• خاطره ها
فال آنلاین

هیچ متنی در سیستم ثبت نشده است

نرم افزار اندروید خنگولستان
  • دل شکستن خر است
    دل شکستن خر است

ali_fathi201057

زنگ انشاء شد عزیزان دفتر خود وا کنید

ساعتی را با معلم صحبت از بابا کنید

صحبت خود را معلم با خدا آغاز کرد

کهنه زخمی از میان زخمها سر باز کرد

ساعتی رفت و تمام بچه ها انشا ء بدست

هر کسی پیش آمد ودفتر نشان داد و نشست

ناگهان چشم معلم بر سعید افتا د و گفت

گوش ما باید صدای دلنوازت را شنفت

دفتر خود را نیاوردی عزیزم پیش ما

نازنین حرفی بزن اینگونه غمگینی چرا؟

سر به زیر و چشم نم آهسته پیش آمد سعید

از غم هجران بابا زیر لب آهی کشید

دفتر اندوه و غم یکبار دیگر باز شد

قصه ی غمگین بابا اینجنین آغاز شد

بچه ها بابای من در زندگی چیزی نداشت

غصه را بر روی غم غم روی ماتم میگذاشت

مادرم وقتی که از دنیای فانی رخت بست
ادامه مطلب

17 ◄ دینگله دینگو

مخوف ترين محل دنیادر جنوب

ظهر تابستان را در ذهن خود مجسم كنيد
.
زير كولر دراز كشيده اي و شديدا داري از نوازش گونه هايت توسط ابر محصول كمپاني اُجنرال در منزلت لذت ميبري!☺
هنوز داری لابلای دندونات تمیز میکنی که
تصميم ميگيري خوشي هايت را با رفتن به دستشویی به اوج برساني😃.
پس از جايت به سختي بلند ميشوي و به سمت حياط خيز بر ميداري.
با نگاهي به ساعت روي ديوار ميتواني فاجعه اي كه پشت درب هال منتظرت است را حدس بزني!
درب را باز ميكني و به دمپايي تفتيده و به حالت مايع در آمده اي كه كف حياط افتاده نگاه ميكنی و پايت را به آرامي درون دمپايي ميكني و با ذكر كلمه ي “اوووف سُختُم” 😰به سمت توالت گوشه ي حياط ميدوي.

با عجله درب آهني و گداخته توالت را باز كرده و قصد ورود داري كه جرياني بسيار مرطوب و خوش بو! از درون توالت به صورتتان “هُف” ميشود.😣

چشمت را بر روي اينهمه سختي ميبندي و به اميد آرامش ادامه ميدهي…😑
با نگاهي به حباب چراغ توالت و خيل عظيم پشه ها كه درونش جان به جان آفرين تسليم كرده اند، از مارمولك خسته اي كه زير همين حباب چمباتمه زده رخصت ميگيري و بالاخره مينشيني تا رفع حاجت كني.
كارت كه تمام ميشود ترس تمام وجودت را فرا ميگيرد.😰
حالا مرد ميخواهد
تا مرحله آخر را عملي كند:
شير آب😰
شيلنگ
سوختن😫
گداختن😳
اب پز شدن😣
و….

وای ک اون روزا داره میاد.😓
باید جنوبی باشی تا بفهمی چی میگم😥
Axkade17447

17 ◄ دینگله دینگو

ﭼﺮﺧﻪ “دوﺳﺖ ﻧﺪاﺷﺘﻦ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ”‌ در ﺣﺎﻟﯽ ﻫﻤﻪ ﻣﺎ را ﻣﯽ ﺑﻠﻌﺪ ﮐﻪ ﻫﺮ ﮐﺲ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ در ﺣﺎل زرﻧﮕﯽ و ﺑﺮﻧﺪه ﺷﺪن اﺳﺖ و ﺑﻪ اﯾﻦ ﻧﻤﯽ اﻧﺪﯾﺸﺪ ﮐﻪ اﮔﺮ ﻣﻦ اﻣﺮوز آب ﻣﻌﺪﻧﯽ را ﺑﻪ 10 ﺑﺮاﺑﺮ ﻗﯿﻤﺖ ﺑﻔﺮوﺷﻢ، ﻓﺮدا ﺧﻮدروﯾﯽ ﺳﻮار ﻣﯽ ﺷﻮم ﮐﻪ ﮐﺎرﮔﺮ ﺧﻂ ﺗﻮﻟﯿﺪش ﭼﻮن ﻣﺮدم را دوﺳﺖ ﻧﺪارد، ﻓﻼن ﭘﯿﭽﺶ را ﻣﺤﮑﻢ ﻧﺒﺴﺘﻪ اﺳﺖ و آن ﮐﺎرﮔﺮ ﻫﻢ ﺷﯿﺮ ﭘﺎﻟﻢ دار ﻣﯽ ﺧﻮرد ﺗﺎ زودﺗﺮ ﺳﮑﺘﻪ ﮐﻨﺪ و رﺋﯿﺲ ﮐﺎرﺧﺎﻧﻪ ﻟﺒﻨﯿﺎت ﻫﻢ ﺳﺮ ﯾﮏ ﭼﻬﺎر راه ﺑﺎ ﯾﮏ راﻧﻨﺪه ﺗﺎﮐﺴﯽ ﺳﺮ ﺑﻮق زدن دﻋﻮا ﻣﯽ ﮐﻨﺪ و ﻣﺼﺪوم ﻣﯽ ﺷﻮد و آن راﻧﻨﺪه ﺗﺎﮐﺴﯽ ﻫﻢ ﺑﻪ ﭘﺴﺖ ﺗﻌﻤﯿﺮﮐﺎری ﻣﯽ ﺧﻮرد ﮐﻪ روﻏﻦ ﺗﻘﻠﺒﯽ ﺑﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ اش ﻣﯽ رﯾﺰد و اﯾﻦ ﻗﺼﻪ ﻫﻤﭽﻨﺎن اداﻣﻪ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ و ﻫﺮ ﮐﺪام از ﻣﺎ دﯾﮕﺮی را ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ و ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ دﯾﮕﺮی ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ.

.ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ را دوﺳﺖ ﺑﺪارﯾﻢ” ؛ اﯾﻦ ﮐﻠﯿﺪ ﺣﻞ ﻣﻌﻤﺎﺳﺖ و راﻫﮕﺸﺎی ﺑﺴﯿﺎری از ﻣﻌﻀﻼت اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ درﮔﯿﺮش ﻫﺴﺘﯿﻢ”
ﺑﺮای ﻣﻬﺮﺑﺎن ﺑﻮدن ﺑﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ، ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻧﺒﺎﺷﯿﺪ دوﻟﺖ ﺑﯿﺎﯾﺪ و ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎزی ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﻣﺎ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ را دوﺳﺖ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ. از ﻫﻤﯿﻦ اﻣﺮوز ﺑﻪ اﺻﺎﻟﺖ اﻧﺴﺎﻧﯽ ﺧﻮﯾﺶ ﺑﺮﮔﺮدﯾﻢ، اﻧﺴﺎن ﻫﺎ را دوﺳﺖ ﺑﺪارﯾﻢ و رﻓﺘﺎر ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﺎﻧﻪ ﺗﺮی داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ،‌ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺳﺎدﮔﯽ.
ﺑﺎور ﮐﻨﯿﺪ زﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮدﻣﺎن ﻫﻢ راﺣﺖ ﺗﺮ ﻣﯽ ﺷﻮد.

13 ◄ به قولی اصفونیا شد سینزه تا

ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩﻥ ﺭﺍ ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ !
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ
ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﺎﻥ ﺭﺍﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ:
ﻣﺪﺭﺳﻪ.. ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ .. ﮐﺎﺭ..
ﺣﺘﯽ ﺩﺭﺳﻔﺮﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﯿﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﻟﺬﺕ ﺍﺯ
ﻣﺴﯿﺮ!
ﻏﺎﻓﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﺎﺗﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﯿﻢ
ﺑﮕﺬﺭﻧﺪ ..

انگار حتماً باید آسمان به زمین بیاید، باید اتفاق خاصی بیفتد. مثلاً معجزه ای رخ دهد که از زندگی لذت ببریم.
گاهی آنقدر در روزمرگی غرق می شویم که فراموش مان میشود ساده ترین داشته های ما شاید آرزوی فرد دیگری باشد.

ما از امر و نهی پدر کلافه باشیم و دیگری در آرزوی شنیدن صدای پدرش.

ما از باب میل نبودن غذا به جان مادرمان غر بزنیم و دیگری در حسرت صدا کردن نامش و شنیدن جواب.

صدای زنگ تلفن از خواب بعد از ظهر بیدار مان کند و ما از بد خواب شدن بنالیم و دیگری تشنه ی شنیدن صدای آشنا از پشت گوشی تلفن است.

همیشه شاکی هستیم انگار…

از گرما می نالیم. از سرما فرار می کنیم.
در جمع، از شلوغی کلافه می شویم و در خلوت، از تنهایی بغض می کنیم.
تمام هفته منتظر رسیدن روز تعطیل هستیم و آخر هفته هم بی حوصلگی تقصير غروب جمعه است و بس…!

14 ◄ لایک عالی متعالی

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﻣﻨﻮﻁ ﺑﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﺁﺩﻣﻬﺎ
ﻧﮑﻦ .. ﺭﻭﯼ ﭘﺎﻫﺎﯼ
ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﯾﺴﺖ ﺗﺎ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﻧﯿﺎﺑﯽ ﻭ
ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺭﺍ
ﺑﻬﺘﺮﯾﻨﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﺧﻄﺎﺏ ﻧﮑﻦ …
ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ
ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﮐﻪ ﺧﻄﺎﺏ ﺷﻮﻧﺪ ﺧﯿﺎﻻﺗﯽ
ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ .. ﻫﻮﺍ ﺑﺮﺷﺎﻥ
ﻣﯿﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﺗﻮﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺟﻬﺖ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﻣﯿﺒﺮﻧﺪ …
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﺸﺮﻭﻁ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﮐﻨﯽ ﺟﺎﯾﯽ
ﺑﺮﺍﯼ
ﮐﺸﻒ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﻗﯽ ﻧﻤﯽ ﮔﺬﺍﺭﯼ .. ﺁﺩﻣﻬﺎ ﮐﻪ
ﻣﻬﻢ ﺗﻠﻘﯽ ﺷﻮﻧﺪ
ﺗﻐﯿﯿﺮﺕ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ . ﺁﻧﻮﻗﺖ ﺗﻮ ﻣﯿﻤﺎﻧﯽ ﻭ ﯾﮏ
ﺩﻭﮔﺎﻧﮕﯽ
ﺷﺨﺼﯿﺖ
ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ
ﮐﺴﯽ ﺑﻬﺘﺮﯾﻨﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺵ
ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ .. ﻣﺒﺎﺩﺍ
ﻋﺮﻭﺳﮏ ﺧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺑﺎﺯﯼ ﺁﻟﺖ ﺩﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺷﻮﯼ
ﻣﮕﺬﺍﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﻣﺤﺘﺎﺝ ﺗﺄﯾﯿﺪ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ
ﺑﺎﺷﺪ ..
ﺑﺎ ﺩﻫﻦ ﮐﺠﯽ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺩﺭﻭﻧﯽ ﺍﺕ،،ﺣﻔﻆ ﻇﺎﻫﺮ
ﮐﻦ ..
ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺑﯽ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺷﻬﺎﯼ ﭘﯿﺶ ﭘﺎ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ
ﭘﻨﺎﻩ ﻧﺒﺮ
ﻫﺮ ﺗﺎﺯﻩ ﻭﺍﺭﺩ ، ﺭﻧﺠﯽ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﺳﺖ .
ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺎﺯﻩ ﻭﺍﺭﺩﻫﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ
ﺗﺮﺱ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ ﭘﻨﺎﻩ
ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻧﺪ …
ﺩﺳﺖ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺩﺭﺍﺯ ﻧﮑﻦ
ﺗﺎ ﻣﻨﺖ ﻫﯿﭻ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﯼ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺑﯽ
ﮐﺴﯽ ﺍﺕ ﻧﺒﺎﺷﺪ
ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺯ ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩ
ﻣﺎﺩﺍﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﭼﺸﻤﻬﺎﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﯿﻔﺘﺎﺩﻩ
ﺑﺎﺷﯽ ..

16 ◄ دینگله دینگو
خندانکس

خنده + عکس
بسته جوکها

چندین جوک در یک پست
دفتر شعر

گلچینی از اشعار شاعران
جملکس

جمله + عکس
دلنوشته

هر چه میخواهد دل تنگت بگو
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
ورود به پیشخوان

سامانه ورود برای کاربران
نوشتن مطلب جدید

ارسال مطلب جدید
پروفایل

ویرایش پروفایل
پیگیری سریع نوشته ها

برای نمایش سریع نوشته ها
پیگیری سریع دیدگاها

برای نمایش سریع دیدگاها
  • مطالب جدید
  • مطالب پیشنهادی
  • مطالب تصادفی
  • ورود
  • *هنو آماده نشده*
♫ ♪ شعر ♪ ♫
✔ ابزار کمکی ✔
آموزش ها