• خندانکس
فال آنلاین

امام علی علیه السلام

❤ بخشش ؛ بیش از خویشاوندى محبت مى آورد ❤

نرم افزار اندروید خنگولستان
  • اینجا خنگولستان است
    اینجا خنگولستان است

داستانکهای زیبا

داستانک


زمستان بسیار سرد بود
کلاغ غذا نداشت تا جوجه هایش را سیر کند

ناچار گوشت بدنش را میکند و به جوجه هایش میداد
زمستان که تمام شد کلاغ مرد و جوجه هایش زنده ماندن و گفتند
خوب شد که مرد خسته شدیم ازین غذای تکراری

7 ◄ هفتا دوشتت دارم

داستان آفرینش سگ و آدم و خر و میمون

خدا خر را آفرید و به او گفت
تو بار خواهی برد،
از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود
تا زمانی که تاریکی شب سر می رسد.
و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود.
و تو علف خواهی خورد
و از عقل بی بهره خواهی بود
و سی سال عمر خواهی کرد و تو یک خر خواهی بود.
khar_khengoolestan
ادامه مطلب

13 ◄ به قولی اصفونیا شد سینزه تا

توزیع مجانی پیتزا

صاحب یک مغازه پیتزافروشی در بوفالو که نزدیک بود به دلیل فرار مالیاتی، ۷ سال به زندان برود، راه گشایشی پیدا کرد. قاضی به جو جاکوبی، این فرصت را داد تا جریمه

مالیاتی 100 هزار دلاری خود را در قالب اهدای پیتزاهای رایگان در پنج شنبه هر هفته به یک موسسه خیریه جبران کرده و این کار را به مدت یکسال ادامه دهد.

ادامه مطلب

5 ◄ افینا اینم پنجمیش

ﭼﺎﺭﻟﯽ ﭼﺎﭘﻠﯿﻦ :

ﻭﻗﺘﯽ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻡ ﻭ ﻫﺮﺷﺐ ﯾﮏ ﺁﺭﺯﻭ
ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ …

ﻣﺜﻼً ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺍﺳﺒﺎﺏ ﺑﺎﺯﯼ ﺑﺨﺮﺩ؛ ﻣﯽﮔﻔﺖ « ﻣﯽﺧﺮﻡ ﺑﻪ
ﺷﺮﻁ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺨﻮﺍﺑﯽ. »

ﯾﺎ ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﺑﺮﻡ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺷﻬﺮﺑﺎﺯﯼِ ﺩﻧﯿﺎ؛ ﻣﯽﮔﻔﺖ « می ﺑﺮﻣﺖ ﺑﻪ ﺷﺮﻁ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺨﻮﺍﺑﯽ. »

ﯾﮏ شب ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ « ﺍﮔﺮ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺸﻮﻡ ﺑﻪ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯾﻢ ﻣﯽﺭﺳﻢ؟ »

ﮔﻔﺖ « ﻣﯽﺭﺳﯽ ﺑﻪ شرط ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺨﻮﺍﺑﯽ.»

ﻫﺮ ﺷﺐ ﺑﺎ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﻣﯽﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻡ …
ﺍِﻧﻘﺪﺭ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯾﻢ ﮐﻮﭼﮏ ﺷﺪﻧﺪ …

ﺩﯾﺸﺐ ﻣﺎﺩﺭﻣﻮ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪﻡ؛ ﭘﺮﺳﯿﺪ « ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﺷﺐﻫﺎ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻪ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯾﺖ فکر ﻣﯽﮐﻨﯽ؟ »

گفتم « ﺷﺐﻫﺎ ﻧﻤﯽﺧﻮﺍﺑﻢ. »

ﮔﻔﺖ « ﻣﮕﺮ ﭼﻪ ﺁﺭﺯﻭﯾﯽ ﺩﺍﺭﯼ؟ »

ﮔﻔﺘﻢ « ﺗﻮ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﺎﺷﯽ ﻭ ﻫﯿﭻ
ﺁﺭﺯﻭﯾﯽ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ. »

ﮔﻔﺖ « ﺳﻌﯽ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺑﺖ ﺑﯿﺎﯾﻢ ﺑﻪ ﺷﺮﻁ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺨﻮﺍﺑﯽ 🙂 »

🙂 ﺗﻘﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﻣﺎﺩﺭﺍﻥ 🙂

8 ◄ پرچم بالاس پهلوون

یک مهندس به دلیل نیافتن شغل یک کلینیک باز می کند با یک تابلو به این مضمون: درمان بیماری شما با 50 دلار … در صورت عدم موفقیت 100 دلار پرداخت می شود.”

یک دکتر برای مسخره کردن او و کسب 100 دلار به آنجا می رود و می گوید: من حس ذائقهء خود را از دست داده ام.

مهندس به دستیار خود می گوید: از داروی شماره 22 سه قطره.

دکتر دارو را می چشد اما آن را تف می کند و می گوید این دارو نیست که گازوییل است!

مهندس می گوید شما درمان شدید! و 50 دلار می گیرد …

چند روز بعد دکتر برای انتقام بر می گردد و می گوید که حافظه اش را از دست داده است.

مهندس به دستیار خود می گوید: از داروی شماره 22 سه قطره.

دکتراعتراض می کند که این داروی مربوط به ذائقه است و مهندس می گوید شما درمان شدید و 50 دلار می گیرد …

به عنوان آخرین تلاش دکترچند روز بعد مراجعه می کند و می گوید که بینایی خود را از دست داده است …

مهندس می گوید متاسفانه نمی توانم شما را درمان کنم، این 100 دلاری را بگیرید!

اما دکتر اعتراض می کند که این ,یک۵۰دلاری است …

مهندس می گوید شما درمان شدید و 50 دلار دیگر می گیرد. ^_^

به افتخار همه مهندسااااااا 😀 ^_^

6 ◄ شیش شیش ، شیشه شکست

فردریک کبیر ،که از سال ۱۷۴۰ تا ۱۷۸۶ بر کشور آلمان حکومت می کرد، معتقد به آزادی اندیشه بود و رشد فکری مردم را در گرو آن می دانست.

او یک روز سوار بر اسب با همراهانش از یکی از خیابان های برلین می گذشت، گروهی از مخالفان اعلامیه تند و تیزی علیه او بر دیوار چسبانده بودند.

فردریک آن را به دقت خواند و گفت: “بی انصاف ها چقدر اعلامیه را بالا چسبانده اند! ما که سوار اسب هستیم، آن را به راحتی خواندیم ؛ ولی افراد پیاده برای خواندنش به زحمت می افتند. آن را بکنید و پایین تر بچسبانید تا راحت تر خوانده شود”. 🙂

یکی از همراهان با حیرت گفت: “اما این اعلامیه بر ضد شما و اساس امپراتوری است”. 😯

فردریک با خنده پاسخ داد: “اگر حکومت ما واقعا به مردم ظلم کرده و آنقدر بی ثبات است که با یک اعلامیه چند خطی ساقط شود، همان بهتر که زودتر برود و حکومت بهتری جای آن را بگیرد، اما اگر حکومت ما بر اساس قانون و نیک خواهی و عدالت اجتماعی و آزادی بیان و قلم است، مسلم بدانید آنقدر ثبات و استحکام دارد که با یک اعلامیه از پا نیفتد .” 😀

5 ◄ افینا اینم پنجمیش

f8eb5159df2f060597a787625be1ba8a_500

درختی بود به نام درخت آرزوها! درختی تنومند و کهنسال با شاخ و برگ‌های زیاد. مردم دهکده به آن درخت آرزوها می‌گفتند، آنها اعتقاد داشتند اگر میخی به آن درخت بکوبند به آرزوهایشان می‌رسند. از قدیم این کار مرسوم شده بود، غافل از این که با این کار آرزوهای خودشان را مانند میخی به درخت می‌کوبیدند و شاید دست نیافتنی‌شان می‌کردند.

پس از سالیان دراز، درخت آرزوها پر شده بود از میخ‌های ریز و درشت اهالی روستا. دیگر تحمل نداشت، دیگر خسته شد از این که مردم دهکده برای هر خواسته‌ای یک میخ بر آن بکوبند.
پر شده بود از بی‌رحمی آرزوهای دیگران، و این چنین، روزی عمرش پایان یافت و قربانی آرزوهای دیگران شد. آن درخت هم روزی نهالی بود و جزیی از آرزوهای طبیعت و حالا طبیعت هم از سنگدلی انسان‌ها در امان نماند.

شاید درخت آرزوها می‌توانست نامش را در کتاب رکوردها ثبت کند اما شرمنده از نیت اهالی آن دهکده!

ای آدم‌هایی که در این دنیا زندگی می‌کنید! برای رسیدن به خواسته‌هایمان نیازی نیست به دل کسی سنگ بزنیم، از حقوق هم بگذریم و یا بر درختی میخ بکوبیم! مطمئن باشیم چیزی که با صبر و تلاش پیش رود، روزی دست یافتنی خواهد شد. با کوبیدن میخ و افکار منفی و غلط آنها را دست‌یافتنی نکنیم. اجازه دهید آرزوهایتان، رویاهایتان حرکت کنند، و مانند هر قاصدکی به سرزمین آرزوها برود، تا روزی برآورده شود.

2 ◄ دو لایک دارم دوسش دارم

ac58819743b70589354b6b1ecb5a54e4_500
روزی روزگاری، پسری بود که در یتیم‌خانه بزرگ شده بود. پسرک از همان کودکی دلش می‌خواست همچون یک پرنده پرواز کند. درک این نکته برایش دشوار بود که چرا نمی‌تواند پرواز کند. او پرندگانی در باغ‌وحش دیده بود که بزرگ‌تر از او بودند و می‌توانستند به راحتی پرواز کنند. پسرک با خود فکر می‌کرد: “پس چرا من نمی‌تونم؟ مگه من چه ایرادی دارم؟”

ادامه مطلب

6 ◄ شیش شیش ، شیشه شکست

ﺍﺯ ﯾﮏ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩﺭ ﻧﻄﻨﺰﯼ ﺩﺭ ﭘﻤﭗ ﺑﻨﺰﯾﻦ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺧﻮﺭﺕ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺯ ﻧﻮ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﯽ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽﮐﻨﯽ؟

ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﻩ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺖ ﺳﺮ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﻣﯽ ﺭﻭﻡ ﺗﺎ ﺑﺘﻮﺍﻧﻢ 100 ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﺭﻭﻡ …

ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﺁﻥ ﯾﮏ اﺗﻮ ﻣﯽﺧﺮﻡ ﺗﺎ ﮐُﺖ ﻭ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﭼﺮﻭﮐﻢ ﺭﺍ ﺍﺗﻮ ﺑﮑﺸﻢ تا موﻗﻌﯽ ﮐﻪ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺍﯾﺮﻩ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻮﻓﻖ ﺟﺎ ﮐﻨﻢ، ﺣﺪﺍﻗﻞ ﻇﺎﻫﺮ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ …

اگر ﻣﻮﻓﻖ ﺷﻮﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻭﺍﺭﺩ ﺣﻠﻘﻪ ﯼ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ موﻓﻖ ﮐﻨﯽ ﯾﺎ ﯾﮏ ﺷﻐﻞ ﺧﻮﺏ ﺑﻪ ﺗﻮ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﯾﺎ ﯾﮏ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﻋﺎﻟﯽ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭﺕ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽﺩﻫﻨﺪ …

7 ◄ هفتا دوشتت دارم

ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﺩﺭﻭﯾﺸﯽ ﺭﺍﺑﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ
ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ،ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪﮐﻪ ﺑﯿﮕﻨﺎﻩ ﺍﺳﺖ ﭘﺲ ﺍﻭﺭﺍ آﺯﺍﺩ ﮐﺮﺩ …

پاﺩﺷﺎﻩ ﮔﻔﺖ ﺣﺎﺟﺘﯽ ﺑﺨﻮﺍﻩ …

دﺭﻭﯾﺶ ﮔﻔﺖ : وﻗﺘﯽ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺗﺎ ﻣﺮﺍ ﺍﺯﺑﻨﺪ ﺭﻫﺎ ﮐﻨﯽ . . . ﻧﺎﻣﺮﺩﯾﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﺯﺩﯾﮕﺮﯼ ﺣﺎﺟﺖ ﺑﺨﻮﺍهم . . .

🙂 ﺍﻭﻥ ﺑﺎﻻﯾﯽ ﭘﺸﺖ ﭘﻨﺎﻩ ﻫﻤﻮﻥ 🙂

خدا

8 ◄ پرچم بالاس پهلوون
خندانکس

خنده + عکس
بسته جوکها

چندین جوک در یک پست
دفتر شعر

گلچینی از اشعار شاعران
جملکس

جمله + عکس
دلنوشته

هر چه میخواهد دل تنگت بگو
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
ورود به پیشخوان

سامانه ورود برای کاربران
نوشتن مطلب جدید

ارسال مطلب جدید
پروفایل

ویرایش پروفایل
پیگیری سریع نوشته ها

برای نمایش سریع نوشته ها
پیگیری سریع دیدگاها

برای نمایش سریع دیدگاها
  • مطالب جدید
  • مطالب پیشنهادی
  • مطالب تصادفی
  • ورود
  • *هنو آماده نشده*
♫ ♪ شعر ♪ ♫
✔ ابزار کمکی ✔
آموزش ها