• ترانه خونه
فال آنلاین

لبخند بزن

❤ همیشه دلیلی برای ( لبخند ) وجود دارد ❤

نرم افزار اندروید خنگولستان
  • لذت ببر ، نظر بده
علی اکبر

علی اکبر

من علی اکبر نقوی حسینی اهل بشرویه هستم

گاه دلتنــــگ می شوم

دلتنـگ تر از تـــمام دلتنگی ها

حسرت ها را می شمـــارم

و باخـــتن ها

و صــــدای شکستن را

نمی دانم من کدامین امید را ناامیـــــد کردم

و کـــــدام خواهش را نشنیدم

و به کدام دلتنگی خندیدم

…که چـنین دلتنگم

دلنوشته عاشخونه ها   خنگولستان

دلنوشته عاشخونه ها   خنگولستاندلنوشته عاشخونه ها   خنگولستان دم خنده هاتون گرم دلنوشته عاشخونه ها   خنگولستاندلنوشته عاشخونه ها   خنگولستان

 

۲۲ ◄ تا خر تو خره ، تو هم لایک کن

تنهایی کجایی

چرا باز تنهام گذاشتی

مگه نگفته بودم تنهایی تو دیگه تنهام نزار

میون این دلتنگی هام تو یارو همدمم باش

حالا کجایی بیا باز پیشم که جز تو همدمی ندارم

تنهایی اشکامو در آوردی چرا این دلشکسته رو تنها گذاشتی؟

عاشخونه ها   خنگولستان

عاشخونه ها   خنگولستانعاشخونه ها   خنگولستان دم خنده هاتون گرم عاشخونه ها   خنگولستانعاشخونه ها   خنگولستان

 

۱۶ ◄ دینگله دینگو

داستانکهای زیبا   خنگولستان

در زمان های گذشته، یک پادشاه تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد و برای این که عکس العمل مردم را ببیند خودش را در آن جا مخفی کرد.

بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از کنار تخته سنگ گذشتند.

بسیاری هم غرولند می کردند که این چه شهری است که نظم ندارد.

…حاکم این شهر عجب مرد بی عرضه ای است و

ادامه مطلب

۱۸ ◄ دینگله دینگو

روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و بود.

داستانکهای زیبا   خنگولستان

علت ناراحتی اش را پرسید.

شخص پاسخ داد:

در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم. سلام کردم جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم.

سقراط گفت: چرا رنجیدی ؟

ادامه مطلب

۱۲ ◄ گلیلی لی لی لی

مهم نیست که فردا چی می شه؟
…مهم اینه که امروز
!!!دوستت دارم

مهم نیست فردا کجایی؟
… مهم اینه هر جا باشی
!!!دوستت دارم
مهم نیست تا ابد با هم باشیم

…مهم اینه تا ابد
!!!دوستت دارم
مهم نیست قسمت چیه؟
…مهم اینه قسمت شد
!!!دوستت داشــــــــــــته باشم

عاشخونه ها   خنگولستان

عاشخونه ها   خنگولستانعاشخونه ها   خنگولستان دم خنده هاتون گرم عاشخونه ها   خنگولستانعاشخونه ها   خنگولستان

۱۵ ◄ جینگیلی آلیسا

داستانکهای زیبا   خنگولستان

ﻣﺎﺩﺭ ﻋﺰﯾﺰﺗﺮ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﻢ،ﺑﻊ!
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﮔﻠﻪ ﺟﺪﺍ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻗﺼﺎﺏﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺳﭙﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭﯼ ﻫﻢ ﺷﺪ.
ﺣﺎﺝ ﺭﺣﯿﻢ ﻗﺼﺎﺏ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺧﺮﯾﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺮﺩ. ﺁﻥ ﺷﺐ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﯽ ﺗﺎ ﺻﺒﺞ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺳﺤﺮ ﮐﺮﺩﻡ؛ ﻫﻤﻪﺍﺵ ﺧﻮﺍﺏ ﭼﺎﻗﻮ ﻣﯽﺩﯾﺪﻡ.
ﺻﺒﺢ ﻗﺼﺎﺏ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺁﺏ ﺁﻭﺭﺩ؛ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻨﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﺍﺷﮏ ﺟﻠﻮﯼ ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ ﺑﻪ
ﺳﻤﺖ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﻭ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﺑﻊ ﺑﻊﮐﺮﺩﻡ.  داستانکهای زیبا   خنگولستانداستانکهای زیبا   خنگولستان

 

ادامه مطلب

۱۴ ◄ لایک عالی متعالی
پیرمردی با همسرش در فقر زیاد زندگی می‌کردند. هنگام خواب، همسر پیرمرد از او خواست تا شانه‌ای برای او بخرد تا موهایش را سرو سامانی بدهد. پیرمرد نگاهی حزن‌آمیز به همسرش کرد و گفت: «نمی‌توانم بخرم، حتی بند ساعتم پاره شده و در توانم نیست تا بند جدیدی برایش بگیرم.»

ادامه مطلب

۱۸ ◄ دینگله دینگو
  • 6
  • 2,842
  • 3,647
خندانکس

خنده + عکس
بسته جوکها

چندین جوک در یک پست
دفتر شعر

گلچینی از اشعار شاعران
جملکس

جمله + عکس
دلنوشته

هر چه میخواهد دل تنگت بگو
حدیث

شیخ المریض
بگذارید بچگی کنند

شیخ المریض
توجیح احمقانه

شیخ المریض
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
ورود به پیشخوان

سامانه ورود برای کاربران
نوشتن مطلب جدید

ارسال مطلب جدید
پروفایل

ویرایش پروفایل
پیگیری سریع نوشته ها

برای نمایش سریع نوشته ها
پیگیری سریع دیدگاها

برای نمایش سریع دیدگاها
  • مطالب جدید
  • مطالب پیشنهادی
  • مطالب تصادفی
  • ورود
  • *هنو آماده نشده*
♫ ♪ شعر ♪ ♫
✔ ابزار کمکی ✔
آموزش ها