• دلنوشته
فال آنلاین

خدا زیباست

❄️❄️ این را در دانه دانه های برف میبینم ❄️❄️

نرم افزار اندروید خنگولستان
android_khengoolestan
عشق پری

عشق پری

معنای زنده بودن من با تو بودن است

user_send_photo_psot

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

دو کبوتر بودند در گوشه مزرعه ای با خوشحالی زندگی می کردند

در فصل بهار ، وقتی که باران زیاد می بارید ، کبوتر ماده به همسرش گفت

این لانه خیلی مرطوب است . اینجا دیگر جای خوبی برای زندگی کردن نیست

کبوتر جواب داد

به زودی تابستان از راه می رسد و هوا گرمتر خواهد شد . علاوه براین ، ساختن این چنین لانه ای که هم بزرگ باشد و هم انبار داشته باشد ، خیلی مشکل است

بنابراین دو کبوتر در همان لانه قبلی ماندند تا این که تابستان فرا رسید و لانه آنها خشک تر شد و زندگی خوشی را در مزرعه سپری کردند

 

آنها هر چقدر برنج و گندم می خواستند می خوردند و مقداری از آن را نیز برای زمستان در انبار ذخیره می کردند

یک روز ، متوجه شدند که انبارشان از گندم و برنج پر شده است . با خوشحالی به یکدیگر گفتند

حالا یک انبار پر از غذا داریم . بنابراین ، این زمستان هم زنده خواهیم ماند

 

آنها در انبار را بستند و دیگر سری به آن نزدند تا این که تابستان به پایان رسید و دیگر در مزرعه دانه به ندرت پیدا می شد

پرنده ماده که نمی توانست تا دور دست پرواز کند ، در خانه استراحت می کرد و کبوتر نر برای او غذا تهیه می کرد

 

در فصل پائیز وقتی که بارندگی آغاز شد و کبوترها نمی توانستند برای خوردن غذا به مزرعه بروند ، یاد انبار آذوقه شان افتادند

 

دانه های انبار بر اثر گرمای زیاد تابستان ، حجمشان کمتر از حجم اولیه شان شده بود و کمتر به نظر می رسید . کبوتر نر با عصبانیت به پیش جفت خود بازگشت و فریاد زد

عجب بی فکر و شکمو هستی ! ما این دانه ها را برای زمستان ذخیره کرده بودیم ، ولی تو نصف انبار را ظرف همان چند روز که در خانه ماندی ، خورده ای ؟ مگر زمستان و سرما و یخبندان را فراموش کردی ؟

کبوتر ماده با عصبانیت پاسخ داد

 من دانه ها را نخوردم و نمی دانم که چرا نصف انبار خالی شده ؟

کبوتر ماده که از دیدن مقدار کم دانه های انبار ، متعجب شده بود ، با اصرار گفت

  قسم می خورم که از همان روزی که این دانه ها را ذخیره کردیم ، به آنها نگاه نکردم . آخر چطور می توانستم آنها را بخورم ؟

 

من در حیرتم چرا این قدر دانه های انبار کم شده است

این قدر عصبانی نباش و مرا سرزنش نکن . بهتر است که صبور باشی و دانه های باقی مانده را بخوریم

شاید کف انبار فرو رفته باشد یا شاید موش ها انبار را پیدا کرده اند و مقداری از آنها را خورده اند

شاید هم شخص دیگری دانه های ما را دزدیده است . در هرصورت تو نباید عجولانه قضاوت کنی اگر آرام باشی و صبر کنی ، حقیقت روشن می شود

 

کبوتر نر با عصبانیت گفت

کافی است ! من به حرف های تو گوش نمی دهم و لازم نیست مرا نصیحت کنی . من مطمئن هستم که هیچکس غیر از تو به اینجا نیامده است . اگر هم کسی آمده ، تو خوب می دانی که آن چه کسی بوده است

اگر تو دانه ها را نخوردی باید راستش را بگویی . من نمی توانم منتظر بمانم و این اجازه را به تو نمی دهم که هر کاری دلت می خواهد بکنی . خلاصه ، اگر چیزی می دانی و قصد داری که بعد بگویی بهتر است همین الان بگویی

 

کبوتر ماده که چیزی درباره کم شدن دانه ها نمی دانست ، شروع به گریه و زاری کرد و گفت

  من به دانه ها دست نزدم و نمی دانم که چه بلایی بر سر آنها آمده است

 

و به کبوتر نر گفت که صبر کن تا علت کم شدن دانه ها معلوم شود . اما کبوتر نر متقاعد نشد ، بلکه ناراحت تر شد و جفت خود را از خانه بیرون انداخت
کبوتر ماده گفت

تو نباید به این سرعت درباره من قضاوت کنی و به من تهمت ناروا بزنی . به زودی از کرده خود پشیمان خواهی شد . ولی باید بگویم که آن وقت خیلی دیر است و بلافاصله به طرف بیابان پرواز کرد و پس از مدتی گرفتار دام صیاد شد

کبوتر نر ، تنها در لانه به زندگی خود ادامه داد . او از این که اجازه نداد جفتش او را فریب دهد ، خیلی خوشحال بود . چند روز بعد هوا دوباره بارانی و مرطوب شد . دانه های انبار ، دوباره چاق تر و پرحجم تر شدند و انبار دوباره به اندازه اولش پر شد

کبوتر عجول با دیدن این موضوع ، فهمید که قضاوتش درباره جفتش اشتباه بوده و از کرده خود خیلی پشیمان شد ، ولی دیگر برای توبه کردن خیلی دیر شده بود و او به خاطر قضاوت نادرستش تا آخر عمر با ناراحتی زندگی کرد

*~~~~~~~~*

کلیله و دمنه

۱۷ ◄ دینگله دینگو

khengoolestan_image_chera_rafti_chera-man_bighararam_28_mehr_95

*~~~~~~~~*

رفتی و ندیدی که بی تو شکسته بال و خسته ام
رفتی و ندیدی که بی تو چگونه پر شکسته ام
رفتی و نهادی چه آسان دل مرا به زیر پا
رفتی و خیالت زمانی نمی کند مرا رها
ای به دل آشنا تا که هستم بیا
وای من اگر نیایی

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

علی زند وکیلی

۱۹ ◄ دینگله دینگو

khengoolestan_ghahreman_26_mehr_1395

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

قهرمان گاهی زنیست که پایِ همه یِ حرف هایِ پشت سرش ایستاده و برایِ عشقش می جنگد

گاهی مردیست که تنها و یک تنه با همه می جنگد تا به معشوقه اش برسد

برایِ عشقتان بجنگید، قبل از اینکه دیر بشود
اگر ادعایِ دوست داشتن دارید برای تصرفِ مساحتِ پیراهنش، برایِ مرزِ حلقه یِ آغوشش بجنگید

دفاع از حقتان برایِ عشق دفاعِ مقدسی است

۲۲ ◄ تا خر تو خره ، تو هم لایک کن

****►◄►◄****

ﮐﺎﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻭ ﺧﻠﻖ ﺟﻬﺎﻥ ﺟﻤﻠﻪ ﺩﺭﻫﻢﺍﺳﺖ
ﻣﺸﮑﯽ ﺑﻪ ﺗﻦ ﮐﻨﻴﺪ ﮐﻪ ﻣﺎﻩ ﻣﺤﺮﻡ ﺍﺳﺖ

ﺁﻣﻴﺪ ﻟﻴﺎﻝ ﻋﺸﺮ ﻋﺰﺍﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﺑﮑﺎﺀ
ﺍﺯ ﺭﻩ ﺭﺳﻴﺪ ﻣﺎﻩ ﺑﻠﺎ، ﻓﺼﻞ ﻣﺎﺗﻢ ﺍﺳﺖ

ﻋﺎﻟﻢ، ﺗﻤﺎﻡ، ﮔﺸﺘﻪ ﺣﺴﻴﻨﻴﻪ ﯼ ﻋﺰﺍ
ﺩﺳﺘﯽ ﺑﻪ ﺳﻴﻨﻪ ﻣﯽ‌ﺯﻧﺪ ﻭ ﺩﻳﺪﻩ ﭘﺮ ﻧﻢ ﺍﺳﺖ

ﺑﺎﻝ ﻭ ﭘﺮ ﻣﻠﺎﺋﮑﻪ ﻓﺮﺵ ﻋﺰﺍﯼ ﺍﻭﺳﺖ
ﺍﻳﻦ ﻓﺮﺵ ﻧﻴﺴﺖ، ﺯﻳﻨﺖ ﻋﺮﺵ ﻣﻌﻈﻢ ﺍﺳﺖ

ﺩﺳﺘﯽ ﺑﮑﺶ ﺗﻮ ﺑﺮ ﺳﺮ ﻋﺸﺎﻕ ﺧﻮﺩ، ﺣﺴﻴﻦ
ﺁﻗﺎ ﻧﻈﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﻟﻢ ﺳﺨﺖ ﭘﺮ ﻏﻢ ﺍﺳﺖ

ﺍﻳﻦ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﻣﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺿﻪ ﯼ ﺷﻤﺎ
ﺷﻮﺭ ﻭ ﺷﻌﻮﺭ، ﻣﻨﻄﻖ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺗﻮﺃﻡ ﺍﺳﺖ

ﺟﺰ ﻋﺎﻗﻠﺎﻥ ﺑﻪ ﺭﻭﺿﻪ ﯼ ﺗﻮ ﭘﺎ ﻧﻤﯽ ﻧﻬﻨﺪ
ﺍﻳﻦ ﻳﺎﺩﮔﺎﺭ ﻧﻮﺡ ﻭ ﺳﻠﻴﻤﺎﻥ ﻭ ﺁﺩﻡ ﺍﺳﺖ

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺍﻧﺒﻴﺎﺀ ﺗﺮﺍ ﮔﺮﻳﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ
ﻣﻦ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﺮ ﺗﻮ ﮔﺮﻳﻪ ﮐﻨﻢ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﮐﻢ ﺍﺳﺖ

ﻣﺎﻫﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﺎﻧﺪﺭ ﺁﻥ ﻓﺘﺪ ﺍﺯ ﺍﺳﺐ ﺑﺮ ﺯﻣﻴن
ﺁﻥ ﺣﺠﺖ ﺧﺪﺍ ﮐﻪ ﺷﻔﻴﻊ ﺩﻭ ﻋﺎﻟﻢ ﺍﺳﺖ

****►◄►◄****

بانک جامع اشعار مداحان

۱۶ ◄ دینگله دینگو

نبوغ ریاضی حضرت علی

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪
یکی از ریاضیدان های یهودی که از علم و دانش امام علی(علیه السلام) شنیده بود با خود گفت چگونه ممکن است که شخصی در همه زمینه ها استاد باشد.

تصمیم گرفت تا سوالی طرح کند تا ایشان را از جواب دادن عاجز کند.

بعد از مدتی سوالی حاضر کرد و نزد مولا آمد و گفت

سوالی دارم که باید بدون تأمل جواب آن را بگویی و در جواب گفتن به تو مهلت نمی دهم!

مولا فرمودند بپرس که من بی درنگ جواب خواهم داد.

او از امام پرسید: عددی را به من بگو که اگر ما آن عدد را به هر رقمی از ۱ تا ۱۰ تقسیم کنیم عددی که بدست می آید همیشه عددی کامل باشد نه عددی کسری (یعنی بخش پذیر باشد)…

ادامه مطلب

۲۰ ◄ عاقا پست بیسته ، بیست

Gonah

عید مبعث امام رحمت و مهربانی بر همه مسلمانان علل خصوص دوستای ساکن روستای خنگولستان مبارک

یه ماه مونده تا ماه مهمانی خدا.عیدی من به خنگولای عزیز. چگونه گناه نکنیم
شیوه های کاملا کاربردی و تست شده ۱۰۰% تضمینی

ادامه مطلب

۷ ◄ هفتا دوشتت دارم

Imam Ali

مولای متقیان علی علیه السلام در حکمت ۸۷ می فرماید: عَجِبتُ لِمَن یَقنَطُ وَ مَعَهُ الاِستیغفار / در شگفتم از کسی که از رحمت خدا نومید می شود، حال آن که استغفار با اوست – می تواند طلب بخشش کند – .  این سخن امام بر دل کسانی که وسوسه نفس امّاره و شیطان چنان در ذهن و قلب آن ها کارگر افتاده که خود را از دایره رحمت الهی دور می بینند،  می تواند یک مرهم بزرگ باشد. امام العارفین می فرماید: اگر کسی چنان درگیر معاصی خود شده که معاصی و نافرمانی هایش را اصل می شمارد و رحمت خداوند را کوچک تر می داند باید متوجه باشد که رحمت خداوند بر هر چیزی غلبه دارد، همچنان که خود امام معصوم علیه السلام در ابتدای دعای کمیل می فرماید: “اَلَلهمّ اِنّی اَسئلُکِ بِرَحمَتِکَ الّتی وَسِعَت کُلَّ شَی ء وَ بِقُوَّتِکَ الَّتی قَهَرتَ بِها کُلَّ شَی ء / بارخدایا  همانا من از تو می خواهم به رحمت تو، رحمتی که بر هر چیزی احاطه دارد و به آن نیرویت که همه چیز را زیر فرمان خود فرا گرفته است.” در دید توحیدی و الهی، رحمت خداوند بر همه چیز احاطه دارد بنابراین بنده ای که متوجه این معنا باشد از رحمت خداوند مأیوس نخواهد شد.
ادامه مطلب

۵ ◄ افینا اینم پنجمیش
خندانکس

خنده + عکس
بسته جوکها

چندین جوک در یک پست
دفتر شعر

گلچینی از اشعار شاعران
جملکس

جمله + عکس
دلنوشته

هر چه میخواهد دل تنگت بگو
آدم ها

بلقیس
عادت

بلقیس
سوال مبهم

بلقیس
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
ورود به پیشخوان

سامانه ورود برای کاربران
نوشتن مطلب جدید

ارسال مطلب جدید
پروفایل

ویرایش پروفایل
پیگیری سریع نوشته ها

برای نمایش سریع نوشته ها
پیگیری سریع دیدگاها

برای نمایش سریع دیدگاها
  • مطالب جدید
  • مطالب پیشنهادی
  • مطالب تصادفی
  • ورود
  • *هنو آماده نشده*
♫ ♪ شعر ♪ ♫
✔ ابزار کمکی ✔
آموزش ها