• ترانه خونه
فال آنلاین

سال نو مبارک

❤ الهی خنده ات همچون بهار و دلت آزاد ز غم ❤

نرم افزار اندروید خنگولستان
android_khengoolestan

داستانکهای زیبا

ﺗﻮﯼ ﯾﻪ ﭘﺎﺭﮎ ﺩﺭ ﺳﯿﺪﻧﯽ ﺍﺳﺘﺮﺍﻟﯿﺎ ﺩﻭ ﻣﺠﺴﻤﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﯾﮏ ﺯﻥ ﻭ ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﻣﺠﺴﻤﻪ ﺳﺎﻟﻬﺎﯼ ﺳﺎﻝ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﺭﻭﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺑﺎ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﮐﻤﯽ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺗﻮﯼ ﭼﺸﻤﺎﯼ هم ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯿﺰﺩﻧﺪ …
ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺻﺒﺢ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﯾﻪ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﻭﻣﺪ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﻭ ﺗﺎ ﻣﺠﺴﻤﻪ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ”: ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﻬﺖ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﺠﺴﻤﻪﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﻭ ﻣﻔﯿﺪﯼ ﺑﻮﺩﯾﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﺎﺩﯼ ﺑﺨﺸﯿﺪﻩﺍﯾﺪ، ﻣﻦ
ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻫﻤﺎﻧﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ شما بر ﺁﻭﺭﺩﻩ ﻣﯿﮑﻨﻢ
… ﺷﻤﺎ ۳۰ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻓﺮﺻﺖ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺗﺎ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﻣﺎﯾﻞ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪﻫﯿﺪ . ”
ﻭ ﺑﺎ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪﻥ ﺟﻤﻠﻪﺍﺵ …
ادامه مطلب

۴ ◄ بشه پنجتا صلوات

normal_Avazak_ir-C71
ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﺑﻪ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﮔﻔﺖ :
” ﻣﯽ ﺧﻮﺍﯼ ﻋﺮﻭﺳﮑﺎﻣﻮ ﺑﯿﺎﺭﻡ ﺑﺒﯿﻨﯽ ؟” !
ﻣﻬﻤﺎﻥ ﺑﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ :
ﺑﻠﻪ … ﺣﺘﻤﺎ …
ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺩﻭﯾﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﯼ ﻋﺮﻭﺳﮏ ﻫﺎ ﺭﻭ
ﺁﻭﺭﺩ …
ادامه مطلب

۱۴ ◄ لایک عالی متعالی

ﻭﺍﯼ ﮐﻪ ﺭﺩﭘﺎﯼ ﺩﺯﺩ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﻣﺎ، ﭼﻘﺪﺭ ﺷﺒﯿﻪ ﭼﮑﻤﻪ ﻫﺎﯼ کد ﺧﺪﺍﺳﺖ؟؟؟ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺭﺩﭘﺎﯼ ﺑﻪ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻩ ،ﺷﺒﻴﻪ ﭼﮑﻤﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩ ﯾﮑﯽ میگفت: ﺩﺯﺩ، ﭼﮑﻤﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺭﺍ
ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ!
ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ: ﭼﮑﻤﻪ ﻫﺎﺵ ﺷﺒﯿﻪ ﭼﮑﻤﻪ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩﻩ!
ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﻃﺮﯾﻘﯽ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺭﺍ
ﺗﻮﺟﯿﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩ …
ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ: ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ؛ ﺩﺯﺩ، ﺧﻮﺩ ﮐﺪﺧﺪﺍﺳﺖ !
ﻣﺮﺩﻡ ﭘﻮﺯﺧﻨﺪﯼ ﺯﺩﻥ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ:ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺩﻝ ﻧﮕﯿﺮ، ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺍﺳﺖ، ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﺳﺖ ،ﻭﻟﯽ ﻓﻘﻂ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻋﺎﻗﻞ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﺍﻭﺳﺖ …
ﺍﺯ ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﮐﺴﯽ ﺁﻥ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺭﺍ ﻧﺪﯾﺪ ﻭ ﺍﺣﻮﺍﻟﺶ ﺭﺍ ﺟﻮﯾﺎ ﺷﺪﻧﺪ … ﮐﺪﺧﺪﺍ ﻣﯿﮕﻔﺖ :ﺩﺯﺩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﮐﺸﺘﻪ ﺍﺳﺖ !
ﮐﺪﺧﺪﺍ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺭﺍ ﮔﻔﺖ ﻭﻟﯽ ﺩﺭﮎ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ، ﻓﺮﺳﻨﮕﻬﺎ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺩﺍﺷﺖ … ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺳﺮ ﻧﻮﺷﺖ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ !
ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﺁﻥ آﺑﺎﺩﯼ ، ﺩﺍﻧﺴﺘﻦ ، ﺑﻬﺎﻳﺶ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﻭﻟﯽ ﻧﺎﺩﺍﻧﯽ ،ﺍﻧﻌﺎﻡ ﺩﺍﺷﺖ ، ﭘﺲ ﻫﻤﻪ ﻋﺮﻋﺮﮐﻨﺎﻥ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﺸﺪﻧﺪ!!!!!

* ﺳﯿﻤﯿﻦ ﺑﻬﺒﻬﺎﻧﯽ *

۶ ◄ شیش شیش ، شیشه شکست

ﭼﺸﻤﺎﺵ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺍﺷﮏ ﺑﻮﺩ ﻧﮕﺎﻡ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ
ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺭﯼ…
ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﺵ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻡ ، ﻗﻄﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﺍﺷﮑﺶ
ﺭﻭ ﺍﺯ ﭼﺸﻤﺎﺵ ﭘﺎﮎ
ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﮐﺮﺩﻡ…
ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻣﺶ…
ادامه مطلب

۲ ◄ دو لایک دارم دوسش دارم

ﺍﻭﺍﻳﻞ ﺣﺎﻟﺶ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩ ؛ ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ ﭼﺮﺍ
ﻳﻬﻮ ﺯﺩ ﺑﻪ ﺳﺮﺵ. ﺣﺎﻟﺶ ﺍﺻﻼ ﻃﺒﻴﻌﻲ
ﻧﺒﻮﺩ .ﻫﻤﺶ ﺑﻬﻢ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻴﻜﺮﺩ ﻭ
ﻣﻴﺨﻨﺪﻳﺪ. ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ : ﻋﺠﺐ ﻏﻠﻄﻲ
ﻛﺮﺩﻡ ﻗﺒﻮﻝ ﻛﺮﺩﻡ ﻫﺎ …. ﺍﻣﺎ ﺩﻳﮕﻪ ﺑﺮﺍﻱ
ﺍﻳﻦ ﺣﺮﻓﺎ ﺩﻳﺮ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ …
ادامه مطلب

۳ ◄ شد سه تا هوورا هوورا

هخحهپسرم بیا پای تخته به چند تا سوال جواب بده
 بفرمایید بپرسید خانم معلم

 جانداران به چند گروه تقسیم میشن ؟
 چهار گروه خانم معلم
 به نظرم اشتباه جواب دادی ولی حالا بشمار ببینم
 گیاهان ، حیوانات ، انسانها و بچه ها
 بچه ها مگه انسان نیستن ؟
 حق با شماست خانم معلم پس میشن سه گروه
 خیلی خوب دوباره بشمار
 گیاهان ، حیوانات و بچه ها
پس انسانها چی شدن ؟

اونایی که قلباشون پر از عشق و محبت بود تو گروه بچه ها موندن بقیه هم رفتن به گروه حیوانات خانم معلم

۴ ◄ بشه پنجتا صلوات

لبااز وقتی که شماره شو به بلَک لیست گوشیم انتقال دادم چند ماهی میگذره … شیش هفت تا اس داده بود که چند هفته بعد خوندمشون ! اون موقع از دستش عاصی بودم چون واقعا اذیتم میکرد. یه شب با یه شماره دیگه اس داد برا همین نرفت تو بلک لیستم ؛ نوشته بود که اگه میخوای دیگه اس ندم بهت یه چیزی بگو. بدون معطلی جواب دادم و همون چیزی رو که میخواست براش فرستادم چون واقعا دیگه نمیخواستم اس ام اساشو ببینم.

ادامه مطلب

۲ ◄ دو لایک دارم دوسش دارم

93599669868451355429

مایکل، راننده اتوبوس شهری، مثل همیشه اول صبح اتوبوسش را روشن کرد و در مسیر همیشگی شروع به کار کرد. در چند ایستگاه اول همه چیز طبق معمول بود و تعدادی مسافر پیاده می شدند و چند نفر هم سوار می شدند. در ایستگاه بعدی، یک مرد با هیکل بزرگ، قیافه ای خشن و رفتاری عجیب سوار شد او در حالی که به مایکل زل زده بود گفت: «تام هیکل پولی نمی ده!» و رفت و نشست. مایکل که تقریبا ریز جثه بود و آدم ملایمی هم بود چیزی نگفت اما راضی هم نبود

ادامه مطلب

۲ ◄ دو لایک دارم دوسش دارم
خندانکس

خنده + عکس
بسته جوکها

چندین جوک در یک پست
دفتر شعر

گلچینی از اشعار شاعران
جملکس

جمله + عکس
دلنوشته

هر چه میخواهد دل تنگت بگو
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
ورود به پیشخوان

سامانه ورود برای کاربران
نوشتن مطلب جدید

ارسال مطلب جدید
پروفایل

ویرایش پروفایل
پیگیری سریع نوشته ها

برای نمایش سریع نوشته ها
پیگیری سریع دیدگاها

برای نمایش سریع دیدگاها
  • مطالب جدید
  • مطالب پیشنهادی
  • مطالب تصادفی
  • ورود
  • *هنو آماده نشده*
♫ ♪ شعر ♪ ♫
✔ ابزار کمکی ✔
آموزش ها