• ترانه خونه

فال آنلاین

ابدیت تکمیل شد

😍 از گوگل پلی ، مایکت ، بازار و پارس هاب و چهار خونه بروزرسانی کنید 😍

نرم افزار اندروید خنگولستان

  • قرش بده و قرش بده
    پس بیا وسط قرش بده

نقاشی های ارسال شده به خنگولستان

از تاریخ 10 خرداد تا 14 خرداد

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪
14_khordad_naghashi_ersal_shode (1)

نقاش محاسباتیه ما هنو داره محاسبات انجام میده

در ضمن هفت هشتا میشه پلنگو شیشتا

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥
14_khordad_naghashi_ersal_shode (2)

این دفه عطیه برامون خودشو کشیده

ازین عینک دکتری ها هم داره انگار *modir*

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥
14_khordad_naghashi_ersal_shode (3)

اینجا نقاش خودش و عشقش رو کشیده که یهو دستاشون گره خورده تو هم

*ghalb_sorati*

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥
14_khordad_naghashi_ersal_shode (4)

نقاش برامون عاقای خروس رو کشیده که شلوار و پیرهن تنش کرده

 

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥
14_khordad_naghashi_ersal_shode (5)

رو مخ اول دیگه آخراشه

قبلنا لا اقل درست میگفت مثلن

الان قاط زده

اون اخرای نقاشی که داشته نوشته ها رو مینوشته چهارتا فحشم داده

قشنگ معلومه

:khak: :khak:

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥
14_khordad_naghashi_ersal_shode (6)

خاطره میگه طبق پست طالع بینی خنگولستان ماشین تولدش شده گاوه غلام عباس

عالی کشیدی *aahay*

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥
14_khordad_naghashi_ersal_shode (7)

نقاش میگه به سلامتیه خنگولستان

منم با فتوشاب فیلترش کردم یه ذره

*ey_khoda* *ey_khoda*

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥
14_khordad_naghashi_ersal_shode (8)

نقاش میگه منو فرهاد مجیدی تولدمونه

سیزده خرداد

تولدتون مبارک اینم کادوت

*kado* *kado*

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥
14_khordad_naghashi_ersal_shode (9)

خداحافظت باشه نقاش خوش خط ما

*cheshmak* *cheshmak*

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥
14_khordad_naghashi_ersal_shode (10)

نقاش میگه که بالو یا بانو حالا هر چی تورور خدا برگرد

*gerye* *gerye*

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

14_khordad_naghashi_ersal_shode (11)

تولدت مبارک مشتی *gol_rose*

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥
14_khordad_naghashi_ersal_shode (12)

اینو مو کشیدم ؛ دلتون بسوزه مو سیستومبه جدید نقاشی دارم شما ندارید

*mamagh*

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥
14_khordad_naghashi_ersal_shode (13)

علیک سلام ؛ فک کنم نقاش جدیده

*fekr*

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥
14_khordad_naghashi_ersal_shode (14)

اینم بلقیسه که سیستومبه جدید نقاشی داره و برامون مگس کشیده

یه عشق خاصی تو چشاشه

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥
14_khordad_naghashi_ersal_shode (15)

*ghalb_sorati* we love you **♥**

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥
14_khordad_naghashi_ersal_shode (16)

کاکا میلاد خدا پشت و پناهت داداشی

سر بلند و موفق باشی

خاطرت خعلی عزیزه

*kiss* *kiss*

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥
14_khordad_naghashi_ersal_shode (17)

*bi_chare*   به من چه  *bi_chare*

تو گفتی دعا کن منم دعا کردم مردود بشی

 

:khak: :khak:

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥
14_khordad_naghashi_ersal_shode (18)

آری خر است

*goz_khand*   *goz_khand*

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥
14_khordad_naghashi_ersal_shode (19)

نقاش با این نقاشی کله سیستم راه و ترابری رو برد زیر سوال

نقاش میگه که گربه ها باید از خیابن رد بشن

ماشینا هم برن داخل بوته موته ها

*fekr* *fekr*

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

دستتون درد نکنه برو بچ خنگولستان ؛ ان شا الله نقاشی های بعدی داخل ابدیت جدید

حافظه بخش نقاشی ریستارت شد میتونید نقاشی های جدید بفرستید

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪
برای مشاهده نقاشی های سری قبلی میتونید از لینک های زیر استفاده کنید

نقاشی های ارسال شده از 4 خرداد تا 10 خرداد ◄

نقاشی های ارسال شده از تاریخ 27 اردیبهشت تا 4 خرداد ◄

نقاشی های ارسال شده از 16 اردیبهشت تا 27 اردیبهشت ◄

نقاشی های ارسال شده از 10 اردیبهشت تا 16 اردیبهشت ◄

نقاشی های ارسال شده از 5 اردیبهشت تا 10 اردیبهشت ◄

نقاشی های ارسالی از 30 فروردین تا 5 اردیبهشت ◄

نقاشی های ارسالی از تاریخ 27 تا 30 فروردین ◄

نقاشی های ارسالی از تاریخ 22 تا 27 فروردین ◄

نقاشی های ارسالی تا قبل از 22 فروردین ◄

روزی دو تن از مریدان نزد شیخ خردمندشان آمدند و از او پرسیدند

فاصله زمانیه دچار مشکل شدن تا پیدا کردن راه حل چقدر است ؟

شیخ اندکی تامل کرد و ریش خود را خاراند و گفت : فاصله زمانیه مشکل یک فرد و راه نجات او از آن مشکل برای هر شخصی به اندازه فاصله زانوی او تا زمین است

دو مرید گیج و آشفته از نزد شیخ بیرون آمدند و به بحث و جدل پرداختند

اولی گفت: من مطمئنم منظور شیخ معرفت بوده که باید به جای روی زمین نشستن از جا برخاست و برای مشکل راه حلی پیدا کرد و با نشستن و زانوی غم بغل گرفتن هیچ مشکلی حل نمی شود

دومی کمی فکر کرد و گفت: اما اندرزهای شیخ معمولا بار معنایی عمیق تری دارد و به این راحتی قابل بیان نیستند

آنها برگشتند و از شیخ توضیح خواستند

شیخ لبخندی زد و گفت: وقتی یک انسان دچار مشکل می شود باید ابتدا خود را به نقطه صفر برساند ؛ نقطه صفر وقتی است که انسان در مقابل خداوند زانو می زند و از او مدد می جوید ؛ بعد از این نقطه صفر است که فرد می تواند به پا خیزد و با اعتماد به خداوند دست به عمل بزند
بدون این اعتماد و توکل برای هیچ مشکلی راه حل پیدا نخواهد شد

بازهم می گویم فاصله بین مشکلی که یک انسان دارد با راه حل آن فاصله بین زانوی او و زمینی است که برآن ایستاده است

ناگهان دود از اگزوز مریدان بپا خواست و سندل بکس بریدن و عر عر کنان به صحرا پرواز کردند

*tafakor* *tafakor*

‏به کسی بگی برّه🐐 ناراحت نمی‌شه، ولی بگی گوسفند🐑 بدش میاد.
نمی‌دونم این حیوون تو دوران بلوغش چیکار می‌کنه که یهو انقدر منفور می‌شه😁

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

‏عابربانکه خیلی اعصابش خورد بود، بهش کارت می‌زدی پولش درنمیومد.

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

معانی مختلف مُردن در ایران

.
.
.

می میرم برات : عاشقتم
بمیرم برات : خیلی دلم برات می سوزه
برو بمیر : دیگه نمی خوام ببینمت
می مُردی ؟ : چرا کاررا انجام ندادی؟
مُرده بودی : چرا نگفتی !
نمُردیم و … : بالاخره اتفاق افتاد
مُردیم تا … : صبرمان تمام شد
من بمیرم ؟؟؟ : راست می گویی ؟
مُردم : خسته شدم
مُردی ؟؟؟ : چرا جواب نمی دهی ؟
مُرده : بی حال و وا رفته
مُردنی : نحیف و لاغر
♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

یه بار رفتم سر قرار
دختره گفت
شوخی نکن دیگه برو بگو خودش بیاد! 😳

.
.
.
.
.
.
.

از اون به بعد من دیگه اون آدم سابق نشدم😕😒
😂😂😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

!!!!!…..ﻧﻨﻪ …..!!!!!

.
.
.
.
.
.
..
.
.
.

ﻫﻤﯿﻦ ﯾﻪ ﺗﯿﮑﻪ ﺍﺯ ﻓﯿﻠﻢ ﺑﻬﺮﻭﺯ ﻭﺛﻮﻕ ﯾﺎﺩﻡ ﺑﻮﺩ
ﻻﻣﺼﺐ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯿﮕﻔﺖ!!😐😐😐

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

من دیگ چیزی به ذهنم نمیرسه

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

خودتون مث دیوونه ها بخندید…😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

‏مامانم اگه شهردار بود یکی یه جوراب زنونه سر تک تک آبنما ها و آبشار های شهر میکشید
.
.
.
.
.
.

تو خونه فقط کم مونده سر شیر سماور جوراب بکشه😂😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

اون سالی که آهنگ ما چارتا برادر به همراه دو خواهر هی دورش میگردیم به دور گل مادر اومده بود بیرون

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

خالم اینا انقد مامانبزرگمو رقصوندن که مُرد
😐

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

یه قانون اساسی عشقی هست که میگه 😬
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
.
.

بمیری براش می*رینه برات
برین*ی براش میمیره برات 😒😒😒

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

ساعت سه نشستم دارم رازبقا میبینم، قشنگ معلومه این میمونا خوابشون گرفته دیگه فقط به احترام من دارن میپرن اینور اونور

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

چهارشنبه احسان علیخانی مهمان خندوانه ست احتمالا هی رامبد میخنده هی احسان بغض میکنه

آخرم تلوزیون اتصالی میکنه میسوزه 😐😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

طرف تو حج, پرده کعبه رو گرفته بود مي گفت خدايا توبه ديگه براي بعضی ها جک نمي سازم.
یکی از بعضی ها زد رو شونش گفت داداش قبله کدوم وره؟😐

.
..
.
.
.
.
.

طرف داد ميزنه خدايا خاطره که مي تونم تعريف کنم؟😂😂😂
♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

ﺑﺎ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ یه ﺟﺎ ﺩﻋﻮﺍﻣﻮﻥ ﺷﺪ، دهﻧﻔﺮﻩ ﺭیختند ﺳﺮﻣﻮﻥ
ﻭﺳﻄﺶ ﺩﯾﺪﻡ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺍﻭﻥها ﺩﺍﺭﻩ ﻣنو می‌زنه

.
.
.
.
.
.

ﮔﻔﺘﻢ: تو دیگه ﭼﺘﻪ؟!
ﮔﻔﺖ: ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ، ﺍﺯ یک ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ دوﻧﻔﺮ ﮐﺘﮏ نمی‌خورند!😑
🤔🤔🤔🤔🤔🤔

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪
*ghalb_sorati* دلاتون شاد لباتون خندون **♥**

khengoolestan_axs

*********◄►*********

↙ حکایت عجیبی است
🌃به شب که میرسیم
🌅دردهایمان به روز میشوند

*********◄►*********

* مهدی موفق *

khengoolestan_axs

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

😍رو ندارم که بگویم صنم وعشق منی

😄مذهبی بودن ما دردسری شد که نگو

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

* علیرضا تقیزاده *

*********◄►*********

رفته بودم دکتر
مردک دیوانه
مثل من شاعر بود
گفت حالت خوب است!؟
من از او پرسیدم
دکتری آیا تو!؟
رنگ رخساره ی من
حالت چهره چطور؟
برق چشمانم چی؟
همگی نرمال است؟

گفت حالت خوش نیست
دفترش را باز کرد
نسخه را آغاز کرد
صبح ها یک غزل ناب بخوان
ظهرها قبل اذان
یک دو بیتی کافی است
عصرها سعدی و حافظ که بخوانی
با دو فنجان چای یا قهوه ترک
قبل تاریکی روز
رنگ رخساره عوض می گردد

حالت چهره ولی دست تو نیست
عاشقی آیا زن؟
دکتر از من پرسید
من نگاهش کردم
و نمی دانستم
پاسخ سخت سوال ساده را
گفت قبل از خواب باید بنویسی
هر شب
و به موسیقی ایرانی اصل
گوش جان بسپاری
جان مریم خوب است
یا بهار دلکش
کلا آثار بنان هم عالی ست
برق چشمانت هم
ساده درمان می شود
دوستانت را ببین
گل بگو گل بشنو
و به اندیشه ی پنهان درونت
هدیه کن یک گل سرخ
و کمی دورتر از باغچه ی خانه ی خود
تک درختی تو بکار
و حواست باشد
که رهایش نکنی
نگذاری که بگیرد آفت

من کمی گیج شدم
دکتر اما خندید
به گمانم فهمید
من دیوانه چو او
شاعری در به درم
که اگر صبح شود
یا نسیمی بوزد
و دعایی نکنم
یا که خورشید سلامم بکند
و جوابی ندهم
بی گمان می میرم

نسخه را برداشتم
مو به مو و خط به خط
پیش رفتم تا شعر
پیش رفتم تا دوست
پیش رفتم تا گل
دو سه روزی که گذشت
حال من بهتر بود

تو چرا غمگینی؟
تو مگر شعر نمی خوانی دوست؟
صبح ها یک فنجان
غزل تازه ی سعدی
قبل خواب
شعر نو از سهراب
شک نکن یار عزیز
کمتر از یک هفته
دهد این نسخه جواب
نسخه باشد از من
از تو یک همت ناب

*********◄►*********

* مسعود معظم جزی *

khengoolestan_axs

*********◄►*********

زنانگی یعنی اینکه
گوشی تلفن را برداری
و برای جایی رفتن از کسی اجازه بگیری

نه که عهد قجر باشد
نه که اجازه ات دست خودت نباشد

یک وقت هایی
آدم دلش می خواهد اجازه اش را بدهد دست کسی
تا دلش قرص شود که مهم است برای کسی

این روزها که
بی اجازه و به اختیار می زنم بیرون
انگار تنها ترین زن عالمم

*********◄►*********

* پریسا زابلی پور *

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

اکرم برایم نامه گذاشته بود. زیر پایه میز استاد کلاس دو. نوشته بود اولین بار مرا توی صف ثبت نام دانشگاه دیده. نوشته بود تا مدت ها به چشم های سیاه و ابروهای به هم پیوسته ام فکر می کرده و با خودش آرزو می کرده تو یک دانشکده و کلاس باشیم. نوشته بود بار اولی که در کلاس را باز کرده ام و آمده ام تو، چیزی توی دلش ریخته است. چیزی که همه این روزها دلش را چنگ می زده و دست و صدایش را موقع گرفتن جزوه ام می لرزانده

این ها را وقتی گفت که نامه انتقالی ام آمده بود. توی نامه نوشته بود با این رتبه می توانم در دانشگاه بهتری درس بخوانم. نوشته بود فقط چند روز فرصت دارم تا خودم را به آموزش معرفی کنم. ساکم را بسته بودم. لحاف و تشک و لباس های زمستانی ام را فرستاده بودم باربری نیم کیلو برنج و دو پیمانه چای خشک و چند تکه قند جیره ام را هم چپانده بودم توی کمد امیر زیرش یک نامه گذاشته بودم و نوشته بودم بهترین روزهای عمرم را در کنار او سپری کرده ام. نوشته بودم که با همه دعواها، فحش ها و ظرف هایی که نوبتم بوده و نَشُسته ام، از ته قلب می دانستم که بهترین و تنها ترین آدم دنیاست. نوشته بودم می دانم این روزها را با هیچ کس دیگری و در هیچ جای دیگری تجربه نخواهم کرد. بعد نوک انگشتم را تفی کردم و چند جایی زیر نامه مالیدم. با خودم گفتم امیر که نامه را بخواند، فکر می کند بخاطرش گریه کرده ام و شاید باورش شود آنقدرها، تنها نیست

بعد کیفم را انداختم روی کولم و آمدم دانشگاه دفترِ خاطراتم، پیش دخترها بود. عاطفه برایم نوشته بود: از جان طمع بریدن، آسان بود ولیکن از دوستان جانی، مشکل توان بریدن

بعدش سه نقطه گذاشته بود. سه نقطه ای که برایش هزار جور فکر و خیال کردم. داشت از دور می آمد. پَرِ چادرش را توی دستش گرفته بود. رفتم جلو. گفتم

ببخشید دیگه این مدت….راستش

زبانم بند آمده بود. نگاهم کرد. گفت : موفق باشین هر جا که میرین

توی دلم یک چیزی ریخت و بغض کردم. صدای کفش های پاشنه بلندش، دور و دورتر می شد. با خانم راییجی خداحافظی کردم. اکرم و فرحناز داشتند می آمدند. اکرم گفت: برای شما نامه نوشته ام. گذاشته ام زیر پایه میز استاد. کلاس دو

صدایش می لرزید

توی نامه نوشته بود در همه روزهایی که صندلی کنارم می نشسته، می دانسته که من عاشق عاطفه ام. نوشته بود حاضر است هر کاری بکند که از این دانشگاه نروم. نوشته بود اگر بخواهم می رود و دل عاطفه را برایم نرم می کند و می گوید که چقدر دوستش دارم. بعد یک قلب کشیده بود با خودکار قرمز، زیرش با خودکار آبی نوشته بود

😞و عشق در نرسیدن است😞

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

* مرتضی برزگر *

بر عکس قصه هاست و گیسو کمند نیست

آن زن که عاشقش شده ام قد بلند نیست

ما هم قدیم مثل دو تا یک کنار هم

هر چند این نتیجه ی مردم پسند نیست

این شعر ها به پای تو هرگز نمی رسند

یا خوب آنقدر که به نامت شوند نیست

تو از عسل گرفته شدی من چشیده ام

شیرینی تو یک ذره مانند قند نیست

آبی بپوش ، چشم بد از تو حذر کند

این اعتقاد های قدیمی چرند نیست

من یک سوال مختصر و ساده میکنم

بی حوصله نباش جوابش بلند نیست

مستی چشم های تو غیر طبیعی است

این مست ها همان که مرا میکشند نیست؟

بانوی بی نظیر من ، اقرار می کنم

این زندگی بدون تو یک لحظه بند نیست

وحید پورداد

○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○

*lover*

دم خنده هاتون گرم

*lover*

khengoolestan_axs

* ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ *

ﺟﻨﺲ ﺩﺭﯾﺎﺳﺖ ﺻﺪﺍﯾﺖ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﺪ
ﺑﻪ ﺗﻦ ﺧﺴﺘﻪ ﯼ ﻣﻦ ﺭﻭﺡ ﻭ ﺭﻭﺍﻥ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﺪ

ﻧﻔﺴﺖ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺍﯼگرم ﺍﺯ ﺍﻟﻄﺎﻑ ﺧﺪﺍﺳﺖ
ﺷﻮﻕ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﻪ ﺩﻝ ﭘﯿﺮ ﻭ ﺟﻮﺍﻥ ﻣﯽ بخشد

ﺍﺳﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺩﻫﻨﺖ … ﻭﺍﯼ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺩﺍﺭﺩ
ﻗﻠﺐ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﻣﺮﺍ ﭼﻮﻥ ﺿﺮﺑﺎﻥ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﺪ

* ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ *

* ناشناس *

خندانکس

خنده + عکس
بسته جوکها

چندین جوک در یک پست
دفتر شعر

گلچینی از اشعار شاعران
جملکس

جمله + عکس
دلنوشته

هر چه میخواهد دل تنگت بگو
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
ورود به پیشخوان

سامانه ورود برای کاربران
نوشتن مطلب جدید

ارسال مطلب جدید
پروفایل

ویرایش پروفایل
پیگیری سریع نوشته ها

برای نمایش سریع نوشته ها
پیگیری سریع دیدگاها

برای نمایش سریع دیدگاها
  • مطالب جدید
  • مطالب پیشنهادی
  • مطالب تصادفی
  • ورود
  • *هنو آماده نشده*

♫ ♪ شعر ♪ ♫

✔ ابزار کمکی ✔

آموزش ها