با اندکی سیر

و ختم حمله ام با یک دو آروغ
بشد اعلام بعداز خوردن دوغ

سپس یک چای دبش قند پهلو
به من دادند با یک دانه لیمو

خلاصه روزه را آغاز کردم
برای اهل خانه ناز کردم

برای اینکه یابم صبر و طاقت
نمودم صبح تا شب استراحت

دوپرس ِ کلّه پاچه با دو کوکا
کمی یخدر بهشت یک خورده حلوا

به افطاری برایم شد فراهم
زدم تو رگ کمی از زولبیا هم

و سی روزی به این منوال طی شد
نفهمیدم که کی آمد و کی شد

به زحمت صبح خود را شام کردم
به خودسازی ولی اقدام کردم

به شعبان من به وزن شصت بودم
به ماه روزه ده کیلو فزودم

اگرچه رد شدم در این عبادت
به خودسازی ولیکن کردم عادت

خدایا ای خدای مهر و ناهید
بده توش و توانی را به جاوید

که گیرد سالیان سال روزه
اگرچه او شود از دم رفوزه

—————–**–

❇ناشناس❇

*fereshte*

نماز و روزه های همه قبول باشه

ان شاءالله

*fereshte*

۲۷ ◄ قر تو کمرم فراوونه ....

سحر _اذان _آب_ خنگولستان

♡♡♡ . ♡♡♡ . ♡♡♡ . ♡♡♡ . ♡♡♡

تو همان جرعه ی آبی که نشد وقت سحر
بزنم لب به تو و زود اذان را گفـــتند

♡♡♡ . ♡♡♡ . ♡♡♡ . ♡♡♡ . ♡♡♡

❇محمد شیخی❇

*fereshte*

نماز و روزه ی همتون قبول باشه

ان شاءالله

*fereshte*

۳۳ ◄ بیشتر و بیشترش کن

*@***/*

دختر کوچولو وارد بقالی شد و کاغذ به طرف بقال دراز کرد و گفت: مامانم گفته چیزهایی که در این لیست نوشته رو بهم بدی، اینم پولش … بقال کاغذ را گرفت و لیست نوشته شده در کاغذ را فراهم کرد و به دست دختر بچه داد، بعد لبخندی زد و گفت: چون دختر خوبی هستی و به حرف مادرت گوش میدی میتونی یک مشت شکلات به عنوان جایزه برداری … ولی دختر کوچولو از جای خودش تکان نخورد. مرد بقال که احساس کرد دختر بچه برای برداشتن شکلات ها خجالت میکشه گفت: دخترم! خجالت نکش ، بیا جلو خودت شکلاتها را بردار. دخترک پاسخ داد عمو نمی خوام خودم شکلات ها رو بردارم، نمیشه شما بهم بدین؟ بقال با تعجب پرسید چرا دخترم؟ مگه چه فرقی میکنه؟ و دخترک با خنده ای کودکانه گفت: آخه مشت شما از مشت من بزرگتره

*labkhand*
خدایااااااااااااااااااااااا تو مشتات بزرگتره میشه از رحمت وجود و کرمت به اندازه مشتای خودت بهمون ببخشی نه به اندازه مشتای کوچک ما؟
دعا میکنم … برای تو … برای خودم … برای همه مان … کسی چه می داند … شاید خدا دسته جمعی نگاهمان کرد
دعا میکنم … برای دلهایمان …برای چشم هایمان … برای گریه ها و خنده هایمان
دعا میکنم … مهربان خدای من
میدانم که تا آسمان راهی نیست ولی تا آسمانی شدن راه بسیار است، این دستهای خالی به سوی تو بلند می شود، ما بی سلیقه ایم، طلب آب و نان می کنیم، تو خود ای خزانه دار بخشش ها، بهترین ها را برایمان محقق کن
الهی آمین

*@***/*

*yohoo*

امیدوارم همیشه مشتای بزرگتر برای شما باشه

*yohoo*

۲۸ ◄ قر تو کمرم فراوونه ....
♥♥.♥♥♥.♥♥♥
باران گرفته بود که دیدم تو را عزیز
ترمز زدم کنار تو گفتم: کجا عزیز؟
گفتی: سلام؛ می‌روم آقا خودم… سپاس
گفتم: بیا سوار شو لطفاً بیا عزیز
گفتی: مسیرتان به کجا می‌خورد شما؟
گفتم: مسیر با خودتان؛ با شما عزیز
لطفاً اگر که زحمتتان نیست، بنده را
زحمت؟! چه حرف‌ها! شده تا انتها عزیز
باران… نگاه… آینه… باران… نگاه… آه
مانند فیلم‌ها شده این ماجرا عزیز
من غرق روسری تو بودم، تو خیس آب
دور از وجود ناز تو باشد بلا عزیز
من غرق روسری تو بودم که ناگهان
گفتی: همین بغل… چقَدَر بی‌هوا عزیز؟
رفتی و عطر روسری‌ات مانده پیش من
تا بوده غصّه بوده فقط سهم ما عزیز
رضا احسان پور
♥♥.♥♥♥.♥♥♥
*neveshtan*
شاد باشید و عاشق
*neveshtan*
۲۶ ◄ قر تو کمرم فراوونه ....
کجا _ هستید _ خنگولستان _ شتر
آورده اند روزی میان یک ماده شتر و فرزندش گفت و گویی به شرح زیر صورت گرفت
بچه شتر: مادر جون چند تا سوال برام پیش آمده است. آیا می‌تونم ازت بپرسم؟
شتر مادر: حتما عزیزم. چیزی ناراحتت کرده است؟
بچه شتر: چرا ما کوهان داریم؟
شتر مادر: خوب پسرم. ما حیوانات صحرا هستیم. در کوهان آب و غذا ذخیره می کنیم تا در صحرا که چیزی پیدا نمی‌شود بتوانیم دوام بیاوریم
بچه شتر: چرا پاهای ما دراز و کف پای ما گرد است؟
شتر مادر: پسرم، برای راه رفتن در صحرا داشتن این نوع دست و پا ضروری است
بچه شتر: چرا مژه‌های بلند و ضخیم داریم؟ بعضی وقت‌ها مژه‌ها جلوی دید من را می‌گیرد
شتر مادر: پسرم، این مژه‌های بلند و ضخیم یک نوع پوشش حفاظتی است که چشم‌ها ما را در مقابل باد و شن‌های بیابان محافظت می‌کنند
بچه شتر: فهمیدم. پس کوهان برای ذخیره کردن آب است برای زمانی که ما در بیابان هستیم. پاهایمان برای راه رفتن در بیابان است و مژه‌هایمان هم برای محافظت چشمهایمان در برابر باد و شن‌های بیابان است
بچه شتر: فقط یک سوال دیگر دارم
شتر مادر: بپرس عزیزم
بچه شتر: پس ما در این باغ وحش چه غلطی می‌کنیم؟
*labkhand*
مهارت‌ها، علوم، توانایی‌ها و تجارب فقط زمانی مثمرثمر است که شما در جایگاه واقعی و درست خود باشید. پس همیشه از خود بپرسید الان شما در کجا قرار دارید؟
* ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ *
*yohoo*
دم خنده هاتون گرم
*yohoo*
۳۰ ◄ قر تو کمرم فراوونه ....
  • 5
  • 1,621
  • 2,603
خندانکس

خنده + عکس
بسته جوکها

چندین جوک در یک پست
دفتر شعر

گلچینی از اشعار شاعران
جملکس

جمله + عکس
دلنوشته

هر چه میخواهد دل تنگت بگو
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
ورود به پیشخوان

سامانه ورود برای کاربران
نوشتن مطلب جدید

ارسال مطلب جدید
پروفایل

ویرایش پروفایل
پیگیری سریع نوشته ها

برای نمایش سریع نوشته ها
پیگیری سریع دیدگاها

برای نمایش سریع دیدگاها
  • مطالب جدید
  • مطالب پیشنهادی
  • مطالب تصادفی
  • ورود
  • *هنو آماده نشده*
♫ ♪ شعر ♪ ♫
✔ ابزار کمکی ✔
آموزش ها