• پیامک
فال آنلاین

خدا زیباست

❄️❄️ این را در دانه دانه های برف میبینم ❄️❄️

نرم افزار اندروید خنگولستان
android_khengoolestan

Mehrnaz

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

‌ این قدر خودت را نزن

بدن ما مثل وسیله نقلیه‌ای است که ما را در سفر زندگی همراهی می‌کند و به هرجا که بخواهیم می‌برد بر فرض اگر وسیله نقلیه من یک دوچرخه است

و همسایه‌ام یک ماشین آخرین مدل دارد

آیا من باید دوچرخه‌ام را خراب کنم

به آن لگد بزنم یا دورش بیندازم بسیاری از خانم‌ها و آقایانی رادیده‌ام که برای کم کردن وزن چه بلایی سر خودشان می‌آورند

دیده‌ام وقتی در کوه راه می‌روند با مشت به شکم خوشان می‌کوبند

اگر از آن‌ها بپرسید

“چرا این‌کار را می‌کنید؟”

پاسخ خواهند داد

“لامصب باید برود تو ”

این حرف‌ها نیست ، راهش این نیست! چرا به خودت لگد می‌زنی؟ چرا خودت را اذیت میکنی؟می‌خواهی وزنت کم شود؟

راهش را به شما می‌گویم : اول باید خودت را
“همین‌طوری که هستی”
بپذیری باید بتوانی خودت را با همین وزن ، با همین قیافه و با همین هیبت بپذیری و دوست داشته باشی وقتی دوستش داشتی

حالا به این “دوست” کمک کن نه برای اینکه مورد قبول‌تر (از دید دیگران) بشود ؛ نه

بلکه به او کمک کن تا سالم‌تر بشود و طولانی‌تر و با کیفیت بهتری عمر کند با بدنت آشتی کن ، با خودت آشتی کن

این‌قدر به خودت ایراد نگیر

*♥♥♥♥*♥♥♥♥*

۲۷ ◄ قر تو کمرم فراوونه ....

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

روزی یک معلم در کلاس ریاضی شروع به نوشتن بر روی تخته‌سیاه کرد

۹*۱=۷
۹*۲=۱۸
۹*۳=۲۷
۹*۴=۳۶
۹*۵=۴۵
۹*۶=۵۴

وقتی کارش تمام شد به دانش‌آموزان نگاه کرد، آن‌ها دیگر نتوانستند جلوی خود را بگیرند و شروع به خنده کردند

وقتی او پرسید چرا می‌خندید، یکی از دانش‌آموزان اشاره کرد که معادله اولی اشتباه است

معلم پاسخ داد

من معادله اول را عمدا اشتباه نوشتم، تا درسی بسیار مهم به شما دهم

دنیا با شما همین‌گونه رفتار خواهد کرد
همان‌طور که می‌بینید من ۵ معادله را درست نوشتم

اما شما به آن‌ها هیچ اهمیتی ندادید! همه‌ی شما فقط به خاطر آن یک اشتباه به من خندیدید و من را قضاوت کردید

دنیا همیشه به خاطر موفقیت‌ها و کارهای خوب‌تان از شما قدردانی نمی‌کند، اما در مقابل یک اشتباه سریع با شما برخورد خواهد کرد

پس قوی‌تر از قضاوت‌هایی که همیشه وجود خواهند داشت باشید

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

۳۲ ◄ بیشتر و بیشترش کن

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

🔻 هیچ وقت این دو جمله رو نگو

ازت متنفرم
دیگه نمی خوام ببینمت

🔻 هیچ وقت با این دو نفر همصحبت نشو

از خود متشکر
ورّاج

🔻 هیچ وقت دلِ این دو نفر رو نشکن
پدر
مادر

🔻 هیچ وقت این دو تا کلمه رو نگو

نمی تونم
بد شانسم

🔻 هیچ وقت این دو تا کار رو نکن

دروغ گفتن
قضاوت

🔻 همیشه این دو تا جمله رو به خاطر بسپار

آرامش با یادِ خدا
دعایِ پدر و مادر

🔻 همیشه دو تا چیز رو به یاد بیار
دوستایِ قدیمی
خاطراتِ خوب

🔻 همیشه به این دو نفر گوش کن
فردِ با تجربه
معلمِ خوب

🔻 همیشه به دو تا چیز دل ببند
صداقت
صمیمیت

🔻 همیشه دستِ این دو نفر رو بگیر

یتیم
فقیر

🔻 هیچ وقت دو تا چیز رو از خودت دور نکن
لبخند
مهربانی

○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○

۳۹ ◄ بزن لایک خوشگله رو

khengoolestan_22_dey_mah_mehrnaz_1395_rozbe_moien

*♥♥♥♥*♥♥♥♥*

سه تا پنجره کنار هم بودن که رو به یه کوه باز می‌شدن

پنجره قرمز، پنجره زرد و پنجره آبی

پنجره‌ها عاشق کوه بودن

اون‌ها هر روز کوه رو صدا می‌زدن و واسش آواز می‌خوندن

کوه هم جواب اون‌ها رو می‌داد، پنجره‌ها سال‌های زیادی طلوع و غروب خورشید رو از پشت کوه می‌دیدن

شب‌ها ستاره‌ها رو می‌شمردن، زیر بارون خیس می‌شدن

پنجره‌ها می‌دونستن که کوه هیچ وقت نمیره

تا اینکه یه روز روبروی اون پنجره‌ها یه ساختمون بلند می‌سازن

پنجره‌ها دیگه نمی‌تونستن کوه رو ببینن

کوه رو صدا می‌زدن ، اما دیگه جوابی نمی‌شنیدن

پنجره زرد و قرمز کوه رو فراموش کردن ولی پنجره آبی هنوز به یاد کوه بود و با اینکه کوه رو نمی‌دید و جوابی ازش نمی‌شنید همیشه واسش آواز می‌خوند و صداش می‌کرد

پنجره زرد و قرمز به پنجره آبی می‌گفتن

حالا که دیگه دیوار بلندی بین ما و کوه کشیده شده و کوه رو از دست دادیم
تو هم باید کوه رو فراموش کنی، چون دیگه هیچ وقت نمی‌تونی ببینیش، ولی پنجره آبی دست بردار نبود ؛ اینقدر آواز خوند و خودش رو به هم کوبید تا اینکه یه روز از اون ساختمان برداشتنش و انداختنش دور

پنجره‌ی آبی حتی وقتی که بین آهن قراضه‌ها زندگی می‌کرد هم به یاد کوه بود و اون رو صدا می‌زد

یه شب سرد زمستونی ، یه کولی میاد توی آهن قراضه‌ها تا واسه خودش دنبال یه پنجره بگرده

تا اینکه پنجره آبی رو پیدا می‌کنه، پنجره آبی رو می‌ندازه پشتش و میره سمت خونه‌اش، یه خونه‌ی خیلی کوچک توی دل کوه

پنجره آبی وقتی کوه رو دید، تو اون سرما خندید و گریه کرد و به کوه گفت

اینکه نبودی و نمی‌دیدمت، سخت بود ، اما نمی‌شد فراموشت کنم و دوست نداشته باشم

کوه خندید و جواب داد

اینکه نبودی و نمی‌دیدمت
سخت بود اما نمی‌شد فراموشت کنم و
دوست نداشته باشم

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

روزبه معین

قهوه سرد آقای نویسنده

سکنجبین

۳۱ ◄ بیشتر و بیشترش کن

khengoolestan_post_ravan_shenasi_mehrnaz_22_dey_1395_2

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

در حکایتى از گذشته
معروف است که پادشاه یک کشور به پادشاه کشورى دیگر یک
«فیل سفید»
هدیه مى‌دهد
کسى که هدیه را مى‌پذیرفت
هزینه‌هاى زیادى را صرف نگهدارى و خوراک این فیل سفید مى‌کرد

نسلهاى مختلف هم بدون آنکه بدانند این فیل سفید به چه درد مى‌خورد

هزینه‌هاى زیادى را براى آن متحمل مى‌شدند و دلشان هم نمى‌آمد که آن را کنار بگذارند یا رها کنند
زیرا مى‌گفتند
«حیف است! تاکنون هزینه زیادى براى آن شده است و نمى‌توان آن را رها کرد»

«فیل سفید»

در مدیریت
استعاره از موضوعى‌ست که هزینه زیادى براى آن شده و هیچ خاصیت مفیدى هم ندارد

و از آن جهت کنار گذاشته نمى‌شود که صرفاً براى آن هزینه شده است

در نظر بگیرید کسى وارد دانشگاه مى‌شود و متوجه مى‌شود استعدادى در آن رشته ندارد، اما آن را رها نمى‌کند به خاطر هزینه‌هایى که براى قبولى آن داده است و زمانى که صرف کرده

و مى‌داند در آینده نیز آن رشته منبع درآمد او نخواهد شد

به آن رشته دانشگاهى و آن مدرک هم مى‌توان فیل سفید آن فرد گفت

در زندگى
فیل‌هاى سفید زیادى داریم که بدون آنکه خاصیتى داشته باشند
براى آنها هزینه مى‌کنیم

جرأت کنید و فیل‌هاى سفید زندگى‌تان را رها کنید

○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○

خوشفڪر باشید

۲۳ ◄ تا خر تو خره ، تو هم لایک کن

روزی ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻧﯽ، ﺍﺯ ﻃﺒﻘﻪ ﺷﺸﻢ ﻣﯽﺧﻮﺍهد ﮐﻪ ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﮔﺮﺍنش ﺣﺮﻑ ﺑﺰند

ﺧﯿﻠﯽ ﺍﻭ را ﺻﺪﺍ ﻣﯿﺰند ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺷﻠﻮﻏﯽ ﻭ ﺳﺮﻭ ﺻﺪﺍ، ﮐﺎﺭﮔﺮ ﻣﺘﻮﺟﻪ نمیشود

ﺑﻪ ﻧﺎﭼﺎﺭ ﻣﻬﻨﺪﺱ، یک اسکناس ۱۰ ﺩﻻﺭی به پایین می‌اندازد ﺗﺎ ﺑﻠﮑﻪ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺑﺎﻻ ﺭﻭ ﻧﮕﺎﻩ کند

ﮐﺎﺭﮔﺮ ۱۰ ﺩﻻﺭ ﺭا ﺑﺮمی‌دارد ﻭ ﺗﻮ ﺟﯿﺒﺶ می‌گذارد ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﻻ ﺭا ﻧﮕﺎﻩ کند مشغول کارش می‌شود
ﺑﺎﺭ ﺩﻭﻡ ﻣﻬﻨﺪﺱ ۵۰ ﺩﻻﺭ ﻣﯿﻔﺮستد ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﻻ ﺭا ﻧﮕﺎﻩ کند پول را در جیبش می‌گذارد

ﺑﺎﺭ ﺳﻮﻡ ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺳﻨﮓ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺭا می‌اندازد ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻭ ﺳﻨﮓ ﺑﻪ ﺳﺮ ﮐﺎﺭﮔﺮ برخورد می‌کند

ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺳﺮش را ﺑﻠﻨﺪ می‌کند ﻭ ﺑﺎﻻ ﺭا ﻧﮕﺎﻩ می‌کند ﻭ ﻣﻬﻨﺪﺱ کارش را به او می‌گوید

ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ، ﺧﺪﺍﯼ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻌﻤﺖ ﻫﺎ ﺭا ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ می‌فرستد ﺍﻣﺎ ﻣﺎ ﺳﭙﺎﺱﮔزﺍﺭ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ. ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺳﻨﮓ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺑﺮ ﺳﺮمان می‌افتد ﮐﻪ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﮐﻮﭼﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽﺍﻧﺪ، ﺑﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺭﻭﯼ ﻣﯽﺁﻭﺭﯾﻢ. بنابراین هر ﺯﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﻣﺎﻥ ﻧﻌﻤﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﺳﯿﺪ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﭙﺎﺱگزاﺭ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺳﻨﮕﯽ ﺑﺮ ﺳﺮﻣﺎﻥ ﺑﯿﻔﺘﺪ

*********◄►*********

نتیجه : بابت هر نعمتی شکر گذار باشیم که دفعه بعد خدا مارو با همون نعمت صدا کنه که بهش نگاه کنیم

○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○

خوشفڪر باشید

۲۲ ◄ تا خر تو خره ، تو هم لایک کن

khengoolestan_21_dey_1395_mehrnaz

@~@~@~@~@~@

چرا گفته میشه از جملات با بارِ منفی استفاده نکنین؟ چه مشکلی ممکنه به وجود بیاره؟

اگه بخوام جور دیگه ای سوالم رو مطرح کنم

چرا هر چیزی که نمیخوایم سرمون میاد؟
چرا هر چی تلاش میکنم و فریاد میزنم که دوست ندارم فلان اتفاقی واسم بیافته، بازم می افته؟

سوال جالبیه، نه؟! میخوای جوابش رو بدونی؟ پس خوب ادامه ی این مطلب رو مطالعه کن

اول بذار یه خطر جدی رو که خیلیا ازش بی خبرن واست روشن کنم

ناخودآگاهِ شما و من تفاوتِ بینِ جملاتِ مثبت و منفی رو نمیفهمه

و هر چیزی که به زبان بیاری یا در ذهن بگذرونی اینجوری در نظر میگیره که میخوای

وقتی توی ذهنت میگذرونی یا به زبان میاری که

“دوست ندارم بدبخت باشم”

ناخودآگاهِ تو تفاوت بین “دوست نداشتن” و “دوست داشتن” رو اینجا متوجه نمیشه و تمرکزش میره روی کلمه ی

بدبخت

در نتیجه در نظر میگیره که تو بدبخت هستی

و هر اتفاقی که در ادامه ی این تفکر واست می افته در مسیرِ بدبخت بودنِ تو خواهد بود

پس

هیچ وقت از جملاتِ با بارِ منفی استفاده نکن

اگه میخوای مطلبی رو بیان کنی، در شکل مثبتش بیان کن

اونوقت ناخودآگاهِ تو بارِ مثبت رو میگیره و به همون شکل هم عمل میکنه

مثلا جمله ی مخالفِ مثالِ قبلی میشه

“دوست دارم خوشبخت و شاد باشم”

اینجا تمرکزِ ناخودآگاه میره روی کلمه ی
“خوشبخت”

و هر اتفاقی که بعد از بیانِ این جمله می افته، با تمرکز روی خوشبختی هست

چیزی بگو، کاری کن، فکری رو بپذیر؛ که میخوهی باشی

چیزایی که دوست نداری رو رها کن

*!^^!^^^^!^^!*

۱۹ ◄ دینگله دینگو
خندانکس

خنده + عکس
بسته جوکها

چندین جوک در یک پست
دفتر شعر

گلچینی از اشعار شاعران
جملکس

جمله + عکس
دلنوشته

هر چه میخواهد دل تنگت بگو
عکس خاک بر سری

شیخ المریض
*جدا کننده مطالب*

بروبچ خنگولستان
لباسی پر خاطره

شیخ المریض
مار و چوپان

شیخ المریض
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
ورود به پیشخوان

سامانه ورود برای کاربران
نوشتن مطلب جدید

ارسال مطلب جدید
پروفایل

ویرایش پروفایل
پیگیری سریع نوشته ها

برای نمایش سریع نوشته ها
پیگیری سریع دیدگاها

برای نمایش سریع دیدگاها
  • مطالب جدید
  • مطالب پیشنهادی
  • مطالب تصادفی
  • ورود
  • *هنو آماده نشده*
♫ ♪ شعر ♪ ♫
✔ ابزار کمکی ✔
آموزش ها