• دلنوشته

فال آنلاین

ابدیت تکمیل شد

😍 از گوگل پلی ، مایکت ، بازار و پارس هاب و چهار خونه بروزرسانی کنید 😍

نرم افزار اندروید خنگولستان

  • هم دیگه رو لت و پت میکنیم
    یا مرگ یا استفراغ

نقاشی های ارسال شده به خنگولستان

از تاریخ 14 خرداد تا 21 خرداد

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

khengoolestan_askhar_naghashi_21_khordad

نقاش نمایی از قبل اقطارشو برامون کشیده که داره تلف میشه کم کم

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

khengoolestan_belgheys_21_khordad

 

*gol_rose*   بر شما هم مبارک  *gol_rose*

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

khengoolestan_naghashi_21_khordad_95 (1)

نقاشمون میگه خسته ام

و من هم بش میگم خدا قوت

*bye_bye*

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

khengoolestan_naghashi_21_khordad_95 (2)

نقاشمون میگه که لاوو لاووه

یه مشکل داره نقاشی

:khak: :khak:

با تیر زده تو قلبه بعد از تیره خون چکیده

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

khengoolestan_naghashi_21_khordad_95 (3)

بزاید یکم فکر کنم *tafakor*

فکر کنم فکر کنم که اون خورشیده که بازتابشش افتاده روی دریا ، یا گودال آب

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

khengoolestan_naghashi_21_khordad_95 (4)

نقاشمون میگه که

خنگولستان یعنی که همه خنگن ؟؟؟؟

*tafakor* *fekr*

با اون توضیحی که داخل درباره ی ما نوشتیم آره

هممون خنگیم

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

khengoolestan_naghashi_21_khordad_95 (5)

اینم عطیه برامون کشیده ؛ با توجه به عینکی که تو نقاشیه قبلی کشیده بود

و این موج های نوسانی این نقاشیاش

معلومه خانم مهندس میخا بشه

*modir*

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

khengoolestan_naghashi_21_khordad_95 (6)

میگن که

خنگولستان خیلی خوب شده ولی چون

عشقم یا سره کاره ؛ یا خوابه یا بازی گوشی میکنه

فک میکنم که دوتایی با عشقشون میان خنگو

سلامت باشید جفتتون هم خودتون هم عشقتون

 

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

khengoolestan_naghashi_21_khordad_95 (7)

نقاشمون میگه که

دیگه تنوعم نمیاد ؛ مخمم کار نمیده

و از دو شنبه به بعد بم نگید رو مخ اول

بگید خر خونه اول

*neveshtan* *neveshtan*

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

khengoolestan_naghashi_21_khordad_95 (8)

بسیار بسیار به به

آفرین به نقاشی و صبر و حوصله ات

خدا قوت

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

khengoolestan_naghashi_21_khordad_95 (9)

 

اینم جیگره هندونه برامون فرستاده

*gij_o_vij*

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

khengoolestan_naghashi_21_khordad_95 (10)

نوچ نوچ نوچ

خاطره نقاشمون میفرماید که

جهت بالا بردن اجر معنوی روزه دار ها  اینو براتون گذاشتم

خیلی نامردیه ته دیییییگه سیب زمینی

 

*shokr*   *shokr*

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

khengoolestan_naghashi_21_khordad_95 (11)

 

این نقاشی هم دانا برامون کشیده

نمیدونم منو کشیده یا خودشو

ولی خودشه احتمال زیاد من موهام فرفریه

 

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

khengoolestan_naghashi_21_khordad_95 (12)

 

یه نقاش داریم هر دفه میگه منو آرش برهانی

ازون استقلالی های تند و تیز هستند

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

khengoolestan_naghashi_21_khordad_95 (13)

مرسی از تو بابت تعریف و نظرت

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

khengoolestan_naghashi_21_khordad_95 (14)

نقاش برامون آدم های بوکسور کشیده که یکیشون گردنش خیلی بزرگه

اون یکیش گردن نداره

یکیشونم داره با ماشین میره ازونورا

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

khengoolestan_naghashi_21_khordad_95 (15)

قشنگ معلومه الکیه

باوا میخان بگن که مثلن شکست عشقی خوردند

یا ترک خورده میکشن

یا قلبه سالمه تیر خورده

تو هم ترکش دادی هم تیر بش زدی

داغونی عاشق نیستی

:khak: :khak:

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

khengoolestan_naghashi_21_khordad_95 (16)

اینم نقاشیه خانم محمدیه برامون فرستاده

لوگوی خنگولستانو ایشون برامون طراحی و ساخته

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

khengoolestan_naghashi_21_khordad_95 (17)

به به نقاشمون انار ساوه برامون کشیده

فکر کنم فکر کنم الان انار ها تازه دارند برگ میدن

مگه نه ؟؟

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

khengoolestan_naghashi_21_khordad_95 (18)

مبین به جیگرش میگه

فدایی داری

جیگرشو خیلی دوست داره

*tafakor* *tafakor*

 

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

khengoolestan_naghashi_21_khordad_95 (19)

 

نقاش برامون یه مورچه عصبانی کشیده

*esteres* *esteres*

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

khengoolestan_naghashi_21_khordad_95 (20)

جاش خوبه نذار تکون بخوره

**♥**   *ghalb_sorati*

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

khengoolestan_naghashi_21_khordad_95 (21)

ازین عاشقانه های پنهانیه فک کنم

به هم برسن ان شا الله

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

khengoolestan_naghashi_21_khordad_95 (22)

عزیزی کاکا میلاد ؛ حلال تندرستی

خدا پشت و پناهت

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

khengoolestan_naghashi_21_khordad_95 (23)

میگه ولی تو رو خدا  برام دعا کنید خیلی استرس دارم

به نظر از برو بچ کنکوریه

ان شا الله هر چی میخوای و صلاح خدا داخلشه برات بشه

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

khengoolestan_naghashi_21_khordad_95 (24)

 

از طرف خنگولستانی ها هم یه سلام میکنیم به تو عشقولیه من

*amo_barghi*   *amo_barghi*

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

khengoolestan_naghashi_21_khordad_95 (25)

نقاشمون داره ماهیگیری میکنه کنار درختای وسط دریا

یه جا سراغ دارم درختا وسط دریا اند

اونم جنوب ایران جنگل های هرمزگان

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

بروبچ شرمنده نمیریم رو اسلایدر ؛ یکم بزارید این خندانکس بمونه رو اسلایدر
بعدش میریم رو اسلایدر نقاشیا رو

حافظه بخش نقاشی ریستارت شد میتونید نقاشی های جدید بفرستید

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪
برای مشاهده نقاشی های سری قبلی میتونید از لینک های زیر استفاده کنید

نقاشی ارسال شده از ده خرداد تا 14 خرداد ◄

نقاشی های ارسال شده از 4 خرداد تا 10 خرداد ◄

نقاشی های ارسال شده از تاریخ 27 اردیبهشت تا 4 خرداد ◄

نقاشی های ارسال شده از 16 اردیبهشت تا 27 اردیبهشت ◄

نقاشی های ارسال شده از 10 اردیبهشت تا 16 اردیبهشت ◄

نقاشی های ارسال شده از 5 اردیبهشت تا 10 اردیبهشت ◄

نقاشی های ارسالی از 30 فروردین تا 5 اردیبهشت ◄

نقاشی های ارسالی از تاریخ 27 تا 30 فروردین ◄

نقاشی های ارسالی از تاریخ 22 تا 27 فروردین ◄

نقاشی های ارسالی تا قبل از 22 فروردین ◄

تا ده سالگی هر شلواری که بپوشی سر زانوهاش سوراخ میشه

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

از ده سالگی تا آخر عمر هم همین پروسه روی خشتکت اجرا میشه

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

دانشجويى از ايران رفته بود مجارستان واسه درس خواندن، بعد از دو سه سال به باباش زنگ ميزنه ميگه
بابا من اينجا با يه زن مجارستاني ازدواج كردم

باباش عصباني ميشه ميگه
بابا اونا همشون كافرن فردا جواب مردم رو چي ميدي؟
وقتي اومدي ايران نميگن زن فلاني كافره نميگن پسر فلاني زن كافر گرفته…!؟

خلاصه پسره بعد چند سال با زنش مياد ايران بعد يه چند روزي زنشو ميذاره خونه باباش خودش تنهايي ميره تهران، چون باباش مريضي قندي و چربي داشته زنه هم دكتر بوده حسابي بهش ميرسه هر روز قرص و داروش سر موقع آمپولش به موقع تزريق ميكرده لباساش و حموم و نظافت و رسیدگیشو انجام میداد
خلاصه مرده خوب ميشه وقتي پسرش برميگرده ميگه: ها بابا زن كافره چطوره؟
میگه بابا اين كافر نيست ننت كافره
یکی از اینا برام بگیر

😂😂😂😂😂😂😂😂😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

دوستان روایتی خوندم حیفم اومد شما رو بی نصیب بذارم
.
.
.
.
.
.
.
هرکس که پانزده روز اول و پانزده روز آخر از ماه مبارک رمضان را روزه دار باشد
گویی نصف ماه رمضان را روزه دار بود
حتماً به سایر دوستان اطلاع بدید ممنون میشم 😐😊😊😊

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

اعتراف میکنم هر روز صبح که بیدار میشم
با خودم تصمیم میگیرم که امروز خیلی خلاق و پر انرژی باشم
.

.
.
.
.

.

.

ولی بعد یه صدایی تو سرم میگه : آورین اینو خوب اومدی 👌😜👌
و بعد جفتمون با هم میخندیم و تصمیم میگیریم دورِهمی یه چرتی بزنیم !😊😉😊

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

فکر کن جای برادران رایت خواهران رایت هواپیمارو اختراع می‌کردن

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

الان جای جعبه سیاه جعبه صورتی بود 😄😁😂😄

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦
گروه خانوادگی دعوا شد
عموم گفت
zer nazanin
گفتم عمو نازنین کیه؟
یهو زن عمومم اومد گفت ناصر نازنین کیه؟

.
.
.
.
..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

دعوا رو بیخیال شدن…
فردا قراره طلاق بگیرن😂😂😂😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

بابام از بیرون اومده میگه چرا کولر خاموشه روشن اش کنید.ماهم همین جور داریم با تعجب نگاهش می کنیم.
یه خنده ای میکنه میگه الکی مثلا من با بابا های دیگه فرق دارم.

.
.
.
.
.
.
.
.

من😳
بابام😌
کولر😨

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

پدر ژپتو : کاش پولدار بودیم انقد غصه نداشتیم

پینوکیو : پول که خوشبختی نمیاره

پدر ژپتو : روتو بکن اونور ،دماغت کورمون کردی😐

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

الیسا و ملیسا، رفتن برن کلیسا

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

تو راهروی کلیسا، گیر کرد به سقف کلیپسا😐

چه شاعری شدم خبر نداشتم😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

من وقتی چهار سالم بود
از جلو دخترا که رد می شدم دخترا برام غش می کردن

.
.
.
.
.
.
.
.
.
..

البته الانم اگه رد می شم غش می کننا ولی از خنده 😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

دقت کردین ما ایرانی ها

وقتی بچه هستیم ، میگن بچه است نمیفهمه😏

وقتی جوان هستیم ، میگن جوون و خامه نمیفهمه😉

وقتی هم پیر هستیم ، میگن پیره حالیش نیست😅😊

فقط موقعی که میمیریم میان سر قبرمون و میگن عجب انسان فهمیده ای بود😁😂😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

ملت توی وزارت کشور و شهرداری و کلانتری آشنا دارن
.
.
.
.

.
.
.
.

..

.
.

اونوقت تنها پارتیه من نگهبان دسشویی عمومیه
هروقت میخوام برم، پنج دیقه قبلش زنگ میزنم برام یه دسشوییو خالی نگه میداره😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

تو بچگیام یه بار بابا و مامانم دعوا کردن منم رفتم یه عالمه حشره کش زدم به خودم که بمیرم

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

وصیت نامه هم نوشتم تازه ، توش حلالشونم کردم که عذاب وجدان بگیرن 😂😂😂😂

یه همچین حشره ایی بودما

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

‏داداشم اومد معما گفت: یه بیت شعر بگید که توش نقطه نباشه

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

یهو بابام گفت: سلام سلام… همگی سلام
♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

khengoolestan_axs_khande_dar_21_khordad

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

با تشکر از مصطفی رضایی برا ارسال عکس

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

*ghalb_sorati* دلاتون شاد و لباتون خندون **♥**

♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥

یه جمله میگم و شما دوستان عزیز با خلاقیت خودتون اونو ادامه بدید تا جایی که میتونید

و نفر بعدی ادامه ی داستان نفر قبل رو کامل کنه

♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥

از مدیران عزیز خواهش میکنم سریع تر سر بزنن و دیدگاها رو تایید کنن

تا درکنار هم لذت ببریم *gol_chehrel*

اما جمله:

           ديشب داشتم تو خيابون راه ميرفتم که يهو ديدم

@~@~@~@~@~@

574ecb79bb426nv2

حتی اگر چیزها، مسیری که انتظار داشتی را نمایان نکردند
دلسرد یا نومید نشو.
در نهایت پیروزی از آنِ کسی ست که به پیشروی ادامه می دهد

@~@~@~@~@~@

57527dd3edd64rp8

روزی که من، انتظار عدالت، صداقت، مهربانی، خوبی و قدرشناسی از دیگران را داشته باشم،
آرامش خود را از دست خواهم داد

@~@~@~@~@~@

5759898362a13a65

زندگی کوتاه است.
نه غمش می ارزد
و نه شادی ماندن دارد
بهترین راه برایت این است
که بخندی و بخندی و بخندی
به غمش
به کَمش
و به زیادیِ غمش
پرواز قشنگ است ولی بی غم و محنت
منّت نکش از غیر و پر و بال خودت باش

@~@~@~@~@~@

5756433c7933brt7

بیا جسور باشیم
مثل دویدن های تندِ کودکی
و لبخندهای بلندش که حتی
اگر زمین می خوردیم
خیالی نبود
مثل ِ عصرهایمان
و امیدِ پارک رفتن با مادر
بیا زود خوشحال شویم
مثل آن روزها

@~@~@~@~@~@

5758df32b30b24w3

یادمان باشد
“خــــــدا”
میهمان قلبهای وسیع است
قلبـــــت را
ازنفرت وکینه پاک کن،
تا سهم بیشتری از
حضور “خـــــدا”
در قلبت داشته باشی

@~@~@~@~@~@

575576dfbd0e1aqb

ما هرلحظه درحال کشت بذرهای افکار و احساسات خویش در یکدیگریم
و روزی محصول این کشتها را برداشت خواهیم کرد…
پس آگاه باشیم که چه می کاریم.

@~@~@~@~@~@

5757d7aa658ceq33

شخصی را گفتند:
داستان روزها و شب هایت چطور می گذرد؟
با ناراحتی پاسخ داد:
چه بگویم! امروز از گرسنگی مجبور شدم کوزه سفالی ۳۰۰ ساله پدرانم را بفروشم و غذایی تهیه کنم
گفتند:
پروردگار روزی تو را ۳۰۰ سال پیش کنار گذاشته است و تو اکنون ناسپاسی می‌کنی؟
این داستان کوتاه حکایت زندگی بعضی از ماست
شکرگزار باشید و با امید زندگی کنید

56a3126110617u67

@~@~@~@~@~@

امروزم بوی آرامش می دهد
سپردن همه چیز به دستان گرم خدا
بارانی که نم نم گونه هایت را ببوسد
قدم زدن کنار کسانی که دوستشان داری
و خوردن چای گرم مادر
دیدن دنیایی که خورشیدش هر صبح به تو سلام بدهد
ستاره هایش که به تو چشمک بزنند و بگویند
خودت را برای فردایه بهتر آماده کن…
و مهم تر از همه،خدایی که هر روز حالت را از تو می پرسد
من امروز زیباتر از هر روز نفس کشیدم
زیباتر از همیشه دیدم…من امروز بهتر از همیشه زندگی کردم
من احساسم را،امروزم و خدایم را بیش از همه دوست دارم

@~@~@~@~@~@

خنگولستان _ افطار_ مهدی

دم افطار که بی تاب تر و تشنه ترم

می شوم غرق علمدار
عمو
آب
حرم

بعدیاد تو می افتم که غریبی آقا
تو کجا دعوتی افطار؟
چرا بی خبرم؟

*~~~*****~~~*

*labkhand*
اللهم عجل لولیک الفرج

*labkhand*

khengoolestan_axs

*0*0*0*0*0*0*0*

رمضـان است و تـو هستی چه کنـم با این درد ؟

مــاه ِ من یـک طرف و مـــاه خدا یک طرف است

*0*0*0*0*0*0*0*

* یاسرقنبرلو *

—————–**–

آقاجون، صبح های زود اذان می گفت. وضو که می گرفت، می ایستاد وسط حیاط، دست می گذاشت کنار گوشش. بلند می گفت: الله اکبر

تشدید روی ” ل” الله را محکم می گفت و” بَر ” را یک جوری غمگین و بریده ناله می زد که دل آدم کنده می شد

بعد از دانشگاه که برگشته بودم توی آن خانه قدیمی، هر روز با صدای اذانش بیدار می شدم وسط های اذان، صدای چوب مامان بزرگ می آمد که می کوبید روی دریچه کولر تا من – که توی طبقه بالا خوابیده بودم – بیدار شوم

من هم چند باری پاشنه پایم را می کوبیدم زمین یعنی که بیدارم ولی از جایم تکان نمی خوردم دو دقیقه نشده، دوباره چوبش را می کوبید روی دریچه کولر. داد می زد: همساده نماز

بیشتر وقت ها بلند می شدم، وضو می گرفتم و دو سوته نماز می خواندم. بعضی وقت ها تنبلی ام می آمد. می رفتم جلوی شیر آب، ادای وضو گرفتن در می آوردم، بر می گشتم بالا و صاف می رفتم توی تشک

بعد از چند هفته ، مامان بزرگ شروع کرد به بونه گیری: مرد باید نماز صبح رو بلند بخونه ببین آقاجونت چه نمازی می خونه ولضالین

الفِ ضالین را حسابی می کشید و بلافاصله پشت سرش می گفت: بسم الله الرحمن الرحیم … قل

بازی عوض شده بود. با صدای چوب مامان بزرگ، می آمدم پایین، جلوی دستشویی، دست هایم را تا آرنج خیس می کردم، به پیشانی ام جوری آب می زدم که خوابم نپرد، با نوک انگشت مسح سر و پا می کشیدم و بعد پله ها را می دویدم تا بالا. توی اتاق بلند می گفتم ” الله اکبر. بسم الله… ” بعد می رفتم توی تشک. چند باری پیس پیس می کردم. ولضالین را می کشیدم و دوباره بسم الله. بعد سرم را می کردم زیر پتو. هوا خنک بود. انقدر دست هایم را ها می کردم تا خوابم ببرد

مامان بزرگ دوباره بونه گرفت که صدای دولا راست شدنت نمی آد نشسته نماز می خونی؟

به بازی ام، یک قسمت دیگر اضافه شد. هر الله اکبری که می گفتم، دست هایم را توی هوا تکان می دادم که تلق تلق کند. بعد آرام پاشنه پایم را می کوبیدم زمین که مثلن سجده رفته ام. یک ماه نشده گیر داد: بعد از نماز تسبیحات بگو کارهات پیش بره

یک جوری چشم هاش می لرزید که نمی توانستم نه بگویم. سی و چهار مرتبه می گفتم اَلَک. سی و سه بار یک کلمه گنگ که صدای ح اش در بیاید جای الحمدلله و بعد سی و سه بار دیگر سوب. سوب می کردم. بعد می خوابیدم. تا مدت ها نمازم این شکلی بود
با وضوی اختراعی، صداهایی که از خودم در می آوردم، دست و پایی که در هوا تکان می دادم و تسبیحاتی که کارهایم را پیش نمی برد

دیشب دوباره خواب مامان بزرگ را دیدم. صبح زود بود. صدای اذان گفتن آقاجون از توی حیاط می آمد. داشتم الکی وضو می گرفتم که یک هو آمد پشت سرم. گفت: ” قبول باشه ننه. سر نمازهات ما رو هم دعا کن. ” کلی خجالت کشیدم. بعد صدای آقاجون آمد که ولضالین را می کشید. بعد خودم را دیدم که بچه شده ام زیر پتو خوابیده ام و پیس پیس می کنم

از جا بلند شدم و دویدم پایین. توی پله ها داد زدم : ” مامان بزرگ، می خوام یه اعترافی بکنم ” هیچ کس توی اتاق نبود. فقط انگار یکی همه قاب عکس ها را گردانده بود که نماز بخواند. از در و دیوار صدای تسبیحات می آمد

—————–**–
* مرتضی_برزگر*

..*~~~~~~~*..

آدم ها عوض نمیشوند
فقط دلتنگ میشوند
بر میگردند
و دوباره از نو

با همان عادت ها دوستی می کنند

آدم ها برمیگردد
نه برای اینکه قدر و قیمتت را فهمیده اند
برمیگردند
چون دیواری کوتاه تر از تو
پیدا نکرده اند

یادت باشد
دل خوش نکنی به این برگشتن ها
آدم ها عوض نمی شوند

..*~~~~~~~*..

قبلنــــــا داشتیم زندگیمونو میکردیماااااااااااااااا
یه سری هم به نت میزدیم

الان همیشه تو نتیم
یه سری هم به زندگی میزنیم

قدیما :موی بلند، ناخن دراز.. واه واه واه الان :موی بلند، ناخن دراز… داف داف داف

قدیما :هرکی روزه نبود باید می رفت یه گوشه ای یه چیزی میخورد بقیه نبیننش
الان:هر کی روزه است باید بره یه گوشه مزاحم غذا خوردن بقیه نشه

قدیما مراسم خواستگاری برای نشان دادن دختر و پسر بود ولی الان برای اینه که دختر و پسر خانواده هاشونو بهم نشون میدن

قدیما مردم الکی حلقه دست میکردن ؛ که بقیه فکر کنن متاهل هستن ، و کسی مزاحمشون نشه ….امروز اونایی که ازدواج کردن ؛ قایم میکنن که موارد جدید رو از دست ندن

چی بودیم چی شدیم والا به خدا

خندانکس

خنده + عکس
بسته جوکها

چندین جوک در یک پست
دفتر شعر

گلچینی از اشعار شاعران
جملکس

جمله + عکس
دلنوشته

هر چه میخواهد دل تنگت بگو
گرگ بی خیر

علی اکبر
داستان

رو مخ اول
وصلِ تو

بلقیس
لیست نمایشنامه ها

شیخ المریض
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
ورود به پیشخوان

سامانه ورود برای کاربران
نوشتن مطلب جدید

ارسال مطلب جدید
پروفایل

ویرایش پروفایل
پیگیری سریع نوشته ها

برای نمایش سریع نوشته ها
پیگیری سریع دیدگاها

برای نمایش سریع دیدگاها
  • مطالب جدید
  • مطالب پیشنهادی
  • مطالب تصادفی
  • ورود
  • *هنو آماده نشده*

♫ ♪ شعر ♪ ♫

✔ ابزار کمکی ✔

آموزش ها