• چیستان
فال آنلاین

خدا زیباست

❄️❄️ این را در دانه دانه های برف میبینم ❄️❄️

نرم افزار اندروید خنگولستان
android_khengoolestan
بلقیس

بلقیس

بلقیس خوجله هستممم😌

*~*~*~*~*~*~*~*

من که ندیده ام
زنی عاشق شود
و جز دوست داشتن
چیز دیگری را به زبان بیاورد
قولتان میدهم
که هیچ چیز غیر دوستت دارم نمی شنوید از او

وقتی میگوید
چقد خوب موهایت حالت گرفته اند امروز
یا چقد این لباس به رنگ و رویت امده است
یا مثلا چقد بهت گفته ام که صبحانه نخورده از خانه بیرون نیا
که نهارت را یخ زده نخور
که شامت را از ساندویچی های بد مزه فلان جا نخر
وقتی میگوید وقتی مریض شدی هیچکس نیست کنارت من چه گورم را بکنم

یا مثلا امروز خسته ای بیا بنشین کمی کتاب بخوانم برایت
کیک زعفرانی پخته ام برایت
بیا با کمی چایی بنوش

یا وقتی که میگوید دیگر نمیخواهم ببینمت حتی! خسته ام کرده ای… طاقت بودنت را ندارم

یا وقتی میگوید چقد از تو دلخورم… چقدر میخواهم نباشی
چقدر حس میکنم دیگر دوستت ندارم حتی

باور کنید این ها همه در زبان زن ها دوستت دارم معنا میشود

زن ها بلد میخواهند
مترجم میخواهند
باید عاشق باشی تا بفهمی شان
باید گوش هایت عاشق باشد

باید ببلعد کلماتش را
در ذهن برگردان کند به زبان عاشقی
و از چشم هایت عشق بزند بیرون
زن ها کارشان دوست داشتن است

نترسید
بلدشان شوید

بعد میبینید هیچ چیز غیر دوست داشتن از گلوگاه حنجره شان خارج نمیشود

*~*~*~*~*~*~*~*

❇احمد حلت❇

۳۰ ◄ قر تو کمرم فراوونه ....

khengoolestan_axs

..♥♥………………

سلام تنها روشناییِ این زندگیِ تاریک
دنیا به طرز مشکوکی برخلاف میلم میگذرد
‎اصلا انگار دنیا افریده شده تا ساز مخالفش را برای
من کوک کند

با من پدر کشتگی دارد

‎با من! با گلورینایی که هیچ چیز در این دنیا برای از دست دادن ندارد

‎روزی هزاربار از خدا میپرسم که به چه دلیل من را به این دنیا فرستاده؟

‎البته جوابش واضح است
‎من را راهیِ این دنیایِ بی رحم کرده چون عذاب
دادنم را دوست دارد
‎مرد چشم سیاه
‎مگر تو همیشه نمیگفتی که خداوند انسان هارا به قدری دوست دارد که ما موجودات زمینی قادر به درکش نیستیم؟

‎اصلا مگر دوست داشتن اینگونه است؟

‎نکند تو خدایت را الگویِ خودت قرار داده ای که مدام سر به سرم میگذاری و نادیده میگیری ام
‎تو نمیدانی
‎تا الان طعمش را نچشیده ای که بفهمی نادیده گرفته شدن چه دردی دارد
‎کسی تمام زندگی ات باشد و تو بی اهمیت ترین بخش زندگی اش چه دردی دارد

‎اینکه گاهی تلاش کردن برای بدست اوردن دل کسی که عاشقش هستی معنایی غیر از جنگیدن دارد
‎به تو نمیگویند چقدر عاشقی که حتی غرورت را فرش قرمز کرده ای زیر پای دلت، میگویند ادای عاشق هارا در میاوری
‎تو نمیدانی چه دردی دارد

‎وقتی انقدر عاشقش هستی که حتی حاضری با او در کلبه ای کوچک و بدوت هیچ امکاناتی زندگی کنی اما به تو انگِ مادی بودن را بچسبانند
‎این روزها دوست دارم تمام زندگی ام را بدهم
‎البته چیزی در این زندگی ندارم که ارزش داشته باشد اما
‎حاضرم تمام عمر باقی مانده ام را بدهم
‎اما فقط یک ساعت

‎یک ساعت را کنار من باشی
‎سرم را بگذارم روی شانه ات
‎به چشمهایت خیره شوم
‎گونه ات را ببوسم
‎دست بکشم به موهایت
‎نمیخواهم نوازشم کنی
‎نمیخواهم بگویی دوستم داری
‎نمیخواهم

‎میخواهم خودم نوازشت کنم! ببوسمت
‎بگویم چقدر دوستت دارم
‎بگویم که راجع به من اشتباه فکر میکنی
‎بگویم تنها دارایی من از این زندگی دوست داشتن توست

‎اصلا چطور فراموش کرده ای؟
‎وقتی حرف میزدی دست و پایم را گم میکردم، و گونه ام گل می انداخت

‎تبدیل میشدم به گلورینایِ بی عرضه ای که خودم هم نمیشناختمش
‎با وجود تمام این رفتار های صادقانه ام چگونه به خودت اجازه دادی که فکر کنی دوستت نداشتم؟
‎ان روزها که ایرینا به عمارت امده بود را هیچوقت فراموش نمیکنم

‎انقدر زن خوبی بود که تمام بدی هایِ دنیا را کنارش فراموش کردم
‎انگار نه انگار که قرار است خدمتکار ان خانه شوم
‎وقتی که تو در عمارت نبودی زمانش را کنار من سپری میکرد

‎وقتی داستان زندگی ام را شنید پا به پای من اشک ریخت و مرا در اغوش گرفت
‎میگفت مرا مثل خواهر کوچکش دوست دارد
‎خودت که یادت هست

‎بعد ها گفتی وقتی تصمیم ازدواج مان را شنید از خوشحالی ساعت ها گریه کرد
‎خواهر و برادر به زندگی من آمده بودید تا من برای ادامه دادن انگیزه ای داشته باشم

‎چند روز قبل از اینکه کیت از سفرش که طولانی تر ازچیزی که تو فکر میکردی شده بود بازگردد
‎مرا صدا زدی تا به اتاقت بروم

‎ان روز را از بس که مرور کردم خیلی خوب به یاد دارم
‎اتاق تقریبا تاریکی بود
‎نور چراغ مطالعه ات روی صورتت افتاده بود
‎اب دهانم را به سختی قورت میدادم
‎نگاهم کردی و لبخند زدی
‎گفتی: خب گلورینا میدانم حوصله ات در این عمارت کسل کننده حسابی سررفته ‎میخواهم مسئولیتی را به عهده ات بگذارم که از این یکنواختی خارج شوی
چه کاری از تو برمیاید؟

‎بی اختیار… لحظه از ذهنم
‎از ذهن که نه! از قلبم گذشت که از من فقط دوست داشتن تو بر می آید
‎شاید اولین بار همانجا بود که فهمیدم
‎تورا بیشتر از تمام دنیا دوست دارم و این شروعی دوباره بود برای من
‎و این دوست داشتن روزهایی را برایم رقم زد که هیچگاه به ذهنم خطور نمیکرد

..♥♥………………

نورا مرغوب❇
❇فصل دوم | نامه شماره ۶

۲۱ ◄ تا خر تو خره ، تو هم لایک کن

واسه مادرم یه مطلب فرستادم میگه تکراریه
.
.
.
.
مادر جان این دو سه سال همه مطالبت تکراری بود ما هیچی نگفتیم اینجوری باید تحقیر می کردی؟
😐😐

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

‏شماعی زاده میگفت آهنگ پوست شیر رو قرار بود خودم بخونم تلویزیون اونموقع بهم گیر داد دادم ابی بخونه
😳
.
.
.
.
من از همین تریبون از مسئولین تلویزیون اونموقع تشکر میکنم
😏

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

مادرم اومده میگه… ؛ خاویار تقلبی اومده… مواظب باشین سرتون رو کلاه نزارن
.
.
.
یکی نیست بگه… د اخه مادر من

کدوم یکی از اعضای خونه ی ما تا حالا خاویار از نزدیک دیده اصلا؟؟؟
😐😐😂😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

رفیقام جوری تحصیل کرده هستن ک وقتی میرم لب دریا
.
.
.
.
یه مهندس برق کبابو میکشه به سیخ و یه مهندس معمار جوجه رو باد میزنه و سه تا دکتر سفره رو میچینن
😂😎😎

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

امروز مجلس مصوب کرد: مردان شاغل در صورت فرزنددار شدن دو هفته مرخصی تشویقی می گیرند
.
.
.
به نظر شما مردان امروزی در نگه داری فرزند کمک میکنند؟
😒😕😏

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

‏امتحان
Open-‌Book
واقعا ترسناکه، قشنگ یک “با خیالت راحت تقلب کنید ولی بازم هیچ غلطی نمیتونید” بکنید خاصی توشه
😬

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

‏از وقتی تلگرام اومد تو گوشی پدر مادرا
.
.
.
برکت از ترافیک اینترنت رفت
😭😭

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

پسرم تصمیمت برای آینده چیه؟
👨

میخوام برم دانشگاه
👦

اونجا ر#یدن برات؟
👨

خیر
👦

پس خفه شو و جوونیت رو تباه نکن
👨

چشم. ممنون پدر
👦

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

‏در وصف وضعیت موسیقی کشور بگم که الان تو تاکسی حامد همایون گذاشته
.
.
.
مسافره میگه این کی بود؟
راننده میگه این گروه که عرفانی میخونه، تارچار
😳😳😕😒

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

‏جهت ابراز احساسات به ما عینکی ها لطفا بوسمون نکنید
.
.
.
صورتتون مالیده میشه به شیشه عینکمون کثیف میشه دیگه نمیتونیم ببینیمتون
😒😒

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

یه دفعه هم مادرم کلید کرده بود این بویی که تو میدی مال سیگار نیست، معلوم نیست چی میکشی، فک کردی من نمیفهمم؟؟
.
.
.
رفتم سیگارمو آوردم گفتم بخدا سیگاره
😳😭😭

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

واقعن مردم چطورى خودکشى میکنن؟
😕
.
.
.
.
من هرچقدم زندگى سخت بشه نهایت اقدامى که میتونم واسه خودکشى کنم اینه که مثلن از خیابون رد میشم با دقت رد نمیشم
😐😛

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

همکلاسی دوران دبستانمو اتفاقی تو خیابون دیدم گفتم چی کارا میکنی؟
گفت دارم پی اچ دی میگیرم، تو چی؟
.
.
.
گفتم منم صبحا با بی آر تی میام
😕😎

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

سربازی میرین ویدئو رومانس میسازین؟
😐😐
.
.
.
.
داداشم نمیخواست بره خدمت اقام تا دم نظام وظیفه کتکش زد رسیدن اونجا طرف گفت پدر جان ایشون دیگه معاف شدن
😂😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

بیداری اسلامی مگه همون نیست تا صبح بیدار بمونی فقط نماز بخونی؟
😐😕
.
.
.
.
پس چرا استاد نمره این سوالو به من نداد
😔😔

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

‏من اخلاقم بهم اجازه نمیده منتظر باشم تا از بابام ارثی بهم برسه
.
.
.
معتقدم مرد باید خودش کار کنه
البته این که بابامم هیچی نداره بی تاثیر نیست
😎😐

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

‏*داستان براساس داستان واقعی*

جوانی که برای چندمین بار خود را در آستانه مشروط شدن میدید در اظهارنظری جنجالی گفت
.
.
.
.
خدایا این زندگی رو گُه بگیر
😭😭

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

‏قدیما ک نام خونوادگی نبوده چجوری خودشونو معرفی میکردن؟
.
.
.
.
محمد کاری از عبدالرحمن

سارا اثری جاودانه از داوود

رضا یهویی از وحید

حمید ۴۰۴ نات فوند

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

خیلی مهمه اسم بچه رو چی میذارید
.
.
.
مثلا ممد جواد هر موقع بگید میره نون میخره
ولی اینکارا از امیرشایان بعیده
😂😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

اوایل انقلاب بود، زن به شوهرش میگه باید بری کولر بخری

میره تعاونی بهش میگن باید سه ماه بری جبهه

یارو میره جبهه اسیر میشه بهش میگن چه پیامی برای خانوادت داری؟

میگه: فقط به سکینه بگید خنک شدى پدر سگ ؟؟؟😂😂😂

۴۲ ◄ آلبالو گیلاس .. دلم تونه خواس

..♥♥………………

قبلا همیشه سیب زمینی هایی که مامانم میسپرد دست من میسوخت
همیشه غذا یا شور میشد یا بی نمک
همیشه موقع کار کردن یا دستم میسوخت یا چاقو دستمو میبرید

ناراحت نبودم از بریدن دستم. چون وقتی میفهمیدی اولش دعوام میکردی ولی بعدش انقد بغل مجازیت میچسبید که گونه هام گل مینداخت اون موقع دوتامون دانشجو بودیم. نمیدونم چرا از اینکه هر دقیقه باهم باشیم زده نمیشدیم. تو کلاس که با هم بودیم،بعدشم یا میرفتیم بیرون یا گوشی دستمون بود و پشت هم حرف میزدیم و پیام میدادیم

راستش الان دیگه غذاهام نمیسوزه… دستمو چاقو نمیبره‌… جای نمک تو غذا شکر نمیریزم

مامانم میگه کدبانو شدی، ولی من همیشه این چیزا رو بلد بودم

نمیدونن فکر تو نمیزاشت… نمیدونن سیب زمینی ها بخاطر حرف زدن با تو میسوخت… نمیدونن
درسمون که تموم شد همه چی عوض شد… تو دیگه بیکار نبودی که همش بخوای با من باشی
من درکت میکردم، اولاش که دنبال کار بودی و بعدشم کار پیدا کردی و بعدشم از سر کار خسته میرسیدی خونه حال منو نداشتی و بعدشم با همکارت ازدواج کردی

مامانم میگه من یه کدبانو شدم

میشه از همکارت، نه ببخشید همسرت تشکر کنی؟

اون باعث شد من یه کدبانو بشم
یه کدبانوی تنها که هنوزم چند جایی از دستش جای روغن داغ مونده

..♥♥………………

❇حنانه اکرامی❇

۳۲ ◄ بیشتر و بیشترش کن

برو آسوده خاطر باش، من با درد می سازم
وَ با بی رحمی و نامردی یک مرد می سازم

برو سرگرم عشق تازه ی خود باش، من اما
به داغ این دل و با اشک و آهِ سرد می سازم

همه از دشمنان نالان و من از یار و دلدارم
و با ظلم و ستم هایی که عشقم کرد، می سازم

از آن مایی که قبلا بود، مانده یک منِ بی تو
جهنم! با همین زوجی که کردی فرد، می سازم

از آن لبخند ها و عاشقی هایم نمانده هیچ، اما خب
خیالی نیست، با این شاعرِ دیوانه ی شبگرد می سازم

تو یک بازیگر قهار و من یک کودکِ ساده
تو بُردی، من به این بازندگی در نَرد می سازم

بهارم خنده هایت بود، رفتی ، نوبهارم را
تو بردی لعنتی، با این خزان زرد می سازم

خیالی نیست، حق با توست، کاه و کوهِ در شعرم
برو آسوده خاطر باش! من با درد می سازم

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

❇طاهره اباذری هریس❇

۱۷ ◄ دینگله دینگو

—————–**–

عاقبت پدرم بعد از ماه ها اقامت در تبریز، با زن عقدی خویش به تهران بازگشت. بعد از ورود به خانه، خطاب به طلعت خانم با صدای نیمه بلند گفت: طلعت… طلعت کجایی…؟

طلعت خانم گفت: سلام آقا… خوش آمدید

پدرم گفت: برو طبقه دوم، یکی از اتاق ها را آماده کن از این به بعد ایشون با ما زندگی می کنه

طلعت هم بلافاصله اطاعت امر کرد و یکی از اتاق های بزرگِ آفتاب گیر را برای این تازه عروس آماده کرد

مادر به خاطر فضای مرد سالاری، هرگز جرات نمی کرد از پدر در مورد این تصمیمش بپرسد. اما در طول سال ها زندگی مشترک، عروس خانم فرزندی پسر به دنیا آورد که سرخ و سفید و تپلی بود ولی مادر من تا آن زمان هر چه نوزاد به دنیا آورده بود، یا سر زا رفته بودند و یا در همان کودکی فوت کرده بودند. و از این که هووی تازه وارد صاحب فرزندی سالم و سفید و تپلی شده، غصه می خورد اما به خاطر اعتقادات خیلی محکمی که داشت، هرگز حسودی نمی کرد

بله، همان طور که اشاره کردم، مادر من واقعا زنی معتقد و مومنِ بی ریا بود. به اعتقاد مادر، تنها گناه کبیره ای که انجام داده بود و به خاطر آن مدام رو به درگاه خدا گریه و زاری و توبه می کرد، این بوده که در کودکی برای عبور از خیابان، پاسبانی دست او را گرفته و از خیابان عبورش داده بود

با این طرز تفکر و اعتقاداتش بود، که یک روز رو به در گاه خداوندکرده و خطاب به او گفت: خدایا… پروردگارا… خودت شاهدی که هرگز (جز یک بار) قصور از فرمان تو نکرده ام و شب روز به عبادت مشغول بودم. آیا این عدالت است که هووی من نیامده صاحب یک فرزند کاکل زری بشه اما من تمام نوزادانم را از دست بدم؟
خدایا تنها خواهشم از تو این است که تنها یک پسر به من بدی… پسری که سیاه باشه… زشت باشه… اما سالم باشه

و بدین سان خدا دعای این زن مومن را پذیرفت و بعد از سال ها عاقبت فرزندی سیاه، زشت و سالم به نام خسرو به او اعطاء کرد

پسری که در فامیل شکیبایی تنها اوست که پوستی تیره دارد

—————–**–

❇خاطره مرحوم خسرو شکیبایی از زبان خودش❇

۲۴ ◄ تا خر تو خره ، تو هم لایک کن

نقدر پی ام سی آهنگ رپ نشون میده، بابام اومده توی اتاق انگشتاشو بالا پایین می کنه میگه
.
.
.
از جات بلند شو پسر جاهل، فردا امتحان داری نشو کاهل
😳😳😐

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

قدیما یه گوشیایی بود که تاریخچه اینترنتشون پاک نمیشد
.
.
.
اینا رو نه میشد فروخت… نه میشد به کسی بدی
فقط باید مینداختیش تو کوره
همین
😂😒

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

این همه میگن پیش مادر بزرگتون میرید گوشیتون رو بزارید کنار تا حوصلش سر نره
.
.
.
.
الان از وقتی رفتیم خونش داره پشت سر هم ماهواره سریال میبینه حوصله ما سر رفته
😐😟😒

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

راننده تاکسی می‌گه قراره این هواپیما جدیده رو سوار یه هواپیمای غول‌پیکر کنن؛ گفتم چرا خودشو روشن نمی‌کنن، میگه به‌ خاطر کیلومترش
.
.
.
سه‌ دقیقه‌ ست ساکتیم
😒

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

عاقا یه روز میخواستم چایی دم کنم چشمم خورد به چای خشک (ما همیشه از چای کیسه ای استفاده میکنیم) از آشپزخونه از بابام که تو حال بود پرسیدم

من: بااااابااااااا چای خشک بریزم؟؟؟!!!؟

بابام: نه چای خیس بریز آااااااااهههااااااا

آبجیم ازتو اتاق: آها آها آها آها آها
به لحن عرعرکردن خر
😐

حالا یه ساعت صبر کردم خندشون تموم شدگفتم
من: نه منظورم اینه که چای کیسه ای بریزم یا از این چای خشکا؟؟؟!!!؟

بابام: مثلا چای کیسه ای خیسه؟!! آااااااهههاااااا

دوباره اجیم ازتو اتاق: آها آها آها آها آها

بابام😂

اجیم😂

من😳😐

سماور😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

اگه دی کاپریو یه بار سوار مترو ایران شده بود
.
.
.
می دونست چطوری خــودش رو روی اون تخته
زورچپون کنه و تو تایتانیک غرق نمی شد
والااااااه بوخدا
😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

ﺑﺎ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﺭﻓﺘﯿﻢ ﺧﻮﻧﻪ ﻋﻤﻮﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﯾﻪ ﺳﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺩﺳﺘﺶ ﻭ ﺑﯽ ﺣﺮﮐﺖ
ﻭﺍﯾﺴﺎﺩﻩ
‌.
.
.
.
ﮔﻔﺘﻢ ﺍﯾﻮﻝ ﭼﺎﻟﺶ ﻣﺎﻧﮑﻦ ﻭ ﻓﯿﻠﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ
ﺩﺍﺩﺍﺷﻤﻢ ﺯﺩ ﺗﻮ ﺳﺮﻡ ﮔﻔﺖ احمق ﺑﺮﻕ ﮔﺮﻓﺘﺘﺶ
😐

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

یارو ۲۰ دقیقه تو تاکسی داشت تحلیل بنیادی میکرد که ملت بی فرهنگن
.
.
.
.
پیاده شد از رو نرده پرید اونور موتور زد بهش
نخبه کشی توی این مملکت بیداد میکنه
😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

ﭘﺪﺭﯼ ﺩﺭ ﺑﺴﺘﺮ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﻭ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﻋﻤﺮ ﭘﺴﺮﺍﻧﺶ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩ
ﻭ ﮔﻔﺖ
.
.
.
ﻫﻤﻪ ﺗﻨﻬﺎ ۱ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﯿﺎﻭﺭﯾند ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﯿﺪ ﺩﺳﺖ ﺑﺰنید؟؟

ﺁﯾﺎ ۱ ﺩﺳﺖ ﺻﺪﺍ ﺩﺍرد؟؟

ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺑﺸﮑﻦ ﺯﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺯﻧﺪگی فهمید چه گوساله هایی تحویل جامعه داده
😂😂😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

بچه تخسه میره پیش معلمش
.
.
.
میگه: خانوم میشه شما زن من بشید؟!؟
.
.
.
معلمه میگه: برو بشین سر جات، من الان حوصله بچه مچه ندارم
.
.
.
پسره میگه: آره منم حوصله بچه ندارم… اشکال نداره، واسه بچه وقت زیاده
😶😂😂

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

‏آموزش عشق بازی
.
.
.
.
نامزدت رابغل میکنی وفشار میدی اونم تورافشار میده‎

توفشار, اون فشار، تو فشار، اون فشار…. هر کی گوز#ید باخته
😂😂

۳۲ ◄ بیشتر و بیشترش کن

—————–**–

مرد دانایی پس از خاکسپاری دوستش بر لبه قبر ایستاد و به مردی که در کنارش بود رو کرد و گفت: به نظرت اگر به دنیا برگردد، چه کاری انجام میدهد؟

مرد پاسخ داد : استغفار می کند نماز می خواند و از خیر توشه می گیرد

مرد دانا گفت: از دستش رفت، از دست تو نرود؟!؟

—————–**–

۲۴ ◄ تا خر تو خره ، تو هم لایک کن

khengoolestan_axs

یهویی؛ وقتی یاد چیز خنده‌داری می‌افتی
😄😂

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

مالیدن ِ چشم‌های بی‌آرایش
😚😜

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

khengoolestan_axs

وقتی با یه دوست قدیمی حرف می‌زنی و انگار همه‌چی مثه همون قدیماست
👭

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

وقتی کسی می‌رسوندت خونه و تا نرفتی تو راه نمی‌افته
🚗💞

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

khengoolestan_axs

صدای خنده‌ش، از پشت گوشی ِ تلفن
😄📞

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

معلم‌هایی که جنبه‌ی شوخی دارن
💃💃

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

khengoolestan_axs

وقتی حیوون خونگی‌ت روی پات می‌خوابه
🐤

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

وقتی استادت کار تو رو به عنوان نمونه به بقیه نشون می‌ده
😎

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

khengoolestan_axs

آخر روز بشینی و به همه عکس‌هایی که گرفتی نگاه کنی
📷

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

آهنگی‌ و بشنوی، که قدیم‌ترها عاشقش بودی
🎼

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

khengoolestan_axs

وقتی کسی‌و بغل می‌کنی و اون محکم‌تر بغلت می‌کنه
💑

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

سوالی توی یه امتحان که جواب یه سوال دیگه رو لو می‌ده
😈😂

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

khengoolestan_axs

وقتی کسی به اندازه تو از چیزی به وجد میاد
😝😝

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

تو رو به یاد میاره، با اینکه فقط یک‌بار هم‌و دیدین
😍😊

۳۲ ◄ بیشتر و بیشترش کن
خندانکس

خنده + عکس
بسته جوکها

چندین جوک در یک پست
دفتر شعر

گلچینی از اشعار شاعران
جملکس

جمله + عکس
دلنوشته

هر چه میخواهد دل تنگت بگو
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
ورود به پیشخوان

سامانه ورود برای کاربران
نوشتن مطلب جدید

ارسال مطلب جدید
پروفایل

ویرایش پروفایل
پیگیری سریع نوشته ها

برای نمایش سریع نوشته ها
پیگیری سریع دیدگاها

برای نمایش سریع دیدگاها
  • مطالب جدید
  • مطالب پیشنهادی
  • مطالب تصادفی
  • ورود
  • *هنو آماده نشده*
♫ ♪ شعر ♪ ♫
✔ ابزار کمکی ✔
آموزش ها