• پیامک
فال آنلاین

❤ ابدیت تکمیل شد ❤

😍هم اکنون از فروشگاه های اندرویدی معتبر دانلود کنید😍

نرم افزار اندروید خنگولستان
  • میترکونیم
    حساس نشو
شیخ المریض

شیخ المریض

(تست)

از خنگه می پرسن خواهرت دختر زائیده یا پسر؟

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

می گه به من اطلاع ندادن. هنوز نمی دونم دایی شدم یا خاله
😂😂😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

امروز به این فکر میکردم چجوریه تو عربستان ملت با اینکه کار خاصی نمیکنن و صنعت عظیمی نداره اینقدر پولدارن؟

بعد یادم افتاد نفت دارن

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

بعد دوباره یادم افتاد دیدم عه ما هم که نفت داریم
عه گازم که داریم
عه صنعتم که داریم

هیچی دیگه یه چایی خوردم و سعی کردم قضیه رو فراموش کنم😐
..

.
.
اصن به من چه

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦
‏تو زمستون بابام خواست ماشینو روشن کنه، گفتم صبر کن چک کنم گربه ای توش نباشه، رفتم لگد زدم بهش گلگیرش رفت داخل

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

‏انقدر کتکم زد که گربه ها وساطت کردن گفتن به خاطر ما نکشش😢😂😂😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

‏پسری که با صورت ۶تیغ قیافه ش قابل تحمل باشه واقعاً قیافه ش خوبه

.
.
.
.
.
.
.
.
.

وگرنه با ته ریش که دختر دبیرستانیا هم مرد زندگی اند😂😂😂😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦
در پرتغال به کسی که به وطنش خیانت می‌کنه میگن: پرتغال‌فروش😳

.
.
.
.
.
.
.
.
.

وظیفه‌ی سرویس اطلاعاتی هم اینه که پیدا کند پرتغال‌فروش را😂😂😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦
ﺗﻮﯼ ﺷﺒﮑﻪ ﯼ ﭘﻨﺞ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﯼ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﻣﯽ ﮔﺮﺩﯾﻢ، ﯾﻪ ﺑﺨﺸﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ

“ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻭ ﺍﻭﻧﺠﺎ”

.
.
.
.
.
.
.
.
.

ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﻣﺠﺮﯼ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻣﯿﮕﻪ: ﺑﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻭ ﺍﻭﻧﺠﺎﯼ ﻣﺎ ﺧﻮﺵ ﺁﻣﺪﯾﺪ

ﻣﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﺣﺮﻓﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ😑😂😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦
از شماره ناشناس پیام اومده

“سلام مریـم هستم،اگر آشغالارو ببری پایین،امشب را با تو خواهم بود”

.
.
.
.
.
.
.
.
.

یکے بیاد به پدرم بگه روشش اینجورے نیست😂😂😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦
گربه ی هانیه توسلی مرده . میگه ای کاش منم بمیرم زودتر برم پیشش. حالا من بمیرم بابام میگه صداشو در نیارید یارانش قطع نشه

.
.
.
.
.
.
.
.
.

مامانمم میگه پس ازین وسط جمعش کنید تازه جارو کشیدم

😂🚶😂😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦
احسان علیخانی سال دیگه هانیه توسلی رو دعوت میکنه ماه عسل میپرسه اون مرحوم لحظه آخر چی گفت؟

.
.
.
.
.
.
.
.
.

هانیه میگه گفت میو! و علیخانی زار زار اشک میریزه😂😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦
واقعا چطوری تو اتوبوس و مترو زل میزنین تو چشم بزرگ ترتون و راحت میشینین رو صندلی؟ 😒😏

.
.
.
.
.
.
.
.
.

من رومو میکنم اونور چشم تو چشم نشیم 😌😐

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦
راس میگن که ‏باد آورده رو باد میبره

حالا مهم نیس چه بادی

.
.
.
.
.
.
.
.
.

من خودم یه بار جلو دوس دختـــــــرم گوزیدم ول کرد رفت😂😂😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦
تو پارک یه خانم سگشو گم کرده بود. وقتی پیداش کرد بهش گفت: کجا بودی مامانی؟

.
.
.
.
.
.
.
.
.

حالا اگه ما گم شده بودیم بهمون میگفتن کجا بودی توله سگ😜😜😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

به خنگه میگن داداشت چیکارست؟

روش نمیشه بگه آخونـده

.
.
.
.
.
.
.
.
.

میگه: ڪمربند مشکی نماز داره😐

ولی دیوونست می بنده به سرش😂😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦
یه بارم پیام دادم به دوست دخترم گفتم من سرطان خون دارم برو دنبال زندگیت😔😌

.
.
.
.
.
.
.
.
.

پیام داد: احمق من اون جدیده ام باید به قبلی اینو بفرستی😏😂😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦
یه بار خیلی مریض تو خونه افتاده بودم که یهو بابا بزرگم با تفنگ ساچمه ای اومد تو

.
.
.
.
.
.
.
.
.

به بابام گفت اگه زیاد زجر میکشه بگو خلاصش کنم 😕
😂😂😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦
مرتیکه نفهم صد بار بهت گفتم من اخوند نیسم

.
.
.
.
.
.
.
.
.

اگه نیستی پس این چیه روسرت گذاشتی..💬
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
کل کل سندباد و جاناتای درصحرای افریقا😂😂😂😂😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

روش زجر دادن خانمها
👸👧
زن عراقی:بهش خرجی ندی💰
زن لبنانی: عبا سرش کنی💂
زن سوری:محروم کردن از تفریح😱
زن اردنی: ازدواج مجدد😭
زن سودانی:شونه کردن موهاش😠
زن عمانی:منع کردن از خرید طلا✨
زن مصری: هم خونه بودن با مادر شوهر😒
زن بحرینی:گرفتن سوییچ ماشین 🚗🚘🚙
زن قطری: نگرفتن پیشخدمت😳
زن کویتی:منع کردن از آرایش💋💄💅

واما زنده باشه

😃زن ایرانی:هیچ کس حریفش نمیشه

بجز خدا😂😂😂

ارسال شده از پت پتی
♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

یکی از خاطرات دوران راهنمایی من، انضباط تجدید آوردم

.
.
.
.
.
.
.
.
.

به همین برکت

بعد تو شهریور اومدم ساکت نشستم قبول شدم…😂😆😂

ارسالی از پت پتی
♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦
‏هیچی بدتر از این نیست که ببینی کسی که ازش طلب داری تصادف کرده و جلو چشات داره جون میده

.
.
.
.
.
.
.
.
.

و تو هیچ امیدی نداری که یه روزی پولتو ازش پس بگیری😢☹️
😂😂😂
.
.

ارسالی از پت پتی
♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦
به پدربزرگم گفتم چرا بعد از ۵۰ سال زندگی مشترک هنوز با مادربزرگم تو یه بشقاب غذا میخورید؟

یه حرف عاشقانه زد هیچوقت یادم نمیره 😢❤️

.
.
.
.
.
.
.
.
.

گفت اگه زهر ریخته باشه تو غذام خودشم بخوره 😐

ارسالی از پت پتی

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦
داشتم با تبلتم
Angry Birds
بازی میکردم

بابام اومد کنارم نشست ، یه سری تکون دادُ زیر لب گفت

.
.
.
.
.
.
.
.
.

بدبخت
آخرشم کفتر باز دیجیتالی شدی 😐😂😂

ارسالی از پت پتی

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

*ghalb_sorati* دلاتون شاد و لباتون خندون **♥**

68 ◄ انگشت مبارک را بر من بفشار

با یه دختر قرارگذاشتم قهرمان کاراته بود

سر قراراول 2 دقیقه دیر رفتم

💪💪💪💪💪🤔
.
.
.
.

.
.

از دوردیدم گارد گرفته سمت درخت داره نانچیکو میزنه
🤔😉😳😳😳😳😳😳😳
هیچی دیگه خطمو فروختم
😂😂😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

گوشیمو گم کردم
رفتم کلانتری میگم گوشیمو گم کردم!
.
.

میگه کجا گم کردی؟
میگم پارک..!
میگه چرا رفتی پارک؟ 😐
اصلا با کی رفته بودی؟ 😐
دخترباهات بود؟؟
چكارش مى كردى؟؟
اون كجارفت؟؟
گروهبان صفدری

ببرش بازداشتگاه 😐

😂😂😂😂😂😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

روایت داریم در بهشت حوریان با مومنان چنان رفتار میکنن

..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

که انگار نه انگار اونجا خانواده نشسته😂😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

از افتخاراتم اينه كه هيچ وقت با طناب كسى تو چاه نرفتم؛ 🤓☝️

هميشه فقط با طناب خودم رفتم، 😎

.
.
.
.
.
.
.
.
.

اصولا من به استفاده از وسايل شخصى معتقدم 😑😅

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

‏یه سری تصادف کردم یارو از ماشین پیاده شد چنتا فحش داد اخر گفت بیا بیرون مگه کری😡

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

ادای کرا رو دراوردم معذرت خواهی کرد رفت😐😂😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺑﺪﻭﻧﻢ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻧﻔﺮﯼ ﮐﻪ ﮐﺸﻒ ﮐﺮﺩ ﺗﺨﻢ ﻣﺮﻍ ﺧﻮﺭﺩﻧﯿﻪ
ﭘﯿﺶ ﺧﻮﺩﺵ ﭼﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﺮﺩ😅😉

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

عه 😳
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ک#وون ﻣﺮﻍ ﺍﻓﺘﺎﺩ 😂
به نظر خوشمزه میاد 😅
ﺑﯿﺎ ﺑﺨﻮﺭﯾمش 😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

تو خونه‌ی ما انقدر عکس امواتمون رو در و دیواره که

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

وقتی تنها هم هستم روم نمیشه با شورت تو خونه بگردم
😂😂😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

خروسه آبادانی میره دعوا همه پراش کنده میشه

بهش میگن بسه دیگه تمومش کن داغون شدی

میگه نه وولک مو تازه لخت شودوووم😂😂😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

یکی منو دعوت کرد تو یه گروه بعد خودش لفت داد 😳😳😳

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

فک کنم گوزیده بود میخواسته بندازه گردن من 😂💨😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

رابطه واقعی👌🏻

دختر: بیا گوشیت، پیام داری😒

.
.
.
.
.
.
.

پسر: عزیزم، برام چِکِش کن.😊

(برگرفته از کتاب خرچنگها بشکن میزنن😂)

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

بچه‌ی دخترداییم نمکدونو آورد گفت بیا. مامانش گفت وقتی نمکدونو میدی باید چی بگی؟

.
.
.
.
.
.
.
.
.

اونم گفت انقد نمک بزن تا بمیری، تو به بابا همیشه اینو میگی😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

یه بارم خواب میدیدم از بانک ملی زنگ زدن

میگفتن آقا شما در قرعه کشی ما بازنده

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

یک دستگاه خودرو پراید شدید

فردا میخری میاری در بانک تحویل میدی 😐😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

گشت ارشاد منو دوست دخترمو گرفته
از دوس دخترم ميپرسه شما با ايشون چه نسبتي داري ؟؟

.
.
.
.
.
.
.
.

دوست دخترم ميگه هيچي بخدا جناب سروان
اين فقط برام شارژ ميخره 😝😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

دیشب براثر زلزله شیراز لرزید.

آخرین خبر از تلفات زلزله شب گذشته در شیراز
52 نفر از خواب بیدار شدن
حدود100 نفر پهلو به پهلو شدند
یک نفر هم گفت وقتی کمکهای مردمی رسید بیدارم کنید

.
.
.
.
.
.
.

روابط عمومی هلال احمر شیراز هم اعلام کرد : چیطو شده……؟؟؟؟😄

شدت زلزله شیراز بسیار بیشتر از ٧.۳ بوده ولی زمین شیراز حاضر نشده بیشتر از ٤ ريشتر بلرزه و اعلام کرده: عامو ولوم بکنن سر صبحی تو رو جون ننت ﮐﯽ ﺣﺎﻝ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻠﺮﺯﻩ😜😄☺️😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦
2شب پبش دختر 3ساله‌م تب کرده بود شیاف زدیم تبش بیاد پایین

.
.
.
.
.
.
.
.

امروز من تب کردم یه اسمارتیز آورده میگه بابا بیا اینو بزنم به تونت خوب شی

^_^

😂😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

گفتم غم تو دارم😊

گفتا غمت سرآيد😒

.
.
.
..

..
.
.

گفتم چه خوشگلي تو😍

گفتا چشت درآيد😂😂😂🙄

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

**♥** دلاتون شاد و لباتون خندون *ghalb_sorati*

45 ◄ آلبالو گیلاس .. دلم تونه خواس

چنتا موزیک سلامت براتون گذاشتم قر بدید و توبه کنید

حرام است حرام

انصافا همشون خوبه

اولین آهنگ رو میریم با یه آهنگ بندری سره حال قریا بیان وسط

حجم تقریبا پنج مگا بایت ◄

تو یه من رحم بکن اینطور جوابم نکن
یکمی صبر بکن اینطور خرابم نکن

خیلی خوشحال میشی میبینی حالم بده
جون اون کسی که دوست داری عذابم نده

با کی داری میپری ؟؟ ابرومو میبری ؟؟

با کی داری میپری ؟؟ بخدا بازیگری

دیدنت سوار شدی تو شاسی بلنده جگری

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

واتو اوری باری

سرت تو کوکه پری
پارتی کنا چطورید

خیلی سریع و فوری

خانم به افتخاره اقایون آقایون به افتخاره خانما

دست و هورا ، هیپ هیپ هورا

بقلی بیگیر

چیو بگیرم ؟؟

قر کمرو

چیکارش کنم

بده تو کمر بده بقلی ؟؟

به اون دماغ عملی ،بده ماشین بقلی
فقط بپا نمالی ، سری زرلی جری

همینجوری که میلرزونی و کمرتو هی میچرخونی
حالا با ریتم تن همه رو باید برقصونی

خانمه میگه روسری نزار
ای بلا دور خاک به سر

همش تو فکره دوست پسر
اینورش پسر اونورش پسر

ولی به نظر منو صدا زد
خوشش اومده بی درد سر

ولی به نظر منو صدا زد
خوشش اومده بی درد سر

منو پسنیدیده ازون دورا
همگی بگید هیپ هیپ هورا

میخواین باستون قرش بدم ؟؟

پیچو تاب خوشگلش بدم ؟؟

حجم تقریبا هشت مگا بایت ◄

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

اینم یه آهنگ سلامت ازون دوپس دوپسیا

دودوعه دوع
دودوعه دوع

ای ای

شکک

دوپس دوپس دوپس

سبز آبی قرمز سبز آبی قرمز

توبه توبه توبه
هییییی

توبه توبه

مو که دلداری نخاسوم
این شتولا رو نخاسوم

یلا یلا یلا جگیجگی

توبه توبه توبه

اییییییییی ویییییی

مو که دلداره نخاسوم
این شتولا رو نخاسوم
توبه توبه توبه

سی هوای یاروم

خیلی خیلی خیلی دوسش میداروم

حجم تقریبا هشت مگا بایت ◄

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

**♥** دلاتون شاد و لباتون خندون *ghalb_sorati*

سیستم دانلود موزیک رو فعال میکنم که بتونید به آهنگای قبلی هم دسترسی داشته باشید

50 ◄ خیلی ممنون بابت ابراز علاقمندی

دوران دانشجویی بود برای لیسانس

بعد موقع امتحانا بود

منم که کلن تو طول ترم هیچی نمیخوندم و جزوه هم نمینوشتم

*gil_li_li_li* *gil_li_li_li*

امتحان فیزیک الکترومغناطیس داشتیم یکی از سخت ترین درسامون

هی نگاه به جزوه میکردم هیچی نمیفهمیدم

:khak: :khak:

هی عرررررررر میزدم کف اتاق و دود از باکسنم در اومده بود

*gerye_kharaki* *gerye_kharaki*

بعد یکی از رفیقام گفت اصخر اگه نمیره تو مخت یکمی برو تو ایوون تا یه هوایی بت بخوره

بعد گفتم شاید جواب بده ، رفتم داخل ایوون نشستم روی نرده های ایوون

برا خودم آواز میخوندم

*soot* *soot*

بعد یه رفیق داشتیم توی سوییت های پایین داشت درس میخورد

اسمش صادق بود

ولی ما بش میگفتیم اوس علی نجس

کلن برا همه لقب میزاشتیم

یه حاجی داشتیم تو اتاقمون اولش که اومده بود خیلی بچه مثبتی بود

بعد بسکه براش گوزیدیم از لج ما میگوزید این آخریا
بعد بش میگفتیم حاجی گوزو

این اوس علی نجس پایین بود

گفت ببند اون دهنتو داریم درس میخونیم

*fosh* *fosh*

بعد من گفتم خوبه یکمی براشون فیلم بازی کنم

گفتم اوس علی دیگه حال و حوصله زندگی ندارم

به ننم بگو خرس خوردش نگید خودشو کشته
*odafez* *odafez*

بعد این اوس علی میگفت برو بابا جرأتشو نداری هی میخندید

بعد من پیش خودم گفتم که بزار یکمی آویزون بشم بعد با زور دستام میام بالا

*palid* *palid*

انصافا ارتفاعشم خیلی بود ، چون ما طبقه بالا بودیم

بعد گفتم اوس علی حالا که خودمو کشتم میفهمی

بعد آویزون شدم

بعد این اوس علی از تو ایوون پایین اومد بیرون
دید آویزون شدم

گفت داری چیکار میکنی اخمخ

*esteres* *esteres*

بعد من کف پام به دیوار بود و دستم به نرده ها وصل بود

باکسنمو داده بودم عقب مثه میمونا

بعد این اوس علی دقیق زیر باکسن من واساده بود

گفتم اوس علی برو کنار تا نریدم رو سرت

*vakh_vakh* *vakh_vakh*

بعد خندم گرفت

عاقا تا خندم گرفت
دستام جفت شدن ، چسبیدن به هم ، اویزون شدم

بعد دستا که جفت بشن نمیشه که دیگه زور زد

گفتم وااااای اوس علی خاک بر سرت

*help* *help*

بدو بدو واقعی شد

این اوس علی نجسم حول کرده بود

هی جیغ و داد میکرد

*dingele dingo*

منم با این شلوارک آویزون شده بودم

یه چشمم شده بود اشک یه چشمش شده بود عن

*gerye*

من هی جیغ میکشیدم میگفتم خدایا گوز خوردم

خدایا من نمیخواستم خودمو بکشم

الکی الکی دارم میمیرم

خدایا بدبخت شدم

بعد زیرمم نرده بود میترسیدم از اون بالا بپرم

نرده از وسط جرم بده نصفم اینور بیوفته نصفم اونور

هی همیطوری تو هوا هی میگفتم خا بر سرت اوس علی

ریدم رو سرت اوس علی

اونم هی مثه مرغ پر کنده اینور اونور میدویید جیغ میزد

*dingele dingo*

بعد دیگه دستام خسته شده بود

گفتم خدایا مو اصن قصد خودکشی نداشتم الکی الکی دارم میمیرم اگه مردم همش تقصیره این اوس علی نجسه

بعد پامو فشار دادم به دیوار که از بقل دیوار دورم کنه نیوفتم رو نرده طبقه پایین و روی پاگرد سیمانی

بعد همیطوری که پامو فشار دادم به دیوار باکسنم گردولی شد

هموطوری خودمو از دیوار دور کردم و پریدم پایین

بعد با کف پا اومدم رو زمین بعد چون ارتفاع زیاد بود

اتوماتیک زانو هامم تا آخرین حدشون جمع شدن و از چهل پنج درجه به صفر درجه رسیدن

بعد بازم حده ارتفاع و وزن بیش از حد مجاز بود که مابقیه انرژی رو باکسنم جان فدایی کرد و خودشو کوبید به زمین

و نیرویی معادل هفتصد و شیش کیلو ژول به باکسنم وارد شده

و در اثر فشاره وارده طبق فرموله
u = mgh

با احتصابه

گرانش برابره با
۹٫۸۲ میلی متر بر ثانیه

پتانسیل انرژی جنبشیه من زیاد شد و در اثر اختلاف پتانسیل به وجود اومده

برق از باکسنم متصاعد شد و خشتکم جر خورد
و سه چهار تا پیچ و مهره هام ریخت کف بیابون

و هر چی فیزیک خونده بودم پاک شد امتحانمم ریدم

بعدی که خوردم زمین با باکسن ولو شدم
بعد خودمو زدم به مردن

بعد بچه ها تازه اومدن بیرون

یکیشون گفت اصخر دعا کن جفت پاهات شکسته شده باشه وگرنه من برات میشکنمشون

بعد من گفتم وای به من دست نزنید هنوز گرمم
*narahat* *narahat*

اوس علی برو نخ سوزن بیار

*odafez* *odafez*

فکر کنم باکسنم پاره شده

دست به من نزنید که جیغ میکشم

بعد اینام اینقده بیشعور بودن دست نزدن منو ول کردند رفتن

*talab* *talab*

خو یعنی چی این چه طرز برخورد با یه مصدومه که از یه خودکشی جون سالم بدر برده

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

یه خاطره دیگه هم دارم
من همیشه تو خوابگاه با این شلوارکه و زیر پوش حلقه ایی میگشتم

*baghal*

بعد خوابگای ما اصن خیلی دور بود از انسان ها و جماعت ادمیزاد

بعد دیگه همه با هم خودمونی بودیم

بعد ترم یک یا دو بود

یکی از دخترای دانشگاه که مسئول کانون فرهنگی بود

با وانت دانشگاه و یکی از مسئولین دانشگاه اومده بود تو خوابگاه

اومده بودن دنبالم برای کارای فرهنگی و دکور چیدن

*malos* *malos*

بعد دم در به یکی از بچه ها گفت که بلند صدام بزنه اونم هی از جلو دره طبقه پایین بلند صدا میکرد

اصصصصخخخخخررررر اصصصصصصصخخخخخررررر

بعد من اومدم دم پله ها واستادم

گفتم مرررررررررگ و اصخر

*righo_ha* *righo_ha*

چیکار داری ؟؟

گفت بیا پایین یکی کارت داره

*fekr* *fekr*

گفتم من نمیام پایین بگو بیاد بالا

*fuhsh* *fuhsh*

بعد گفتش که آخه نمیشه

*Aya* *Aya*

بعد من یواش یواش داشتم میومدم پایین با شلوارک صورتی و توپ توپیم ، هر کسی که میومد بالا با باکسنم میزدم بش بخوره به دیوار

کل راه پله ی ما ، رو به روش دیوار نداشت همش شیشه بود
قشنگ میتونستی یه نفرو که میره پایین یا میره بالا ببینی

وسط مسیرم نشستم رو حفاظ پله ها قیژژژژژ با باسنم قر خوردم اومدم پایین

بعدم دستمو کردم تو باکسنم شلوارکمو که این حفاظ حول داده بود داخل کشیدم بیرون

بعد من نگاه نکردم پایین ببینم کیه

:khak: :khak:

همیطوری اومدم اون خانمه که مسئول فرهنگی بود کل مسیر داشت منو از بیرون تو شیشه ها میدید

بعد من اومدم دم در دیدم عهههه ؟؟!!!

*moteafesam* *moteafesam*

بعد بدتر حل کردم مثه اسب حامله شروع کردم دویدن بالا که لباس درست بپوشم

تو مسیر مثه اورانگوتان چهار دستو پا میرفتم بالا

بعد که از رو به روی دستگاه راه پله رفتم کنار داد زدم گفتم

گفتم اندکی صبر کنید هم اکنون خود را میرسانم

*modir* *modir*

بعد رفتم شالوار پوشیدم و عینک دودی زدم و اینا که یعنی مثلن فکر نکنه خیلی دیگه بی کلاسم و اینا

ولی خو مثی که همه چیو دیده بودن

اخه مسئوله که اومده بود میگفت چه شلوارک قشنگی داریا

رفیقمم که زود تر رسیده بود ، میگفت کل مسیر رو داشت نگات میکرد و میخندید ، منم بش میگفتم براش دعا کنید داریم از دستش میدیم

:khak: :khak:

بعد رفته بودیم برای دکور سنگ های بزرگ بزرگ ببریم که رنگ کنن و دکور بزنن

من دولا که میشدم

شلوارکه زیر شلوارم پوشیده بودمش چشمم میخورد به اون

دولا که میشدم شلوارکمو که میدید این اصن انگاری تشنج میکرد

هی میگفتم خانم فلانی هی نخندا کار کن

میگفت من نمیتونم خودتون بار کنید سنگا رو

*odafez* *odafez*

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

*ghalb_sorati* دلاتون شاد و لباتون خندون *ghalb_sorati*

لیست خاطره های قرار داده شده تا به امروز ◄

اگه خدا بخواد سعی میکنم بیشتر بنویسم خاطرات و مطالب خنده دار

دوستتون دارم

*baghal*

42 ◄ آلبالو گیلاس .. دلم تونه خواس

میگن بخند ، میگن ما هستیم ، میگن ناراحت نباش

میگن سره چیزای الکی ناراحت شدی

ولی درد و نچشیدن

که بعده هفده بار آبدیت دادن ، فقط به امید برگزیده شدن هی آبدیت پشت آبدیت فرستادن

هیچی به هیچی

خندیدن دل خوش میخواد ، زندگی رو روال میخواد

گاهی اون چیزی که به چشم میبینه یه گوشه از سختیه زندگی بقیه اس

وقتی هیچ کسی از نزدیکات کاری که میکنی رو قبول نداره

وقتی به نتیجه نمیرسه مهر محکمی به تموم حرفاشون میشه

وقتی خوشحال میشن گوشیت میسوزه ، مجبوری با بدبختیات بسازی

بری هر جای دنیا بگی یارو برنامه نویسه اندرویده گوشی نداره بت میخندن

باز هیچی نگفتیم ، گفتیم اشکال نداره

با بدبختی ساختیم ، فشار روانی ، فشار مالی ، کم خوابی ، استرس ، سر درد ، ضعیف شدن چشم ؛ همش به یه دلیل که اگه خدا بخواد این دفعه برگزیده بشیم

دستمون کوتاه بود ، کسی پشتمون نبود ، پول نداشتیم

گفتیم اشکالی نداره

یه هدف خدا پسندانه انداختیم پشت تلاشمون ، گفتیم بجای هر چی نداریم خدا رو تو تیممون داریم

نوچ ، اشتب نکن ، منکر خدا و کمکاش نیستم

من خودم میدونم درد چیه

همه چی درسته درسته ، درد منه بدبختم که نافمو با نرسیدن بریدن

میدونم یه روز خنگولستان خیلی خیلی بزرگ میشه ، مهم هم همینه برام

من عادت داریم به نرسیدن به نداشتن ، به حسرت ، به درجا زدن

به آب از سر گذشتن

من آدم خوبی نبودم خدایا ، قبول

ولی مام تورو داریم

خدایا حواست هست ؟

دارم شکایتتو پیش خودت میکنم

میگن صبر کن ، میگن امید داشته باش حتما حکمتی تو کاره

خدایا هر موقع دری رو رو ما بستی ، ما گذاشتیمش پای حکمتت

هر پس گردنی که خوردیم ازت بش گفتیم حکمت

خدایا وقت نشده درای رحمتتم باز کنی ؟؟

39 ◄ بزن لایک خوشگله رو

خب توی مطلب قبلی در مورد یهودی ها  و هدفی که گذاشتن برای حکومت به جهان براتون یک مقداری صحبت کردم

تو مطلب قبلی بیشتر در مورد فراماسونرا ، که یک گروه از این یهودی های فعال هستند بیشتر بحث کردیم

و خیلی هم قدرتمندن در حال حاضر و خودشون رو فراماسونر یا سازنده میگن

و اینترنت و رسانه و هر چیزی که جهانی بشه اینا یه دستی داخلش دارند

مثلن ، بازی هایی که قدرت گرفتند ، مسنجر هایی که فراگیر شدن  و هر چیزی که جنبه ی جهانی پیدا کرده رو این فرقه ی فراماسونرا داخلش دست دارند

و جالبیش اینه که خیلی ها فکر میکنن که این فراماسونرا جدیدا شکل گرفتن و پیشینه ندارند

درصورتی کاملن اشتباهه

این فراماسونرا از زمانی که یهودیا بودن  اینا هم بودن

یعنی شما فکر کن یارو با شتر و الاغ بوده ولی فراماسونر بوده

و خیلی از بزرگترین سازه های جهان رو همین فراماسونرا ساختن

اینا رو میگم که دست کم گرفته نشن و فکر کنید که  هیچ پیشینه ندارند

خب حالا میخوایم تو این مطلب برگردیم به قدیم و بیایم جلو ببینیم کجاها با این یهودی ها و فراماسونر ها درگیر بودیم و دست و پنجه نرم کردیم

میدونیم که یکی از قدرت های جهانی در زمان های قدیم ایران بوده و بزرگ ترین حکومت ها دست ایرانی ها بوده

پس صد در صد باید سرو کله ی فراماسونرا و یهودی هم باشه

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

خب کوروش بعد از به قدرت رسیدن تقریبا یه حکومت جهانی تشکیل داد که سر تا سره بیشتر نقاط جهان رو دربر گرفته بود

در زمان حکومت کورش یکی از وزیران دربار به اسم مردخای یهودی بود و تونسته بود نفوذ کنه به امور حکومتی

و این مردخای یه برادر زاده داره به اسم اِستر

استر کم سن و ساله و خشیار پسره کورش هم کودکه هنوز

ولی با سیاست خاص مردخای اِستر رو میزاره به عنوان کسی که شب ها برای خشایار قصه و داستان بگه  از پشت یه پرده ی حریر

و خشایار شاه دوران کودکیش رو با صدای اِستر میگذرونه

خشایار شاه بزرگ میشه و به حکومت میرسه ، طبق رسوم قدیم  بعد از گذشت یه مدت از تاج گذاری

هر ساله جشن سالروز تاجگذاری میگرفتن

و شراب میخوردند درباریان و جشن میگرفتن و بزن و بکوب

خشایار شاه وسط جشن تو حالت مستی میبینه همسرش به نام وَشتی نیست

و به یه نفر میسپاره که بره بگه این وَشتی بیادش

 

وَشتی میدونسته که چون درباریان اکثرن مستن و حالت طبیعی نداره تو حالت مستی ممکنه بی حرمتی بش بشه و ازین لحاظ رد میکنه و میگه من نمیام

بعد درباریا میگن که اینو بیارش وگرنه اگه زنامون بفهمن و این رسم باب بشه که سر پیچی بشه از شوهرا بدبخت میشیم

برا همین خشایار شاه به وَشتی میگه که یا برمیداری میای یا از قصر اخراجت میکنم

البته تو چند تا مورد تاریخی نوشته که از وَشتی خواسته که لخت بشه و به جشن بیاد

ولی خب به هر حال ، وشتی قبول نمیکنه و قصر رو ترک میکنه یا بعضی جاها نوشتن که دستور میده وَشتی رو بکشنش

خشایار شاه چند روز بعدش ، پشیمون میشه از اینکه وَشتی رو اخراج کرده از قصر و میفرسته که برن دنبالش

ولی خو دیگه دیر شده بود ؛ وَشتی ول کرده بود رفته بود

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

چند روزی میگذره  قصر و دربار بدون ملکه مونده بود

این مشاوران و وزیرا گفتن که  بهتره زیبا ترین دخترا رو از سر تا سره سرزمین های حکومتی بیاریم تا از بین اونا ملکه ی جدید رو انتخاب کنیم و برقصیم و خوشحالی کنیم

 

و قرار هم به همین شد

شروع کردن سر تا سره  حکومت زیبا ترین دختران رو به عنوان گزینه ایی برای ملکه  شدن جمع کردن

این وسط ، مردخای با پارتی بازی برادر زادشو میاره جز گذینه ها

ولی خب از لحاظ زیبایی خیلی بر تر از بقیه نبوده

و تو نگاه اول از دید خشایار شاه رد میشه ولی به یه حرکت تروریستی شروع میکنه به حرف زدن

و تا حرف میزنه ، تموم پیشینه ی کودکی خشایار شاه زنده میشه

و باعث میشه که استر به دل خشایار بشینه

خشایار شاه استر رو به عنوان ملکه میپسنده

این اِستر و مردخای خودشونو لو نداده بودن که یهودی اند

و شروع کردن یکی یکی یهودی ها رو توی اورگان های دولتی سره کار گذاشتن و قدرت دادن

این وسط خشایار شاه یه وزیر یا مشاور داشت به اسم هامان

که برترین وزیر خشایار شاه بوده

دوهزاریش میوفته که یه کاسه ایی زیر نیم کاسس

میگه خشی جون این کثافتا یهودی اند دارند میرینن تو مملکت حواست هست ؟؟

بعد از خشایار شاه میخواد که این یهودیا رو پرت کنه بیرون  از مملکت

 

این استر خبر دار میشه ؛ میگه ای ریدم تو این زندگی حالا چه کنم چه نکنم

میاد و خشایارو مست مستش میکنه

بعد دستور قتل هامان و  پسرهاش و کشتار ایرانی ها رو صادر میکنه

و حدود هفتاد و پنج هزار ایرانی رو در روز سیزده فروردین قتل عام میکنن تو خونه هاشون

و علت اینکه سیزده بدر میرن بیرون تو دل طبیعت اینه که اونایی زنده موندن که به طبیعت پناه بردند

و میگن که حدود ده دوازده تا نژاد اصیل ایرانی کاملن از بین رفت

فکر کن مثلن الان اگه بودن سه چهار مدل لر داشتیم سه چهار مدل ترک داشتیم

نژادای عجیب غریب دیگه

و بعد خشایار شاه پرتشون میکنه بیرون یهودی ها رو وقتی که حالش جا میاد

و دقیقا همین یهودیا  روز  سیزده فروردین جشنی دارند به اسمه

عید پوریم _ عید ایرانی کشی
(Purim)

و داخل این جشنشون اونقدر مست میکنن که نتونن راه برن

و شروع میکنن به خوندن کتاب اِستر
و به اسم هامان که میرسند هو میکشند و ساز میزنن و مسخره میکنن و مجسمه هایی به شکل هامان میسازند و آتیشش میزنند

و اینکه الان میگن یهودی ها فلسطین رو اشغال کردند برای اینه که از سرزمینشون رونده شدن و آواره بودند

مقبره استر و مردخای هم توی ایرانه
توی شهر همدان

من خودم دو سال دانشجوییم اونجا بودم ، ملت فکر میکردن زیارتگاهه

*vakh_vakh* *vakh_vakh* :khak: :khak:

این شد پایه ی دشمنی ایران و یهودی

بزارید چنتا عکسم بیارم

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

♦♦—————♦♦

خب بیایم جلو تر چندین سال بعد اسلام شروع میکنه به قدرت گرفتن

یهودی ها پخش و پلا میشن تو جاهای مختلف

عربستان و فلسطین ، اینور و اونور

رابطه ی اسلام و یهودی ها خوب بوده اول

چون حضرت محمد پیامبر مهربانی بود و هیچ وقت با هیچ فرقه ایی و مذهبی دشمنی نداشت

باشون داد و ستد میکردن و زن میگرفتن و اینا

میگذره تا یکی از جنگ ها

به اسم جنگ خندق

بزارید نقشه ی جنگ رو بیارم و موقعیت جغرافیایی جنگ رو متوجه بشید

حضرت محمد قبل از اینکه جنگش رو با قریش و دشمنان اسلام شروع کنه

 

میاد پیش رهبره یهودی ها که یه قلعه داشتن

و به بنی قریظه معروفن

و قرار شد که دره قلعه که بین دو تا کوه قرار گرفته رو باز نکنن که از پشت حمله بشون نشه

 

یهودی ها قول دادن  که در های قلعه رو باز نکنن

 

بعد میدونیم که نقشه ی این جنگ رو سلمان فارسی کشید

و دستور داد خندق بکنن و آب بریزن داخلش و نیزه بچینن داخلش که کسی نتونه رد بشه

خب تو این حالت مردهای جنگی رو میارن سمت خندق و جلوی میدون

 

و زن و بچه و پیر زن و پیر مردا رو بیارن عقب یعنی سمتی که یهودیا قول دادن دره قلعه رو باز نکنن

 

خلاصه جنگ شروع میشه  ، قریش و اعراب دشمن میبینن نمیشه رد شد

و تنها کسی که از خندق تونست رد بشه عمرو بن عبدود بوده

که هیچ کسی جرات نمیکنه باش بجنگه

حضرت علی داوطلب میشه

و حضرت محمد میپرسه غیر از علی کسی دیگه نیست
چند بار میپرسه کسی حاضر نمیشه

حضرت علی میره برای جنگ

حضرت علی اول بش میگه تو رو دعوت میکنم به دین حضرت محمد

گفت قبول نمیکنم

بار دوم بش گفت که دست کم برو و از جنگ با حضرت محمد دست بردار بازم قبول نمیکنه

دفعه سوم بش میگه پس بیا با من مبارزه کن

چون حضرت علی خیلی جوان بوده مسخرش میکنه عمربن عبدود

بعد مبارزه میکنن حضرت علی شمشیر به پاش میزنه و میوفته

حضرت علی میره که خلاصش کنه

عمربن عبدوَد اب دهن مبپاشه به حضرت علی

حضرت علی ولش میکنه ، که مبادا بخاطر خشم اونو بکشه نه برای رضای خدا

دوباره مبارزه میکنه شکستش میده و این بار سریع خلاصش میکنه

مشرکین که میبینن فایده نداره

میرن از راه یهودی ها بیان داخل

یهودیا زیر قولشون میزنن
از پشت حمله میکنن

خیلی از زن ها و بچه ها و مبارزین رو میکشن و تلفات زیادی میزنن بخاطر اینکه قافل گیر میشن

ولی پیروز میشن مسلمونا

بعد که کارشون با مشرکین تموم میشه

میان قلعه رو محاصره میکنن مسلمونا

دره قلعه رو بسته بودن یهودی ها

بعد چند روز که اب و غذا به روشون بسته شده بود

مجبور میشن تسلیم بشن

حضرت محمد و مسلمونا میان تو قلعه

میان سراغ رهبره یهودیا

میگن تو مگه قول ندادی خیانت نکنی ؟؟؟
چرا پس خیانت کردی

دوست داری جزای خیانتت رو به مذهب اسلام بدیم یا به مذهب یهود

رهبر یهودی ها میگه به مذهب یهود مجازات کنن

گفت در مذهب شما مجازات خیانت چیه

گفت مردان جنگی رو سر میزنن و زن و فرزندان به اسارت گرفته میشن
و از کشورشون رانده میشن

یکی از شبهه هایی که به حضرت علی وارد میکنن اینه
میگن که حضرت علی یهودیا رو الکی الکی سر میزنه

ولی داستان اصلیش این بوده

خلاصه هیچ کسی داوطلب نمیشه برای این کار ؛ حضرت علی برای انجام این امر که قانون خوده یهودیا بوده حاظر میشه

و تموم مردان جنگیه این قبیله رو سر میزنه

و زن و بچه ها به اسارت میرن و مابقی از قلعه و شهرشون رانده میشن

خب این هم شد دلیل دشمنیه یهود با اسلام و مخصوصا حضرت علی علیه السلام که میشه دقیقا دین شیعه

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

دوباره میایم جلو تر میرسیم به جنگ جهانی دوم فکر کنم

که آلمان شدیدا قدرت گرفته

دوباره این یهودیا گفتن که بریم حالا که داره قدرت میگیره و احتمالا جهانی میشه مام باشیم

ولی ای دل قافل هیتلر ، هدفش از بین بردن کامل یهودی هاس

چون به نظرش پست ترین نژاد روی زمینه

شروع میکنه کشتار یهودیا پدرشون رو در میاره

این رو گفتم که یه چیز رو بگم

یهودیا بخاطر کشتاری که هیتلر انجام داده میگه هلوکاست و نسل کشی انجام شده و ادعای حقوق داره

ولی هر ساله خودشون دقیقا نسل کشی که در ایران کردند رو جشن میگیرند

این هم داستان دشمنیه یهودها با ایران و شیعه

28 ◄ قر تو کمرم فراوونه ....

نقاشی های ارسال شده به خنگولستان

از تاریخ 29 شهریور تا 21 آبان

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

 

این متن نقاشی رو کوثر خانوم برامون فرستیده

خب باس بگم که کوثر خانوم اینجا همه خنگیم

نه تنها خنگ بلکه صفات بارز دیگه ایی هم داریم

 

که برات اون معروفاشون رو میگم

 

مثلن شیدولی به جز خنگولی بودنش ، اخمخه

:khak: :khak:

پت پتی در کنار خنگولی بودنش سلطان سوتی حساب میشه

*soot* *soot*

این ننه پفتلی شل مغزه

*amo_barghi* *amo_barghi*

این رو مخی خود درگیری مضمن داره

*gij* *gij*

بلقیسم که سیاهه آفریقاییه

 

اونی که از همشون سالم تره انصافا منم

*modir* *modir*

 

تازشم طبق تعریف ما خنگ بودن اصلن بد نیست

خنگ یعنی کسی که به حرف دلش گوش میده

مهربونه

ادمای که زیاد حساب کتاب میکنن ، مثه روبات میشه زندگیاشون

*baghal*

 

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این عکس رو اکیا برامون فرستیده

نوشته که

 

از دار دنیا یه خرگوش داشتم ،که اونم در رفت

 

حالا همه سینه بزنید

*shokr* *shokr*

خری از گوش ولی از چه تو رفتی

به هر گوشه نشانه تو جویم از چه رفتی

 

بیا خرگوش که بی تو من هلاکم

دست کم نکن  هرگز  تو تلگرامت بلاکم

حالا همه هم دیگه رو بزنید و شیهه بکشید

:khak: :khak:

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

اینم ننه پفتلی فرستیده  برامون نوشته که منو آقام یهویی

ننه اکور پکور و آقاش جعفر قلی غلام

 

نه خدایی آقا نگاه کن من دروغ گفتم این شل مغزه

الان تقریبا دو سه ماهی میشه برا خودش توهم زده

*vakh_vakh* *vakh_vakh*

 

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این عکس نوشته رو هم کاکا رضا برامون فرستاده

انصافا ،حالا انگشتا هیچی ولی چشمامون داره داغون میشه با این تکنولوژی

 

مرگ بر استفراغ

*righo_ha* *righo_ha*

 

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این نقاشی رو هم کوثر فرستاده برامون

اول برامون یه آدمک کشیده  که انگاری سربازه

بعد یهو انگاری تو داستان نقاشیش جنگ شده تو نقاشیش

ولی حوصلش نشده بکشه همیطوری خط خطی کرده

ولی خب دمت گرم منظورت رو رسوندی آبجی کوثر

دست گلت درد نکنه

*golomi_jone_delomy*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

خو رسیدیم به چهره ی گرگی در پوست گوزمیش

این نقاشی رو همشهری برامون فرستیده

قشنگ معلومه چقد متفاوته این بشر

همین نقاشیشم معلومه

گفته من خیلی خنگم با چهره ی ناراحت و گریون

بعد اون ذات پلید درونش یه چهره ی خنده دارم باعث شده که بکشه

*vakh_vakh* *vakh_vakh*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این رو یه کاربرامون فرستیده که اسم نمایشیش رو گذاشته عشق

فکر کنم ازین کاربرای پوست پیازیمونه که خیلی احساساتیه

برامون نوشته که

عاجقتونم خنگولیا

 

من از طرف همه خنگولیا جواب میدم

 

مام عاجقتیم  خیلی ، بَلکوم بیشتر

**♥** *ghalb_sorati*

از این کاربرامون تنها شواهدی که بر جاست این کامنته

 

دل تنگشی اما مگه این غرور لعنتی گذاشت شمارشو بگیری
دوسش داشتی اما مگه این غرور لعنتی گذاشت بهش بگی
دوستت داشت اما مگه این غرور لعنتی گذاشت پیشش بری
واسه یه نگاهت جون می داد ولی مگه این غرور لعنتی گذاشت نگاهش کنی
اشتباه کردم اشتباه.خودم رو لعنت می کنم دیگه بسه که همه ی کاسه کوزه رو روی غرور شکوندم
حرف آخرم اینه
عشقم منو ببخش
واسه یه

 

دقیقا نوشته که عشقم منو ببخش واسه یه

و هممون رو گذاشته تو خماری

واسه یه چی  ؟؟

 

مثلن عشقم منو ببخش واسه یه سوء تفاوت که پیش اومده ؟؟

*fekr*

واسه یه چوسی که پیشت زدم

*tafakor*

واسه یه اشتباه ؟؟

عشقی جان ، ان شا الله که دوباره بینتون گرم بشه ، خیلی گرم تر از قبل و به هم برسید

الهی آمین، دیگه هم بچه های ما رو داخل خماری نذار

*abnabat* *abnabat*

 

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این رو هم یکی از کاربرامون فرستیده

خودت عشقی ، خیلی دوستت داریم

خیلی انرژی داره این پیاما برا خنگولستان و خونوادش

 

*ghalb* *ghalb*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این عکس نقاشی رو  آیشن برامون فرستیده

خیلی باحاله ، بعضی از طرح ها و نقاشیا در عین اینکه ساده اند

خیلی شیرین و خنده دارند

مثل همین شکلکی که آیشن کشیده

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این اسکرین رو هم کاکا پارسا برامون فرستیده

و باز برمیگردیم به توضیحاتی که اول نقاشیا دادم

خدایی یه نگاه به همین کامنت بلقیس بندازید

قشنگ معلومه اکثر ساعت های شب و روزش سیماش اتصالی داره این بلقیسو

*jizzzzzzz* *jizzzzzzz*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این نقاشی رو هم فکر میکنم مجدد آیشن برامون فرستیده و نوشته که

عشق اگر عشق باشد ناممکن ترین هارا امکان میبخشد

تنها برکه ایی است که میتوانی درآن غرق شوی اما نفس بکشی

عشقی درسته و میشه اسمش رو عشق گذاشت که یه سرش به خدا وصل باشه

مثلن عاشق یه نفر میشی ، و اونو برای این میخوای که به خدا نزدیک ترت کنه

این میشه عشق درست

ولی متاسفانه ، این چیزی که امروزه اسمشو عشق میزارن

گاهی خود خواهیه ، گاهی نفرت  ، گاهی فشار تنهایی ، گاهی عادت

مام که مثه خیار داریم زندگی میکنیم نه عشق میدونیم چیه نه زندگی

 

ما خیلی اخمخیم خنگولیا بزنید قدش

*ieneh* *ieneh*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

هیچ اثاری از فرستنده و طراح این عکس نقاشیمون در دسترس نیست

ولی خب اگه کاره خودش بوده باشه ، خیلی خوب و قشنگ کشیده

باریک الله  ، ان شا الله همیشه قلمت پا بر جا و استوار باشه

و ذهنت همیشه فعال و با انرژی

خیلی قشنگه  ،تازه ابروهاشم شبیه ابروهای خوشگله منه

*lover* *lover*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این نقاشی رو هم پت پتی نهاده

بزارید تا داستان روند این نقاشی رو بگم

این پت پتی اومده تست کنه بخشای خنگولو  رو گفته

 

بزار لا اقل یه چیزی بکشم بعد تست کنم

کشیده و گذاشته روی پروفایلش دیده اع ؟؟

چه قشنگ شده دیگه همیطوری رو پروفایلش مونده

*vakh_vakh* *vakh_vakh*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

 

 

اینم یه کاربرای زیر آبیه دیگمونه ، هیچ اثار و نشانه ایی ازین کاربر هم موجود نیست

ولی قشنگ فازش به فاز برنامه میخوره

کاملن متفاوت و باحاله

*raghs_gilgili* *raghs_gilgili*

 

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این نقاشی رو هم یکی دیگه از کاربران زیر آبی فرستیده

فکر میکنم که اومده یه پسر خوشگل و مودب بکشه

 

ولی متاسفانه شبیه زامبی شده

انصافا فیگورشو ببینید

 

دقیقا مثه فیگوزه زامبیا کشیدتش

اگه دروغ میگم تف کنید تو صورت حمید معصومی نژاد از رُم

*haaaan* *haaaan*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

بعله  این متن نقاشی رو هم یه کاربر زیر آبیه دیگه برامون فرستیده

یادم بندازید یه سری پند و نصیحت ها دارم بعدن بیام یکی یکی براتون بگم

البته الان داخل لولو توی تلگرام هستند و قراره لولو رو توی بخش چت هم بیارم اونجا هم میارتشون

یه پند دارم که میگه که

 

شکست تلخ است ، پس نخورید  ، کوفت بخورید

*ver_ver* *ver_ver*

خداییش الان که دقت میکنم منم یکمی خود درگیری دارم

این پندو که نوشتم یهویی احساس کردم دارم چرت و پرت میگم این شکلک متحرکه رو گذاشتم براش

اللهی العفو الهی العفو

 

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این رو هم یکی دیگه از کاربران بی نام و نشان خنگول برامون فرستیده

فکر کنم میخواد بگه که عاشقمون شده

خو ما هم عاشقتیم ، تاززززه خیلی هم میخایمت

دو سه نفرم میشناسم ( تکواندو ) که به همه نظر دارند

*moteafesam* *moteafesam*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

 

این نقاشی رو هم یخمک و دخی خالش برامون فرستیدن

 

و نوشته که  جیگر یخمک و اتیش پاره 😍

انصافا بچه ی خیلی شیرین و با نمکیه

خدا حفظش کنه

*kiss* *kiss*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

 

مثلا اژدها 😈یوهاهاها ◀_▶ م.خ.ا

خب در تکمیل صحبت هایی که در بالا گفتیدم

میرسیم به یکی دیگه از اعضای خنگولستان

ایشون رو مخی هستند که همه ی نقاشیا که فرستیده تو سبک الکی مثلنیه

قدمت دیرینه داره این فسیله شیرازی

و در هر دقیقه پنجاه ثانیه  اتصالی داره سیم کشی هاش

اصن شما به قیافه اژدهاش نگاه کن ، نه جان من نگاه کن

اصن معلومه اژدهاشم شل مغزه

خودش که دیگه هیچی

شما رو به دیدن چند دیالوگ این موجود دعوت میکنم

 پس شکلاتای من کو

حالا اینکه شل مغزه و شکلات مجازی میخواد هیچی

بعده کلی زور زدن و فکر کردن ، گفتم شاید باید استیکر شکلاب بفرستم

براش فرستیدم

 وای  ممنون

 این چرا نصفس روشم جای دندونه

بش میگم  :  اون تفمالیه منه بخور ویتامین اصخر داره😍

آهان باشه مطمئن باشم سمی نی؟یکم شبیه نون کپک زده شده

نه سمی نیست ، مطمعن باش اگه بخوری میمیری

عه چه خوب، پس میخورم

حالا بماند که عاشق یه شتر شده و داره باش توهم میزنه

*vakh_vakh* *vakh_vakh*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

 

این نقاشی رو هم یه کاربرای دیگه  که نام نشانی ازش نداریم فرستیده

فکر کنم منظورش اینه که مسخره ها یکمی آهنگ رقاصی بزارید بزنیم و برقصیم

خب ، روی چشم  ؛ بزار بیست و هشت صفرم بگذره دیگه هم اهنگ داریم

هم جوک داریم ، هم کلیپ خنده دار داریم

کلن خنگولو میترکونیم ان شا الله

*kado* *kado*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

 

 

عاقا وژدانن ، ناموسا خداوکیلی

من به این تکواندو میگم داش تکواندو بعد بش میگم شبیه اون کلیپه اس که دختره سیبیل داره شعر میخونه میگه

عا کریم کله داری؟؟

دروغ میگم  ؟؟؟نه شما بگید من دروغ میگم  خدایی دیالوگو نگاه کن

*chakerim*  خرابتیم رفیق *chakerim*

به علت خود درگیری مضمن اینم به لیست خل وضعها البته اگه چک و لگدیمون نکنه اضاف کنید

یه گوشی هم داره ، اصن نابودم کردبا این سایز صفحش

لامصب چه گوشیه خری داری

سایزش 1750 در 2500 ماله  عکسیه که ازش میاد

 

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

اینو هم ابجی نیایش برامون کشیده

خیلی پر انرژی خوش رنگ و قشنگ

دست و پنجت درد نکنه آبجی نیایش ، ان شا الله قلمت همیشه پا بر جا باشه

*gol_rose* *gol_rose*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

 

این شما و اینم هنرنمایی استاد فرنیک

خب در تکمیل سخن های اولیه ی خود تو پست نقاشی

میخوام یه خل وضع دیگه بهتون معرفی کنم

استاد فرنیک

به من میگه شیخ نقاشیه منو نذار الان که نگاش میکنم میبینم خوب نشده

نه خداییش خل وضع نیست ؟؟

نگاه ناموسا نقاشی به این خوبی میگه خوب نشده

پس این بازیکن هم با سه چراغ سبز به لیست خل وضعان خنگولستان اضاف میشه

*are_are* *are_are*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

 

این عکس نوشته رو هم  نازی برامون فرستیده

این نازی هم شرایط لازم رو برای ورود به لیست خل وضعان خنگولستان داره

*vakh_vakh* *vakh_vakh*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

قال مشتی لیلی  : خنگولستان و تمام

*baaaale* *baaaale*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

 

اوووفی این نقاشی رو هم جیمبووووو برامون کشیده

انصافا دختر هنرمندیه ،هم پیانیسته ، هم نقاش

یکمی جیمبوئه فقط

در ضمن اینم تو لیسته خل وضعان خنگولستانه

کلن تصمیماتی که میگیره بر اساس فیلمیه که اون روز میبینه

مثلن هی میگفت من باید تو رو زن بدم

بعد یه فیلم دید آخرش دو نفر همو میخواستن و به هم نرسیدن

یهو گفت دیگه غلط میکنی زن بگیری

مثلن این اگه فیلم زامبی ببینه هممونو میخوره

*fuhsh* *fuhsh*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

 

این رو هم یکی از کاربران ناشناس برامون فرستیده

ان شا الله که خدا ، همه مشکلاتت رو رفع کنه

و اون چیزی که آرزو داری با خواست خدا یکی باشه

الهی آمین

*fereshte* *fereshte*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

 

آخراینودرست نکردی!😯😢خسته شدم.ولی اگه اونقدتعریف نمیکردی به جانه خودم دیگه نقاشی نمیکشیدم.😊من جای توبودم میگفتم فدای سرم خوب نکش.والا!!

 

این نقاشی رو هم شبنم برامون فرستاده

خیلی جالبه نقاشیایی که میفرسته یه سبک خاصی داره

نقاشی قبلیشم همیطوری بود

خیلی وقت گذاشتی آبجی شبنم

انصافا خیلی قشنگن نقاشیات یادگاری میمونن تو خنگولستان تا همیشه

ان شا الله دستت همیشه به هنر و قلمت همیشه پا بر جا باشه و فکرت همیشه پر از ایده های قشنگ و هنری

 

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

 

این رو هم آوا برامون فرستیده

اصن این شبکه نهال خیلی خوبه

من یه خواهر زاده دارم ،تنها چیزی که اینو رام میکنه شبکه نهاله

بزار یه خاطره بگم

صبح بود بعد قرار بود بره مهد کودک بعد یه کارتون داره این شبکه نهال اسمش تامی تراکتوره

این میخواست اینو ببینه دیرش میشد

بعد یهو زمانبندی برنامه ها اومد

میخواست ببینه ساعتش چه وقته تامی تراکتور

حالا همین موقع ننش داخل دشوری بود

هی میرفت میزد به در میگفت بیا بیرون ببین این چه ساعتیه

اعصابشم خورد شده بود

بعد من تو اتاق بودم گفتم میام خاموشش میکنما

اینم هی میزد به در توالت میگفت بدو دیگه الان میره وقتش

بعد من تا اینو گفتم اعصابش خورد شد اومد تلفن بیسیم خونه رو پرت کرد سمت من که خواب بودم

گفت بیشعورا بعدشم رفت مهد کودکش

*vakh_vakh* *vakh_vakh*

 

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این عکس نقاشی رو هم ابجی سما برامون فرستاده

دستت درد نکنه مشتی

دمت گوریل *gol_rose*   *gol_rose*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این نقاشی رو هم آبجی ال نود برامون فرستیده

اون لیسته بود که میگفتم

اینم بش اضاف کنید

اینم داغونه

شما به یکی از فحشاش دقت کنید که میزارم خودتون متوجه میشید که باید بره تو لیست

مثلن با یه نفر دعواش میشه

بش میگه شاش پاکتیه غلام پلاستیکی

:khak: :khak:

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

قشنگ معلومه که کاربرمون اومده تو بخش نقاشی

گفته بزار ببینم این قلم دیوونه که نوشته چطوریه

*khande_dar* *khande_dar*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

بعله این بازیکن داره رو نمایی میکنه از چهره ی شیدولی

یعنی خیلی خوب کشیدمت انصافا

 

*khandidan* *khandidan*

 

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

اینم یکی از کاربرای زیر آبیه فرستیده

این عکس نشون میده که

دخترا از حیوونا خوششون میادا ولی باید یه جوری باشه که نتونن تکون بخورن

*moteafesam* *moteafesam*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این نقاشی رو هم مریم برامون فرستاده

اون لیسته بود لیسته خل وضعا

اینم بش اضاف کنید

من اصن هیچی نمیگم ، ببینید بالا نوشته نقاشیو چی داده

 

 

خودم کشیدم ، خوشمله ؟
اگه خوشمله لایکش کن
بخدا خودم کشیدم

 

اصن خود درگیری داره بیداد میکنه

*vakh_vakh* *vakh_vakh*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این تست رو هم بلقیسو فرستیده

انصافا تو مدت ابدیت خیلی اذیت شده

دست و پنجت درد نکنه آفریقایی

اینم که در جریانید که تو لیسته دیگه  لازم به گفتن نیست

 

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

 

ببینید من نخواستم نقاشیش کنما بعد اومدم تو بخش نقاشی دیدم اینو کشیده

گفتم برم نقاشیش کنم حالش جا بیاد

مرگ به نیرنگ تو شیدولی

*righo_ha* *righo_ha*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

اینو هم دخی انزلی چی برامون فرستاده

اون لیست خل وضعا بودن

اینو هم اضاف کنید دوتا ضرب درم براش بزارید

خیلی داغونه

دیگه فکر کنم همه در جریانید

مراسم عروسی گرفته بود با بلقیس

 

دوتایی قر میدادن و آواز میخوندن

دیگه نیاز به توضیحات و دلیل نداره

برا تو هم دارم دخی انزلی

بزار سری نقاشی بعدی که نقاشیت کردم میفهمی

*fuhsh* *fuhsh*

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این عکس نوشته رو هم رهگذر برامون فرستاد

نمیدونم چرا این رهگذر انگاری بامون قهر کرده

بابا بیا بینمون ، ما همگی با هم خونواده اییم داداشی

دلخور نباش ازمون

 

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

یه توضیح کوچیک برا بخش نقاشی بدم

اینکه این بخش نقاشیه ما دو شیفت کاری داره که اینجوریه

میرید تو منوی خروج ؛ ازونجا بخش نقاشی رو انتخاب میکنید

و آخر کار میتونید برامون نقاشیتون رو بفرستید

هر نفر داخل خنگولستان یه تابلو نقاشی داره

که وقتی نقاشیشو میفرسته بعد میتونه داخل بخش اسلایدر بعده تایید ببینتش

و هر چی نقاشی بفرسته فقط و فقط روی هم دیگه کپی میشن

و ما هر هفته یکبار یه همچین پستی میزاریم و نقاشی های فرستاده شده رو با زیر نوشته میزاریم

و نقاشی هاتون یادگار تا زمانی که خنگولستان عمر داره اینجا حفظ خواهد شد

شیفت دومشم که به صورت ذخیره فقط روی حافظه ی گوشیه

*ghalb* *gol_rose*

*0*0*0*0*0*0*0*

 

بچه ها دست و پنجه هاتون درد نکنه ، خیلی اذیت شدید تو این مدت آبدیت

کوتاهی دیدید، بی مدریتی دیدید

بی محلی دیدید

ولی اینو خدا شاهده از تموم وجودم میگم

اینجا خیلی خاطراتون پیش ما عزیزه

خیلی دوستتون داریم تک تکتون رو

بازم بابت این دوران آبدیت معذرت

*baghal*

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

برای مشاهده نقاشی های سری قبلی میتونید از لینک های زیر استفاده کنید

نقاشی های ارسالی 17 شهریور تا 29 شهریور ◄

نقاشی های ارسالی 19 مرداد تا 17 شهریور ◄

نقاشی های ارسالی 28 تیر تا 19 مرداد ◄

نقاشی های ارسالی از تاریخ 2 تیر ۱۹۳۶ تا 28 تیر 1396 ◄
نقاشی های ارسالی 13 خرداد تا 2 تیر 1396 ◄

نقاشی های ارسالی ۲۹ اردیبشهت ۱۹۳۶ تا ۱۳ خرداد ۱۳۹۶ ◄

نقاشی های ارسالی 21 اسفند 29 اردیبهشت ◄

نقاشی های ارسالی 3 اسفند تا 21 اسفند ◄

نقاشی های ارسالی از 7 بهمن تا 3 اسفند ◄

نقاشی های ارسالی از 18 دی تا 7 بهمن ◄

38 ◄ بزن لایک خوشگله رو

میگن بعد از عاشورا تن شهدای کربلا رو خاک کردند

که روایت های زیادی هست در مورد خاک کردن جسم شهدای کربلا که چند تا از معتبر ترین روایت ها رو میارم

*oOoOoOoOoOoO*

گروهی از بنی اسد که در غاضریه بودند، نزد اجساد مطهر امام حسین(ع) و یارانش آمده و بر آنان نماز گذارده و آنان را دفن کردند، بدین ترتیب که حسین(ع) در همین جایی است که اکنون قبر شریف اوست و فرزندش علی‌اصغر کنار پای حضرت است. برای شهیدان (از خاندان و یاران آن بزرگوار که اطرافش به زمین افتاده بودند) گودالی در پایین پای حسین(ع) کنده و همگی را گردآورده و در آنجا دفن کردند، و عباس بن علی(ع) را در همان‌جا که کشته شده بود، سر راه غاضریه (جایی که اکنون قبر اوست) دفن نمودند

ارشاد مفید، ص 118

*oOoOoOoOoOoO*

برخی باور دارند که امام سجاد(ع) و بنی اسد اجساد شهدا را دفن کرده‌اند. بنی اسد فردای عاشورا پس از رفتن سپاه عمر سعد، عده‌ای از آنان برای دفن شهدای کربلا آمدند،(2) و چون اجساد را نمی‌شناختند، متحیّر بودند. در آن هنگام حضرت سجاد(ع) آمد و پیکر اهل بیت و اصحاب را یک به یک به آنان شناساندند و آنان در دفن شهدا، حضرت را یاری کردند و برای خویش افتخار آفریدند
طرفداران این مبنا باور دارند که در روز یازدهم محرم در هنگام حرکت اهل بیت به سوی کوفه بدن شهدا دفن شده بودند. اینان در برابر این پرسش که چگونه امام سجاد(ع) که اسیر بود، اجساد را دفن کرده‌اند، می‌گوید: امام سجاد(ع) با بهره‌گیری از امدادهای غیبی به طور معجزآسا شهدا را دفن نموده است

مروج الذهب، ج 3، ص 63.
جواد محدثی، فرهنگ عاشورا، ص 77

*oOoOoOoOoOoO*

از برخی راویان نقل شده که نزد امام رضا(ع) بودم. علی بن ابی حمزه وابن سراج و ابن مکاره وارد شدند. پس از سخنانی که میان آنان و امام دربارة امامتش گذشت، علی بن ابی حمزه گفت: از پدرانت برای ما روایت شده که عهده‌دار امر دفن امام، جز امام نمی‌شود. از امام پرسید: پس بگو حسین بن علی(ع) امام بود یا نه؟ گفت: امام بود. پرسید چه کسی عهده‌دار کار او شد؟ گفت: علی بن الحسین(ع). پرسید او کجا بود؟ او که دست ابن زیاد اسیر بود
گفت: بی‌آنکه بفمند بیرون آمد و پدرش را دفن کرد و برگشت
امام رضا(ع) فرمود: خدایی که می‌تواند امام سجاد(ع) را به کوفه ببرد تا پدرش را دفن کند، می‌تواند صاحب امر امامت را به بغداد برساند تا عهده‌دار کفن و دفن پدرش شود و برگردد، در حالی که نه در زندان است نه اسیر

بحار الانوار، ج 42، ص 187

*oOoOoOoOoOoO*

مقرم نیز می‌گوید
چون امام سجاد(ع) آمد، بنی اسد را دید که کنار کشتگان گرد آمده‌اند و سرگردانند؛ نمی‌دانند چه کنند و کشته‌ها را نمی‌شناسند، چون بین بدن‌ها و سرهای مقدس جدایی انداخته بودند و گاهی از بستگان آنان می‌پرسیدند
امام سجاد به آنان خبر داد که برای دفن این اجساد پاک آمده است. آنان را با نام و مشخصات معرفی کرد. هاشمیان را از دیگران شناساندند. ناله و شیون برخاست و اشک‌ها جاری شد و زنان بنی اسد مو پریشان کردند و سیلی به صورت زدند و بلند گریه کردند. به محل قبر آمد، کمی از خاک‌ها را کنار زد. قبر حاضر و آماده و صندوقی شکافته آشکار شد. حضرت دستان خود را زیر کمر امام حسین(ع) گشود و گفت: بسم الله و بالله وعلى ملّة رسول الله، صدق الله ورسوله،‌ ماشاء ولا حول ولا قوة إلاّ بالله العظیم. امام به تنهایی بی‌آنکه بنی اسد در این کار همراهی‌اش کنند پیکر مطهر را وارد قبر کرد و به آنان گفت: همراه من کسی هست که یاری می‌کند
چون او را در قبر نهاد، ‌صورت بر آن رگ‌های بریده نهاد و گفت: خوشا سرزمینی که پیکر پاک تو را در بر گرفت! دنیا پس از تو تاریک است و آخرت با فروغ جمالت روشن است. اما شبِ بیداری و غم است و اندوهگین همیشگی، تا آنکه خداوند برای خاندان تو سرای آخرت را برگزیند که تو در آنی. سلام و رحمت و برکات الهی بر تو باد از من، ای فرزند رسول خدا
و بر قبر نوشت: این قبر حسین بن علی بن ابی طالب است که او را لب تشنه و غریب شهید کردند.
آنگاه به طرف عمویش عباس رفت و او را در همان حال دید که فرشتگان آسمان‌ها را دهشت زده، و حوریان بهشتی را گریان ساخته بود. خود را روی بدن مقدس او انداخت و رگ‌های بریده‌اش را می‌بوسید و می‌گفت: پس از تو خاک بر سر دنیا! ای قمر بنی‌هاشم! از من سلام بر تو باد، ای شهید خدایی! رحمت و برکات الهی بر تو باد
برای او نیز قبری گشود و به تنهایی او را وارد قبر کرد، همان گونه که برای پدرش کرد و به بنی اسد فرمود: با من کسانی‌اند که یاری‌ام می‌کنند. آری، برای بنی اسد مجالی گذاشت تا در دفن شهدای دیگر مشارکت کنند. دو جا برای آنان تعیین کرد و فرمود دو گودال کندند؛ در اوّلی بنی‌هاشم را و در دیگری اصحاب را قرار دادند. اما حر ریاحی را قبیله‌اش بردند، به جایی که هم اینک قبر اوست.
گویند: مادرش حاضر بود. چون دید که اجساد دیگر را چه می‌کنند (دفن همه در یک جا) حر را به این مکان برد

*oOoOoOoOoOoO*

بعد از عاشورا تن و جسم شهدا رو که دفن کرده بودن ؛ براشون مقبره و قبر درست کرده بودن

گذشت تا اربعین ، حضرت زینب و حضرت سکینه و بقیه ی اسیرا برگشتن به کربلا

که فلسفه اون راه پیمایی اربعین هم همینه

میگن کاروان که رسید هر کسی سریع میرفت پیش محل دفن عزیزاش

حضرت زینب و امام سجاد و سکینه رفت پیش محل دفن امام حسین

شروع کردن به گریه زاری و عذا داری

بعد یکمی که گذشت حضرت سکینه ، اومد پیش امام سجاد

گفت قبر عموم عباس کجاس ؟؟

میدونی چرا این رو پرسید

چون دنبال یه قبر بزرگ میگشت

الله اکبر یه این مصیبت

شاعر میگه

مزارت عشق را بیتاب کرده
فلک را بنده سرداب کرده

گواهی می دهد این قبر کوچک
که مردی را خجالت آب کرده

واقعن تا وقتی حضرت عباس شهید نشده بود ، کسی جرات جسارت به حرم ها و زن و بچه ها رو نداشت

حضرت سکینه بعد که قبر عموش رو نشونش دادن شروع میکنه درد و دل کردن

عمو جان غنچه ی نشکفته پژمرد
به روی دست عمه خواهرم مرد

مرا یک حرف باشد باتو آن هم
اگر بودی کسی سیلی نمی خورد

^^^^^*^^^^^

^^^^^*^^^^^

السلام علیک یاابالفضل العباس

ایهاالعبدالصالح

المطیع لله ولرسوله

ولامیر المؤمنین، و لفاطمةالزهرا و الحسن و الحسین

اشهدانک قدقتلت مظلوما

یاکاشف الکرب عن وجه الحسین

اکشف کربی بحق اخیک الحسین

درودب تو ای ابالفضل العباس

ای بنده ی صالح و مطیع خدا و رسولش و امیرالمؤمنین
و برای فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسین

براستی گواهی می دهم که تومظلومانه کشته شدی

ای برطرف کننده ی غم واندوه ازچهره ی حسین

غم و اندوه مرا نیز بحق برادرت حسین برطرف ساز

♦♦—————♦♦

گر نشد آب میسّر گردد
گو عمو خود به حرم برگردد

خود بگو من چه بگویم به جواب
گر ببیند نه عمو هست نه آب

التماس دعا تو شبای محرم برای همدیگه دعا کنید

4 ◄ بشه پنجتا صلوات

*vakh_vakh*  سلام گل گلیا  *vakh_vakh*

تابستونم گذشت ، ای داغه بی داد

آقو برو بچ ، ما دیدیم تابستون تموم شده ، برو بچ دانشجو و دانش آموزمون میرن سره کلاس

از طرف دیگه محرم داره شروع میشه ، باید یه مقداری شعله خنگولستان رو بکشیم پایین

تصمیم گرفتیم یه آبدیت بدیم بیرون

 

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

 

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

خب لیست کارایی که میخوایم برای این آبدیت انجام بدیم ایناس

نمایش پروفایل به شکل اسلایدری

یعنی قابلیت گذاشتن چنتا عکس برای پروفایل

البته این برای وقتیه که ، میزنن روی پروفایلت میتونن عکسای قبلی که گذاشتی یا میزاری رو هم ببینن

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

مولتی ریکویست کردن بخش پاندا

بخش پاندا الان همه ی دیتای دریافتیش رو با یه اتصال به سرور انجام میده

و این باعث میشه یکمی کند و گیر دار بشه

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

نمایش متنی به عنوان استاتوس کاربر داخل بخش نمایش پروفایلش

 

احتمال زیاد یه سیستم به بخش پروفایل بزاریم که برای نمایش یه متن دلخواه از کاربرا زیر عکس پروفایلشون باشه

فقط یه متن  و همراه مشخصاتش که چند تا پست ارسال کرده و اینا

نه اینکه ، زیر هر عکس پروفایل یه متن جدا گونه

یه متن و مثلن شیش تا عکس پروفایل

 

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

سیستم ارسال کامنت احتمالا عوض بشه

و یه بخش شبیه چت اضاف میکنیم

که بشه راحت تر حرف بزنید و اینا

بازم هم این یکی رو کامل قول نمیدم چون هنوز عوارضش رو نمیدونیم

خوده بخش کامنت به شکل اتومات ریلوده

یعنی نیاز نیست دیگه بیاید بیرون هی برید داخل

اتومات تا کامنت جدید بیاد اضاف میشه به لیست کامنتا

سیستم پنجاه کامنت آخر رو تغییر میدیم تا بشه از اونجا هم به کامنتا پاسخ داد و پروفایل رو مشاهده کرد

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

اضافه شدن نمایش اخرین آنلاینی کاربرا رو احتمالا فعال کنیم

که توی بخش پروفایل هر کاربر آخرین زمانی که فعال بوده نمایش داده بشه

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

یه مقداری دیزاین برنامه رو بهتر میکنیم

و افکت های حرکتی و زیبا سازی رو کار میکنیم

مثلن کاربر بتونه کره زمین رو دستی خودش تاب بده و ازین افکت ها

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

 

ساخت ابزار برای فلود دادن

شاید یه مدل فلود براتون بزاریم که بتونید تو جاهایی که میتونید چت کنید کرم بریزید

مثلن تنظیم میکنید توی تلگرام برای یه رفیقتون

هزار تا متن رگباری بده

این هم هنوز تایید نشده

 

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

شاید یه سیستم شکلک گذاری طراحی کنیم

یعنی یه کیبرد خاص ولی با این تفاوت که

کیبرد ما شکلکاش متحرکن که میشه برای اولین بار

 

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

 

هر پیشنهاد یا انتقادی دارید  ، زیر همین پست کامنت بزارید

 

و اینکه ما نهایت سعیمون رو میکنیم که این بخشایی که گفتیم و میگید رو تکمیل کنیم و بسازیم

 

 

ان شا الله باز بهترین آبدیت رو میدیم و بهترین امکانات و باحال ترین چیزایی که فکرش رو میکنید

 

فقط یه چیزی رو هم بگم

 

شاید تو این مدت یه مقدار سطح فعالیت خنگولستان کم بشه

و این کنترل شدس

 

و تا اربعین انشا الله بدون حرف پیش ، ابدیت رو تکمیل میکنیم و مجدد جو خنگولستان رو بر میگردونیم

 

 

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

 

 

**♥**  دلاتون شاد و لباتون خندون  *ghalb_sorati*

 

خیلی دوستتون داریم

*baghal*

35 ◄ اشمولی پشمولی
خندانکس

خنده + عکس
بسته جوکها

چندین جوک در یک پست
دفتر شعر

گلچینی از اشعار شاعران
جملکس

جمله + عکس
دلنوشته

هر چه میخواهد دل تنگت بگو
چنان زندگی کن که

شیخ المریض
فضای مجازی

شیخ المریض
جوک

هندونه
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
ورود به پیشخوان

سامانه ورود برای کاربران
نوشتن مطلب جدید

ارسال مطلب جدید
پروفایل

ویرایش پروفایل
پیگیری سریع نوشته ها

برای نمایش سریع نوشته ها
پیگیری سریع دیدگاها

برای نمایش سریع دیدگاها
  • مطالب جدید
  • مطالب پیشنهادی
  • مطالب تصادفی
  • ورود
  • *هنو آماده نشده*
♫ ♪ شعر ♪ ♫
✔ ابزار کمکی ✔
آموزش ها