• عاشخونه ها
فال آنلاین

ابدیت تکمیل شد

😚ابدیت جدید روی گوگل پلی قرار گرفت 😚

نرم افزار اندروید خنگولستان
  • دل شکستن خر است
    دل شکستن خر است

پیام تسلیت

khengoolestan_axs

..*~~~~~~~*..

امشب که گداییم، گدای دو کریم
سرگرم عزاییم، عزای دو کریم
در خیمه ی حزن بچه های دو کریم

با فاطمه “یا محمدا” می گوییم
با زینبشان “یا حسنا” می گوییم

امیر عظیمی

^^^^^*^^^^^

khengoolestan_axs

فرارسیدن سالگرد وفات حضرت محمد مصطفی ص
و شهادت امام حسن مجتبی ع
و همچنین پیشاپیش شهادت امام رضا(ع) را تسلیت عرض می‌کنیم

11 ◄ i love u

user_send_photo_psot

 

oOoOoOoOoOoO

سلام زلزله
وقتی که آمدی
من و لیلا و حمید را در خواب بردی

نمی دانم دفتر مشقم را از زیر آوار پیدا می کنند یا نه
تو به خانم معلم بگو که تکلیفم را نوشته بودم
راستی بقیه آدم ها هم تکلیفشان را انجام داده اند
دیشب حمید هم که قول داده بود کمتر
شلوغی کند دیگر ساکت شد
ساکت ساکت برای همیشه
همه سنگ ها و کلوخ هایی که پدر به نام سقف برایمان انباشته بود
پیکر های کوچکمان را در هم کوبید
حمید نگران ترس لیلا از تاریکی بود
و میگفت نترس آبجی من هستم
ولی بعد از مدتی نه دیگر حمید بود و نه لیلا و نه من
می دانی زلزله ما که رفتیم
ولی روح کوچکمان دید که خیلی ها آمدند
هم آنهایی که هیچگاه در روستایمان ندیده بودیمشان
لودر هم آوردند با کلی کمپوت شیرین و بسته های غذا
ولی ما دیگه نبودیم اگر هم بودیم که با دهان پر از خاک
بگذریم
لودر که میدانی چیست
همان ماشینی که در شهر ها برای ساخت خانه از آن استفاده میکنند
و در روستاها برای برداشتن آوار از سر مردم
مصاحبه هم کردند که قرار است وام بدهند
و دستور داده اند که خیلی خیلی خیلی سریع باشد
همان وامی که به دلیل نبود ضامن برای پدر
برای دادن نصف آن نیز هرگز موافقت نکردند
کاش قبل از امدن تو وام را داده بودند
تا پدر خانه ی بهتری برایمان بسازد
تا پدر مجبور نباشد هی با گل و سنگ سقف را بپوشاند
وای پدر چقدر سنگین کرده بودی این اوار را
نمی دانم زلزله شاید برای وام پدر به پادر میانی تو احتیاج داشتند
میدانی زلزله
با امدن تو روستای مارا شناختند
میگویند کمک به زلزله زدگان ثواب دارد درست
اما مگر کمک به روستاییان برای زندگی بهتر ثواب ندارد؟
راستی چرا بعضی از آدم ها برای بیدار شدن و لرزیدن قلبشان
به ۷/۳ ریشتر لرزه احتیاج دارند ؟
میدانی زلزله به چی فکر میکنم
به روستای بعدی ،ثواب بعدی،درمانگاه بعدی
و دستورات بعدی و به زنده های لودر و همدلی ندیده
به پدر های روستاهای دیگر که با تنگدستی
آوار های بعدی را تکه تکه تکه بر سقف خراب خود میچینند
تا روزی مریم و لیلا و حمیدشان را زیر آن بردارند
دلم برای لیلا و مریم و حمیدهای روستاهای بعدی میسوزد
میدانی زلزله ما که رفتیم
ولی خداکند روزی بنویسند
ز  مثل  زندگی

oOoOoOoOoOoO

تسلیت هموطن

user_send_photo_psot

25 ◄ تا خر تو خره ، تو هم لایک کن

^^^^^*^^^^^

هفت مصیبتِ شام از زبان امام سجاد علیه السلام

از امام سجاد علیه السلام پرسیدند:‌ سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟

در پاسخ سه بار فرمودند: الشّام، الشّام، الشّام… امان از شام

در شام هفت مصیبت بر ما وارد آوردند که از آغاز اسیری تا آخر ، چنین مصیبتی بر ما وارد نشده بود

ستمگران در شام اطراف ما را باشمشیرها احاطه کردند و بر ما حمله می‌نمودند و در میان جمعیت بسیار نگه داشتند و ساز و طبل می‌زدند

سرهای شهداء را در میان هودج‌های زن‌های ما قرار دادند. سر پدرم و سر عمویم عباس(علیه السلام) را در برابر چشم عمه‌هایم زینب و ام کلثوم(علیهاسلام)نگه‌داشتند و سر برادرم علی اکبر و پسر عمویم قاسم(علیه السلام) را در برابر چشمان خواهرانم سکینه و فاطمه می‌آوردند و با سرها بازی می‌کردند، و گاهی سرها به زمین می‌افتاد و زیر سم سُتوران قرار می‌گرفت

زن‌های شامی از بالای بام‌ها، آب و آتش بر سر ما می ریختند، آتش به عمامه‌ام افتاد و چون دست‌هایم را به گردنم بسته بودند نتوانستم آن را خاموش کنم. عمامه‌ام سوخت و آتش به سرم رسید و سرم را نیز سوزاند

از طلوع خورشید تا نزدیک غروب در کوچه و بازار با ساز و آواز ما را در برابر تماشای مردم در کوچه و بازار گردش دادند و می‌گفتند: ای مردم! بکُشید این‌ها را که در اسلام هیچ گونه احترامی ندارند!؟

ما را به یک ریسمان بستند و با این حال ما را در خانه یهود و نصاری عبور دادند و به آن ها می‌گفتند: این‌ها همان افرادی هستند که پدرانشان، پدران شما را در خیبر و خندق و … کشتند و خانه‌های آن‌ها را ویران کردند امروز شما انتقام آن‌ها را از این‌ها بگیرید

ما را به بازار برده فروشان بردند و خواستند ما را به جای غلام و کنیز بفروشند ولی خداوند این موضوع را برای آن ها مقدور نساخت

ما را در مکانی جای دادند که سقف نداشت و روزها از گرما و شب‌ها از سرما، آرامش نداشتیم و از تشنگی و گرسنگی و خوف کشته شدن، همواره در وحشت و اضطراب به سر می‌بردیم

صلی الله علیک یا سیدالساجدین، الامام العارفین، زین العابدین

^^^^^*^^^^^

برگرفته از:‌‌ تذکرة الشهداء ملاحبیب کاشانی

khengoolestan_axs

^^^^^*^^^^^
یک لحظه شدیم خیره تا در چشمت
دیدیم تمام غصه را در چشمت

چشمان تو از روضۀ مکشوف پر است
پیداست تمام کربلا در چشمت

^^^^^*^^^^^

21 ◄ تا خر تو خره ، تو هم لایک کن

میگن بعد از عاشورا تن شهدای کربلا رو خاک کردند

که روایت های زیادی هست در مورد خاک کردن جسم شهدای کربلا که چند تا از معتبر ترین روایت ها رو میارم

*oOoOoOoOoOoO*

گروهی از بنی اسد که در غاضریه بودند، نزد اجساد مطهر امام حسین(ع) و یارانش آمده و بر آنان نماز گذارده و آنان را دفن کردند، بدین ترتیب که حسین(ع) در همین جایی است که اکنون قبر شریف اوست و فرزندش علی‌اصغر کنار پای حضرت است. برای شهیدان (از خاندان و یاران آن بزرگوار که اطرافش به زمین افتاده بودند) گودالی در پایین پای حسین(ع) کنده و همگی را گردآورده و در آنجا دفن کردند، و عباس بن علی(ع) را در همان‌جا که کشته شده بود، سر راه غاضریه (جایی که اکنون قبر اوست) دفن نمودند

ارشاد مفید، ص 118

*oOoOoOoOoOoO*

برخی باور دارند که امام سجاد(ع) و بنی اسد اجساد شهدا را دفن کرده‌اند. بنی اسد فردای عاشورا پس از رفتن سپاه عمر سعد، عده‌ای از آنان برای دفن شهدای کربلا آمدند،(2) و چون اجساد را نمی‌شناختند، متحیّر بودند. در آن هنگام حضرت سجاد(ع) آمد و پیکر اهل بیت و اصحاب را یک به یک به آنان شناساندند و آنان در دفن شهدا، حضرت را یاری کردند و برای خویش افتخار آفریدند
طرفداران این مبنا باور دارند که در روز یازدهم محرم در هنگام حرکت اهل بیت به سوی کوفه بدن شهدا دفن شده بودند. اینان در برابر این پرسش که چگونه امام سجاد(ع) که اسیر بود، اجساد را دفن کرده‌اند، می‌گوید: امام سجاد(ع) با بهره‌گیری از امدادهای غیبی به طور معجزآسا شهدا را دفن نموده است

مروج الذهب، ج 3، ص 63.
جواد محدثی، فرهنگ عاشورا، ص 77

*oOoOoOoOoOoO*

از برخی راویان نقل شده که نزد امام رضا(ع) بودم. علی بن ابی حمزه وابن سراج و ابن مکاره وارد شدند. پس از سخنانی که میان آنان و امام دربارة امامتش گذشت، علی بن ابی حمزه گفت: از پدرانت برای ما روایت شده که عهده‌دار امر دفن امام، جز امام نمی‌شود. از امام پرسید: پس بگو حسین بن علی(ع) امام بود یا نه؟ گفت: امام بود. پرسید چه کسی عهده‌دار کار او شد؟ گفت: علی بن الحسین(ع). پرسید او کجا بود؟ او که دست ابن زیاد اسیر بود
گفت: بی‌آنکه بفمند بیرون آمد و پدرش را دفن کرد و برگشت
امام رضا(ع) فرمود: خدایی که می‌تواند امام سجاد(ع) را به کوفه ببرد تا پدرش را دفن کند، می‌تواند صاحب امر امامت را به بغداد برساند تا عهده‌دار کفن و دفن پدرش شود و برگردد، در حالی که نه در زندان است نه اسیر

بحار الانوار، ج 42، ص 187

*oOoOoOoOoOoO*

مقرم نیز می‌گوید
چون امام سجاد(ع) آمد، بنی اسد را دید که کنار کشتگان گرد آمده‌اند و سرگردانند؛ نمی‌دانند چه کنند و کشته‌ها را نمی‌شناسند، چون بین بدن‌ها و سرهای مقدس جدایی انداخته بودند و گاهی از بستگان آنان می‌پرسیدند
امام سجاد به آنان خبر داد که برای دفن این اجساد پاک آمده است. آنان را با نام و مشخصات معرفی کرد. هاشمیان را از دیگران شناساندند. ناله و شیون برخاست و اشک‌ها جاری شد و زنان بنی اسد مو پریشان کردند و سیلی به صورت زدند و بلند گریه کردند. به محل قبر آمد، کمی از خاک‌ها را کنار زد. قبر حاضر و آماده و صندوقی شکافته آشکار شد. حضرت دستان خود را زیر کمر امام حسین(ع) گشود و گفت: بسم الله و بالله وعلى ملّة رسول الله، صدق الله ورسوله،‌ ماشاء ولا حول ولا قوة إلاّ بالله العظیم. امام به تنهایی بی‌آنکه بنی اسد در این کار همراهی‌اش کنند پیکر مطهر را وارد قبر کرد و به آنان گفت: همراه من کسی هست که یاری می‌کند
چون او را در قبر نهاد، ‌صورت بر آن رگ‌های بریده نهاد و گفت: خوشا سرزمینی که پیکر پاک تو را در بر گرفت! دنیا پس از تو تاریک است و آخرت با فروغ جمالت روشن است. اما شبِ بیداری و غم است و اندوهگین همیشگی، تا آنکه خداوند برای خاندان تو سرای آخرت را برگزیند که تو در آنی. سلام و رحمت و برکات الهی بر تو باد از من، ای فرزند رسول خدا
و بر قبر نوشت: این قبر حسین بن علی بن ابی طالب است که او را لب تشنه و غریب شهید کردند.
آنگاه به طرف عمویش عباس رفت و او را در همان حال دید که فرشتگان آسمان‌ها را دهشت زده، و حوریان بهشتی را گریان ساخته بود. خود را روی بدن مقدس او انداخت و رگ‌های بریده‌اش را می‌بوسید و می‌گفت: پس از تو خاک بر سر دنیا! ای قمر بنی‌هاشم! از من سلام بر تو باد، ای شهید خدایی! رحمت و برکات الهی بر تو باد
برای او نیز قبری گشود و به تنهایی او را وارد قبر کرد، همان گونه که برای پدرش کرد و به بنی اسد فرمود: با من کسانی‌اند که یاری‌ام می‌کنند. آری، برای بنی اسد مجالی گذاشت تا در دفن شهدای دیگر مشارکت کنند. دو جا برای آنان تعیین کرد و فرمود دو گودال کندند؛ در اوّلی بنی‌هاشم را و در دیگری اصحاب را قرار دادند. اما حر ریاحی را قبیله‌اش بردند، به جایی که هم اینک قبر اوست.
گویند: مادرش حاضر بود. چون دید که اجساد دیگر را چه می‌کنند (دفن همه در یک جا) حر را به این مکان برد

*oOoOoOoOoOoO*

بعد از عاشورا تن و جسم شهدا رو که دفن کرده بودن ؛ براشون مقبره و قبر درست کرده بودن

گذشت تا اربعین ، حضرت زینب و حضرت سکینه و بقیه ی اسیرا برگشتن به کربلا

که فلسفه اون راه پیمایی اربعین هم همینه

میگن کاروان که رسید هر کسی سریع میرفت پیش محل دفن عزیزاش

حضرت زینب و امام سجاد و سکینه رفت پیش محل دفن امام حسین

شروع کردن به گریه زاری و عذا داری

بعد یکمی که گذشت حضرت سکینه ، اومد پیش امام سجاد

گفت قبر عموم عباس کجاس ؟؟

میدونی چرا این رو پرسید

چون دنبال یه قبر بزرگ میگشت

الله اکبر یه این مصیبت

شاعر میگه

مزارت عشق را بیتاب کرده
فلک را بنده سرداب کرده

گواهی می دهد این قبر کوچک
که مردی را خجالت آب کرده

واقعن تا وقتی حضرت عباس شهید نشده بود ، کسی جرات جسارت به حرم ها و زن و بچه ها رو نداشت

حضرت سکینه بعد که قبر عموش رو نشونش دادن شروع میکنه درد و دل کردن

عمو جان غنچه ی نشکفته پژمرد
به روی دست عمه خواهرم مرد

مرا یک حرف باشد باتو آن هم
اگر بودی کسی سیلی نمی خورد

^^^^^*^^^^^

^^^^^*^^^^^

السلام علیک یاابالفضل العباس

ایهاالعبدالصالح

المطیع لله ولرسوله

ولامیر المؤمنین، و لفاطمةالزهرا و الحسن و الحسین

اشهدانک قدقتلت مظلوما

یاکاشف الکرب عن وجه الحسین

اکشف کربی بحق اخیک الحسین

درودب تو ای ابالفضل العباس

ای بنده ی صالح و مطیع خدا و رسولش و امیرالمؤمنین
و برای فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسین

براستی گواهی می دهم که تومظلومانه کشته شدی

ای برطرف کننده ی غم واندوه ازچهره ی حسین

غم و اندوه مرا نیز بحق برادرت حسین برطرف ساز

♦♦—————♦♦

گر نشد آب میسّر گردد
گو عمو خود به حرم برگردد

خود بگو من چه بگویم به جواب
گر ببیند نه عمو هست نه آب

التماس دعا تو شبای محرم برای همدیگه دعا کنید

3 ◄ شد سه تا هوورا هوورا

khengoolestan_axs

^^^^^*^^^^^


قالَ عليه السلام: الْغَضَبُ عَلى مَنْ لا تَمْلِكُ عَجْزٌ، وَ عَلى مَنْ تَمْلِكُ لُؤْمٌ

فرمود: غضب و تندى در مقابل آن كسى كه توان مقابله با او را ندارى ، علامت عجز و ناتوانى است ، ولى در مقابل كسى كه توان مقابله و رو در روئى او را دارى علامت پستى و رذالت است

^^^^^*^^^^^


شهادت حضرت هادی(ع) تسلیت باد

23 ◄ تا خر تو خره ، تو هم لایک کن

khengoolestan_kolah_ghermezi_donya_fani_zade
♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

آىِ مجرى! يكى دستش از دنيا كوتاه شده يعنى چى؟
مگه دستم كوتاه مى‌شه آخه؟

يعنى ديگه نيست، رفته اون دنيا. دستش به اين دنيا نمى‌رسه

اين دنيا و اون دنيا يعنى چى؟! مگه ما چند تا دنيا داريم؟
همين يه دونه رو داريم ديگه آى مجرى
همين كه هميشه با منه ، توى منه ، منو تكون مى‌ده ، مى‌بره و مياره
همين كه هروقت مى‌خوام يواشكى بستنى بخورم منو مى‌بره سر يخچال
يا مى‌بَردم تو كوچه با بچه‌ها فوتفال بازى كنم
همين يه دنياس ديگه. دستشم كوتاه نيست اصلن

خب كلا قرمزى جون، الان ديگه دستش كوتاه شده

دستش كوتاه شده باشه هم ،خودش كه ديگه هست آى مجرى. مگه نه؟

نه كلاقرمزى. خودشم نيست
ديگه نيست

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

حسین وحدانی

46 ◄ دیری دی دینگ
خندانکس

خنده + عکس
بسته جوکها

چندین جوک در یک پست
دفتر شعر

گلچینی از اشعار شاعران
جملکس

جمله + عکس
دلنوشته

هر چه میخواهد دل تنگت بگو
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
ورود به پیشخوان

سامانه ورود برای کاربران
نوشتن مطلب جدید

ارسال مطلب جدید
پروفایل

ویرایش پروفایل
پیگیری سریع نوشته ها

برای نمایش سریع نوشته ها
پیگیری سریع دیدگاها

برای نمایش سریع دیدگاها
  • مطالب جدید
  • مطالب پیشنهادی
  • مطالب تصادفی
  • ورود
  • *هنو آماده نشده*
♫ ♪ شعر ♪ ♫
✔ ابزار کمکی ✔
آموزش ها