• پیامک
فال آنلاین

آبدیت تکمیل شد

❤از مارکت های مایکت ، پارس هاب ، چهارخونه و بازار میتونید آبدیت کنید❤

نرم افزار اندروید خنگولستان
android_khengoolestan

(ص)

wp-monalisa icon

پیش از نبوت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) مردم عربستان بت پرست بودند. از سنگ و چوب بت می ساختند و می پرسیدند و غذای اغلب عرب ها خرما بود

خانواده ای از عربها تصمیم گرفتند بتی از خرما بسازند. بعد از ساختن بت آن را در جای مناسبی گذاشتند و در برابر آن سجده می کردند. روزگار می گذشت تا این که مدت ها در عربستان باران نبارید و در نتیجه خشکسالی، خرما خیلی گران شد. خانواده ای که بت خرمایی داشتند و در برابر بت خرمایی زانو زدند و از او خواستند باران ببارد، اما خبری نشد

گرسنگی و تشنگی به این خانواده هم فشار آورد. روزی یکی از بچه های خانواده بدون توجه به اهمیت و ارزش بت خرمایی مقداری خرما از بت خرمایی کند و خورد. مرد خانواده یک روز متوجه شد که پای بت خرمایی کنده شده با عصبانیت گفت: چه کسی جرات کرده به خدای من توهین کند و تصمیم گرفت در جایی پنهان شود و دزد خرما را پیدا کند

بچه خانواده بی خبر به سراغ خدای خرمایی آمد. پدرش متوجه شد و پسرش را در حال کندن خرما دید. اول عصبانی شد و از جا پرید که پسرش را زیر کتک بگیرد اما وقتی پسرش به او لبخند زد و یکی از خرماها را به پدرش داد، خشم مرد فروکش کرد. او فهمید که پسرش قصد دزدی نداشته و از شدت گرسنگی به فکرخوردن خرما ها افتاده

پدر خرمایی را که پسر به او داده بود به دهانش برد. بعد رو به پسرش کرد و گفت: چرا از خرماهای بتمان خورده ای؟

پسر گفت: چون چیزی در خانه نداریم. مگر خودت الان از این خرما نخوردی؟

پدر گفت: بله خوردم. ولی ما نمی توانیم خدای خودمان را بخوریم. پسر گفت: پدر هم خدا را می خواهی هم خرما را. حالا که خرما داریم می خوریم وقتی باران آمد و نخل هایمان دوباره خرما داد یک خدای تازه درست می کنیم . پدر ناگهان بلند شد و با چاقو به جان بتش افتاد و گفت : وقتی بت ما خاصیتی ندارد، باید خوردش

از آن به بعد درباره کسی که به دنبال سود زیاد باشد و حاضر نباشد در این راه از چیزی صرف نظر کند، می گویند: هم خدا را می خواهد، هم خرما را

wp-monalisa icon

*gol_chehrel*

با آرزوی سلامتی برای همه

*gol_chehrel*

۱۷ ◄ دینگله دینگو

wp-monalisa icon

روزی مردی نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد

ای رسول خدا هیچ کار زشتی نیست مگر این که انجام داده ام، آیا توبه من قبول می شود؟

فرمود: آیا پدر و مادرت زنده اند؟

گفت: تنها پدرم زنده است

فرمود: به پدر خود احترام و نیکی کن تا خداوند تو را ببخشد. همین نیکی به پدر موجب پذیرفتن توبه ی تو خواهد شد

وقتی که آن مرد رفت، حضرت به اطرافیانش فرمود: ای کاش مادرش زنده بود و به مادرش نیکی می کرد؛ زیرا با نیکی کردن به مادر، قبولی توبه اش نزدیک تر می بود

wp-monalisa icon

*haj_khanom* *chakerim*

به پدر و مادر خود نیکی کنید

*chakerim* *haj_khanom*

۱۸ ◄ دینگله دینگو

شاعر گفته

در شب ۱۷ ربیع الاول مطابق با ۲۱ بهمن ۹۰ در حال پیاده روی در مسیر مسجد به خانه به مناسبت میلاد مسعود پیامبر عظیم الشان اسلام صلوات الله علیه و همچنین امام جعفر صادق علیه السلام این شعر به ذهنم آمد

هنگام درود است بیا تا بفرستیــــــــم     ***     تقدیم به صادق وبه طاها بفرستیــم

یک دسته گل از روضه رضوان بهشتی    ***     صلوات به آن سید بطحــــــابفرستیم

روز بعد به صورت زیر تغییر دادم که برای تشویق مردم به قرائت صلوات برای همیشه کاربرد داشته باشد

هنگام درود است بیــــــــا تا بفرستیم     ***     تقدیم به محمــــود و به طاها بفرستیم

یک دسته گل از روضه رضوان بهشتی     ***     صلوات به آن سید بطحــــــــــابفرستیم

بر ختم رســـل سید و سالار دو گیتی     ***     صلوات بــــه آن لـــؤلـــؤی لالا بفرستیم

بر دئب مـــلائک سخن و گفـــته دادار     ***     صلوات جلی بر مــــــــه بی تا بفرستیم

برآن که سفر کرد به معـــــــراج الــهی     ***     صلوات خـــــدا بـــــر رخ زیبـــــابفرستیم

مخلص تو بیا نیز به آن حسن وملاحت    ***    صلوات به صوتی خوش و غـرا بفرستیم

فتح الله آقاخانی

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

*tashvigh*

بلند بگو

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

*tashvigh*

۳ ◄ شد سه تا هوورا هوورا

***
روزى رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله نشسته بود و یکى از فرزندانشان را روى زانوى خود نشانده و مى بوسید و به او محبّت مى کرد
در این هنگام مردى از اشراف جاهلیت خدمت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله رسید و به آن حضرت عرض کرد
ادامه مطلب

۱۲ ◄ گلیلی لی لی لی

***

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم به همراه جمعى از مهاجران و انصار در مسجد النبى نشسته بودند ناگاه على علیه السلام وارد مسجد شد حاضران به احترام او برخاستند و از او به گرمى استقبال کردند تا اینکه على علیه السلام در جایگاه خود که در محضر پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم بود نشست در این میان دو نفر از حاضران که متهم به نفاق بودند با هم درگوشى صحبت مى کردند رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم وقتى که آنها را دید دریافت که چرا آهسته با هم حرف مى زنند

ادامه مطلب

۱۱ ◄ i love u

***
حضرت زهرا علیهاالسلام بیمار شده بود رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم براى دیدار او آمده بود سپس فرمود: زهراى من حالت چطور است ؟ چرا غمگین هستى ؟ فاطمه علیهاالسلام عرض کرد: پدر کسالت دارم . پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: آیا به چیزى میل دارى ؟ فاطمه علیهاالسلام عرض کرد به انگور میل دارم ولى مى دانم که اکنون فصل انگور نیست پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: خدا قدرت آن را دارد که انگور براى ما بفرستد آنگاه چنین کرد اللهم ائتنا به مع افضل امتى عندک منزله خدایا انگور را همراه کسى که از نظر مقام بهترین فرد امت من در پیشگاه تو است نزد ما بفرست

ادامه مطلب

۱۳ ◄ به قولی اصفونیا شد سینزه تا
  • 3
  • 1,622
  • 2,603
خندانکس

خنده + عکس
بسته جوکها

چندین جوک در یک پست
دفتر شعر

گلچینی از اشعار شاعران
جملکس

جمله + عکس
دلنوشته

هر چه میخواهد دل تنگت بگو
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
ورود به پیشخوان

سامانه ورود برای کاربران
نوشتن مطلب جدید

ارسال مطلب جدید
پروفایل

ویرایش پروفایل
پیگیری سریع نوشته ها

برای نمایش سریع نوشته ها
پیگیری سریع دیدگاها

برای نمایش سریع دیدگاها
  • مطالب جدید
  • مطالب پیشنهادی
  • مطالب تصادفی
  • ورود
  • *هنو آماده نشده*
♫ ♪ شعر ♪ ♫
✔ ابزار کمکی ✔
آموزش ها