• دلنوشته
فال آنلاین

هیچ متنی در سیستم ثبت نشده است

نرم افزار اندروید خنگولستان
  • دل شکستن خر است
    دل شکستن خر است
tokhs girl

tokhs girl

اینجانب زهراخانوم ملقب ب زهرا سونامی مخرب هرچیز و هرکس 15/5ساله صادر شده از ناف قزوین

khengoolestan_axs

♥♥.♥♥♥.♥♥♥

دوست دارم لعنتی ولی هیچوقت اینو نفهمیدی
هیچوقت

هیچوقت نفهمیدی بی تو حتی ی لحظه از این زندگیو نمیخوام
اونوقت توعه احمق بدون اینکه فکر کنی بعد تو چه بلایی سر من میاد خودت میبری و میدوزی و خودت میری
ولی من رو که نمیتونی مجبور ب رفتن کنی من تا ابد و یک روز پای تو میمونم
تو نباش، تو نگو، تو قربون صرقه نرو، تو بغل نکن ،تو دست رو موهام نکش، تو پیشونیمو بوس نکن، تو ویس نده، تو هیچ کاری نکن
من هستم

من بجات مینویسم، من بجات میخندم، من بجات بغض میکنم، من بجات گریه میکنم؟ من بجات هی فدا میشم، هی میمیرم و زنده میشم، هی دلتنگ میشم

من اینجا میمونم من هیچجا نمیرم تو هم نمیتونی کاری کنی
منو پیامات منو ویسات باهم حالمون خوبه ما کنار هم خوشحالیم تو هم نباشی یادت هست که باهاش زندگی کنم تو برو هرجا که میخوای
من بجز تو کسی رو ندارم پس بجز آغوش تو هم جایی رو ندارم
تو خوب باش من خوبم

تو فقط خوب باش بدرک ک من از دلتنگی و بغض بمیرم

♥♥.♥♥♥.♥♥♥

37 ◄ اشمولی پشمولی

user_send_photo_psot

^^^^^*^^^^^

ﺍﯾﻦ ﺧﻂ
ﺍﯾﻦ ﻧﺸﺎﻥ
ﺭﻭﺯﯼ ﻣﯿﺮسه ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻣﻦ ﺗﻨﮓ ﻧﻤﯿﺸﻪ
ﺑﺮﺍﯼ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻧﻢ
ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺒﻬﺎیم
ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻨﺪﯾﺪﻧﻢ
ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﺑﺎﺯﯾﺎﻡ
ﻭﺍﺳﻪ ﺣﺴﺎﺩﺗﻢ
ﺑﺮﺍﯼ ﺻﺒﻮﺭ ﺑﻮﺩﻧﻢ
ﻭﺍﺳﻪ ﻋﺸﻖ ﻭ ﺻﺪﺍﻗﺘﻢ
ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﻟﺤﻈﻪﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﻡ ﺩﺍﺷﺘﯽ
ﺑﮕﺬﺭیم ﻋﺰﯾﺰﻡ سلاﻡ ﻣﻨﻮ ﺑﻪ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺩﻟﺘﻨﮕﯿﺖ ﺑﺮﺳﻮﻥ
ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺭﻭﯼ ﺧﻮﺵ ﻏﺮﻭﺭﺗﺘﻮ ﺑﺒﻮﺱ ﻭ ﺑﻪ ﻏﺮﻭﺭﺕ ﺑﮕﻮ ﺑﻬﺎﯼ ﻗﺎﻣﺖ ﺑﻠﻨﺪﺵ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﺴﺖ
ﻟﺞ ﺑﺎﺯﯼ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﻫﻢ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﻠﻨﺪ سلاﻡ ﻣﯽ ﺭﺳﻮﻧن

وﻋﺪﻩ ﺩﯾﺪﺍﺭﻩ ﻣﺎ ﺑﺎﺷﺪ ﺭﻭﺯ گریه وحسرتت ﻭ ﺭﺍﺱ ﺳﺎﻋﺖ ﭘﺸﯿﻤﺎﻧﯿﺖ

^^^^^*^^^^^

30 ◄ قر تو کمرم فراوونه ....

user_send_photo_psot

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

یک روز که دلت گرفته و از پنجره ی اتاقتان بیرون را تماشا میکنی دخترو پسر جوانی را میبینی که خندان و خوشبخت دست هم را گرفته اند و قدم میزنند، یکهو یاد من می اٌفتی که قدم زدن و بستنی خوردن در هوای بارانی را دوست داشتم، سرت را برمیگردانی به همسر زیبایت که دارد لاک جدیدش را تِست میکند نگاه میکنی و میگویی: هوا سرد است برویم قدم بزنیم و بستنی بخوریم؟

با ناز پیشنهادت را رد میکند و ازتو درباره ی لاک جدیدش نظر میخواهد، یاد آن روز می اٌفتی که ناشیانه ناخن هایم را لاک زده بودی و من با اینکه میدانستم قشنگ نشده کلی قربان صدقه ات رفتم و قول دادم همیشه برای لاک زدن از دست های مهربان تو کمک بگیرم

درحالی که کنارش ایستاده ای موهای فر و مشکی اش را نوازش کنی و بگویی: میشود اینبار من برایت لاک بزنم؟

اخم هایش درهم برود و از ناشی بودنت ایراد بگیرد

دستت روی موهایش باشد و موهای بلوند لخت مرا یادت بیاید
به اتاق سوت و کور نگاه کنی به رنگ های تیره ی نشسته بر دیوار و صدایم توی گوشت بپیچد که دارم برای اتاق خوابمان نقشه میکشم، از پرده های گل گلی بنفش میگویم که قرار است خودم بدوزم و باید با روتختی مان ست باشد، از طرح ها و رنگ های شادی که باید روی دیوار بزنیم، شمع ها و قاب عکس هایی که خودمان باید درستشان کنیم، از جمله هایی که روی آینه برای هم مینویسیم، دفترخاطرات مشترکمان و گلدان های رنگی پشت پنجره

و دلت بیش از پیش بگیرد و یادت بیاید همسرت هیچوقت پیراهن هایت را نپوشیده و با خـل بازی هایش تورا مجبور به خندیدن نکرده است که اگر در این عصر سرد من کنارت بودم عطر عود خانه را برمیداشت و کیکی که باهم درست کرده بودیم توی فِر درحال آماده شدن بود بعدش دوتایی نقاشی میکشیدیم ، برایت شعر میخواندم و سلفی های عجیب و غریب میگرفتیم که بچسبانیم به دیوار خاطره هایمان و به کسی هم ربطی نداشته باشد زندگیمان مثل خاله بازی های دوران کودکی پر از اتفاقات ساده و رنگارنگ است

همسرت صدایت کند به شب غم زده ی چشمانش خیره شوی و سبز گرم و پر از شیطنت چشم مرا به یاد بیاوری ، لبخند خشکی تحویلش دهی و مثل همیشه از زیبایی أش تعریف کنی و همین برایش کافی باشد اصلا هم مثل من مجبورت نکند از روی دوستت دارم صد بار بنویسی و همه أش را توی آلبوم بچسباند ، اصلا هم نفهمد حالت خوب نیست نفهمد فندکت مدتهاست همدمت شده است ، نفهمد دلت عشق میخواهد

و زیبایی أش برایت کافی نباشد و هرگز نتواند جای منِ معمولی را برایت پر کند… هرگز

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

37 ◄ اشمولی پشمولی

user_send_photo_psot

..♥♥………………

دستمُ محکم تو دستش فشار میده

آخ که درمیاد چشم هاش از شیطنت برق میـزنه و دستمُ میبوسه و پشت بندش گاز می گیـره، دیوونه است خب…من دیوونه تـر

میگم منُ نداشتی چیکار میکردی؟

ابروهاشُ بالا میندازه و با نگاهِ عاقل اندر سفیه زل میزنه بهم: این اعتماد به نفسُ از کجا خریدی عزیزدلم؟

بعدمیزنه زیرِ خنده، لپاش که چال میوفته فشارم بالا پایین میـشه
با مشت اروم میزنم به بازوش و “زهــرِ مـار” کشداری حواله اش میکنم

میگه: تو که نباشی یکی هست که خوب جاتُ پر میکنه

دلم هُری میریزه
اخمامُ تو هم میکشم و به حالت قهر دستمُ از دستش در میارم
محکمتر دستمُ می چسبه
سیگارشُ از جیب کتش درمیاره و میگه: ایشونُ میگم، فکر کردی واسه چیه وقتی پیشِ تواَم نمی کشم هوم؟ نکنه فکر کردی به فکر ریه های توام خنگِ من؟ تو باشی به کارم نمیاد که… ولی امان از روزی که نباشی… انقد میکشم میکشم میکشم تا خودمم با دلتنگیام دود شم برم هوا

شما بودید نمی مُــردید براش….؟

..♥♥………………

34 ◄ اشمولی پشمولی

*********◄►*********

میدونی چیه؟!؟!

قبل تر ها که هنوز غرورم سر به فلک میکشید
عاشق شدم
غرور سر به فلک کشیدم نمیذاشت بهش بگم
از طرفی احساس لعنتیم جون میداد برای یک دقیقه کنارش بودن
باید کاری میکردم
کاری که نه غرورم رو بشکنه نه احساسم رو له کنه

شب و روز کارم شده بود عوض کردن پروفایل
پروفایلای غمگین
از همونایی که اگه ببینی تا یک هفته برای طرف خون گریه میکنی
اونم حرصش در میومد ازین دیوونه بازی های من
میومد کلی غر غر میکرد و میگفت نذار ازین چرت و پرتا ؛ دشمن شاد نکن و
آخ که نمیدونید چه قندی تو دلم آب میشد با این حرفاش
اصلا بهترین پی امهای عمرم بودن

الانم که عاشق همیم بازم غرورم رو دارم
دلم که میگیره تموم دلتنگیهام رو روی پروفایلم پخش میکنم تا بیاد و بخونه و بفهمه که دیوانه جانش یه مرگش هست و باید خودش رو سریع به اون برسونه تا از دست نرفته

از من میشنوید عشق رو سخت نگیرید اونقدر دیوونه بازی کنید تا فلانی جانتان بیاد و در آغوشتون بگیره و بگه: بسه هرچی به این در و اون در کوبیدی تا حالی کنی این من رو

اونوقته که دیگه از خدا هیچ نمیخواید
هیچ
🙂

*********◄►*********

user_send_photo_psot

25 ◄ تا خر تو خره ، تو هم لایک کن

^^^^^*^^^^^

گفت
رفتن چه جوریه ؟!؟
درد داره ؟!؟

گفتم بستگی داره از کجا بخوای بری کجا
از پیش ِ کی بخوای بری پیش ِ کی ؟!؟
بستگی داره دلت بخواد اصلا بری یا مجبور باشی بری
ولی کلا کنده شدن از هرچیزی یه مدت سِرِت میکنه
یعنی خودت حالتو نمیفهمی
میدونی مثل ِ مردن میمونه
یعنی حس میکنی مردی یکی دیگه جات راه میره ،حرف میزنه ،میخنده ،خاطره میسازه
وقتی از پیش کسی که واقعا دوست داشته و دوسش داشتی میری تبدیل میشی به یه آدمی که فقط داره سعی میکنه خوب به نظر برسه

ولی وقتی از پیش ِ کسی که قدرتو نمیدونسته میری سعی نمیکنی خوب به نظر برسی سعی میکنی انقدر بد شی که نتونی یه بار دیگه بهش برگردی

میدونی کلا رفتن بد ِ هم واسه اونی که میره هم واسه اونی که میمونه، رفتن یه چیزی روسمت چپ تنت جا میزاره ،یه چیزی که جاش بعضی وقتا که یادش بیفتی
میسوزه

رفتن کلا بدِ
سعی کنید اگه میشه باهم کنار بیاید
از گوشه کنارا رفتن خیلی درد داره
اما گاهی وقتا راهی ندارید جز رفتن

^^^^^*^^^^^

khengoolestan_axs

37 ◄ اشمولی پشمولی

o*o*o*o*o*o*o*o

تواِ لعنتی
خوب میدونستی برای اینکه زندگی یکی بعد رفتنت دیگه پا نگیره باید چیکار کنی
خوب میدونستی که ساعت دو ظهر وقتِ دوستت دارم گفتنه
نه یک شب
که دوستت دارمِ دو ظهر وسطِ اون همه شلوغی فرقش با باقی دوستت دارما فرقه زمینِ تا آسمون
تو خوب میدونستی که باید دستشو بگیری بذاری رو سینت
بذاری حس کنه صدای قلبتو با کفِ دستاش
بعد آروم تو فاصله یک سانتیش یه جور که نفسات بخوره تو صورتش بگی که نباشی این صدا رو کف دستای هیچکس لمس نمیکنه دیگه

تو خوب میدونستی
باید تو مریضی یکیو بغل کنی
تو مریضی صورتشو با دستات قاب بگیری و بگی که چشماش بهترین پرتره ی دنیاست
تو خوب میدونستی وقتی رو موهای از بارونِ خیسِ یکی داغی لباتو بذاری
و به جایِ خودت به فکر نلرزیدن تن اون باشی
کارشو تموم کردی

تو خوب میدونستی موقعی که آدم سرشو میندازه پایین و با دستاش بازی میکنه
فقط نیاز داره به یه گرما، یه امنیت و یه حصار که دور تا دور تنشو محاصره کنه

تو خوب میدونستی برای کشتن حس من چیکار کنی
برای دیگه نچسبیدن دوستت دارم به دل و جونم
برای دیگه نلرزیدن دلم از تپشای قلب کسی
برای دوباره دیوونه ی چشمای کسی نشدن

تو خوب میدونستی برای تموم کردنِ آرامش گرفتن از امن شونه های یکی باید چیکار کنی
تو همه چیو خوب میدونستی
و من نمیدونستم که
اونایی که همه چیو خوب بلدن
رفتنو از همه بهتر بلدن

o*o*o*o*o*o*o*o

user_send_photo_psot

38 ◄ بزن لایک خوشگله رو

o*o*o*o*o*o*o*o

به هم قول داده بودیم عکس های پروفایلمون همیشه ست باشه
همیشه عکس های عاشقونه واسم میفرستاد و میگفت این عکس رو بزاریم پروفایلمون
یه روز دیدم عکسش رو عوض کرد و عکس سلفی خودش رو گذاشت

منم سر قولی که داده بودم عکسش رو گذاشتم رو پروفایلم

دیدم بعد نیم ساعت پیام داد دیوونه من حواسم نبود عکس خودم رو گذاشتم رو پروفایلم تو دیگه چرا گذاشتی

گفتم آخه قول دادیم همیشه ست باشیم

گفت بردار الان فامیلاتون مسخرت میکنن

روزی که ازم جدا شد
عکس سیاه گذاشت رو پروفایلش
منم عکس سیاه گذاشتم
بعد چند دقیقه دیدم یه عکس گذاشت که نوشته بود: دیگر نمیخواهمت یادم تو را فراموش

پیام داد مثل همیشه ست کن، پای قولی که دادی بمون این عکسی که گذاشتم رو بزار تموم شه، دیگه نمیخوامت

تمام صفحه گوشی پر اشک شد تا دلم اومد و اون عکس رو گذاشتم
پیام داد : آها حالا شد
بعد چند دقیقه یه عکس جدید گذاشتم که نوشته بودم: دیگر نمیخواهمت ولی دروغ میگویم تو باور نکن

منتظر بودم اونم عکسش رو با من ست کنه
….اما

o*o*o*o*o*o*o*o

khengoolestan_axs

34 ◄ اشمولی پشمولی

^^^^^*^^^^^

يادته؟
همیشه بهم میگفتی تو بچه ای
منم دلم میشکست و میگفتم نه! نیستم

حالا که فکر میکنم
میبینم حق با تو بود
من خیلی بچه بودم
مثل بچه ها واسه کوچیک ترین چیزا ذوق میکردم
مثل بچه ها دروغ بلد نبودم
مثل بچه ها دلم پاک بود وُ وقتی میگفتم دوستت دارم، يعني واقعا دوستت داشتم

من مثل بچه ها دلم میشکست و مثل بچه ها ۲ دقیقه بعد میبخشیدمت و مثل بچه ها صبحمو با تو شروع می كردم

آره من خیلی بچه بودم
اما تو خيلی بزرگ بودی
دوست داشتنت
حرف زدنت
و خيلی چيزای ديگت مثله آدم بزرگا دروغ بود

تو خيلي بزرگ بودی…
خيلي خيلي بزرگ
(:

^^^^^*^^^^^

user_send_photo_psot

49 ◄ دیری دی دینگ
خندانکس

خنده + عکس
بسته جوکها

چندین جوک در یک پست
دفتر شعر

گلچینی از اشعار شاعران
جملکس

جمله + عکس
دلنوشته

هر چه میخواهد دل تنگت بگو
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
ورود به پیشخوان

سامانه ورود برای کاربران
نوشتن مطلب جدید

ارسال مطلب جدید
پروفایل

ویرایش پروفایل
پیگیری سریع نوشته ها

برای نمایش سریع نوشته ها
پیگیری سریع دیدگاها

برای نمایش سریع دیدگاها
  • مطالب جدید
  • مطالب پیشنهادی
  • مطالب تصادفی
  • ورود
  • *هنو آماده نشده*
♫ ♪ شعر ♪ ♫
✔ ابزار کمکی ✔
آموزش ها