• ترانه خونه
فال آنلاین

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

❤ باز هم ( زائرت ) نیستم از دور سلام ❤

نرم افزار اندروید خنگولستان
  • هم دیگه رو لت و پت میکنیم
    یا مرگ یا استفراغ
Raha_rlp

Raha_rlp

khengoolestan_axs

○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○

دخملاااااااا
روزتون مبارکـــــــــــــــــــــــــــــــــ
ایشالله به همه آرزوهاتون برسید دخیا
❤🌹

○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○

دختر یعنی
فرشته ای که بال نداره
دختر یعنی ملکه ی خونوادش
دختر یعنی اتاق رنگ رنگی
دختر یعنی نمک خونه
دختر یعنی لاکای رنگاورنگ
دختر یعنی ………….
هرچی بگم بازم کمه

○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○

همتونو دوج دالم
❤❤❤

همچنین ولادت حضرت معصومه (س) بر شما مبارک
💖

46 ◄ دیری دی دینگ

user_send_photo_psot

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

اینجا کیاسر ــ روستاے خلرده توی استان مازندران

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

اینم یه خاطره کوچولو از اونجا
اخرین باری که رفتیم عید فطر بود البته فکر میکنم
همه ی فامیلا رفته بودن و ما مونده بودیم
شب دورهمی دیدیم و خوابیدیم
😴

صبحم معمولا با اومدن مهمان بیدار میشیم یا سرو صدای خروس های همسایه ها
بعد خوردن صبحونه میریم افتاب میگیریم
بعد سیب قرمز میخوریم که تقریبا سرخابیه و داخلش و هسته های ریزش هم قرمز یا سرخابیه
😋

بعدش گوجه سبز یا سیب سبز میخوریم جاتون خالی
من داشتم افتاب میگرفتم که چهار پنجتا پسر ده یازده ساله دیدم که تفنگای بلند دستشون بود

اخه اینا باس میرفتن افتاب میگرفتن !دلم میخاس بهشون بگم پسرا خودتونو نکشید یه وخت
عصر با داداشم پارسا و بابام رفتیم کوه
تو راهش یه جا داریم که پر تیغه یه جا داریم که پر سنگای درشت و ریزه
یه جا داریم که رودخونس
بعد رودخونه پر الوچه یا گوجه سبزای ریز و خوشمزس
بعدش هم تو راهیم دیگه
😐😖

رفتیم اب بخوریم که بین سنگای ریز رودخونه یه گنجشک کوچولو دیدیم که بیچاره فکر کنم تیر خورده بود

یاد اون پسرای تفنگدار افتادم

فکر کنم اونا میخاستن تیرش بزنن که پیداش نکردن و رفتن
بابام گنجشکو گرفت زنده بود

وقتی برگشتیم، اذان گفته بودن

سعی کردیم جعبه پیدا کنیم اما پیدا نشد
داخل یه سطل گذاشتیمش
چشماشو بسته بود و اروم سرشو تکون میداد

دلم براش سوخت
براش یه ذره برنج گذاشتم که جون بگیره

طوری دلمون براش سوخته بود که قرار بود ببریمش ساری و پیش دامپزشک ببریمش

صبح شد
مادربزرگم در سطلو برداشت که
سریع گنجشکه پرکشید و رفت
و تا ظهر چند تا گنجشک توی حیاط و تراس میچرخیدن
گمونم میخاستن تشکر کنن

عین فیلما

*~*~*~*~*~*~*~*

32 ◄ بیشتر و بیشترش کن

khengoolestan_axs

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

چتر هارا باید بستـــــــــ

زیر باران باید رفت

فکر را باید زیر باران برد

باهمه مردم شهــــــــر زیر بــــــــاران باید رفتــــــــ

دوست را باید زیر باران دید

عشــــــــق را باید زیر باران جستـــــ

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

46 ◄ دیری دی دینگ

این داستان درمورد جن هست و زیاد ترسناک نیست اما اگه حس میکنید خیلی میترسید ، نخونید

^^^^^*^^^^^

khengoolestan_axs

^^^^^*^^^^^

شبای احیا بود چند تا خانم سه روز توی مسجدی بودند که فکر میکنم قدیمی بود
همه خوابیده بودند اما بچه های خانمها بیدار بودند
رفتند حیاط که بازی کنند، اما ناگهان یک مجسمه طوسی در وسط حیاط دیدند
یکی از بچه ها جیغ کشید و ناگهان مجسمه عجیب که قبلا نبود،صورتش را به طرف اون بچه برد

بچه ها ترسیدند و میخواستند پیش مادرشان بروند
یکی از مادرها بیدارشد پرسید که چی شد
و ان خانم و بچه ها کنار پنجره امدند که ان مجسمه را به خانم نشان دهند
اما ان مجسمه عجیب ازبین رفته بود و هیچ اثری به جا نذاشته بود

♦♦—————♦♦

51 ◄ آفران به لایکت

khengoolestan_axs

o*o*o*o*o*o*o*o

خدایا
هر شب که بی شکر سر بر بالین گذاشتم
بابت هرصبح که بی سلام به تو آغاز کردم
بابت لحظات شادی که به یادت نبودم
بابت هرگره که به دست تو باز شد و من به شانس نسبتش دادم

بابت هرگره که به دستم کور شد و مقصر تورا دانستم

مـــــــرا بـــــــبـــــــــخـــــــــــــشـــــــــــــ

o*o*o*o*o*o*o*o

47 ◄ دیری دی دینگ
  • 4
  • 1,240
  • 4,869
خندانکس

خنده + عکس
بسته جوکها

چندین جوک در یک پست
دفتر شعر

گلچینی از اشعار شاعران
جملکس

جمله + عکس
دلنوشته

هر چه میخواهد دل تنگت بگو
بی اجازه

بلقیس
غمگینم

afsongar
باور خدا

afsongar
نگرانی

Mehrnaz
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
ورود به پیشخوان

سامانه ورود برای کاربران
نوشتن مطلب جدید

ارسال مطلب جدید
پروفایل

ویرایش پروفایل
پیگیری سریع نوشته ها

برای نمایش سریع نوشته ها
پیگیری سریع دیدگاها

برای نمایش سریع دیدگاها
  • مطالب جدید
  • مطالب پیشنهادی
  • مطالب تصادفی
  • ورود
  • *هنو آماده نشده*
♫ ♪ شعر ♪ ♫
✔ ابزار کمکی ✔
آموزش ها