• عاشخونه ها
فال آنلاین

ابدیت تکمیل شد

😍 از گوگل پلی ، مایکت ، بازار و پارس هاب و چهار خونه بروزرسانی کنید 😍

نرم افزار اندروید خنگولستان
  • میترکونیم
    حساس نشو

یک ذره کتاب

khengoolestan_axs

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

دوست داشتن از عشق برتر است

عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی
اما دوست داشتن پیوندی است خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال

عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سر زند بی‌ارزش است
و دوست داشتن از روح طلوع می‌کند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می‌یابد

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

علی شریعتی
از کتاب: کویر

30 ◄ قر تو کمرم فراوونه ....

khengoolestan_axs

*********◄►*********

عزیز میگه مردها، هرقدر هم که بزرگ بشن و باسواد بشن و پولدار بشن باز هم مثل بچه ها هستن، زود قهر می‌کنن زود پشیمون می‌شن زود هم آشتی می‌کنن

ممکنه جلوی زنا چیزی نگن اما تنها که شدن شروع می‌کنن به بغض کردن. برای همینه که کسی گریه مردها رو نمی‌بینه

زن‌ها هرچقدر کوچیک باشن، اما مادرن و پناه مردها هستن
حتی دختر کوچولوها پناه باباهاشون هستند

*********◄►*********

مصطفی مستور
از کتاب: روی ماه خداوند را ببوس

21 ◄ تا خر تو خره ، تو هم لایک کن

khengoolestan_axs

►◄►◄►◄►◄►◄►◄►◄►◄►◄►◄

اگر تو ثروتمند باشی، سرما یک نوع تفریح می‌شود تا پالتو پوست بخری، خودت را گرم کنی و به اسکی بروی

اگر فقیر باشی بر عکس، سرما بدبختی می‌شود و آن وقت یاد می‌گیری که حتی از زیبایی یک منظره زیر برف متنفر باشی

کودک من! تساوی تنها در آن جایی که تو هستی وجود دارد، مثل آزادی… ما تنها در رحم برابر هستیم

►◄►◄►◄►◄►◄►◄►◄►◄►◄►◄

اوریانا فالاچی

42 ◄ آلبالو گیلاس .. دلم تونه خواس

khengoolestan_axs

o*o*o*o*o*o*o*o

مادربزرگم می‌گوید
وقتی از دوستی عصبانی هستی، آن‌قدر عصبانی که فکرهای زشت به کله‌ات می‌زند، آن‌قدر عصبانی که می‌خواهی سر به تنش نباشد، به چیزهای مثبتش فکر کن، به حرف‌های قشنگش فکر کن و ببین اصلا چرا دوستش داشته‌ای

o*o*o*o*o*o*o*o

مادربزرگ‌ سوپ‌ می‌پزد
شارون کریچ

28 ◄ قر تو کمرم فراوونه ....

khengoolestan_axs

..*~~~~~~~*..

آدم باید خیلی ذلیل باشد که حسرت سال های به خصوصی از عمرش را بخورد. ماها می توانیم با رضایت خاطر، پیر شویم

مگر دیروز، آش دهن سوزی بود؟
یا مثلا پارسال؟ عقیده ات غیر از این است؟
افسوس چه را بخوریم؟ ها؟ جوانی؟
ما هرگز جوان نبودیم

^^^^^*^^^^^

لویی فردینان سلین
سفر به انتهای شب

31 ◄ بیشتر و بیشترش کن

khengoolestan_axs

o*o*o*o*o*o*o*o

آن‌کس که دیگری را تنها به سبب زیبایی‌های ظاهری‌اش دوست می‌دارد، دیر یا زود در می‌یابد که اولاً دیگرانی غیر از محبوب او از این زیبایی، حتی گاه به مراتب بیشتر، بهره‌مند هستند؛ و ثانیاً زیبایی ظاهری اگرچه دلرباست، اما در برابر انواع کمالات دیگر رنگ می‌بازد

به‌محض ‌آنکه فرد در می‌یابد که جمال زوال‌پذیر است و زیبایی‌هایی بس والاتر نیز در این عالم وجود دارد، دیر یا زود ترجیح خواهد داد، که سعادت خود را با این امر فانی‌شونده و فرومایه پیوند نزند بلکه از نردبان عشق پله‌ای بالاتر بیاید و به زیبایی های برتر و ماندگارتری دل ببندد

o*o*o*o*o*o*o*o

آرش نراقی
درباره عشق

27 ◄ قر تو کمرم فراوونه ....

user_send_photo_psot

o*o*o*o*o*o*o*o

پدر بزرگم وسط یه روستای خوش آب و هوا زندگی میکرد و توی حیاط خونش یه باغچه ی بزرگ داشت که توی باغچه پر از گلهای خوشرنگ بود لا به لای اون همه گل یه گل صورتی و زیبا کاشته بود من به محض اینکه دیدمش جذبش شدم پدربزرگم میگفت خاصیت دارویی داره، اما روی شاخه اش پر از خار بود خار های تیز و بلند من خیلی از اون گل خوشم اومده بود همیشه و میرفتم توی باغچه نگاهش میکردم

یه روز بالاخره تصمیم گرفتم اون گل برای من باشه رفتم توی باغچه و چیدمش داشتم با لذت نگاهش میکردم که پام گیر کرد به لبه ی باغچه و خوردم زمین و یکی از اون خار های بزرگ و تیزش رفت تو بازوم درست رفت لای پوستم خون مُرده شد چرک کرد همش درد میکشیدم من اون گل رو داشتم اما داشتنش باعث عذابم میشود پدربزرگم طبیب خبر کرد طبیب نشست رو به روم و یه تیغ بُرنده نشونم داد و گفت این تیغ رو میبینی؟

باید با این پوستت رو بشکافم که چرک و خون بریزه بیرون تا اون خارو در بیارم گفت اون لحظه که تیغ رو میزنم خیلی درد داره اما تحمل کن بعدش دیگه آروم میشی

قبول کردم یه پارچه گذاشت لای دندونم و طبیب تیغ رو کشید رو بازوم خیلی سخت بود خیلی درد بدی بود به خودم میپیچیدم اما تحمل کردم درد نیشتر رو به جون خریدم درد زخم بعدش رو به جون خریدم چون فقط میخواستم از خار اون گل خلاص شم جای اون زخم برای همیشه روی بازوم موند و باعث شد دیگه نتونم به هیچ گلی نزدیک بشم

میدونی عشق تاوان داره عاشق شدن تاوان داره اگه عاشق شدی و بازی دادانت حتی اگه همه وجودت گرفتار باشه دردِ جدایی رو به جون میخری زخم نیشتر رو به جون میخری و بعدش دیگه بی حس میشی بی تفاوت میشی بی اعتماد میشی نسبت به همه چیز نسبت به همه کَس

o*o*o*o*o*o*o*o

راز رُخشید بر ملا شد
علی سلطانی

36 ◄ اشمولی پشمولی

khengoolestan_axs

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

بيماری ها ، گذشته از منشأ بدنی و گاه ژنتيكی
ريشه های روانی هم دارند… با بهداشت روانی، می توان ميزان ابتلا به بيماری ها را كاست

تیروئید: وجود بغضی در گلو، که ترکیده نمیشود

سرطان: ناشی از نبخشیدن خود و دیگران است

ام اس: به دلیل عصبانیت طولانی مدت و کینه ورزی است

بیماری قند: بخاطر افسوس گذشته ها را خوردن است

سر درد: به دلیل انتقاد از خود و دیگران است

زکام بخاطر وجود آشفتگی های ذهنی است

درد مفاصل: به دلیل نیاز به محبت و آغوش گرم است

فشارخون: به خاطر مشکل عاطفی دراز مدتی است که حل نشده باقی مانده

دیگران را ببخشیم، خودمان را ببخشیم، بیشتر محبت کنیم
کمتر گله و شکایت کنیم، فراوان تر بخندیم و شاد باشیم
و بدانیم افکار ما بسیار قدرتمند و اثرگذار هستند و تاثیرات بسیار شگفت انگیزی از خود باقی می گذارند

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

شفای زندگی
لوئیز. ال. هی
ترجمه: مجید شهرابی

29 ◄ قر تو کمرم فراوونه ....

khengoolestan_axs

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

مولوی با کبکبه و دبدبه در حالی که مریدانش احاطه اش کرده بودند
و آب وضویش را به تبرک بر می داشتند با شمس برخورد
و با تکبر در او نگریست

شمس گفت سوالی دارم

مولوی گفت بپرس

شمس گفت بگو بدانم محمد(ص) پیامبر ما برتر بود یا حلاج شیخ ما؟

مولوی خشمگین شد و گفت کفر می گوئی؟

شمس گفت پس چرا محمد پس از سالها عبادت خدا هنوز در دعاهایش این گونه می خواست که: خدایا خودت را به من بشناسان
ولی حلاج آنقدر در خدا غرق شده بود که می گفت من خدا هستم و فریاد انا الحق می زد

مولوی درماند
شمس روی برتافت و رفت

مولوی به التماس به دنبال وی روان شد و تمنا کرد تا شمس پاسخش گوید

شمس گفت چون نمی دانی چرا با این تکبر و تفرعن بر زمین خدا راه می روی… پاسخ این است که محمد(ص) دریانووش بود و هرچه از معرفت خدا در جام وجودش می ریختند پر نمی شد

ولی جام حلاج ظرفیت نداشت تا اندکی در آن ریختند مست شد و به عربده کشی افتاد

آن که را اسرار حق آموختند
مُهرکردند و دهانش دوختند

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

از کتاب: پله پله تا ملاقات خدا

30 ◄ قر تو کمرم فراوونه ....

khengoolestan_axs

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

برعکس عمل کن! ده روز، به جای اینکه احساسِ یک آدم ضعیف و غمگین را داشته باشی. احساسِ یک انسانِ با اقتدار و قوی را داشته باش و از تهِ دل اقتدار و شادی را حس کن

ـ یعنی به خودم دروغ بگویم؟!؟

چه فکر کنی ضعیف هستی و چه قوی، درهر دو صورت داری به خودت دروغ میگویی، پس چه بهتر که دروغِ با ارزشی باشد

ـ این کار چه سودی دارد؟!؟

جهانت را به سمتِ آنچه که رفتار میکنی سوق میدهد

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

سفر به دیگر سو
کارلوس کاستاندا

36 ◄ اشمولی پشمولی
خندانکس

خنده + عکس
بسته جوکها

چندین جوک در یک پست
دفتر شعر

گلچینی از اشعار شاعران
جملکس

جمله + عکس
دلنوشته

هر چه میخواهد دل تنگت بگو
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
ورود به پیشخوان

سامانه ورود برای کاربران
نوشتن مطلب جدید

ارسال مطلب جدید
پروفایل

ویرایش پروفایل
پیگیری سریع نوشته ها

برای نمایش سریع نوشته ها
پیگیری سریع دیدگاها

برای نمایش سریع دیدگاها
  • مطالب جدید
  • مطالب پیشنهادی
  • مطالب تصادفی
  • ورود
  • *هنو آماده نشده*
♫ ♪ شعر ♪ ♫
✔ ابزار کمکی ✔
آموزش ها