• خندانکس
فال آنلاین

خدا زیباست

❄️❄️ این را در دانه دانه های برف میبینم ❄️❄️

نرم افزار اندروید خنگولستان
android_khengoolestan

دفتر شـعـــر

حافظ غزل ۲۶۸
گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس _ زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس

من و همصحبتی اهل ریا دورم باد _ از گرانان جهان رطل گران ما را بس

قصر فردوس به پاداش عمل می‌بخشند _ ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس

بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین _ کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس
ادامه مطلب

۰ ◄ جون من یه لایک بده

حافظ
غزل شمارهٔ ۲۵۵

یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور _ کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن _ وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور

گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن _ چتر گل در سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت _ دایما یک سان نباشد حال دوران غم مخور

ادامه مطلب

۰ ◄ جون من یه لایک بده

حافظ

غزل شمارهٔ ۱۷۹

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند _چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند

من ار چه در نظر یار خاکسار شدم _ رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند

چو پرده دار به شمشیر می‌زند همه را _کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند

چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است _ چو بر صحیفه هستی رقم نخواهد ماند

سرود مجلس جمشید گفته‌اند این بود _که جام باده بیاور که جم نخواهد ماند

غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه _ که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند

توانگرا دل درویش خود به دست آور _که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند

بدین رواق زبرجد نوشته‌اند به زر _که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند

ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ _ که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند

۰ ◄ جون من یه لایک بده

قَدِه می یا که سرِت مینه دلم دردَه عزیز _ ارمه مُردم تو سیمه اشکی نریز
* ای عزیزه من به اندازه موهای سرت در درلم درد دارم_ اگر من مردم برایم اشکی نریز *

آخرش هر کسی باید بمیره _ د دل خاک ، یه ذره جا بیره
*اصن احتیاج به ترجمه نداره*

شو سالم که رسس جومکه مشکیته درار _یه گله سرخی عزیز تو دِ سره خاکم بکار
*شب سالی که از مرگم گذشته پیراهن مشکی ات رو در بیار _ یک گل سرخ بر سره خاکم بکار*

میکشی سرمه د چش ، چشِ تو بی سرمه خووَه _افتوِه لووَه بونِم ارکه زرده خنت نووَه
*سرمه به چشمانت میکشی ،چشمانه تو بدونه سرمه خوب اند_ آفتابِ لبه بامم اگر لبخند هایت نباشد*

تیر سیلت و دلم شوری و شوقی مِشنه _ سیل چشیات منو بی روز کِشنه
*تیر نگاهت به نگاهم ، شور و شوقی مینشاند _دیدن چشمانت منو به این روز کشونده*

هُم دمه سازه منی ناله ی آوازه مِنی _رفیقو هُمسفرو هُمدمو هُم سازه مِنی
*احتیاجی به ترجمه نداره*

شور و شارم هه تونی ، عید وبهارم هه تونی _بلگو بارم هه تونی شَمِ مزارم هه تونی
*بهار و عید و شور و نشاطه من تویی_شمع مزار و برگ وثمره ی من تویی*

نَکِنی کاری که مِ رنجو عذاو داشته بووِم _ دِ مینه خاکه گورِم چشی پُر آوو داشته بووِم
*کاری نکنی که رنج و عذابی داشته باشم _ و در میان قبرم چشمانم پر از اشک باشد*

۵ ◄ افینا اینم پنجمیش

ﺟﻤﻌﻪ ﻫﺎ ﻃﺒﻊ ﻣﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺗﻐﺰﻝ ﺩﺍﺭﺩ _ ﻧﺎﺧﻮﺩﺁﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺗﻮ ﺗﻤﺎﯾﻞ ﺩﺍﺭﺩ

ﺑﯽ ﺗﻮ ﭼﻨﺪﯾﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﺯﻣﯿﻦ ﺣﯿﺮﺍﻧﻢ _ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻡ ﺑﯽ ﺗﻮ ﭼﺮﺍ ﺑﺎﻏﭽﻪ ﺍﻡ ﮔﻞ ﺩﺍﺭﺩ

ﺷﺎﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻏﭽﻪ ﺩﻩ ﻗﺮﻥ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻟﺖ _ ﻓﺮﺵ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﻭ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﮔﻼﯾﻞ ﺩﺍﺭﺩ

ﺗﺎ ﺑﻪ ﮐﯽ ﯾﮑﺴﺮﻩ ﯾﮑﺮﯾﺰ ﻧﺒﺎﺷﯽ ﺷﺐ ﻭ ﺭﻭﺯ _ﻣﺎﻩ ﻣﺨﻔﯽ ﺷﺪﻧﺶ ﻧﯿﺰ ﺗﻌﺎﺩﻝ ﺩﺍﺭﺩ

ﮐﻮﺩﮐﯽ ﻓﺎﻝ ﻓﺮﻭﺵ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﻋﺸﻘﺖ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ _ ﻣﯽ ﺧﺮﻡ ﺍﺯ ﭘﺴﺮﮎ ﻫﺮ ﭼﻪ ﻔﺎﻝ ﺩﺍﺭﺩ

ﯾﺎﺯﺩﻩ ﭘﻠﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﻓﺖ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﻣﻠﮑﻮﺕ _ ﯾﮏ ﻗﺪﻡ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺯﻣﯿﻦ ﺷﻮﻕ ﺗﮑﺎﻣﻞ ﺩﺍﺭﺩ

ﻫﯿﭻ ﺳﻨﮕﯽ ﻧﺸﻮﺩ ﺳﻨﮓ ﺻﺒﻮﺭﺕ ، ﺗﻨﻬﺎ _ ﺗﮑﯿﻪ ﺑﺮ ﮐﻌﺒﻪ ﺑﺰﻥ ، ﮐﻌﺒﻪ ﺗﺤﻤﻞ ﺩﺍﺭﺩ …

۴ ◄ بشه پنجتا صلوات

چشم،چشم،دو ابرو،نگاه من به هرسو…پس چرا نیستی پیشم؟
نگاه خیس تو کو؟
گوش گوش؟دو تا گوش،دو دست باز یه اغوش،بیا بگیر قلبمو،یادم تورا فراموش…!
چوب،چوب،یه گردن،جایی نری تو بی من،دق میکنم میمیرم،اگه دور بشی از من…
دست،دست،دو تا پا،یاده تو موندو اینجا،یادت میاد ک گفتی:بی تو نمیرم هیچ جا؟…!!
من؟من؟یه عاشق…
همون مجنون سابق…

۵ ◄ افینا اینم پنجمیش

عشق از آغاز مشکل بود و آسانش گرفت
تا که در اوج بهاران برگریزانش گرفت
عمری از گندم نخورد و دانه دانه جمع کرد
عشق تو آتش شد و در خرمن جانش گرفت
ابرهای تیره را دید و دلش لرزید باز
فالی از دیوان افکار پریشانش گرفت
یاری اندر کس نمی بینم…غزل را حفظ بود
تا به خود آمد دلش از دوستدارانش گرفت
پس تو را نوشید و دستت را فشرد و فکر کرد
خوب شد که شوکران از دست جانانش گرفت
چند گامی دور شد… اما دلش جا مانده بود
آخرین ته ماندۀ خود را به دندانش گرفت
داشت از دیدار چشمان تو بر می گشت که…
محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت….

*رضا کاظمی*

۳ ◄ شد سه تا هوورا هوورا

ﭼﻮﻥ ﺳــــــﺮ ﺯﻟﻒ ﺗــــﻮ ﺁﺷﻔﺘﻪ
ﺧﯿﺎﻟﯽ ﺗﺎ ﮐﯽ ؟!
ﻣﻦ ﻭ ﻋﺸـــﻖ ﺗﻮ ﻭ ﺳـــــﻮﺩﺍﯼ ﻣﺤﺎﻟﯽ
ﺗﺎ ﮐﯽ ؟!
ﻧﻪ ﮐﻨﺎﺭﯼ ! ﻧﻪ ﮐﻼﻣﯽ ! ﻧﻪ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺯ ﺗﻮ
ﮐﺎﻣـــﯽ
ﺳﻬـــﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻓﻘﻂ ﺧﻨـــﺪﻩ ﯼ ﺧﺎﻟﯽ
ﺗﺎ ﮐﯽ ؟!
ﮐﻮﭼﻪ ﯼ ﻭﺻﻞ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺷﺴﺘﻪ ﺩﻭ ﭼﺸﻢ
ﺗـــﺮ ﻣﻦ
ﺑـــﺰﻧﻢ ﭘﺮﺳـﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﮐﻮﯼ ﻭ ﺣﻮﺍﻟـــﯽ
ﺗﺎ ﮐﯽ ؟!
ﺷــــﺪﻩ ﺩﺭ ﮐﻨــــﺞ ﺩﻟﻢ
ﺳﺒــــــــــﺰ، ﻧﻬﺎﻝ ﻏـــﻢ ﺗﻮ
ﺑـــــــــﺰﻧﻢ ﺗﮑﯿـــــــﻪ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺗﺎﺯﻩ
ﻧﻬﺎﻟﯽ ﺗﺎ ﮐﯽ ؟!
ﺷﺪﻩ ﺍﻡ ﻫــــﺮ ﺷﺐ ﻭ ﺭﻭﺯ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ
ﮔﺮﯾﺒﺎﻥ ﻏﻤﺖ
ﺑِﯿـــﻦ ﻣﻦ ﺑﺎ ﻏـــﻢ ﺗﻮ ﺟﻨـــﮓ ﻭ ﺟﺪﺍﻟﯽ
ﺗﺎ ﮐﯽ ؟!
ﺭﻭﺯﻩ ﯼ ﻫﺠـــﺮ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻃﺎﻗـﺖ ﺍﻓﻄـــﺎﺭﯼ
ﻧﯿﺴﺖ
ﺟﺴﺖ ﺟـــــﻮﯼ ﺭﺥ ﺁﻥ ﻣﺎﻩ
ﻫــــــــﻼﻟﯽ ﺗﺎ ﮐﯽ ؟!
ﺧـــﻮﻥ ﺩﻝ ﺩﺭ ﻋــﻮﺽ ﺑﺎﺩﻩ ﯼ
ﻟﻌﻠـــــــــﺖ ﻧﻮﺷﻢ
ﺗﺮ ﮐﻨــــــﻢ ﻣﻦ ﻟﺐ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﺯﻕ ﺣَــﻼﻟﯽ
ﺗﺎ ﮐﯽ؟!
ﺯﯾﺮ ﭘﺎ ﻣﯽ ﻧﻬــﯽ ﺍﻡ ﺗﺎ ﮐﻪ ﺑﻪ ﮐﺎﻣـــﺖ
ﺑﺮﺳــــــﯽ
ﺍﯾﻦ ﭼﻨﯿــــــﻦ ﺳﻬـــــﻞ ﮐﻨﯽ ﺳﯿــــﺮ
ﺗﻌﺎﻟﯽ ﺗﺎ ﮐﯽ؟!
ﺑﺲ ﮐﻨﻢ ﻣﻦ ﺩﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﺑﯽ ﺣﺎﺻﻞ
ﺧﻮﯾﺶ
ﭘﺮ ﮐﻨـــﻢ ﺩﻓﺘــــﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻗﯿــــــﻞ ﻭ
ﻣﻘﺎﻟﯽ ﺗﺎ ﮐﯽ ؟!

**سید ﺧﻠﯿﻞ ﺟﺒﺎﺭﻓﻼﺣﯽ**

۵ ◄ افینا اینم پنجمیش
خندانکس

خنده + عکس
بسته جوکها

چندین جوک در یک پست
دفتر شعر

گلچینی از اشعار شاعران
جملکس

جمله + عکس
دلنوشته

هر چه میخواهد دل تنگت بگو
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
ورود به پیشخوان

سامانه ورود برای کاربران
نوشتن مطلب جدید

ارسال مطلب جدید
پروفایل

ویرایش پروفایل
پیگیری سریع نوشته ها

برای نمایش سریع نوشته ها
پیگیری سریع دیدگاها

برای نمایش سریع دیدگاها
  • مطالب جدید
  • مطالب پیشنهادی
  • مطالب تصادفی
  • ورود
  • *هنو آماده نشده*
♫ ♪ شعر ♪ ♫
✔ ابزار کمکی ✔
آموزش ها