• پیامک
فال آنلاین

سال نو مبارک

❤ الهی خنده ات همچون بهار و دلت آزاد ز غم ❤

نرم افزار اندروید خنگولستان
android_khengoolestan

کوله ‌پشتی‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد

رفت‌ که‌ دنبال‌ خدا بگردد و گفت

تا کوله‌ام‌ از خدا پر نشود برنخواهم‌ گشت

نهالی‌ رنجور و کوچک‌ کنار راه‌ ایستاده‌ بود، مسافر با خنده‌ای‌ رو به‌ درخت‌ گفت

چه‌ تلخ‌ است‌ کنار جاده‌بودن‌ و نرفتن

درخت‌ زیرلب‌ گفت

ولی‌ تلخ‌ تر آن‌ است‌ که‌ بروی‌ و بی‌ حاصل برگردی ؛ کاش‌ می‌دانستی‌ آنچه‌ در جست‌وجوی‌ آنی ؛ همین‌جاست

مسافر رفت‌ و گفت

یک‌ درخت‌ از راه‌ چه‌ می‌داند، پاهایش‌ در گِل‌ است، او هیچ‌گاه‌ لذت‌ جست‌ و جو را نخواهد یافت

و نشنید که‌ درخت‌ گفت

اما من‌ جست‌وجو را از خود آغاز کرده‌ ام‌ و سفرم‌ را کسی‌ نخواهد دید؛ جز آن‌ که‌ باید

مسافر رفت‌ و کوله‌اش‌ سنگین‌ بود

هزار سال‌ گذشت، هزار سالِ‌ پر خم‌ و پیچ، هزار سالِ‌ بالا و پست

مسافر بازگشت رنجور و ناامید

خدا را نیافته‌ بود، اما غرورش‌ را گم‌ کرده‌ بود

به‌ ابتدای‌ جاده‌ رسید

جاده‌ای‌ که‌ روزی‌ از آن‌ آغاز کرده‌ بود

درختی‌ هزار ساله، بالا بلند و سبز کنار جاده‌ بود

زیر سایه‌اش‌ نشست‌ تا لختی‌ بیاساید

مسافر درخت‌ را به‌ یاد نیاورد ؛ اما درخت‌ او را می‌شناخت

 

سلام‌ مسافر، در کوله‌ات‌ چه‌ داری ، مرا هم‌ میهمان‌ کن

 

بالا بلند تنومندم، شرمنده‌ام، کوله‌ام‌ خالی‌ است‌ و هیچ‌ چیز ندارم

چه‌ خوب، وقتی‌ هیچ‌ چیز نداری، همه‌ چیز داری
اما آن‌ روز که‌ می‌رفتی، در کوله‌ات‌ همه‌ چیز داشتی، غرور کمترینش‌ بود، جاده‌ آن‌ را از تو گرفت

حالا در کوله‌ات‌ جا برای‌ خدا هست

 

و قدری‌ از حقیقت‌ را در کوله‌ مسافر ریخت

دست‌های‌ مسافر از اشراق‌ پر شد و چشم‌هایش‌ از حیرت‌ درخشید

هزار سال‌ رفتم‌ و پیدا نکردم‌ و تو نرفته‌ای ، این‌ همه‌ یافتی

 

زیرا تو در جاده‌ رفتی‌ و من‌ در خودم ، و پیمودن‌ خود، دشوارتر از پیمودن‌ جاده‌

 

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

در یک پارک زنی با یک مرد روی نیمکت نشسته بودند و به کودکانی که در حال بازی بودند نگاه میکردند
زن رو به مرد کرد و گفت پسری که لباس ورزشی قرمز دارد و از سرسره بالا می­رود پسر من است
مرد در جواب گفت

چه پسر زیبایی و در ادامه گفت او هم پسر من است و به پسری که تاب بازی می کرد اشاره کرد
مرد نگاهی به ساعتش انداخت و پسرش را صدا زد

سامی وقت رفتن است

سامی که دلش نمی آمد از تاب پایین بیاید با خواهش گفت بابا جان فقط ۵ دقیقه . باشه ؟

مرد سرش را تکان داد و قبول کرد

مرد و زن باز به صحبت ادامه دادند

دقایقی گذشت و پدر دوباره فرزندش را صدا زد

سامی دیر میشود برویم . ولی سامی باز خواهش کرد ۵ دقیقه این دفعه قول میدهم

مرد لبخند زد و باز قبول کرد

زن رو به مرد کرد و گفت : شما آدم خونسردی هستید ولی فکر نمی کنید پسرتان با این کارها لوس بشود ؟

مرد جواب داد دو سال پیش یک راننده مست پسر بزرگم را در حال دوچرخه سواری زیر گرفت و کشت

من هیچ گاه برای تام وقت کافی نگذاشته بودم

و همیشه به خاطر این موضوع غصه می خورم . ولی حالا تصمیم گرفتم این اشتباه را در مورد سامی تکرار نکنم ؛ سامی فکر می کند که ۵ دقیقه بیش تر برای بازی کردن وقت دارد ولی حقیقت آن است که من ۵ دقیقه بیشتر وقت می دهم تا بازی کردن و شادی او را ببینم

پنج دقیقه ای که دیگر هرگز نمی توانم بودن در کنار تام ِ از دست رفته ام را تجربه کنم

 

۲۶ ◄ قر تو کمرم فراوونه ....

دیدگاه ها برای گلچین بهترین ها | در تمنایه زندگی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*bye_bye*  *fekr*  *gij_o_vij*  *yohoo*  *modir*  *ghalb*  *gol_rose*  *labkhand* 
*soot*  *yes*  *gerye*  *neveshtan*  *narahat*  *bi_chare*  *bi asab*  *dali* 
*gerye_kharaki*  *amo_barghi*  *hip_hip*  *jigh*  :khak:  *ghalb_sorati*  *mach*  *O_0* 
*difal*  *malos*  *ey_khoda*  **♥** 
 
 
◄ MORE ►
 
  • 1
  • 535
  • 3,526
خندانکس

خنده + عکس
بسته جوکها

چندین جوک در یک پست
دفتر شعر

گلچینی از اشعار شاعران
جملکس

جمله + عکس
دلنوشته

هر چه میخواهد دل تنگت بگو
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
ورود به پیشخوان

سامانه ورود برای کاربران
نوشتن مطلب جدید

ارسال مطلب جدید
پروفایل

ویرایش پروفایل
پیگیری سریع نوشته ها

برای نمایش سریع نوشته ها
پیگیری سریع دیدگاها

برای نمایش سریع دیدگاها
  • مطالب جدید
  • مطالب پیشنهادی
  • مطالب تصادفی
  • ورود
  • *هنو آماده نشده*
♫ ♪ شعر ♪ ♫
✔ ابزار کمکی ✔
آموزش ها