• دلنوشته
فال آنلاین

سال نو مبارک

❤ الهی خنده ات همچون بهار و دلت آزاد ز غم ❤

نرم افزار اندروید خنگولستان
android_khengoolestan

بهلول و غلامی که از تلاطم دریا می ترسید :)
آورده اند که یکی از بازرگانان بغداد با غلام خود در کشتی نشسته و به عزم بصره در حرکت بودند و نیزدر همان کشتی بهلول و جمعی دیگر بودند.
غلام از تلاطم دریا وحشت داشت و مدام گریه و زاری مینمود.
مسافران از گریه و زاری آن غلام به ستوه آمدند و از آن میان بهلول از صاحب غـلام خواسـت تـااجازه دهد به طریقی آن غلام را ساکت نماید.
بازرگان اجازه داد. بهلول فوری امر نمود تـا غـلام را بـه دریا انداختند و چون نزدیک به هلاکت رسـید او را بیـرون آوردنـد.
غـلام از آن پـس بـه گوشـه ای ازکشتی ساکت و آرام نشست.
اهل کشتی از بهلول سوال نمودند در این عمل چه حکمت بود که غلام ساکت و آرام شد ؟
بهلول گفت: این غلام قدر عافیت این کشتی را نمی دانست و چون به دریا افتاد فهمید که کـشتی جـایامن و آرامی است.

۱۲ ◄ گلیلی لی لی لی

دیدگاه ها برای بهلول و غلامی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*bye_bye*  *fekr*  *gij_o_vij*  *yohoo*  *modir*  *ghalb*  *gol_rose*  *labkhand*  *soot*  *yes*  *gerye*  *neveshtan*  *narahat*  *bi_chare*  *bi asab* 
*dali*  *gerye_kharaki*  *amo_barghi*  *hip_hip*  *jigh*  :khak:  *ghalb_sorati*  *mach*  *O_0*  *difal*  *malos*  *ey_khoda*  **♥** 
 
 
◄ MORE ►
 
خندانکس

خنده + عکس
بسته جوکها

چندین جوک در یک پست
دفتر شعر

گلچینی از اشعار شاعران
جملکس

جمله + عکس
دلنوشته

هر چه میخواهد دل تنگت بگو
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
ورود به پیشخوان

سامانه ورود برای کاربران
نوشتن مطلب جدید

ارسال مطلب جدید
پروفایل

ویرایش پروفایل
پیگیری سریع نوشته ها

برای نمایش سریع نوشته ها
پیگیری سریع دیدگاها

برای نمایش سریع دیدگاها
  • مطالب جدید
  • مطالب پیشنهادی
  • مطالب تصادفی
  • ورود
  • *هنو آماده نشده*
♫ ♪ شعر ♪ ♫
✔ ابزار کمکی ✔
آموزش ها