• خاطره ها
فال آنلاین

خانه ات آباد ، کم و بیش بخند

❤ کز غمت همچون اسیرم ، در غل و زنجیر و بند ❤

نرم افزار اندروید خنگولستان
  • لذت ببر ، نظر بده
علی اکبر

علی اکبر

من علی اکبر نقوی حسینی اهل بشرویه هستم

دوره آخر الزمان است، بانو

،به خودت افتخار کن

…تو خاصی

،بگذار تمام دنیا بد وبیراهه بگویند

…به خودت

…به چادرت

…به سیاه بودنش

گذشت آن زمان که نفت را طلای سیاه میگفتند

…این روزها طلا تویی سیاه هم چادرت

طعنه ها دلسردت نکند

،باافتخار قدم بزن بانو

چه کسی میداند پشت آن پوشش سخت؛

پشت آن اخم عمیق؛

چه گلی پنهان است؟

چه کسی میداند جنس مغروری تو؛

گُوهر عفت تو؛

چقدر نایاب است؟

چه کسی میداند راز خندیدن آرام تو را؟

حکمت پوشیدن آن ساق تو را؟

…باتو هستم بانو

و خـــــــدا خواست تو “ریحان” باشی؛

و تو “ریحانگیت” را مفروشش ارزان

…قیمتت ارزان نیست

…مواظب چادر مادر باش

hejab_ khengoolestan

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

*haj_khanom* دم خنده هاتون گرم *haj_khanom*

23 ◄ تا خر تو خره ، تو هم لایک کن

گاه دلتنــــگ می شوم

دلتنـگ تر از تـــمام دلتنگی ها

حسرت ها را می شمـــارم

و باخـــتن ها

و صــــدای شکستن را

نمی دانم من کدامین امید را ناامیـــــد کردم

و کـــــدام خواهش را نشنیدم

و به کدام دلتنگی خندیدم

…كه چـنین دلتنگم

○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○

*gerye* دم خنده هاتون گرم *gerye*

 

23 ◄ تا خر تو خره ، تو هم لایک کن

تنهایی کجایی

چرا باز تنهام گذاشتی

مگه نگفته بودم تنهایی تو دیگه تنهام نزار

میون این دلتنگی هام تو یارو همدمم باش

حالا کجایی بیا باز پیشم که جز تو همدمی ندارم

تنهایی اشکامو در آوردی چرا این دلشکسته رو تنها گذاشتی؟

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

*narahat* دم خنده هاتون گرم *narahat*

 

17 ◄ دینگله دینگو

King_rock_khengoolestan

در زمان های گذشته، یک پادشاه تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد و برای این که عکس العمل مردم را ببیند خودش را در آن جا مخفی کرد.

بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از کنار تخته سنگ گذشتند.

بسیاری هم غرولند می کردند که این چه شهری است که نظم ندارد.

…حاکم این شهر عجب مرد بی عرضه ای است و

ادامه مطلب

19 ◄ دینگله دینگو

روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و بود.

*bi asab*

علت ناراحتی اش را پرسید.

شخص پاسخ داد:

در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم. سلام کردم جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم.

سقراط گفت: چرا رنجیدی ؟

ادامه مطلب

12 ◄ گلیلی لی لی لی

مهم نیست که فردا چی می شه؟
…مهم اینه که امروز
!!!دوستت دارم

مهم نیست فردا کجایی؟
… مهم اینه هر جا باشی
!!!دوستت دارم
مهم نیست تا ابد با هم باشیم

…مهم اینه تا ابد
!!!دوستت دارم
مهم نیست قسمت چیه؟
…مهم اینه قسمت شد
!!!دوستت داشــــــــــــته باشم

* ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ *

*ghalb_sorati* دم خنده هاتون گرم *ghalb_sorati*

15 ◄ جینگیلی آلیسا

goosfand_khengoolestan

ﻣﺎﺩﺭ ﻋﺰﯾﺰﺗﺮ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﻢ،ﺑﻊ!
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﮔﻠﻪ ﺟﺪﺍ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻗﺼﺎﺏﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺳﭙﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭﯼ ﻫﻢ ﺷﺪ.
ﺣﺎﺝ ﺭﺣﯿﻢ ﻗﺼﺎﺏ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺧﺮﯾﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺮﺩ. ﺁﻥ ﺷﺐ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﯽ ﺗﺎ ﺻﺒﺞ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺳﺤﺮ ﮐﺮﺩﻡ؛ ﻫﻤﻪﺍﺵ ﺧﻮﺍﺏ ﭼﺎﻗﻮ ﻣﯽﺩﯾﺪﻡ.
ﺻﺒﺢ ﻗﺼﺎﺏ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺁﺏ ﺁﻭﺭﺩ؛ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻨﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﺍﺷﮏ ﺟﻠﻮﯼ ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ ﺑﻪ
ﺳﻤﺖ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﻭ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﺑﻊ ﺑﻊﮐﺮﺩﻡ.  *gerye*

 

ادامه مطلب

14 ◄ لایک عالی متعالی
  • 2
  • 1,164
  • 5,064
خندانکس

خنده + عکس
بسته جوکها

چندین جوک در یک پست
دفتر شعر

گلچینی از اشعار شاعران
جملکس

جمله + عکس
دلنوشته

هر چه میخواهد دل تنگت بگو
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
ورود به پیشخوان

سامانه ورود برای کاربران
نوشتن مطلب جدید

ارسال مطلب جدید
پروفایل

ویرایش پروفایل
پیگیری سریع نوشته ها

برای نمایش سریع نوشته ها
پیگیری سریع دیدگاها

برای نمایش سریع دیدگاها
  • مطالب جدید
  • مطالب پیشنهادی
  • مطالب تصادفی
  • ورود
  • *هنو آماده نشده*
♫ ♪ شعر ♪ ♫
✔ ابزار کمکی ✔
آموزش ها