• پیامک
فال آنلاین

ابدیت تکمیل شد

😍 از گوگل پلی ، مایکت ، بازار و پارس هاب و چهار خونه بروزرسانی کنید 😍

نرم افزار اندروید خنگولستان
  • اینجا خنگولستان است
    اینجا خنگولستان است
شیخ المریض

شیخ المریض

(تست)

خب توی مطلب قبلی در مورد یهودی ها  و هدفی که گذاشتن برای حکومت به جهان براتون یک مقداری صحبت کردم

تو مطلب قبلی بیشتر در مورد فراماسونرا ، که یک گروه از این یهودی های فعال هستند بیشتر بحث کردیم

و خیلی هم قدرتمندن در حال حاضر و خودشون رو فراماسونر یا سازنده میگن

و اینترنت و رسانه و هر چیزی که جهانی بشه اینا یه دستی داخلش دارند

مثلن ، بازی هایی که قدرت گرفتند ، مسنجر هایی که فراگیر شدن  و هر چیزی که جنبه ی جهانی پیدا کرده رو این فرقه ی فراماسونرا داخلش دست دارند

و جالبیش اینه که خیلی ها فکر میکنن که این فراماسونرا جدیدا شکل گرفتن و پیشینه ندارند

درصورتی کاملن اشتباهه

این فراماسونرا از زمانی که یهودیا بودن  اینا هم بودن

یعنی شما فکر کن یارو با شتر و الاغ بوده ولی فراماسونر بوده

و خیلی از بزرگترین سازه های جهان رو همین فراماسونرا ساختن

اینا رو میگم که دست کم گرفته نشن و فکر کنید که  هیچ پیشینه ندارند

خب حالا میخوایم تو این مطلب برگردیم به قدیم و بیایم جلو ببینیم کجاها با این یهودی ها و فراماسونر ها درگیر بودیم و دست و پنجه نرم کردیم

میدونیم که یکی از قدرت های جهانی در زمان های قدیم ایران بوده و بزرگ ترین حکومت ها دست ایرانی ها بوده

پس صد در صد باید سرو کله ی فراماسونرا و یهودی هم باشه

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

خب کوروش بعد از به قدرت رسیدن تقریبا یه حکومت جهانی تشکیل داد که سر تا سره بیشتر نقاط جهان رو دربر گرفته بود

در زمان حکومت کورش یکی از وزیران دربار به اسم مردخای یهودی بود و تونسته بود نفوذ کنه به امور حکومتی

و این مردخای یه برادر زاده داره به اسم اِستر

استر کم سن و ساله و خشیار پسره کورش هم کودکه هنوز

ولی با سیاست خاص مردخای اِستر رو میزاره به عنوان کسی که شب ها برای خشایار قصه و داستان بگه  از پشت یه پرده ی حریر

و خشایار شاه دوران کودکیش رو با صدای اِستر میگذرونه

خشایار شاه بزرگ میشه و به حکومت میرسه ، طبق رسوم قدیم  بعد از گذشت یه مدت از تاج گذاری

هر ساله جشن سالروز تاجگذاری میگرفتن

و شراب میخوردند درباریان و جشن میگرفتن و بزن و بکوب

خشایار شاه وسط جشن تو حالت مستی میبینه همسرش به نام وَشتی نیست

و به یه نفر میسپاره که بره بگه این وَشتی بیادش

 

وَشتی میدونسته که چون درباریان اکثرن مستن و حالت طبیعی نداره تو حالت مستی ممکنه بی حرمتی بش بشه و ازین لحاظ رد میکنه و میگه من نمیام

بعد درباریا میگن که اینو بیارش وگرنه اگه زنامون بفهمن و این رسم باب بشه که سر پیچی بشه از شوهرا بدبخت میشیم

برا همین خشایار شاه به وَشتی میگه که یا برمیداری میای یا از قصر اخراجت میکنم

البته تو چند تا مورد تاریخی نوشته که از وَشتی خواسته که لخت بشه و به جشن بیاد

ولی خب به هر حال ، وشتی قبول نمیکنه و قصر رو ترک میکنه یا بعضی جاها نوشتن که دستور میده وَشتی رو بکشنش

خشایار شاه چند روز بعدش ، پشیمون میشه از اینکه وَشتی رو اخراج کرده از قصر و میفرسته که برن دنبالش

ولی خو دیگه دیر شده بود ؛ وَشتی ول کرده بود رفته بود

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

چند روزی میگذره  قصر و دربار بدون ملکه مونده بود

این مشاوران و وزیرا گفتن که  بهتره زیبا ترین دخترا رو از سر تا سره سرزمین های حکومتی بیاریم تا از بین اونا ملکه ی جدید رو انتخاب کنیم و برقصیم و خوشحالی کنیم

 

و قرار هم به همین شد

شروع کردن سر تا سره  حکومت زیبا ترین دختران رو به عنوان گزینه ایی برای ملکه  شدن جمع کردن

این وسط ، مردخای با پارتی بازی برادر زادشو میاره جز گذینه ها

ولی خب از لحاظ زیبایی خیلی بر تر از بقیه نبوده

و تو نگاه اول از دید خشایار شاه رد میشه ولی به یه حرکت تروریستی شروع میکنه به حرف زدن

و تا حرف میزنه ، تموم پیشینه ی کودکی خشایار شاه زنده میشه

و باعث میشه که استر به دل خشایار بشینه

خشایار شاه استر رو به عنوان ملکه میپسنده

این اِستر و مردخای خودشونو لو نداده بودن که یهودی اند

و شروع کردن یکی یکی یهودی ها رو توی اورگان های دولتی سره کار گذاشتن و قدرت دادن

این وسط خشایار شاه یه وزیر یا مشاور داشت به اسم هامان

که برترین وزیر خشایار شاه بوده

دوهزاریش میوفته که یه کاسه ایی زیر نیم کاسس

میگه خشی جون این کثافتا یهودی اند دارند میرینن تو مملکت حواست هست ؟؟

بعد از خشایار شاه میخواد که این یهودیا رو پرت کنه بیرون  از مملکت

 

این استر خبر دار میشه ؛ میگه ای ریدم تو این زندگی حالا چه کنم چه نکنم

میاد و خشایارو مست مستش میکنه

بعد دستور قتل هامان و  پسرهاش و کشتار ایرانی ها رو صادر میکنه

و حدود هفتاد و پنج هزار ایرانی رو در روز سیزده فروردین قتل عام میکنن تو خونه هاشون

و علت اینکه سیزده بدر میرن بیرون تو دل طبیعت اینه که اونایی زنده موندن که به طبیعت پناه بردند

و میگن که حدود ده دوازده تا نژاد اصیل ایرانی کاملن از بین رفت

فکر کن مثلن الان اگه بودن سه چهار مدل لر داشتیم سه چهار مدل ترک داشتیم

نژادای عجیب غریب دیگه

و بعد خشایار شاه پرتشون میکنه بیرون یهودی ها رو وقتی که حالش جا میاد

و دقیقا همین یهودیا  روز  سیزده فروردین جشنی دارند به اسمه

عید پوریم _ عید ایرانی کشی
(Purim)

و داخل این جشنشون اونقدر مست میکنن که نتونن راه برن

و شروع میکنن به خوندن کتاب اِستر
و به اسم هامان که میرسند هو میکشند و ساز میزنن و مسخره میکنن و مجسمه هایی به شکل هامان میسازند و آتیشش میزنند

و اینکه الان میگن یهودی ها فلسطین رو اشغال کردند برای اینه که از سرزمینشون رونده شدن و آواره بودند

مقبره استر و مردخای هم توی ایرانه
توی شهر همدان

من خودم دو سال دانشجوییم اونجا بودم ، ملت فکر میکردن زیارتگاهه

*vakh_vakh* *vakh_vakh* :khak: :khak:

این شد پایه ی دشمنی ایران و یهودی

بزارید چنتا عکسم بیارم

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

♦♦—————♦♦

خب بیایم جلو تر چندین سال بعد اسلام شروع میکنه به قدرت گرفتن

یهودی ها پخش و پلا میشن تو جاهای مختلف

عربستان و فلسطین ، اینور و اونور

رابطه ی اسلام و یهودی ها خوب بوده اول

چون حضرت محمد پیامبر مهربانی بود و هیچ وقت با هیچ فرقه ایی و مذهبی دشمنی نداشت

باشون داد و ستد میکردن و زن میگرفتن و اینا

میگذره تا یکی از جنگ ها

به اسم جنگ خندق

بزارید نقشه ی جنگ رو بیارم و موقعیت جغرافیایی جنگ رو متوجه بشید

حضرت محمد قبل از اینکه جنگش رو با قریش و دشمنان اسلام شروع کنه

 

میاد پیش رهبره یهودی ها که یه قلعه داشتن

و به بنی قریظه معروفن

و قرار شد که دره قلعه که بین دو تا کوه قرار گرفته رو باز نکنن که از پشت حمله بشون نشه

 

یهودی ها قول دادن  که در های قلعه رو باز نکنن

 

بعد میدونیم که نقشه ی این جنگ رو سلمان فارسی کشید

و دستور داد خندق بکنن و آب بریزن داخلش و نیزه بچینن داخلش که کسی نتونه رد بشه

خب تو این حالت مردهای جنگی رو میارن سمت خندق و جلوی میدون

 

و زن و بچه و پیر زن و پیر مردا رو بیارن عقب یعنی سمتی که یهودیا قول دادن دره قلعه رو باز نکنن

 

خلاصه جنگ شروع میشه  ، قریش و اعراب دشمن میبینن نمیشه رد شد

و تنها کسی که از خندق تونست رد بشه عمرو بن عبدود بوده

که هیچ کسی جرات نمیکنه باش بجنگه

حضرت علی داوطلب میشه

و حضرت محمد میپرسه غیر از علی کسی دیگه نیست
چند بار میپرسه کسی حاضر نمیشه

حضرت علی میره برای جنگ

حضرت علی اول بش میگه تو رو دعوت میکنم به دین حضرت محمد

گفت قبول نمیکنم

بار دوم بش گفت که دست کم برو و از جنگ با حضرت محمد دست بردار بازم قبول نمیکنه

دفعه سوم بش میگه پس بیا با من مبارزه کن

چون حضرت علی خیلی جوان بوده مسخرش میکنه عمربن عبدود

بعد مبارزه میکنن حضرت علی شمشیر به پاش میزنه و میوفته

حضرت علی میره که خلاصش کنه

عمربن عبدوَد اب دهن مبپاشه به حضرت علی

حضرت علی ولش میکنه ، که مبادا بخاطر خشم اونو بکشه نه برای رضای خدا

دوباره مبارزه میکنه شکستش میده و این بار سریع خلاصش میکنه

مشرکین که میبینن فایده نداره

میرن از راه یهودی ها بیان داخل

یهودیا زیر قولشون میزنن
از پشت حمله میکنن

خیلی از زن ها و بچه ها و مبارزین رو میکشن و تلفات زیادی میزنن بخاطر اینکه قافل گیر میشن

ولی پیروز میشن مسلمونا

بعد که کارشون با مشرکین تموم میشه

میان قلعه رو محاصره میکنن مسلمونا

دره قلعه رو بسته بودن یهودی ها

بعد چند روز که اب و غذا به روشون بسته شده بود

مجبور میشن تسلیم بشن

حضرت محمد و مسلمونا میان تو قلعه

میان سراغ رهبره یهودیا

میگن تو مگه قول ندادی خیانت نکنی ؟؟؟
چرا پس خیانت کردی

دوست داری جزای خیانتت رو به مذهب اسلام بدیم یا به مذهب یهود

رهبر یهودی ها میگه به مذهب یهود مجازات کنن

گفت در مذهب شما مجازات خیانت چیه

گفت مردان جنگی رو سر میزنن و زن و فرزندان به اسارت گرفته میشن
و از کشورشون رانده میشن

یکی از شبهه هایی که به حضرت علی وارد میکنن اینه
میگن که حضرت علی یهودیا رو الکی الکی سر میزنه

ولی داستان اصلیش این بوده

خلاصه هیچ کسی داوطلب نمیشه برای این کار ؛ حضرت علی برای انجام این امر که قانون خوده یهودیا بوده حاظر میشه

و تموم مردان جنگیه این قبیله رو سر میزنه

و زن و بچه ها به اسارت میرن و مابقی از قلعه و شهرشون رانده میشن

خب این هم شد دلیل دشمنیه یهود با اسلام و مخصوصا حضرت علی علیه السلام که میشه دقیقا دین شیعه

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

دوباره میایم جلو تر میرسیم به جنگ جهانی دوم فکر کنم

که آلمان شدیدا قدرت گرفته

دوباره این یهودیا گفتن که بریم حالا که داره قدرت میگیره و احتمالا جهانی میشه مام باشیم

ولی ای دل قافل هیتلر ، هدفش از بین بردن کامل یهودی هاس

چون به نظرش پست ترین نژاد روی زمینه

شروع میکنه کشتار یهودیا پدرشون رو در میاره

این رو گفتم که یه چیز رو بگم

یهودیا بخاطر کشتاری که هیتلر انجام داده میگه هلوکاست و نسل کشی انجام شده و ادعای حقوق داره

ولی هر ساله خودشون دقیقا نسل کشی که در ایران کردند رو جشن میگیرند

این هم داستان دشمنیه یهودها با ایران و شیعه

27 ◄ قر تو کمرم فراوونه ....

نقاشی های ارسال شده به خنگولستان

از تاریخ 29 شهریور تا 21 آبان

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

 

این متن نقاشی رو کوثر خانوم برامون فرستیده

خب باس بگم که کوثر خانوم اینجا همه خنگیم

نه تنها خنگ بلکه صفات بارز دیگه ایی هم داریم

 

که برات اون معروفاشون رو میگم

 

مثلن شیدولی به جز خنگولی بودنش ، اخمخه

:khak: :khak:

پت پتی در کنار خنگولی بودنش سلطان سوتی حساب میشه

*soot* *soot*

این ننه پفتلی شل مغزه

*amo_barghi* *amo_barghi*

این رو مخی خود درگیری مضمن داره

*gij* *gij*

بلقیسم که سیاهه آفریقاییه

 

اونی که از همشون سالم تره انصافا منم

*modir* *modir*

 

تازشم طبق تعریف ما خنگ بودن اصلن بد نیست

خنگ یعنی کسی که به حرف دلش گوش میده

مهربونه

ادمای که زیاد حساب کتاب میکنن ، مثه روبات میشه زندگیاشون

*baghal*

 

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این عکس رو اکیا برامون فرستیده

نوشته که

 

از دار دنیا یه خرگوش داشتم ،که اونم در رفت

 

حالا همه سینه بزنید

*shokr* *shokr*

خری از گوش ولی از چه تو رفتی

به هر گوشه نشانه تو جویم از چه رفتی

 

بیا خرگوش که بی تو من هلاکم

دست کم نکن  هرگز  تو تلگرامت بلاکم

حالا همه هم دیگه رو بزنید و شیهه بکشید

:khak: :khak:

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

اینم ننه پفتلی فرستیده  برامون نوشته که منو آقام یهویی

ننه اکور پکور و آقاش جعفر قلی غلام

 

نه خدایی آقا نگاه کن من دروغ گفتم این شل مغزه

الان تقریبا دو سه ماهی میشه برا خودش توهم زده

*vakh_vakh* *vakh_vakh*

 

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این عکس نوشته رو هم کاکا رضا برامون فرستاده

انصافا ،حالا انگشتا هیچی ولی چشمامون داره داغون میشه با این تکنولوژی

 

مرگ بر استفراغ

*righo_ha* *righo_ha*

 

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این نقاشی رو هم کوثر فرستاده برامون

اول برامون یه آدمک کشیده  که انگاری سربازه

بعد یهو انگاری تو داستان نقاشیش جنگ شده تو نقاشیش

ولی حوصلش نشده بکشه همیطوری خط خطی کرده

ولی خب دمت گرم منظورت رو رسوندی آبجی کوثر

دست گلت درد نکنه

*golomi_jone_delomy*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

خو رسیدیم به چهره ی گرگی در پوست گوزمیش

این نقاشی رو همشهری برامون فرستیده

قشنگ معلومه چقد متفاوته این بشر

همین نقاشیشم معلومه

گفته من خیلی خنگم با چهره ی ناراحت و گریون

بعد اون ذات پلید درونش یه چهره ی خنده دارم باعث شده که بکشه

*vakh_vakh* *vakh_vakh*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این رو یه کاربرامون فرستیده که اسم نمایشیش رو گذاشته عشق

فکر کنم ازین کاربرای پوست پیازیمونه که خیلی احساساتیه

برامون نوشته که

عاجقتونم خنگولیا

 

من از طرف همه خنگولیا جواب میدم

 

مام عاجقتیم  خیلی ، بَلکوم بیشتر

**♥** *ghalb_sorati*

از این کاربرامون تنها شواهدی که بر جاست این کامنته

 

دل تنگشی اما مگه این غرور لعنتی گذاشت شمارشو بگیری
دوسش داشتی اما مگه این غرور لعنتی گذاشت بهش بگی
دوستت داشت اما مگه این غرور لعنتی گذاشت پیشش بری
واسه یه نگاهت جون می داد ولی مگه این غرور لعنتی گذاشت نگاهش کنی
اشتباه کردم اشتباه.خودم رو لعنت می کنم دیگه بسه که همه ی کاسه کوزه رو روی غرور شکوندم
حرف آخرم اینه
عشقم منو ببخش
واسه یه

 

دقیقا نوشته که عشقم منو ببخش واسه یه

و هممون رو گذاشته تو خماری

واسه یه چی  ؟؟

 

مثلن عشقم منو ببخش واسه یه سوء تفاوت که پیش اومده ؟؟

*fekr*

واسه یه چوسی که پیشت زدم

*tafakor*

واسه یه اشتباه ؟؟

عشقی جان ، ان شا الله که دوباره بینتون گرم بشه ، خیلی گرم تر از قبل و به هم برسید

الهی آمین، دیگه هم بچه های ما رو داخل خماری نذار

*abnabat* *abnabat*

 

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این رو هم یکی از کاربرامون فرستیده

خودت عشقی ، خیلی دوستت داریم

خیلی انرژی داره این پیاما برا خنگولستان و خونوادش

 

*ghalb* *ghalb*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این عکس نقاشی رو  آیشن برامون فرستیده

خیلی باحاله ، بعضی از طرح ها و نقاشیا در عین اینکه ساده اند

خیلی شیرین و خنده دارند

مثل همین شکلکی که آیشن کشیده

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این اسکرین رو هم کاکا پارسا برامون فرستیده

و باز برمیگردیم به توضیحاتی که اول نقاشیا دادم

خدایی یه نگاه به همین کامنت بلقیس بندازید

قشنگ معلومه اکثر ساعت های شب و روزش سیماش اتصالی داره این بلقیسو

*jizzzzzzz* *jizzzzzzz*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این نقاشی رو هم فکر میکنم مجدد آیشن برامون فرستیده و نوشته که

عشق اگر عشق باشد ناممکن ترین هارا امکان میبخشد

تنها برکه ایی است که میتوانی درآن غرق شوی اما نفس بکشی

عشقی درسته و میشه اسمش رو عشق گذاشت که یه سرش به خدا وصل باشه

مثلن عاشق یه نفر میشی ، و اونو برای این میخوای که به خدا نزدیک ترت کنه

این میشه عشق درست

ولی متاسفانه ، این چیزی که امروزه اسمشو عشق میزارن

گاهی خود خواهیه ، گاهی نفرت  ، گاهی فشار تنهایی ، گاهی عادت

مام که مثه خیار داریم زندگی میکنیم نه عشق میدونیم چیه نه زندگی

 

ما خیلی اخمخیم خنگولیا بزنید قدش

*ieneh* *ieneh*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

هیچ اثاری از فرستنده و طراح این عکس نقاشیمون در دسترس نیست

ولی خب اگه کاره خودش بوده باشه ، خیلی خوب و قشنگ کشیده

باریک الله  ، ان شا الله همیشه قلمت پا بر جا و استوار باشه

و ذهنت همیشه فعال و با انرژی

خیلی قشنگه  ،تازه ابروهاشم شبیه ابروهای خوشگله منه

*lover* *lover*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این نقاشی رو هم پت پتی نهاده

بزارید تا داستان روند این نقاشی رو بگم

این پت پتی اومده تست کنه بخشای خنگولو  رو گفته

 

بزار لا اقل یه چیزی بکشم بعد تست کنم

کشیده و گذاشته روی پروفایلش دیده اع ؟؟

چه قشنگ شده دیگه همیطوری رو پروفایلش مونده

*vakh_vakh* *vakh_vakh*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

 

 

اینم یه کاربرای زیر آبیه دیگمونه ، هیچ اثار و نشانه ایی ازین کاربر هم موجود نیست

ولی قشنگ فازش به فاز برنامه میخوره

کاملن متفاوت و باحاله

*raghs_gilgili* *raghs_gilgili*

 

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این نقاشی رو هم یکی دیگه از کاربران زیر آبی فرستیده

فکر میکنم که اومده یه پسر خوشگل و مودب بکشه

 

ولی متاسفانه شبیه زامبی شده

انصافا فیگورشو ببینید

 

دقیقا مثه فیگوزه زامبیا کشیدتش

اگه دروغ میگم تف کنید تو صورت حمید معصومی نژاد از رُم

*haaaan* *haaaan*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

بعله  این متن نقاشی رو هم یه کاربر زیر آبیه دیگه برامون فرستیده

یادم بندازید یه سری پند و نصیحت ها دارم بعدن بیام یکی یکی براتون بگم

البته الان داخل لولو توی تلگرام هستند و قراره لولو رو توی بخش چت هم بیارم اونجا هم میارتشون

یه پند دارم که میگه که

 

شکست تلخ است ، پس نخورید  ، کوفت بخورید

*ver_ver* *ver_ver*

خداییش الان که دقت میکنم منم یکمی خود درگیری دارم

این پندو که نوشتم یهویی احساس کردم دارم چرت و پرت میگم این شکلک متحرکه رو گذاشتم براش

اللهی العفو الهی العفو

 

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این رو هم یکی دیگه از کاربران بی نام و نشان خنگول برامون فرستیده

فکر کنم میخواد بگه که عاشقمون شده

خو ما هم عاشقتیم ، تاززززه خیلی هم میخایمت

دو سه نفرم میشناسم ( تکواندو ) که به همه نظر دارند

*moteafesam* *moteafesam*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

 

این نقاشی رو هم یخمک و دخی خالش برامون فرستیدن

 

و نوشته که  جیگر یخمک و اتیش پاره 😍

انصافا بچه ی خیلی شیرین و با نمکیه

خدا حفظش کنه

*kiss* *kiss*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

 

مثلا اژدها 😈یوهاهاها ◀_▶ م.خ.ا

خب در تکمیل صحبت هایی که در بالا گفتیدم

میرسیم به یکی دیگه از اعضای خنگولستان

ایشون رو مخی هستند که همه ی نقاشیا که فرستیده تو سبک الکی مثلنیه

قدمت دیرینه داره این فسیله شیرازی

و در هر دقیقه پنجاه ثانیه  اتصالی داره سیم کشی هاش

اصن شما به قیافه اژدهاش نگاه کن ، نه جان من نگاه کن

اصن معلومه اژدهاشم شل مغزه

خودش که دیگه هیچی

شما رو به دیدن چند دیالوگ این موجود دعوت میکنم

 پس شکلاتای من کو

حالا اینکه شل مغزه و شکلات مجازی میخواد هیچی

بعده کلی زور زدن و فکر کردن ، گفتم شاید باید استیکر شکلاب بفرستم

براش فرستیدم

 وای  ممنون

 این چرا نصفس روشم جای دندونه

بش میگم  :  اون تفمالیه منه بخور ویتامین اصخر داره😍

آهان باشه مطمئن باشم سمی نی؟یکم شبیه نون کپک زده شده

نه سمی نیست ، مطمعن باش اگه بخوری میمیری

عه چه خوب، پس میخورم

حالا بماند که عاشق یه شتر شده و داره باش توهم میزنه

*vakh_vakh* *vakh_vakh*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

 

این نقاشی رو هم یه کاربرای دیگه  که نام نشانی ازش نداریم فرستیده

فکر کنم منظورش اینه که مسخره ها یکمی آهنگ رقاصی بزارید بزنیم و برقصیم

خب ، روی چشم  ؛ بزار بیست و هشت صفرم بگذره دیگه هم اهنگ داریم

هم جوک داریم ، هم کلیپ خنده دار داریم

کلن خنگولو میترکونیم ان شا الله

*kado* *kado*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

 

 

عاقا وژدانن ، ناموسا خداوکیلی

من به این تکواندو میگم داش تکواندو بعد بش میگم شبیه اون کلیپه اس که دختره سیبیل داره شعر میخونه میگه

عا کریم کله داری؟؟

دروغ میگم  ؟؟؟نه شما بگید من دروغ میگم  خدایی دیالوگو نگاه کن

*chakerim*  خرابتیم رفیق *chakerim*

به علت خود درگیری مضمن اینم به لیست خل وضعها البته اگه چک و لگدیمون نکنه اضاف کنید

یه گوشی هم داره ، اصن نابودم کردبا این سایز صفحش

لامصب چه گوشیه خری داری

سایزش 1750 در 2500 ماله  عکسیه که ازش میاد

 

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

اینو هم ابجی نیایش برامون کشیده

خیلی پر انرژی خوش رنگ و قشنگ

دست و پنجت درد نکنه آبجی نیایش ، ان شا الله قلمت همیشه پا بر جا باشه

*gol_rose* *gol_rose*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

 

این شما و اینم هنرنمایی استاد فرنیک

خب در تکمیل سخن های اولیه ی خود تو پست نقاشی

میخوام یه خل وضع دیگه بهتون معرفی کنم

استاد فرنیک

به من میگه شیخ نقاشیه منو نذار الان که نگاش میکنم میبینم خوب نشده

نه خداییش خل وضع نیست ؟؟

نگاه ناموسا نقاشی به این خوبی میگه خوب نشده

پس این بازیکن هم با سه چراغ سبز به لیست خل وضعان خنگولستان اضاف میشه

*are_are* *are_are*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

 

این عکس نوشته رو هم  نازی برامون فرستیده

این نازی هم شرایط لازم رو برای ورود به لیست خل وضعان خنگولستان داره

*vakh_vakh* *vakh_vakh*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

قال مشتی لیلی  : خنگولستان و تمام

*baaaale* *baaaale*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

 

اوووفی این نقاشی رو هم جیمبووووو برامون کشیده

انصافا دختر هنرمندیه ،هم پیانیسته ، هم نقاش

یکمی جیمبوئه فقط

در ضمن اینم تو لیسته خل وضعان خنگولستانه

کلن تصمیماتی که میگیره بر اساس فیلمیه که اون روز میبینه

مثلن هی میگفت من باید تو رو زن بدم

بعد یه فیلم دید آخرش دو نفر همو میخواستن و به هم نرسیدن

یهو گفت دیگه غلط میکنی زن بگیری

مثلن این اگه فیلم زامبی ببینه هممونو میخوره

*fuhsh* *fuhsh*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

 

این رو هم یکی از کاربران ناشناس برامون فرستیده

ان شا الله که خدا ، همه مشکلاتت رو رفع کنه

و اون چیزی که آرزو داری با خواست خدا یکی باشه

الهی آمین

*fereshte* *fereshte*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

 

آخراینودرست نکردی!😯😢خسته شدم.ولی اگه اونقدتعریف نمیکردی به جانه خودم دیگه نقاشی نمیکشیدم.😊من جای توبودم میگفتم فدای سرم خوب نکش.والا!!

 

این نقاشی رو هم شبنم برامون فرستاده

خیلی جالبه نقاشیایی که میفرسته یه سبک خاصی داره

نقاشی قبلیشم همیطوری بود

خیلی وقت گذاشتی آبجی شبنم

انصافا خیلی قشنگن نقاشیات یادگاری میمونن تو خنگولستان تا همیشه

ان شا الله دستت همیشه به هنر و قلمت همیشه پا بر جا باشه و فکرت همیشه پر از ایده های قشنگ و هنری

 

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

 

این رو هم آوا برامون فرستیده

اصن این شبکه نهال خیلی خوبه

من یه خواهر زاده دارم ،تنها چیزی که اینو رام میکنه شبکه نهاله

بزار یه خاطره بگم

صبح بود بعد قرار بود بره مهد کودک بعد یه کارتون داره این شبکه نهال اسمش تامی تراکتوره

این میخواست اینو ببینه دیرش میشد

بعد یهو زمانبندی برنامه ها اومد

میخواست ببینه ساعتش چه وقته تامی تراکتور

حالا همین موقع ننش داخل دشوری بود

هی میرفت میزد به در میگفت بیا بیرون ببین این چه ساعتیه

اعصابشم خورد شده بود

بعد من تو اتاق بودم گفتم میام خاموشش میکنما

اینم هی میزد به در توالت میگفت بدو دیگه الان میره وقتش

بعد من تا اینو گفتم اعصابش خورد شد اومد تلفن بیسیم خونه رو پرت کرد سمت من که خواب بودم

گفت بیشعورا بعدشم رفت مهد کودکش

*vakh_vakh* *vakh_vakh*

 

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این عکس نقاشی رو هم ابجی سما برامون فرستاده

دستت درد نکنه مشتی

دمت گوریل *gol_rose*   *gol_rose*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این نقاشی رو هم آبجی ال نود برامون فرستیده

اون لیسته بود که میگفتم

اینم بش اضاف کنید

اینم داغونه

شما به یکی از فحشاش دقت کنید که میزارم خودتون متوجه میشید که باید بره تو لیست

مثلن با یه نفر دعواش میشه

بش میگه شاش پاکتیه غلام پلاستیکی

:khak: :khak:

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

قشنگ معلومه که کاربرمون اومده تو بخش نقاشی

گفته بزار ببینم این قلم دیوونه که نوشته چطوریه

*khande_dar* *khande_dar*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

بعله این بازیکن داره رو نمایی میکنه از چهره ی شیدولی

یعنی خیلی خوب کشیدمت انصافا

 

*khandidan* *khandidan*

 

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

اینم یکی از کاربرای زیر آبیه فرستیده

این عکس نشون میده که

دخترا از حیوونا خوششون میادا ولی باید یه جوری باشه که نتونن تکون بخورن

*moteafesam* *moteafesam*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این نقاشی رو هم مریم برامون فرستاده

اون لیسته بود لیسته خل وضعا

اینم بش اضاف کنید

من اصن هیچی نمیگم ، ببینید بالا نوشته نقاشیو چی داده

 

 

خودم کشیدم ، خوشمله ؟
اگه خوشمله لایکش کن
بخدا خودم کشیدم

 

اصن خود درگیری داره بیداد میکنه

*vakh_vakh* *vakh_vakh*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این تست رو هم بلقیسو فرستیده

انصافا تو مدت ابدیت خیلی اذیت شده

دست و پنجت درد نکنه آفریقایی

اینم که در جریانید که تو لیسته دیگه  لازم به گفتن نیست

 

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

 

ببینید من نخواستم نقاشیش کنما بعد اومدم تو بخش نقاشی دیدم اینو کشیده

گفتم برم نقاشیش کنم حالش جا بیاد

مرگ به نیرنگ تو شیدولی

*righo_ha* *righo_ha*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

اینو هم دخی انزلی چی برامون فرستاده

اون لیست خل وضعا بودن

اینو هم اضاف کنید دوتا ضرب درم براش بزارید

خیلی داغونه

دیگه فکر کنم همه در جریانید

مراسم عروسی گرفته بود با بلقیس

 

دوتایی قر میدادن و آواز میخوندن

دیگه نیاز به توضیحات و دلیل نداره

برا تو هم دارم دخی انزلی

بزار سری نقاشی بعدی که نقاشیت کردم میفهمی

*fuhsh* *fuhsh*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این عکس نوشته رو هم رهگذر برامون فرستاد

نمیدونم چرا این رهگذر انگاری بامون قهر کرده

بابا بیا بینمون ، ما همگی با هم خونواده اییم داداشی

دلخور نباش ازمون

 

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

یه توضیح کوچیک برا بخش نقاشی بدم

اینکه این بخش نقاشیه ما دو شیفت کاری داره که اینجوریه

میرید تو منوی خروج ؛ ازونجا بخش نقاشی رو انتخاب میکنید

و آخر کار میتونید برامون نقاشیتون رو بفرستید

هر نفر داخل خنگولستان یه تابلو نقاشی داره

که وقتی نقاشیشو میفرسته بعد میتونه داخل بخش اسلایدر بعده تایید ببینتش

و هر چی نقاشی بفرسته فقط و فقط روی هم دیگه کپی میشن

و ما هر هفته یکبار یه همچین پستی میزاریم و نقاشی های فرستاده شده رو با زیر نوشته میزاریم

و نقاشی هاتون یادگار تا زمانی که خنگولستان عمر داره اینجا حفظ خواهد شد

شیفت دومشم که به صورت ذخیره فقط روی حافظه ی گوشیه

*ghalb* *gol_rose*

*0*0*0*0*0*0*0*

 

بچه ها دست و پنجه هاتون درد نکنه ، خیلی اذیت شدید تو این مدت آبدیت

کوتاهی دیدید، بی مدریتی دیدید

بی محلی دیدید

ولی اینو خدا شاهده از تموم وجودم میگم

اینجا خیلی خاطراتون پیش ما عزیزه

خیلی دوستتون داریم تک تکتون رو

بازم بابت این دوران آبدیت معذرت

*baghal*

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

برای مشاهده نقاشی های سری قبلی میتونید از لینک های زیر استفاده کنید

نقاشی های ارسالی 17 شهریور تا 29 شهریور ◄

نقاشی های ارسالی 19 مرداد تا 17 شهریور ◄

نقاشی های ارسالی 28 تیر تا 19 مرداد ◄

نقاشی های ارسالی از تاریخ 2 تیر ۱۹۳۶ تا 28 تیر 1396 ◄
نقاشی های ارسالی 13 خرداد تا 2 تیر 1396 ◄

نقاشی های ارسالی ۲۹ اردیبشهت ۱۹۳۶ تا ۱۳ خرداد ۱۳۹۶ ◄

نقاشی های ارسالی 21 اسفند 29 اردیبهشت ◄

نقاشی های ارسالی 3 اسفند تا 21 اسفند ◄

نقاشی های ارسالی از 7 بهمن تا 3 اسفند ◄

نقاشی های ارسالی از 18 دی تا 7 بهمن ◄

37 ◄ اشمولی پشمولی

میگن بعد از عاشورا تن شهدای کربلا رو خاک کردند

که روایت های زیادی هست در مورد خاک کردن جسم شهدای کربلا که چند تا از معتبر ترین روایت ها رو میارم

*oOoOoOoOoOoO*

گروهی از بنی اسد که در غاضریه بودند، نزد اجساد مطهر امام حسین(ع) و یارانش آمده و بر آنان نماز گذارده و آنان را دفن کردند، بدین ترتیب که حسین(ع) در همین جایی است که اکنون قبر شریف اوست و فرزندش علی‌اصغر کنار پای حضرت است. برای شهیدان (از خاندان و یاران آن بزرگوار که اطرافش به زمین افتاده بودند) گودالی در پایین پای حسین(ع) کنده و همگی را گردآورده و در آنجا دفن کردند، و عباس بن علی(ع) را در همان‌جا که کشته شده بود، سر راه غاضریه (جایی که اکنون قبر اوست) دفن نمودند

ارشاد مفید، ص 118

*oOoOoOoOoOoO*

برخی باور دارند که امام سجاد(ع) و بنی اسد اجساد شهدا را دفن کرده‌اند. بنی اسد فردای عاشورا پس از رفتن سپاه عمر سعد، عده‌ای از آنان برای دفن شهدای کربلا آمدند،(2) و چون اجساد را نمی‌شناختند، متحیّر بودند. در آن هنگام حضرت سجاد(ع) آمد و پیکر اهل بیت و اصحاب را یک به یک به آنان شناساندند و آنان در دفن شهدا، حضرت را یاری کردند و برای خویش افتخار آفریدند
طرفداران این مبنا باور دارند که در روز یازدهم محرم در هنگام حرکت اهل بیت به سوی کوفه بدن شهدا دفن شده بودند. اینان در برابر این پرسش که چگونه امام سجاد(ع) که اسیر بود، اجساد را دفن کرده‌اند، می‌گوید: امام سجاد(ع) با بهره‌گیری از امدادهای غیبی به طور معجزآسا شهدا را دفن نموده است

مروج الذهب، ج 3، ص 63.
جواد محدثی، فرهنگ عاشورا، ص 77

*oOoOoOoOoOoO*

از برخی راویان نقل شده که نزد امام رضا(ع) بودم. علی بن ابی حمزه وابن سراج و ابن مکاره وارد شدند. پس از سخنانی که میان آنان و امام دربارة امامتش گذشت، علی بن ابی حمزه گفت: از پدرانت برای ما روایت شده که عهده‌دار امر دفن امام، جز امام نمی‌شود. از امام پرسید: پس بگو حسین بن علی(ع) امام بود یا نه؟ گفت: امام بود. پرسید چه کسی عهده‌دار کار او شد؟ گفت: علی بن الحسین(ع). پرسید او کجا بود؟ او که دست ابن زیاد اسیر بود
گفت: بی‌آنکه بفمند بیرون آمد و پدرش را دفن کرد و برگشت
امام رضا(ع) فرمود: خدایی که می‌تواند امام سجاد(ع) را به کوفه ببرد تا پدرش را دفن کند، می‌تواند صاحب امر امامت را به بغداد برساند تا عهده‌دار کفن و دفن پدرش شود و برگردد، در حالی که نه در زندان است نه اسیر

بحار الانوار، ج 42، ص 187

*oOoOoOoOoOoO*

مقرم نیز می‌گوید
چون امام سجاد(ع) آمد، بنی اسد را دید که کنار کشتگان گرد آمده‌اند و سرگردانند؛ نمی‌دانند چه کنند و کشته‌ها را نمی‌شناسند، چون بین بدن‌ها و سرهای مقدس جدایی انداخته بودند و گاهی از بستگان آنان می‌پرسیدند
امام سجاد به آنان خبر داد که برای دفن این اجساد پاک آمده است. آنان را با نام و مشخصات معرفی کرد. هاشمیان را از دیگران شناساندند. ناله و شیون برخاست و اشک‌ها جاری شد و زنان بنی اسد مو پریشان کردند و سیلی به صورت زدند و بلند گریه کردند. به محل قبر آمد، کمی از خاک‌ها را کنار زد. قبر حاضر و آماده و صندوقی شکافته آشکار شد. حضرت دستان خود را زیر کمر امام حسین(ع) گشود و گفت: بسم الله و بالله وعلى ملّة رسول الله، صدق الله ورسوله،‌ ماشاء ولا حول ولا قوة إلاّ بالله العظیم. امام به تنهایی بی‌آنکه بنی اسد در این کار همراهی‌اش کنند پیکر مطهر را وارد قبر کرد و به آنان گفت: همراه من کسی هست که یاری می‌کند
چون او را در قبر نهاد، ‌صورت بر آن رگ‌های بریده نهاد و گفت: خوشا سرزمینی که پیکر پاک تو را در بر گرفت! دنیا پس از تو تاریک است و آخرت با فروغ جمالت روشن است. اما شبِ بیداری و غم است و اندوهگین همیشگی، تا آنکه خداوند برای خاندان تو سرای آخرت را برگزیند که تو در آنی. سلام و رحمت و برکات الهی بر تو باد از من، ای فرزند رسول خدا
و بر قبر نوشت: این قبر حسین بن علی بن ابی طالب است که او را لب تشنه و غریب شهید کردند.
آنگاه به طرف عمویش عباس رفت و او را در همان حال دید که فرشتگان آسمان‌ها را دهشت زده، و حوریان بهشتی را گریان ساخته بود. خود را روی بدن مقدس او انداخت و رگ‌های بریده‌اش را می‌بوسید و می‌گفت: پس از تو خاک بر سر دنیا! ای قمر بنی‌هاشم! از من سلام بر تو باد، ای شهید خدایی! رحمت و برکات الهی بر تو باد
برای او نیز قبری گشود و به تنهایی او را وارد قبر کرد، همان گونه که برای پدرش کرد و به بنی اسد فرمود: با من کسانی‌اند که یاری‌ام می‌کنند. آری، برای بنی اسد مجالی گذاشت تا در دفن شهدای دیگر مشارکت کنند. دو جا برای آنان تعیین کرد و فرمود دو گودال کندند؛ در اوّلی بنی‌هاشم را و در دیگری اصحاب را قرار دادند. اما حر ریاحی را قبیله‌اش بردند، به جایی که هم اینک قبر اوست.
گویند: مادرش حاضر بود. چون دید که اجساد دیگر را چه می‌کنند (دفن همه در یک جا) حر را به این مکان برد

*oOoOoOoOoOoO*

بعد از عاشورا تن و جسم شهدا رو که دفن کرده بودن ؛ براشون مقبره و قبر درست کرده بودن

گذشت تا اربعین ، حضرت زینب و حضرت سکینه و بقیه ی اسیرا برگشتن به کربلا

که فلسفه اون راه پیمایی اربعین هم همینه

میگن کاروان که رسید هر کسی سریع میرفت پیش محل دفن عزیزاش

حضرت زینب و امام سجاد و سکینه رفت پیش محل دفن امام حسین

شروع کردن به گریه زاری و عذا داری

بعد یکمی که گذشت حضرت سکینه ، اومد پیش امام سجاد

گفت قبر عموم عباس کجاس ؟؟

میدونی چرا این رو پرسید

چون دنبال یه قبر بزرگ میگشت

الله اکبر یه این مصیبت

شاعر میگه

مزارت عشق را بیتاب کرده
فلک را بنده سرداب کرده

گواهی می دهد این قبر کوچک
که مردی را خجالت آب کرده

واقعن تا وقتی حضرت عباس شهید نشده بود ، کسی جرات جسارت به حرم ها و زن و بچه ها رو نداشت

حضرت سکینه بعد که قبر عموش رو نشونش دادن شروع میکنه درد و دل کردن

عمو جان غنچه ی نشکفته پژمرد
به روی دست عمه خواهرم مرد

مرا یک حرف باشد باتو آن هم
اگر بودی کسی سیلی نمی خورد

^^^^^*^^^^^

^^^^^*^^^^^

السلام علیک یاابالفضل العباس

ایهاالعبدالصالح

المطیع لله ولرسوله

ولامیر المؤمنین، و لفاطمةالزهرا و الحسن و الحسین

اشهدانک قدقتلت مظلوما

یاکاشف الکرب عن وجه الحسین

اکشف کربی بحق اخیک الحسین

درودب تو ای ابالفضل العباس

ای بنده ی صالح و مطیع خدا و رسولش و امیرالمؤمنین
و برای فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسین

براستی گواهی می دهم که تومظلومانه کشته شدی

ای برطرف کننده ی غم واندوه ازچهره ی حسین

غم و اندوه مرا نیز بحق برادرت حسین برطرف ساز

♦♦—————♦♦

گر نشد آب میسّر گردد
گو عمو خود به حرم برگردد

خود بگو من چه بگویم به جواب
گر ببیند نه عمو هست نه آب

التماس دعا تو شبای محرم برای همدیگه دعا کنید

3 ◄ شد سه تا هوورا هوورا

*vakh_vakh*  سلام گل گلیا  *vakh_vakh*

تابستونم گذشت ، ای داغه بی داد

آقو برو بچ ، ما دیدیم تابستون تموم شده ، برو بچ دانشجو و دانش آموزمون میرن سره کلاس

از طرف دیگه محرم داره شروع میشه ، باید یه مقداری شعله خنگولستان رو بکشیم پایین

تصمیم گرفتیم یه آبدیت بدیم بیرون

 

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

 

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

خب لیست کارایی که میخوایم برای این آبدیت انجام بدیم ایناس

نمایش پروفایل به شکل اسلایدری

یعنی قابلیت گذاشتن چنتا عکس برای پروفایل

البته این برای وقتیه که ، میزنن روی پروفایلت میتونن عکسای قبلی که گذاشتی یا میزاری رو هم ببینن

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

مولتی ریکویست کردن بخش پاندا

بخش پاندا الان همه ی دیتای دریافتیش رو با یه اتصال به سرور انجام میده

و این باعث میشه یکمی کند و گیر دار بشه

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

نمایش متنی به عنوان استاتوس کاربر داخل بخش نمایش پروفایلش

 

احتمال زیاد یه سیستم به بخش پروفایل بزاریم که برای نمایش یه متن دلخواه از کاربرا زیر عکس پروفایلشون باشه

فقط یه متن  و همراه مشخصاتش که چند تا پست ارسال کرده و اینا

نه اینکه ، زیر هر عکس پروفایل یه متن جدا گونه

یه متن و مثلن شیش تا عکس پروفایل

 

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

سیستم ارسال کامنت احتمالا عوض بشه

و یه بخش شبیه چت اضاف میکنیم

که بشه راحت تر حرف بزنید و اینا

بازم هم این یکی رو کامل قول نمیدم چون هنوز عوارضش رو نمیدونیم

خوده بخش کامنت به شکل اتومات ریلوده

یعنی نیاز نیست دیگه بیاید بیرون هی برید داخل

اتومات تا کامنت جدید بیاد اضاف میشه به لیست کامنتا

سیستم پنجاه کامنت آخر رو تغییر میدیم تا بشه از اونجا هم به کامنتا پاسخ داد و پروفایل رو مشاهده کرد

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

اضافه شدن نمایش اخرین آنلاینی کاربرا رو احتمالا فعال کنیم

که توی بخش پروفایل هر کاربر آخرین زمانی که فعال بوده نمایش داده بشه

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

یه مقداری دیزاین برنامه رو بهتر میکنیم

و افکت های حرکتی و زیبا سازی رو کار میکنیم

مثلن کاربر بتونه کره زمین رو دستی خودش تاب بده و ازین افکت ها

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

 

ساخت ابزار برای فلود دادن

شاید یه مدل فلود براتون بزاریم که بتونید تو جاهایی که میتونید چت کنید کرم بریزید

مثلن تنظیم میکنید توی تلگرام برای یه رفیقتون

هزار تا متن رگباری بده

این هم هنوز تایید نشده

 

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

شاید یه سیستم شکلک گذاری طراحی کنیم

یعنی یه کیبرد خاص ولی با این تفاوت که

کیبرد ما شکلکاش متحرکن که میشه برای اولین بار

 

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

 

هر پیشنهاد یا انتقادی دارید  ، زیر همین پست کامنت بزارید

 

و اینکه ما نهایت سعیمون رو میکنیم که این بخشایی که گفتیم و میگید رو تکمیل کنیم و بسازیم

 

 

ان شا الله باز بهترین آبدیت رو میدیم و بهترین امکانات و باحال ترین چیزایی که فکرش رو میکنید

 

فقط یه چیزی رو هم بگم

 

شاید تو این مدت یه مقدار سطح فعالیت خنگولستان کم بشه

و این کنترل شدس

 

و تا اربعین انشا الله بدون حرف پیش ، ابدیت رو تکمیل میکنیم و مجدد جو خنگولستان رو بر میگردونیم

 

 

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

 

 

**♥**  دلاتون شاد و لباتون خندون  *ghalb_sorati*

 

خیلی دوستتون داریم

*baghal*

34 ◄ اشمولی پشمولی

نقاشی های ارسال شده به خنگولستان

از تاریخ 17 شهریور تا 29 شهریور

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

اوووووووففففففف

کمرم شکست  ،این عالیه عالی طراحی کردی

 

این نقاشی رو هم شبنم خانم برامون فرستیده

 

خیلی عالی بود  ، دستت درد نکنه بابت وقتی که گذاشتی آبجی شبنم

یه انتقادم کرده میگه آرم خنگولستان اگه پایین میبود بهتر میشد

و قابلیت زوم اگه بود بهتر میبود

انصافا خیلی خوب کشیدی

خدا قوت

شبنم خانم هم از کاربرای قدیمیه ولی همش زیر آبی میره

بی سرو صدا میاد و میره

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

سلامتی همه چادریا ، سلامتی همه با حیا ها

سلامتی همه با حجابا

سلامتی دخترای با حیا  و چشم پاک

سلامتی پسرای با حجاب

سلامتی پسرای چشم پاک

سلامتی همه پسرای با حیا

سلامتی خوش غیرتا

سلامتی همه بچه مسلمونا

*chakerim* *chakerim*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

سما خانم میگه که  : یا پسته یا وای فای

ما فکره بهتری کردیم  ، ما ایفون تصویری خریدیم

هر کی دم عید میاد در میزنه

اول نگاه میکنیم بعد ببینیم اگه آشناس درو باز نمیکنیم

البته فامیلامون کاره بهتر تری میکنن

موقع عید سریع میرن مسافرت

بعده عیدم صداشو در نمیارن

*bi_chare* *bi_chare*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

بینندگان عزیز ،هم اکنون به خبر تازه ایی که به دستمون رسیده توجه کنید

پیر مرد صد ساله ای که از پنجره بیرون رفت ناپدید شد

خبرنگار اعزامی بهار

فکر کنم امدادای غیبی بودن

آخه از یارو تو جبهه پرسیدن تا حالا امدادای غیبی رو دیدی به چشمت

گفت آره رفیقم رفت پشت سنگر برینه  ، یه خمپاره خورد همونجا غیب شد

*vakh_vakh* *vakh_vakh*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این عکس نوشته رو هم ترانه برامون فرستیده

قشنگ خودش گویای ماجرا هست

*vakh_vakh* *vakh_vakh*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این عکس رو هم آدرین برامون فرستاده

گفته که پرتم کن بالا

*mamagh* *mamagh*

آدرین خیلی خوبه انصافا

همیشه بیشتره اوقات میاد وسط چت ها و کامنت ها سلام میکنه و میره

*ghalb* *ghalb*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

اینجا نقاشمون خنگولستانه اینم

من فقط یکیشونو  میتونم تشخیص بدم

اونم بلقیسه  که اون خره اس

چون سیاهه به من دیگه میخورن

*malos* *malos*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

 

الهی آمین ، نیایش قشنگی بود  ،که رهگذر برامون فرستاده بود

خدایا هیچ وقت ما رو به خودمون وا مگذار

*fereshte* *fereshte*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

اصخر گوزو هستم ، بعد از شنیدن بوق ، گوز بزنید

 

اوه اوه ننه پفتلی داغ کرده

منو با اون عنه آتشنشانی بکش

پایینه پایین سمت راست

*moteafesam* *moteafesam*

 

 

 

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این عکس رو هم داداش رضا فرستیده برامون

نوشته که پدر و مادر چه وظایفی در خانه بر عهده دارند

مادر  : رقص ، آشپزی ، هنزفری ، تلگرام

پدر : دعوا ، پول ، غذا خوردن ، کمک به مادرش

*vakh_vakh* *vakh_vakh*

مادره خنگولستانی بوده  ، مام خیلی میرقصیم

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این نقاشی رو فاطمه خانوم برامون فرستیده

دست گلت درد نکنه آبجی

یکی از اعضای خوب خونواده خنگولستانه این آبجی فاطمه خانوم

بیشتر اوقات هم متناسب با پست هایی که اینجا میخونه

براشون نظر میزاره

ما اینجا خیییییلییییی دوستت داریم فاطمه خانم

**♥** *ghalb_sorati*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

 

اینم از نقاشیه همشهری

صغری و کبری

یعنی دقیقا مثه پت و متن این دو نفر

همشهری و تکواندو

مثلن براتون شبیه سازی میکنم یه موقعیت رو

صغری : کبری بیا از پل هوایی رد بشیم ، خیلی باحال و ملوسه

کبری : باشه بیا بریم

صغری : ای وای کبری چرا پسره رو از پل انداختی پایین ؟؟

کبری : باسه من گشاد گشاد راه میرفت ،انگاری چون کردن تو باکسنش

صغری : وای تو خیلی مهربونی

:khak: :khak:

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

 

این نقاشی رو هم کاکا ماهان برامون کشیده

یکی از خوش خنده ترین کاربرامونه

خیلی میخایمت کاکا ماهان

*ghalb_sorati* **♥**   *gol_rose*   *ghalb*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

 

مشتی پت پتی میگه که

مرسی که هستین

 

یعنی منظورش ما خل و چلا و خونواده خنگولستانیشیم

ما هم میگیم

مرسی که هستی ، پت پتی هستی

مثه چرخولکای ویروسیه سرما خورده میمونی

دوستت داریم پت پتو

*gol_rose* *gol_rose*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

اینو هم جیگول برامون فرستاده

شاعر میگه

 

میکشی سُرمه د چش ، چشِ تو بی سرمه خووه

مدیریت لولو خرخره که تو تلرامه با جیگوله

 

*bandari* *bandari*

 

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

اوم عامل اصلی سرطان ،فکر و خیاله و اعصاب خوردیه

من هر موقع دعوام میشه با یکی ، تا میخوابم

حدود هشتاد درصد قضیه یادم میره

همیشه ببخشید ، نه برای بقیه ، بخاطر خودتون

*baaaale* *baaaale*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

فسیل خانم میفرماید که  : دیگه مخم گوزیده

الکی الکی  مثلن  یه نقاشی کامل شد 😂😑😂😑😂😑😂😑

 

امضا

رو مخ اول

من بت ایده میدم رو مخی ، نقاشیه بعدی اوژدها بکش برامون تو سبک الکی مثلن

*neveshtan* *neveshtan*

 

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این نقاشی رو هم یسنا برامون فرستیده

قشنگ معلومه گوسفنده قرص ایکس خورده

میگه بعععع بعععع هههه هههه هههه

جالبش اینه که بدنش گوسفنده

سر و گردنش مثه خره

بعععععع بعععععع ههههه ههه

*vakh_vakh* *vakh_vakh*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

 

اینم داش تکواندو و رفیقاشه بعد نوشته که  :😍ناموسا چه رفیقایی دارم 😍

فکر کنم ماله اون موقعس که اومده بودن اصفهان

دینگیلو دینگو

بعد حالا فک کن ، ما یه دونه تکواندو داریم

وقتی اینا با هم میرن جایی شیش هفتا تکواندو حساب میشن

 

بعد مثلن تو خیابون راه میرن

 

به هم میگن ، نوچ این پلیسه انگار خیلی ادعاش میاد ، باس بریم حالشو بگیریم

 

یا اون یکی میگه این سطل آشغالو کی گذاشته اینجای پارک

بعد همه با هم شروع میکنن لگد زدن به سطل آشغال تا نابودش کنن

 

:khak: :khak:   :khak:

 

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

 

من بت میگم

اول بیا داخل اونجایی که لیست مطالب هست

یه گزینه پایین سمت چپ هست نوشته بخش ارسال

اونو بزن ، سه تا گزینه باز میشه

 

روی اونی بزن که شکل کاغذ و مداد روشه

بعد میری برای بخش ثبت نام

بخش ثبت نام دو قسمت داره

 

یکیش از سمت سایت تکمیل میشه

و اونجا ازت

اسم کاربری میخواد که باید لاتین باشه مثلن

nefrin_shode1234

ازت جیمیل میخواد  یا ایمیل فرقی نمیکنه

دوتا پسورد یکسان ازت میخواد

اسم و فامیل و یه تیک که پایین نوشته قبول مینمونی یا نمینمونی ؟؟

میزنی تیکشو

و یه رمز تصویری هم میزنی

و تموم

 

بعد میای دوباره توی برنامه بخش دوم

حالا ازت

اسم کاربری و ایمیل یا جیملی که وارد کردی رو میخواد

میزنی ثبت نامت تکمیل میشه

اگه هر جایی نتونستی

بیا کامنت بده و بگو

کامنت دادنم باس بری داخل یکی از پست ها

یه دکمه بنفش رنگ پایین سمت راست هست

میزنی سه تا گزینه میاره بالا یه گزینه آبی رنگه اونو میزنی

پیام بده اونجا دستی ازت اطلاعاتت رو میگیرم ثبت نامت میکنیم

 

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این متن رو هم یکی از کاربرای زیر آبی داده متاسفانه هیچ آثار و نشانه ایی ازین کاربر نداریم

ترجمه متنی که نوشته میشه

مادر خدا دردت رو زده به استخونام

خیلی خوب بود و قشنگ

و یه چیز جالبش اینه که تو عکس میتونید گلوونی رو ببینید روی سره اون خانمه

گلوونی پوشش  خیلی قشنگیه مخصوص قوم لر و لک و کرد ها و ایلامی ها

که هم زن ها داشتنش روی سرشون

و هم مرد ها روی شونه هاشون

خدا کنه این پوشش هیچ وقت فراموش نشه

 

 

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این نقاشی رو هم یاس برمون کشیده

خیلی خوشگل کشیدی

 

غروب خورشید توی دریا ،انصافا خیلی قشنگه ،مخصوصا توی دریای جنوب و خلیج فارس

 

*ghalb* **♥**   *ghalb_sorati*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

اینم نقاشیه من
انصافا قیافه همشهری رو ببینا

*vakh_vakh* *vakh_vakh*

شیدولی هم که سیاه سولوختس

حسابی هم لجش گرفته

شیدولی لجش گرفته مورچه گازش گرفته

باشد که رستگار شوید

عصای عامون تو گوشتون

چون جنبه ی عمومی داره عصای عامون رو کردم تو گوشتون

 

وگرنه در جریانید که عاموش شوخی نداره

*vakh_vakh* *vakh_vakh*

 

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

یه توضیح کوچیک برا بخش نقاشی بدم

اینکه این بخش نقاشیه ما دو شیفت کاری داره که اینجوریه

میرید تو منوی خروج ؛ ازونجا بخش نقاشی رو انتخاب میکنید

و آخر کار میتونید برامون نقاشیتون رو بفرستید

هر نفر داخل خنگولستان یه تابلو نقاشی داره

که وقتی نقاشیشو میفرسته بعد میتونه داخل بخش اسلایدر بعده تایید ببینتش

و هر چی نقاشی بفرسته فقط و فقط روی هم دیگه کپی میشن

و ما هر هفته یکبار یه همچین پستی میزاریم و نقاشی های فرستاده شده رو با زیر نوشته میزاریم

و نقاشی هاتون یادگار تا زمانی که خنگولستان عمر داره اینجا حفظ خواهد شد

شیفت دومشم که به صورت ذخیره فقط روی حافظه ی گوشیه

*ghalb* *gol_rose*

*0*0*0*0*0*0*0*

 

بچه ها دستتون درد نکنه

خسته نباشید

 

ممنون که وقت میزارید  ،و نقاشی میکشید

 

خیلی دوستتون داریم

ان شا الله سری نقاشی بعدی میوفته بعده عاشورا تاسوعا

خیلی میخامتون خنگولستانیا

*baghal*

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

برای مشاهده نقاشی های سری قبلی میتونید از لینک های زیر استفاده کنید

نقاشی های ارسالی 19 مرداد تا 17 شهریور ◄

نقاشی های ارسالی 28 تیر تا 19 مرداد ◄

نقاشی های ارسالی از تاریخ 2 تیر  ۱۹۳۶ تا 28 تیر 1396 ◄
نقاشی های ارسالی 13 خرداد تا 2 تیر 1396 ◄

نقاشی های ارسالی ۲۹ اردیبشهت ۱۹۳۶ تا ۱۳ خرداد ۱۳۹۶ ◄

نقاشی های ارسالی 21 اسفند 29 اردیبهشت ◄

نقاشی های ارسالی 3 اسفند تا 21 اسفند ◄

نقاشی های ارسالی از 7 بهمن تا 3 اسفند ◄

نقاشی های ارسالی از 18 دی تا 7 بهمن ◄

نقاشی های ارسالی از 9 دی تا 18 دی ◄

40 ◄ چِل شدم

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

بعده آرامشِ باران ،  که بسیار گریست

آب  در شکم گرفتن  ؛ همه چاله های شهر

دست به دست هم سپردند ُ ،  شدن   عذاب من

با  تموم لذتِ  کودکی هر بار ،  پریدی به میان چاله ایی

دله تو شاد و سرت خوش به همین چاله ی آب

من و یک خسته درونه  من ،  ازین بیخبری

که چقدر سخت حواسم به لباست بوده

که مبادا نشود  خیس  و تو بیمار ببینم

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

دلنوشته  از شیخ المریض

40 ◄ چِل شدم

دو تا موزیک سلامت براتون گذاشتم بزنید دانلود و قر بدید

حرام است حرام

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

یه موزیک بابا کرمی حرام براتون گذاشتم که از کمر به پایین حروم بشید

بناااازمششششششش

آها ما شا الله

به بـــــــه ، بــــه بـــــه

پیری چه شکستیس ، که تعمیر ندارد
ویرانه شود ، خانه ایی که یک پیر ندارد

دوست دارم هر کجا که نشستید ببرید بالا و بزنید تو سرتون

حالا بریم اهنگ بابا کرم

جان شاه داماد دستا رو بیار بالا بزن تو سرت

همین دو نفر ، خواهش میکنم کسی بالا نیاد ، کوچولو ها بشینن زخمی نشن

بوبوبوبوبوبوبو

اینا کوجا بودن

دستای بابا کرمی رو محکم بزن تو سرت لا مصبو

*vakh_vakh* *vakh_vakh*

الهی امشب صبح نشه

عاقا متی این اومد از هند اومدم رو اجراش کن ، تقدیم کنیم به این حاج عاقا

قرررررررررش بده ، بوبوبوبوبو

نیوفتی

قشنگ معلومه که یارو که داره قر میده از حد انعطاف رد شده که بش میگه نیوفتی

*vakh_vakh* *vakh_vakh*

اومدم از هند اومدم ، اومدم از هند اومدم

چوریدم و رند اومدم ، اومدم و باز اومدم ، با ماشین بنز اومدم

منم که دل شاد اومدم ، بی غم و آزاد اومدم

به عشق شیرین اومدم ، مثال فرهاد اومدم

حیفه که تو لاک بمونم ، آخه پسره قارونم

میدونم و خوب میدونم ، میتونم و خوب میتونم

اصخر بی غمم ، میدونه ننم

بیخیالشم ، میدونه ننم

تو به پولات مینازی و هر جا میری باد میکنی

کی تو ز ما بیچاره ها ، و آواره ها یاد میکنی

آآآآآییییییییی اماااااااااااااوووووااااااااااانننننن هااااااایییییی

مجلس امشب ما چقدر پر شور و داغه

من به شما عزیزان ، مژده بدم شام امشب چلو کبابه

اماااااااااااااااننننننن حبییییییییببببببببه عنننننننن

*hendone* *khoraki*

حجم تقریبا هفت مگا بایت ◄

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦
اینم یه موزیک شاد فارسی

بزنید دانلود کیف کنید

منو ناحق ز دلبر دم بریدن
به زندونه غمو ، حسرت کشوندن

*gerye* *gerye*

عجب سخته اسیری و غم یار

چه دشواره ،ملامت هم شنیدن

*odafez* *odafez*

حالا ما شالله

این دوتای داماد کجان ؟؟

*palid* *palid*

احمد جون این دوستات رو راهنمایی کن بیان داخل

با دلی که غرق خونه

هییییییییی

چه نکرده این زمونه

هییییییییی

حالا اسبات رو بتازون

هییییییییی

دل آزاد خوبه ، آدم آزاد خوبه

هییییییییی

قصه ی عاشقی شیرین و فرهاد خوبه

هییییییییی

خونه خرابه دل که لونه ی جغد باشه

هییییییییی

به چه دردی میخوره ، دل آباد خوبه

*bandari* *bandari*

عاقا دست بیاید بزنید به علیرضا ، انصافا قشنگ میرقصه

کاشکی منم تو دشت و صحرا بودم

مثل پرنده ها رو گل ها بودم

کاش میدونست که گنه ندارم

بی خبر از قصه ی دنیا بودم

دل آزاد خوبه ، آدم آزاد خوبه

قصه ی عاشقی شیرین و فرهاد خوبه

خونه خرابه دل که لونه ی جغد باشه

به چه دردی میخوره ، دل آباد خوبه

حجمش تقریبا شیش و نیم مگا بایت ◄

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

دلاتون شاد و لباتون خندون

امشب ، لیست دانلود موزیک رو فعال میکنم بزنید دانلود موزیکای شادی رو که میخواید

برقصید و توبه کنید

:khak: :khak:

60 ◄ خیلی ممنون بابت ابراز علاقمندی

برو بچ چنتا کلیپ خنده دار گذاشتم

امشب با یکی از این کلیپا وحشتناک خندیدم ، شاید ماه ها بود که اینطوری نخندیده بودم

خدایا شکرت

شمام ببینید و بخندید

خیلی دوستتون دارم

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

حجمش هفتصد کیلو بایته

این کلیپ وحشتناکه ، یه ماهی بودی اینجوری نخنیده بودم

اونقدر خندیدم که ریدم تو شلوارم از خنده
اشک از چشام راه افتاد

خیلی باحاله فقط ، اونجاش که یارو با صدا سوت بیدار میشه ، تنها عکس العملی که نشون میده اینه که صدا خر در میاره

بعدم میگه ریدم تو شلوار علیکوم یا همیچین چیزی

*vakh_vakh* *vakh_vakh* *vakh_vakh*

لینک دانلود ◄

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

قم تهرون قم تهرون بیا بالا

*vakh_vakh* *vakh_vakh*

سیصد کیلو بایت ◄

ر

المپیک پرتاب سنگ به شیطان در حج

پونصد کیلو بایت ◄

*vakh_vakh* *vakh_vakh*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

اینم بچگیای بلقیس

خیلی باحاله از دستش ندید

چهارصد کیلو بایت ◄

*vakh_vakh* *vakh_vakh*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

همش یه طرف اونجایی که خره برگردون میزنه یه طرف

*khar_ghalt* *vakh_vakh*

چهارصد کیلو بایت ◄

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

سره هم شاید سه مگا بایت هم نشه

دانلودشون کنید

من خیلی خندیدم ، ان شا الله که برا شمام خنده دار باشه

**♥** دلاتون شاد و لباتون خندون *ghalb_sorati*

54 ◄ آفران به لایکت

سلوم به بروبچ خنگولستان

میخوام یه سری خاطره از اولین چت هایی که داشتم براتون بگم

خب اولین چت کردن من و فضای مجازی من مربوط میشه به تقریبا پنج شیش سال پیش

اون موقه ها برنامه های چتی که الان هست ، مثه تلگرام و واتساب و نمیدونم و فلان و بهمان نبود

اون موقع پیشرفته ترین برنامه چت یه برنامه بود به اسم نیم باز ،یه ایکون نارنجی رنگ داشت

که هم برای سیستم اومده بود و هم برای گوشی

من اوایل گوشی خوب نداشتم ، گوشیم ازین ساده ها بود

ولی بخاطر اینکه کنکور دولتی در اومدم ، بابام برام لب تاب خریده بود که هنوز دارمش و کارام و کارای خنگولستان رو با همون انجام میدم

این نیم باز ، هم چت شخصی داشت ، یعنی با یه نفر چت میکردی نفر به نفر

و هم گروه چت که بش میگفتن چت روم

چون با سیستم میرفتم ، برنامشون برای چت روم خراب بود و کار نمیداد

پس فقط چت نفر به نفر داشتم

یه خصوصیتی که این نیم باز داشت ، یه روبات داشت این روبات کارش این بود که شانسی متصلت میکرد به یه غریبه

خب حالا از اینجا به بعدش باحاله

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

فکر کنید یه پسره گییییییییج و منگ که تنها تکنولوژی پیشرفته که دم دستش بود آتاری دستی بوده
میاد تو فضای مجازی

*fekr* *fekr*

بعد ما خونه اینترنت نداشتیم ، لب تاب رو که بردم دانشگاه ،از اینترنت خوابگاه وصل میشدم

اولین بار که رفتم تو این روباته

روباته پیام داد شما یه یه غریبه وصل شدید ، سلام کنید

منم یهو ذوق مرگ شدم گفتم سلااااااام غریبه 😍😍😍😘😘

یارو پیام داد

m or f

( که بعد ها فهمیدم منظورش جنسیته )

منم که یه گیییییج و منگ زدم

A

بعد پایینش نوشتم یعنی اصخر هستم شما ؟؟

یارو دوتا شکلک اینطوری فرستاد

😐😐

بعدم قطع ارتباط زد

روباته پیام داد اتصال شما با غریبه قطع شد

برای اتصال مجدد اقدام کنید

دوباره زدم

وصل شدم به یه پسره

اسمش مهران بود

اینم مثه من داغون و گیج بود ولی چون ساده و اینا حرف میزدیم کلی هم حرف زدیم

آیدی همو گرفتیم

خییییییلی داغون بودیم منو این مهران

مثلن اینا تو این غریبه میگفتن
asl
که یعنی اصل بده و مشخصاتت رو بده

من نمیدونستم

سریع میپریدم تو پیویه مهران میگفتم مهران تو این غریبه یکی بم گفته

asl

یعنی چی ؟؟

میگفت یعنی فکر کنم تو رو با عسل اشتباه گرفته

بعد من میرفتم با این پیشفرض که من عسل یارو ام باش حرف زدن

هی براش ناز میکردم

میگفتم عزیزم حالا که من عسلتم برام چی میخری ؟؟

*malos* *malos*

بعد میدیدم عسل که هیچی من گوزشم نیستم

*narahat* *narahat*

خلاصه یه مقداری زمان برد تا یاد گرفتم اصطلاحات چت کردنو

تو این مدت حسابی از چت کردن با دخترا خجالت میکشیدم

یه جوری ضایع بودم ؛ که با دختر میچتم پشت لب تاب که هم اتاقیام از قیافم میفهمیدن که طرفی که دارم چت میکنم باش دختره

خب والا من حتی تو دوران بچگیمم ، کلن اهل زیاد بیرون رفتن ارتباط گرفتن حتی با پسرا هم نبودم

تو خاطراتم بخونید بچگیم قشنگ معلومه

بعد برا همین با دخترا توی همین غریبه بیشتر چت میکردیم و ایدی نمیگرفتم یه مدت حرف میزدیم یه ساعت دو ساعت و تموم میشد قطع میشد و دیگه همو نمیدیدیم

چون این لب تابم دست بچه ها هم میرفت ، اصن دوست نداشتم ایدیشو ببینن یا هر چی

هنوزم همیطوری ام کلن ادم نمیشم

*shadi* *shadi*

من همیشه دستم به طنز میرفت و خنده دار تایپ میکردم

حتی متن های ساده ایی که عادی میگفتن

طرفی مقابل که باش چت میکردم اونطرف از خنده میرید تو شلوارش

*bi_chare* *bi_chare*

خلاصه بعده چند روزی که چت کردم دیدم عه چه خوبم من ؛ همه میخندن شاد میشن و کیف میکنن

منم فکر کردم که کلن ملت هر کسی میاد برای چت کردن میخواد بخنده

تو همین غریبه ها که بشون وصل میشدم

یهو وصل شدم به یه دختره

*vakh_vakh* *vakh_vakh*

خدایا توبه

*vakh_vakh* *vakh_vakh*

عاقا ما وصل شدیم به این اصل و اینا رو پرسید

من عادت نداشتم اصل بگیرم ، ولی خب تا اصل میدادم ،اتومات طرف مقابلم اصل میداد

من گفتم اره اسمم اصخره ، اونم گفت منم سارینام

*are_are* *are_are*

بعد شروع کردیم حرف زدن

وسط دری وریایی که من براش میگفتم

این هی میگفت گرممه

:khak: :khak:

هی من میگفتم اشکالی نداره

بعد دوباره یکمی حرف میزدیم این گفت احمق میگم گرممه

:khak: :khak:

بعد من میگفتم تو گرمته من احمقم ؟؟

*bi_chare* *bi_chare*

میگفت تو چقدر خنگی ، خیلی گرممه

من میگفتم خو اشکالی نداره این کارا رو که میگم بکن

یه دوش آب سرده سره حال بگیر تا خنک بشی

میگفت ای وای ، دوش نمیخوام بگیرم

:khak: :khak:

بعد گفتم که باوشه ، کولرو روشن کن ،خنک میشی

بعد عصبانی شد ، گفت خیلی خری

*bi asab* *bi asab*

بعد دوباره حرف زدیم

از اینور اونور حرف زدیم

یهو گفتش که بیا پیشم ، من رو تخت دراز کشیدم

بعد من چمیدونستم ، فکر کردم یه مدل مسخره بازیه میخوایم بخندیم و اینا

گفتم باووووشه برو کنار که من اومدم زااااارت رفتم پیشش

*amo_barghi* *amo_barghi*

بعد شروع کردم تصویر سازی کردن برا خودم

گفتم وای چقدر عروسک داری

*yohoo* *yohoo*

این عکس کیه رو دیوار

اونم هی میخندید میگفت خیلی خری به قرآن

بعد گفتم وای من خیلی گشنمه برم از یخچالتون یه چیزی بردارم

*bandari* *bandari*

گفت برو تندی بیا

منم هی مثه اوسکلا صدا در میوردم

میگفتم قیییییییژژژژژژ

اون میگفت چی کار داری میکنی ؟

میگفتم هیچی دره اتاقتو باز کردم

بعدم مثه اوسکلا به خونواده ایی که تو تصورات خودم ساخته بودم

سلام احوال پرسی میکردم

به سلام ملیکم ، چوطور موطوریید ؟ خواهش میکنیم پا نشید

بعد گفت داری با کی حرف میزنی

گفتم خونوادتن ، دارند تلوزیون میبینن

گفت زهره مار تو خونه تنهاییم

بعد یهو یه تکونی خوردم

*Aya* *Aya*

ولی خب ، فکر میکردم هنوز مسخره بازیه

بعد رفتم دره یخچالشون

گفتم اوووووه مایکل جکسون

شما انگاری خیلی پول دارید که این همه خوراکی تو یخچال دارید

*vakh_vakh* *vakh_vakh*

اون میگفت زهره مار تندی بیا کارت دارم

گفتم باوشه الان میام

یکمی استیکر میوه و اینا براش فرستادم ، گفتم بیا اینا رو هم برا تو اوردم

گفت ممنون

بعد من پرسیدم خونوادت رفتن کجا ؟؟

گفت رفتن مسافرت

گفتم اع ، خوش بگذره ان شا الله بشون

بعد اونم گفت اره ، حالا که تنهاییم بیا به ما هم خوش بگذره

*are_are* *are_are*

منم گفتم باشه

من اواز میخونم تو پاشو برقص

بعد شروع کردم آواز خوندن

ازون بالا بالا شمرون تا این پایین تهرون

تو هر جا پا میزاری ، خاطر خواهات فراوون

پیش خودت خیال کردی که تو درمون هر دردی

نه جونم این خبر ها نیست ، عزیزم اشتباه کردی

بعدم خودم قر میدادم و اینا و فکر میکردم که اونم داره قر میده

یهو گفت وای خدایا تو چقدر احمقی

*bandari* *bandari*

یهو گفت نمیخوام بخونی

*righo_ha* *righo_ha*

بعد گفت من خیلی گرممه اخمخ

من گفتم بیا فوتت کنم

*moteafesam* *moteafesam*

گفت تو خیلی گیجی پسر

چی تنته ؟؟

گفتم شلوار کردی آبی با پیرهن زرد

*ey_khoda* *ey_khoda*

بعد گفت وای تو دیگه کی هستی ؟؟

منم گفتم اصخر هستم

بعد من فکر کردم که منم باید بپرسم

گفتم چی تنه توئه

گفت تاپ سفید ، بعد گفت خیلی گرممه ، بیا لباسامو در بیار

بعد جا خوردم ، یه چند ثانیه ایی ، هیچ نمیدونستم چی بنویسم

گفتم که من باید برم دسشوری ، دشوریتون کجاس ؟؟

گفت پووووفففف برو بیا

بعد من رفتم تو دشوری

درو از پشت بستم

این شروع کرد حرف زدن

گفت بیا دیگه عزیزم ، منتظرتم

من لباسامو در اوردم

بیا با هم کیف کنیم

بعد من تو توالت نمیمودم بیرون

گفت داری چیکار میکنی

بعد من میگفتم که ببین من ازین کارا بلد نیستم

گفت باره اولته ؟؟

بعد من گفتم که من فکر کردم مسخره بازیه ، وگرنه اصن نمیومدم تو اتاقت

گفت اشکالی نداره ، حالا شروع کنیم

گفتم چی چیو شروع کنیم

اصن من ایدز دارم ، ایدز میگیری

میگفت یهو عصبانی شد گفت احمق مجازیه

*righo_ha* *bi asab*

بعد نکه خیلی گرمش بود هی خودشو میمالید به دره توالت

منم میگفتم باو من اصن ماله این حرفا نیستم

من همیطوری که عادی و اینکارو نکردم ، خدا زدتم ، پیغمبر از روم رد شده

خدایی بی خیال من نیستم ، ببخشید

بعد گفتش که بیشعوره اُمل ، یا نمیدونم گفت بیشعوره قومبول

هی شروع کرد دری وری بارم کردن

ولی من از توالتشون نیومدم بیرون

خلاصه خیلی بد بود

بعد قطع ارتباط زدم

i am one ommol , or i am one ghombol

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

بعد گوشی خریدم

تونستم برم توی چت روم ها

هیچ وقت یادم نمیره

اولین بازی که خواستم برم داخل یه چت روم

دنبال یه جایی میگشتم که خلوت باشه

یه روم پیدا کردم به اسمه اسمان

نه نفر یا هشت نفر داخلش بود

پریدم داخلش

شروع کردیم مسخره بازی و چرت و پرت گفتن و خندیدن

بعد اصل ازم خواستن ، من خودمو معرفی کردم

چند نفری داخل بودن

یکیشون خودشو به مسخره بازی معرفی کرد

گفت من بلقیس 45 ساله از آفریقا

دیگه روش موند ، و همین بلقیسیه که میبینیدش

نمیدونم برا شمام یش اومده یا نه

ولی من وقتی توی روم چت میکردم و میخندیدیم

شبا که میخوابیدمم خواب چت کردن میدیدم

خلاصه مدیر اون رومه یه دختری بود به اسم اوا

که با بلقیس رفیق بود

منم میومدم بشون سر میزدم و مسخره بازی در میوردیم و میخندیدیم

بعد یکی دو ماه که بودیم با هم دعواشون شد بلقیس و اوا

بعد من دلم نمیومد که بین این دوتا دوست دعوا باشه

هی بینشون وساطت میکردم

که آشتی کنن

حق با بلقیس بود

ولی دو سه بار وادارش کردم که بره عذر خواهی کنه و ببخشتش تا دوستیشون درست بشه

ولی فایده نداشت

بعد یبار حسابی دعواشون شد

این بلقیسم مثه مرغ پر کنده رفته بود تو لاک خودش

خیلی زشت بود که این همه من گفتم بره و عذر بخواد و کوچیک بشه پیش یه ادم زبون نفهم

ادش کردم ، دیدم خیلی دپرسه

برا اینکه احساس نکنه چیزی رو از دست داده

قرار شد روم بزنیم خودمون

هی من اسمای مسخره میگفتم

مثلن کلاه قرمزی

میگفت نه

میگفتم اسمشو بزاریم آفتاب پرست حامه

میگفت نه

هی گفتیم و هی گفتیم

بعد گفتش که اسم یه شهر باشه

گفتم باوشه

و اولین کلنگ خنگولستان زده شد

اولاش هیشکی نمیومد منو این شتر مرغ با هم تو گروه چت میکردیم

چت روم ها اینطوری بود که

اگه یکی دو روز کسی داخلش نمیومد چت روم بسته میشد

و برای اینکه سره پا بمونه

باید روبات میساختیم

اولین روباتی که برای گروه ساختیم

اسمش لولو خر خره بود

خیلی باحال بود

کم کم شلوغ شد

لولو هم بین ما چرت و پرت میگفت

خیلی خوب بود

گاهی تا پونزه شونزه نفر پر میشد

دعوا میشد

میرقصیدن

جوک میگفتن

تا دم عید داخل روم بودیم

اون مرکزیت ما پنج شیش نفر بود

من بودم ، بلقیس ، فندوق ، شمالی ، مشتی باجی ، هندونه

شمالی و مشتی باجی ازدواج کردن سره خونه زندگیاشونن

و موندیم ، منو بلقیس و فندوق و هندونه

بعد من خونه نت نداشتم باید بر میگشتم تعطیلات عید رو خونه

ازون اولش این بلقیس بدبخت بود

هی من ول میکردم اون ادامه میداد

بش گفتم بلقیس من میرم حواست به چت روم باشه تا من برم خونه بعد عید میام

و نیم باز فیلتر شد ،توسط سازمان فیلترینگ

ما هیچ نشونه ایی از هم نداشتیم ،نه شماره ایی نه هیچی

بعد این بلقیس هنوز روم رو با فیلتر شکن دو سه روز بعده فیلتر شدن نگه داشته بود

شمارم رو از یه رفیقام پیدا کرده بود

و بعد از اون ،پشت دستمون رو داغ کردیم که هیچ وقت بجز سروری که ماله خودمونه جایی فعالیت نکنیم

ساختیم ، هیچی بلد نبودیم ،ولی ساختیم با هیچی

یواش یواش

با پول قرضی ، از رفیقام سایت و هزینه های سایت رو دادم ،بعد قرضشون رو دادم

از سهمیه رزرو غذا زدم و قرضشون رو دادم

سایت رو سره پا کردیم

ریختیم روی سایت ، شروع کردیم پست گذاشتن

بعد دیدیم قدرت نمیگیریم

با خودم گفتم باید یه برنامه اندروید داشته باشیم

دست به کار شدم

نه ماه چشمم رو دوختم به صفحه کامپیوتر و ساختیم

یواش یواش کاملش کردیم

هنوزم میسازیم ،و الانم که خونواده بیست و پنج نفره ی ما خیلی بزرگ شده خیییییییلی

تموم دلخوشی ما ، تموم دنیای ما همین خونواده ی خنگولستانه

*baghal*

خیلی میخامتون

*gol_rose* *ghalb*

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

**♥** دلاتون شاد و لباتون خندون *ghalb_sorati*

لیست خاطره های قرار داده شده تا به الان ◄

56 ◄ یا لایک کن یا خودت رو تسلیم کن
خندانکس

خنده + عکس
بسته جوکها

چندین جوک در یک پست
دفتر شعر

گلچینی از اشعار شاعران
جملکس

جمله + عکس
دلنوشته

هر چه میخواهد دل تنگت بگو
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
ورود به پیشخوان

سامانه ورود برای کاربران
نوشتن مطلب جدید

ارسال مطلب جدید
پروفایل

ویرایش پروفایل
پیگیری سریع نوشته ها

برای نمایش سریع نوشته ها
پیگیری سریع دیدگاها

برای نمایش سریع دیدگاها
  • مطالب جدید
  • مطالب پیشنهادی
  • مطالب تصادفی
  • ورود
  • *هنو آماده نشده*
♫ ♪ شعر ♪ ♫
✔ ابزار کمکی ✔
آموزش ها