• خاطره ها

فال آنلاین

هیچ متنی در سیستم ثبت نشده است

نرم افزار اندروید خنگولستان

  • لذت ببر ، نظر بده

* ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ *

وقتی خانه تکانی می کنید
چیزهایی پیدا می شوند که مدتی برای پیدا کردنشان زمین و زمان را بهم ریخته ای
و از نبودنشان اعصابت خط خطی بود

امروز که آن گمشده ها را میبینی، میبینی که زندگی بدون آنها هم جریان خود را داشته
دنیا هم همینطور است

امروز هستیم، فردا نه! در نبودمان جایگزینهایی هستند که دنیا از حرکت نایستد
خانه تکانی این مزیت را دارد که به ما یاد می دهد که هیچ اتفاقی فاجعه نیست باور کنید

* ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ *

خانه بـه خانه، دَر بـه دَر، دَر پـی تـو دویده ام
شانه به شانه، سَر به سَر، بارِ تو را کشیده ام

حیـله به حیـله، فَن به فَن، داغ نهاده ای به دل
سـینه به سـینه، دل به دل، مهر تو بَر گُزیده ام

نقـطه بـه نقـطه، جا بـه جا، دام نهـاده، دانه ای
لحظه به لحظه، بیش و کم، از بَرِ شان پَریده ام

چهـره به چهـره، رو به رو، حرفِ دلم شـنیده ای
پَرده به پَرده، دَم به دَم، از تـو چه ها شنیده ام

کاســه به کاســه، لب به لب، آبِ حیات دادمت
جرعه به جرعه، خط به خط، زَهرِ بلا چشیده ام

ســایه به ســـایه، بَـر به بَـر، با تو و رفته ای زِ بَر
هفته به هفتـه، مَـه به مَـه، روی مَهَت ندیده ام

شـادی دل … ، به دل درآ … ، طارق خود رها چـرا؟
خیز و بیـا و نـاز کـن … ، ناز تو را خریده ام

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

* ناشناس *

khengoolestan_axs

►◄►◄►◄►◄►◄►◄►◄►◄►◄►◄

جهیزیه ی فاطمه حاضر شده بود. یک عکس قاب گرفته از بابای شهیدش را هم آوردم. دادم دست فاطمه

گفتم: بیا مادر! اینو بگذار روی وسایلت

به شوخی ادامه دادم: ” بالاخره پدرت هم باید وسایلت رو ببینه که اگر چیزی کم و کسری داری برات بیاره. ”

شب عبدالحسین را خواب دیدم. گویی از آسمان آمده بود؛ با ظاهری آراسته و چهره ی روشن و نورانی. یک پارچ خالی تو دستش بود. داد بهم.

با خنده گفت: ” این رو هم بگذار روی جهیزیه ی فاطمه. ”

فردا رفتیم سراغ جهیزیه. دیدیم همه چیز خریده‌ایم، غیراز پارچ

►◄►◄►◄►◄►◄►◄►◄►◄►◄►◄

* راوی: همسر شهید عبدالحسین برونسی *

khengoolestan_zendebad_bahar_aaxs_maxs
♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

دیشب به خودم گفتم

شعور یک گیاه در وسط زمستان، از تابستان گذشته نمی أید، از بهاری می أید که فرا می‌رسد

گیاه به روزهایى که رفته، نمی اندیشد، به روزهایى می اندیشد که می آید، اگر گیاهان یقین دارند که بهار خواهد آمد، چرا ما انسان ها باور نداریم که روزی خواهیم توانست به هر آن چه می‌خواهیم، دست یابیم؟

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

جبران خلیل جبران

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

bahar_khengoolestan_ravan_shenasi_nokat_76878

به تاريخ های روی سنگ قبر نگاه کنید
تاريخ تولد – تاريخ مرگ
♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥
آنها فقط با يك خط فاصله از هم جدا شده اند
همين خط فاصله كوچك نشان دهنده تمام مدتي است كه ما
روي كره زمين زندگي كرده ايم
ما فقط به اندازه يك خط فاصله زندگي مي كنيم
و ارزش اين خط كوچك را تنها كساني مي دانند
كه به ما عشق ورزيده اند
آنچه در زمان مرگ مهم است
پول و خانه و ثروتي كه باقي مي گذاريم نيست
بلكه چگونه گذراندن اين خط فاصله است
►◄►◄►◄►◄►◄►◄►◄►◄►◄►◄
بياييد به چرايى خلقتمان بيانديشيم

بياييد بيشتر يكديگر را دوست داشته باشيم

دير تر عصباني شويم

با آرامش رفتار کنیم

بيشتر قدرداني كنيم

كمتر كينه توزي كنيم

بيشتر احترام بگذاريم

بيشتر لبخند بزنيم
○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○
و به ياد داشته باشيم
كه اين خط فاصله خيلی كوتاه است

آیا شما هم نیمکت دارید ؟

* ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ *

روزی لویی شانزدهم در محوطه ی کاخ خود مشغول قدم زدن بود که سربازی را کنار یک نیمکت در حال نگهبانی دید ؛
از او پرسید تو برای چی اینجا قدم میزنی و از چی نگهبانی میدی ؟
سرباز دستپاچه جواب داد :
قربان من را افسر گارد اینجا گذاشته و به من گفته خوب مراقب باشم !

لویی ، افسر گارد را صدا زد و پرسید این سرباز چرا این جاست ؟
افسر گفت قربان افسر قبلی نقشه ی قرار گرفتن سربازها سر پستها را به من داده
من هم به همان روال کار را ادامه دادم

مادر لویی او را صدا زد و گفت :
من علت را میدانم ،
زمانی که تو ۳ سالت بود این نیمکت را رنگ زده بودند و پدرت به افسر گارد گفت نگهبانی را اینجا بگذارند تا تو روی نیمکت ننشینی و لباست رنگی نشود . . . !

و از آن روز ۴۱ سال میگذرد و هنوز روزانه سربازی اینجا قدم میزند !

* ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ *

فلسفه ی عمل تمام شده ، ولی عمل فاقد منطق هنوز ادامه دارد !

روزانه چه کارهای بیهوده ای را انجام می دهیم ، بی آنکه بدانیم چرا ؟

آیا شما هم این نیمکت را در روان خود ، خانواده خود و جامعه مشاهده میکنید ؟

*********◄►*********

هوای توی گل فروشی؛
خاروندن رد کش جوراب؛
دیر میرسی سرکار و رییس هنوز نیومده؛
خنکی اون طرف بالش؛
اسم عطر تو بپرسن؛
لیسیدن انگشتهای پفکی؛
وقتی نوزادی انگشتتو محکم بگیره؛
بوی تن نوزاد؛
وقتی خوابی یکی پتو بندازه روت؛
مغز کاهو؛
حرف زدن بچه باخودش وقتی داره تنهایی بازی میکنه؛
اخر سفر بشینی همه عکس هایی رو که گرفتی نگاه کنی؛
وقتی کسی بهت میگه صدای خندت رو دوست داره؛
وقتی خندت میگيره و خندتو نگه میداری؛
بچه ها بازیشونو نگه دارن تا از کوچه رد بشی؛
با پای برهنه روی شن های خيس ساحل قدم می زنی؛
بوي چمن خيس…

*********◄►*********

زندگی رو ساده بگیرین و از اين همه لذت های كوچک زندگی خوشبختی رو احساس كنيد..

* ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ *

عتیقه فروشی در روستایی به منزل رعیتی ساده وارد شد

دید کاسه ای نفیس و قدیمی دارد که در گوشه ای افتاده و گربه در آن آب میخورد
دید اگر قیمت کاسه را بپرسد رعیت ملتفت مطلب میشود و قیمت گرانی بر آن می نهد

لذا گفت: عموجان چه گربه قشنگی داری آیا حاضری آن را به من بفروشی؟

رعیت گفت: چند می خری؟

گفت: یک درهم

رعیت گربه را گرفت و به دست عتیقه فروش داد و گفت: خیرش را ببینی.

عتیقه فروش پیش از خروج از خانه با خونسردی گفت: عموجان این گربه ممکن است در راه تشنه اش شود بهتر است کاسه آب را هم به من بفروشی

رعیت گفت: قربان من به این وسیله تا به حال پنج گربه فروخته ام … کاسه فروشی نیست

* ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ *

khengoolestan_axs

*********◄►*********

اگر میگویند دست و پاگیر است چادر
حرفی نیست

اصلا راستش را بخواهی دست و پاگیر است
بعضی جاها، بعضی وقت ها دستت را میگیرد که مبادا کاری کنی و پایت را می بندد که شایسته تو بانوی محجبه نیست

آری
” دست و پاگیر است ”

خندانکس

خنده + عکس
بسته جوکها

چندین جوک در یک پست
دفتر شعر

گلچینی از اشعار شاعران
جملکس

جمله + عکس
دلنوشته

هر چه میخواهد دل تنگت بگو
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
ورود به پیشخوان

سامانه ورود برای کاربران
نوشتن مطلب جدید

ارسال مطلب جدید
پروفایل

ویرایش پروفایل
پیگیری سریع نوشته ها

برای نمایش سریع نوشته ها
پیگیری سریع دیدگاها

برای نمایش سریع دیدگاها
  • مطالب جدید
  • مطالب پیشنهادی
  • مطالب تصادفی
  • ورود
  • *هنو آماده نشده*

♫ ♪ شعر ♪ ♫

✔ ابزار کمکی ✔

آموزش ها