❤ نگذاریم لبت ، هرگز به خشکسالی رود ❤

😍 چون از برایت هر دمی دعای خندیدن کنیم 😍

نرم افزار اندروید خنگولستان
  • دلخوشم با خنده ات
    بخند ، شاد باش ، زندگی کن

با بوسه ای که آرشام روی گونه ام زد به خودم اومدم

خوشکلم می دونم دلت میخواد تو اتاقت باشیم و من همینطور بوسه بارونت کنم اما باید بریم پائین بابا را هم سوپرایز کنیم .آخر شب به اندازه کافی وقت داریم

از حرفاش یک لحظه به خودم لرزیدم ….عرق سردی که از گردن و پشت کمرم جاری بود نشونه ی ترسم از کسی بود که از توصیف نگاش به خودم عاجز بودم.نمی تونستم بگم نگاش بهم یه نگاه هرزه ….چون محرمم بود……..و نمی تونستم از نگاهاش لذت ببرم چون دوسش نداشتم

 

به خودم که اومدم وقتی بود که دستم تو دستای آرشام بود و همه برامون دست میزدند

 

پدرجون و مادرجون سریع خودشونو به ما رسوندندو هر دو آرشامو غرق بوسه کردند

بابا مامان منم جلو اومدند و آرشام خیلی تحویلشون گرفت

مامان کناری کشیدمو بهم گفت که قرار شده امشب یه جورایی جشن نامزدیه من و آرشام باشه و اینکه بهتره جلوی دیگران نشون ندم که از بودن کنار آرشام ناراضیم چون به هر حال همه چیز فورمالیتس و من زنشم و اون

پوف………..باشه مامان …..شما کی اومدید؟

یه ده دقیقه ای می شه

پدرجون صدام زد کنارش رفتم

دور آرشام شلوغ بود

پدر جون آرشامم صدا زد

آرشام با یه ببخشید از جمع فامیلاش بیرون اومد

 

واقعا که خوشتیپ و جذاب بود و اینو از نگاه بقیه دخترا بهش می شد راحت فهمید اما من با دیدنش هیچ حسی نداشتم …اگه بخوام صادق باشم یه جورایی هم ازش بدم میاومد اون باعث جدایی من از متین شد

پدرجون بلند گفت

خانم ها و آقاییون ………اول از همتون متشکرم که امشب تو جشن تولدی که مهگل واسه من پیرمرد گرفته شرکت کردید

مادرجون با ناز گفت

وا…آقا کجاتون پیره

پدرجون عاشقونه نگاش کرد و گفت:تو که پیشم باشی همیشه سرحال و جوونم

مادرجون با ناز خندید و همه براشون دست زدند

 

اما موضع مهم دیگه اومدن پسرم آرشامه ….اگرچه واسه دل من نیومده و (با دست به من اشاره کرد) واسه دل خودش اومده اما ازش ممنونم و میخوام امشب نامزدش ملیسای عزیز را بهتون معرفی کنم….دست منو گرفت و بعد هم دست آرشامو بلند کرد و دستامونو تو دست همدیگه گذاشت

امیدوارم که خوشبخت شند ……به افتخارشون

 

 

صدای دستها از همه طرف بلند شد و بعد هم آرشام از توی جیبش یه جعبه کوچولوی زیبای چوبی در آورد و جلوم زانو زد و در جعبه را باز کرد

چشمام بین چشمای شیطون و حلقه برلیان براق زیبا در گردش بود

آرشام زمزمه کرد

خیلی دوست دارم

و من سریع نگامو از چشاش گرفتم و حلقه را برداشتم …اون هم سریع ایستاد و حلقه را توی انگشتم کرد

 

و بعد تو یه حرکت غافل گیر کننده لبش رو رو لبام گذاشت صدای سوتها و دستا بلند شد و من خجالت زده خودمو ازش جدا کردم

 

تو گوشم زمزمه کرد

عاشق خجالت کشیدناتم

حلقه ی توی انگشت دست چپم و سنگینی دست آرشام که روی مبل کنارم لم داده بود، روی شونه هام همگی یادآور این بودند که باید خودمو واسه اتفاقات بدتری آماده کنم
کاش میشد با مامان اینا برم خونشون……بودن کنار آرشام باعث عذابم بود
نمی خواستم با فکر کردن به متین اعصابم خورد کنم اما فکر اینکه با بودن کنار آرشام به عشقم به متین خیانت میکنم و از طرفی با فکر کردن به متین به همسر شرعیه خود خیانت میکنم داشت دیوونم میکرد
آرشام سرشو نزدیک گوشم گرفتو زمزمه کرد خوشکل من چشه؟
با خوردن داغی نفساش به لاله گوشم احساس چندشناکی بهم دست داد سریع سرمو عقب کشیدم

 

چیزیم نیست

اخمای آرشام برای یه لحظه تو هم رفت و بعدم خیلی بی خیال نگام کرد و لبخند زد
فرشاد بهمون نزدیک شد و بلند گفت
به به زوج عاشق

فرشاد پسر کجایی تو

آرشام محکم فرشاد و بغل کرد
نوع رفتارشون نشون میداد با هم خیلی صمیمی هستند
بعد از یکم خوش و بش کردن آرشام گفت

فرشاد با ملیسا آشنا شدی؟

اوه چه جورم

چطور مگه؟

بهش پیشنهاد رقص دادم قبول که نکرد هیچ یه لنگ واسم انداخت که با مخ خوردم زمین …..نه نه راستی رو زمین نیافتادم افتادم روی مادر فولاد زره
آرشام به قدری بلند خندید که هم برگشتن و نگاهمون کردند
منو محکم بغل کرد و گفت

عاشق همین کاراشم

خودمو به سختی از لای بازوهاش بیرون کشیدم که فرشاد گفت
ملیسا خانم از بس یه دوره آرشام ملیسا ملیسا کرد نسبت به اسمتون حساسیت گرفتم…. خیی دوستون داره امیدوارم خوشبخت بشید
فقط زمزمه کردم

ممنون

درسته حرف زدنشو صمیمی کرده بود اما نگاش اونقدر چشم چرون بود که از بودنش کنارمون اصلا راضی نبودم
بالاخره مهمونی با اخم و تخمای دختر عموهای آرشام و نگاهای هیز فرشاد بهادری تموم شد و مصیبت منم تازه شروع شد
فکر طی کردن یه شب کنار آرشام لرزه بر تنم می انداخت
مامان و بابا زودتر از همه به بهونه قرصای مامان رفتند و من بعد از رفتن مهمونا سریع شب بخیر گفتم و به اتاقم رفتم
چند دقیقه ای از تعویض لباسم نگذشته بود که در اتاقم زده شد
برای اطمینان در اتاق و قفل کرده بودم
جوابی ندادم و دستگیره چند بار بالا پایین رفت
با شنیدن صدای مادرجون از خجالت آب شدم
سریع حوله ام و برداشتم و در و باز کردم
مادرجون نگاهی مشکوک بهم انداخت و گفت
آرشام ازمون خواست بیایم تو اتاق تو تا سوغاتی ها را بهمون بده اگرچه من گفتم بهش خسته است و بذاره واسه فردا ولی اصرار کرد امشب بده تا کادوی پدرش رو هم شب تولدش بهش بده …اما انگار اینا فقط بهونه بوده و به قفل در اشاره کرد
خجالت و کنار گذاشتمو گفتم
مادرجون میشه تا بقیه نیومدند ازتون یه خواهشی بکنم؟
مادر جون سری تکون داد و من سریع گفتم

-من آمادگی ندارم ……خوب راستش هنوز احساس نمیکنم که ازدواج کردم به زمان احتیاج دارم اگه امشب آرشام بخواد تو این اتاق بخوابه……. خوب…من

متوجه شدم اما این مسائل بین زن و شوهر و من نمی تونم دخالت کنم

اون روی حرف شما حرف نمیزنه ؟

اما
وسط حرفش پریدمو چشامو شکل گربه شرک کردم و ملتمسانه گفتم

مادرجون

مادرجون خندش گرفت و گفت
باشه …سعیمو میکنم اما این پسره آتیشش خیلی تنده و بعد آرومتر گفت:بمیرم واسه دل بچم
با خنده گفتم

داشتیما……مادر شوهر بازی

بغلم کردو حرفی نزد
***

سلام بر عشقای خودم

از بغل مادرجون بیرون اومدمو به سمت در برگشتم

آرشام در حالی که با دو تا دستاش دو تا چجمدونو میکشید وارد اتاق شد و پشت سرش پدرجون با اخم تصنعی وارد شد و گفت

چی چیو عشقای من هنوز نرسیده صاحب شدی؟

بابا

کوفت

آرشام بی توجه به فحش پدرجون رو به مادرجون گفت

حالا چی شده بود که همدیگرو بغل کرده بودید خوبه من از مسافرت رسیدم …شما دلتون واسه هم تنگ شد

 

حسود نشو بچه ….کادوهامونو بده که خیلی خوابم میاد

 

ای وای مامان واسه شما که کادو یادم رفت

آره دیگه زن گرفتی مامان میخوای چیکار

آ..آ …مادر شوهر بازی نداشتیما

مادرجون به طرز خنده داری ایشی گفت و روی تخت نشست

حالا چرا قهر میکنی مادر من …شما جون بخواه من دربست نوکرتونم

پدرجون گوش آرشامو گرفت و با حرص گفت

 

هوی بچه از عشق و اینایی که گفتی میگذرم ولی از اینکه پا تو حیطه وظایف من گذاشتی نه نمیگذرم

خیلی خوب بابا بچه که زدن نداره

بعد هم به سمت من برگشت و گفت

تو چرا انقدر ساکت و مظلوم شدی نکنه غریبی میکنی

پدرجون با خنده گفت

چی چیو مظلوم شده همچین که پاش تو خونه میرسه یه جورایی خونه بومب

 

آرشام با خنده به سمتم برگشت و تو یه حرکت محکم بغلم کرد و گفت

عاشق همین کاراشم

اهن….ما اینجا بوق نیستیما

آرشام با خنده ولم کرد و آروم تو گوشم زمزمه کرد یه بار جستی ملخک دوبار جستی ملخک آخر تو دستی ملخک…

نگاه نگرانمو تو چشای مادرجون دوختم

 

مادرجون گفت:خوب اول کدوم چمدونو باز میکنی؟

آرشام دستمو گرفت و روی تخت نشست به تبعیت از اون منم نشستم و پدرجونم روی مبل راحتی نشست

 

خوب اول کادوی بهادری بزرگ

 

پیپ و چندتا پیراهن مردونه ……خدایی هم سلیقه اش محشر بود

واسه مادرجون هم انواع لوازم آرایش و دو دست لباس مجلسی سنگین و شیک

خوب دیگه ….شب خوش

ا….هنوز اون چمدونو باز نکردی

شرمنده مامان اونا خصوصیه

اوه…داره کم کم حسودیم میشه

فداتون بشم ….خسته شدین امروز برین بخوابین دیگه

وا خستگی کجا بود

رو به مادرجون گفتم

 

حالا چه عجله ای واسه خوابیدن دارین

مادرجون با خنده شونه هاشو بالا انداخت و گفت

من که عجله ندارم این آرشامه که عجله داره ما بریم بخوابیم

بعد هم همراه آقاجون زدند زیر خنده

واقعا که ………..انگار نه انگار ….یه ذره شرم و حیا ندارن

آرشام بی حوصله روی تخت دراز کشید

مادرجون رو به منو آقاجون گفت بهتره از اتاق بریم بیرون ….بچه ام خسته است

با خوشحالی سرمو تکون دادم و گفتم

آره راست میگین……شب بخیر آرشام جون

قبل از اینکه یه قدم بر دارم آرشام دستمو کشید و گفت

 

تو کجا؟

زشته دستمو ول کن

من تا سوغاتیاتو ندم که خوابم نمی بره

مادرجون پوفی کشید

پدرجون رو به مادرجون گفت

بهتره بریم بخوابیم عزیزم

مادرجون زیر چشمی نگام کرد

حالا چه خاکی باید تو سرم بریزم

آرشام عزیزم میشه یه لحظه بیای تو ااتاقم کارت دارم

آرشام مشکوک نگاهی به مادرجون کرد و همراهش از اتاق خارج شد

پدرجون رو به من گفت

معلومه اینجا چه خبره؟

نمی دونم

آره خوب یه دروغ مصلحتی بهتر از گفتن اینه که پسرتو امشب نمیخوام تو اتاق راه بدم…….

بعد 20 دقیقه که مسواک زده بودمو مشغول شونه زدن موهام بودم در اتاقم زده شد

بفرمایید

آرشام وارد شد و در و پشت سرش بست

چشماش شدیدا عصبانی بود سریع به سمتم اومدو بازوهامو محکم گرفت

در حالیکه سعی می کرد صداش بالا نره گفت

تو راجع به من چی فکر کردی؟…هان

یعنی انقدر برات غریبه هستم که از مادرم کمک میخوای تا پیشت نباشم

آرشام

ساکت شو ملیسا…من تو رو راحت بدست نیاوردم ….خودتم خوب میدونی چقدر دوست دارم ….اما الان فهمیدم دید تو به من یه آدم بولهوسه …..تو….توی احمق به جای اینکه به خودم بگی آمادگی نداری و منو قانع کنی…ازم فرار میکنی …خودتو پشت مادرم مخفی میکنی…….تو فکر کردی میذارم اولین رابطمون از روی اجبار باشه

 

بسه آرشام بذار منم حرف بزنم……آره…درست حدس زدی دیدم بهت همونه که گفتی میدونی چرا

یکم مکث کردم که ولم صدامو کمی پاینتر بیارم

برای اینکه تا حالا هر چی از تو به من رسیده اجبار بوده ………ازدواجمون… دادن چک و سفته ها بهت اونم دو برابر….یادت میاد چه جوری از شر ازدواج باهات خلاص شدم وقتی مامانم در مقابلم موضع گرفته بود …هوم با فرستادن یه دختر تو بغلت….به همین راحتی…..تو

خفه شو میسا بسه

روی تخت نشست و سرشو بین دستاش گرفت

 

دوست داشتم….آره من خر دوست داشتم و دارم…..هر کاری کردم اصلا منو ندیدی اصلا دلیل اینکه ازم متنفریو درک نمی کنم تو حتی منو نمی شناسی چطور می تونی

وسط حرفش پریدمو گفتم:

جالبه ….نمی دونستم واسه شناخت اول باید با هم به اجبار ازدواج کنیم بعد

اینبار اون بین حرفم پریدو گفت

آره اجبار بود….واست اجبار بود تو حتی به من فرصت ندادی خودمو بهت بشناسونم ….از اول خودت بریدی و دوختی

 

لحنش رو ملایم کرد و به سمتم اومد

من دوست دارم ملیسا…تو همه زندگیمی

بغلم کرد و خودش روی تخت نشستو منو روی پاهاش نشوند

 

بهم فرصت بده…باشه عزیزم …..حالا یه بوس خوشکل بده به عمو

 

و بعد لبش و محکم روی لبام گذاشت

خدایا چرا نمیتونم دوسش داشته باشه …چرا حس خیانت به عشق واقعیم داره نابودم میکنه

 

دستامو روی سینه اش گذاشتمو با حرص هلش دادم
مسخره خندید و چمدونو جلو کشید

 

خوشکله حدس میزنی چی واست خریدم

حوصله این مسخره بازیا رو ندارم

اوه چه بد اخلاق……خوب ساکت بشین اینجا تا کادوهاتو بهت بدم

کنارش نشستم و بی حوصله به چمدون چشم دوختم

 

چمدون پر پر بود …..اول زیپ توی در چمدونو باز کرد و یه جعبه خیی شیک بیرون کشیدو روی پاهام گذاشت

 

اینو به یه جواهر ساز معروفی سوئیسی سفارش دادم …خیلی پیادم کرد ولی ارزشو داشت

 

با این توصیفا وسوسه شدمو در جعبه را باز کردم

حاضرم قسم بخورم که تا به حال در عمرم همچین سرویسی ندیدم

الماسای درخشانش چشم آدمو مسحورمیکرد

وای …خیلی قشنگه

تو قشنگتری عشقم

بی توجه به حرف آرشام از جام بلند شدمو رو به آینه گردنبند را به گردنم گرفتم

فوق العادست

ممنون

قابلتو نداشت خانمم

باگفتن این کلمه بی اختیار یاد متین افتادم

گردنبند را به جعبه اش برگردوندم

حالا به نظرم اصلا هم زیبا نبود

 

خوب بریم سراغ بقیه کادوها…….اوه….راستی این قسمت بیشتر واسه خودمه تا تو

 

لباس خوبای رنگارنگی رو از چمدون بیرون می آورد و با لبخندی خبیصانه نگام میکرد

چی ….من اینا را بپوشم ….یهو بگو هیچی نپوش اینطوری سنگینتره

 

اونم به موقش

زهر مار

جونم ….چه حرصیم میخوره

لوازم آرایش و عطر و دو دست لباس راحتی و یه لباس مجلسی آبی کاربنی خیلی ناز اما قدش تا سر زانوهام بود

 

بعد از تموم شدن کادوها رو بهش گفتم

ممنون بابت کادوهات بهتره دیگه بری بخوابی

کجا برم ….من تو بغل همسرم

وسط حرفش پریدمو گفتم

خودت گفتی نمیخوای به اجبار باهام باشی

من…کی گفتم

آرشام

جانم.. شوخی کردم….من فقط میخوام شبا پیشت باشم قرار نیست به جز یه آغوش ساده و فوقش دو سه تا بوسه اتفاق دیگه ای بیافته….

دهه……عجب گیری کردما بابا من اصلا نمیخوام ریختتو ببینم بیام شبا تو بغلت لالا کنم

نباید از موضعم کوتاه میومدم …… من واقعا هیچ حسی نسبت بهش نداشتم در عوض هر لحظه دلم از دوری متین بیتابتر میشد
با عصبانیت به سمتش برگشتم و گفتم

بهتره بری تو اتاق خودت

چرا اونوقت اینطوری که بهتره

چرا حرف حالیت نیست نمیخوام کنارم باشی

چشماش تیره تر شد و صورتش از خشم قرمز شد

من شوهرتم لعنتی

انقدر این واژه مسخره را پتک نکن و بزن تو سرم …….آره شوهرمی یه شوهر اجباری

تو هم انقدر این کلمه اجباری رو توی سرم نزن ….حالا چه اجباری چه به دلخواه خانم……(شمرده شمرده گفت): من…الان ….شوهرتم

به جهنم….. میخوای خودمو واست حلوا حلوا کنم

برای چند لحظه ساکت شد و بعد با حرفش شوکم کرد…

اگه….اون پسره ….چی بود اسمش…آهان ….متین خانتون جای من بود این حرفا رو تحویلش میدادی

نه البته که نه اون مالک روحم بود

حرفی به آرشام نزدم

سکوتمو که دید پای پاسخ مثبتم گذاشت……یقه لباسمو تو دستاش محکم گرفت و منو به سمت خودش کشید….از بین دندونای کلید شدش گفت

می دونی چیه ؟…….تو از اون دسته آدمهایی هستی که حرف حساب تو اون کله پوکشون نمی ره…..باید یه چیزیو به زور حالیشون کرد

ولم کن آشغال

محکم به سمت دیوار هلم داد

لعنتی کمر بیچاره ام داغون شد

آشغال ….آره راست می گی من یه آشغال دیوونم که برای بدست آوردن توی بی ارزش ده ملیارد خرج کردم

پس بالاخره شروع کرد …..بالاخره سر کوفتاش شروع شد

بغض راه گلومو بست……اشک تو چشام حلقه بست انگشت اشارشو به حالت تهدیدی تکون داد و گفت

 

 بهتره تا من میرم یه لیوان آب بخورم تو هم یکی از لباس خواباتو بپوشی و آماده بشی تا من بیام و به زور تو اون کلت فرو کنم که الان شوهرتم

تو حق نداری که

وسط حرفم پرید و با عصبانیت گفت

من حق هر کاری را دارم……..یادت نره من تو را ده ملیارد خریدم

 

بهت زده وسط اتاق خشکم زد توقع این حرف رو ازش نداشتم ….حد اقل الان نداشتم

 

از اتاق خارج شد و کلید را هم با خودش برد

مغز قفل شده ام را به زحمت به کار انداختم…..چی کار باید میکردم

حالا بدون کلید ….آهان اتاق مهمان

 

موبایلمو برداشتم و سریع به سمت اتاق مهمان رفتم….کلیدش روی قفل بود ..

سریع درو قفل کردمو و به سمت بالکن دویدم اونو هم قفل کردم و با خیالی آسوده روی تخت نشستم
بعد چهار پنج دقیقه دستگیره دل بالا پائین رفت و بعد صدای عصبی آرشام که سعی می کرد بلند نشه

لعنت بهت ملیسا

و بعد صدای قدمهای محکمش که از اتاق دور شد

زمزمه کردم

آره لعنت به من لعنت به من و این سرنوشت گندم

اشکام سر زیر شد و همون وقت چشمم به موبایلم افتاد

سریع قفلشو باز کردمو و روی لیست مخاطبینم رفتم

روی شمارش مکث کردم

کارم غلطه نباید بهش زنگ بزنم بهش قول دادم فراموشش کنم…..اما آخه تا حالا کدوم کارم درست بوده که این یکی دومیش باشه

دکمه تماسو زدم و گوشیو به گوشم چسبوندم……همه وجودم گوش شد

صدای خواب آلودش تو گوشی پیچید

الو بفرمایید

پس نفهمیده منم

متین

با تعجب گفت

ملیسا

چقدر دلم واسه ملیسا گفتنش تنگ بود …..صداش نشون داد کاملا هوشیار شده

متین ….من

وسط حرفم پرید و با لحنی سرد گفت

خانم احمدی ساعت 3 نصفه شبه

بی توجه به لحنش ….بی توجه به حرفش ادامه دادم

من نمی تونم …من بدون تو

باز وسط حرفم پرید

خانم محترم من فردا پرواز دارم ….دارم واسه همیشه از ایران میرم….میخوام استراحت کنم ….ضمنا شما به من قول دادید فراموشم کنید

 

گریه ام شدت گرفت

صداش نرم شد

بسه ملیسا …بسه گریه نکن …چرا میخوای نابودم کنی….دارم با تموم وجود سعی می کنم که فراموشت کنم …اونوقت تو

مکث کرد …فقط چند ثانیه

من از ایران میرم…..دیگه همدیگرو نمیبینیم…..سعی کن خوشبخت باشی

و قطع کرد

 

چطور سعی کنم خوشبخت باشم…..من بی متین هیچی نیستم

 

***
از اتاق خارج نشدم نه برا اینکه با آرشام رو به رو نشم نه….

برای اینکه نگام روی ساعت خشک شده بود ساعتی که بی وقفه جلو می رفت و رفتن متینو نزدیک و نزدیکتر می کرد

 

انگار تمام عالم و آدم دست به دست هم داده بودند که بی اون باشم بی متینم …من میتونستم بی اون نفس بکشم؟

معلومه که نه

دیگه طاقتم تموم شد پاشدمو از اتاق خارج شدم در اتاقم باز بود و کسی توش نبود سریع حاضر شدم

 

هیچ کس توی سالن نبود برای همین با خیال راحت از ساختمون خارج شدمو سوار ماشینم شدم و با سرعت روندم حتی اجازه ندادم در به طور کامل باز بشه

خودمو به فرودگاه رسوندم اینکه تا اینجا سالم رسیدم خودش خیلی بود

خودمو به مائده و مادر متین رسوندم

 

مائده

مائده با تعجب به سمتم برگشت روم نشد به مادرش نگاه کنم نگامو دزدیدمو سریع سلام کردم

ملیسا …تو …اینجا

متین کو؟

مائده به روبروش نگاه کرد مسیر نگاشو گرفتمو به متین رسیدم

از نرده ها گذشته بود

به سمتش دویدم و داد زدم

متین

ایستاد اما برنگشت

دو باره صداش زدم اینبار با شتاب از در خارج شد و بی طاقت میخواستم دنبالش بدوم که دو تا نگهبان جلومو گرفتند

 

اون رفت ….باورم نمی شد اون رفت بدون اینکه حتی اجازه بده برای آخرین بار چشای سیاهشو ببینم

 

یکی زیر کتفمو گرفت و بلندم کرد تازه متوجه شدم روی زمین نشسته بودمو و زار زار گریه میکردم

 

برگشتمو به کسی که بلندم کرد نگاه کردم ….مادر متین با چشای مظلوم و گریونش در آغوشم کشید و در گوشم زمزمه کرد

 

قسمتتون با هم نبود

همین ……واقعا که من از دست همه گله دارم اول از همه از دست تو خدایا

 

چرا قسمتم باید دوری و روزهای پیش روم باید بی متین باشه ….من این زندگیو نمیخوام

 

از فرودگاه یه راست پیش یلدا رفتم

 

یلدا تموم سعیشو میکرد تا آرومم کنه اما من این حرفا حالیم نبود

ته سیگارمو محکم توی بشقاب فشار دادمو یکی دیگه رو آتیش زدم

 

یدا با عصبانیت سیگارو از بین انگشتام بیرون کشید و با صورتی سرخ از عصبانیت فریاد زد ….معلومه داری چه غلطی میکنی ……میخوای خودتو بکش هان؟

 

چشمای اشکیمو به چشای عصبانیش دوختمو سرم به نشونه تاکید تکون دادم

 

یعنی خاک تو سرت ملی …..بی توجه به موعضه هاش یه سیگار دیگه برداشتمو آتیش زدم …..به سیگار خیره شدم

یلدا یه جایی خوندم

 

سیگارم چه خوب درک می کند مرا

و چه زیبا کام می دهد ..این نو عروس شب تنهایی هایم

لباس سپیدش را برایم میسوزاند

و من تا صبح بر لبم بوسه میزنم

چه لذتی میبریم از این هم بستری

او از جان مایه میگذارد و من از عمر

هر دو می سوزیم به پای هم

یلدا نالید ملیسا

یلدا میدونی دلم از چی میسوزه از اینکه حتی نمودونم به جرم کدوم یکی از گناهای گذشتم خدا اینجوری مجازاتم می کنه….از روی شیطنت هزار نفر سر کار گذاشتم آره….ولی …ولی آخه هیچوقت گناهم انقدر سنگین نبوده که تاوانش به این سنگینی باشه

یلدا سرمو تو آغوش کشید و گفت

بسه ملیسا تو رو خدا بسه

 

یلدا چیو بس کنم …تازه کم کم میفهمم که چه بلایی سرم اومده …من با دستای خودم قبرمو کندم این مرگ تدریجی

 

یلدا بین حرفم پرید و گفت

ملیسا همیشه همه چیز اونطوری که ما دوست داریم پیش نمیره

 

قهقهه زدم اونقدر خندیدم که ته گلوم می سوخت یلدا مثل مسخ شده ها بهم خیره شده بود

 

کم کم خندم تبدیل به گریه شد

 

کاش بمیرم یلدا …کاش

 

خفه شو مگه الکیه

آره زندگی همش الکیه

داری می ترسونیم …تو اون کله پوکت چه خبره

ذهنم خالیه خالیه اونقدر خالی که دارم کم کم شک میکنم اصلا زندم یا مرده

از جاش بلند شد و سریع به سمت آشپزخونه رفت سیگارم تموم شده بود

محکم بین انگشتام فشارش دادم

یلدا با یه قرص و یه لیوان آب برگشت

اینو بخور

بی حرف قرصو انداختم تو دهنم و بی آب غورطش دادم

پاشو تو اتاق یکم دراز بکش زیر بغلمو گرفت و من روی تخت دراز کشیدم

یلدا

 

هوم

میخواستم فراموشش کنم…تموم سعیمو کردم …اما باز

میدونم …میدونم ….دراز بکش و به هیچی فکر نکن

قرص آرام بخش که یلدا بهم داد منو به آغوش خواب فرستاد
از خواب که بیدار شدم صدای پچ پچ میومد
آروم بلند شدم و یه دستی به سر و صورتم کشیدم با نگاه به ساعت سرم سوت کشید

آخه بچه مگه کمبود خواب داری …..چشام هم از زیاد خوابیدن و هم گریه باد کرده بود

 

با وارد شدن به حال کوچکشان و دیدن آرشام یه جورایی شکه شدم

 

بهروز و یلدا هم با بلند شدن آرشام به سمتم برگشتند

با اخم به یلدا خیره شدم

 

با چشام بهش فهموندم که این یارو اینجا چه غلطی می کرد ولی یلدا دنده پهنتر(کسایی که خودشونو به بی خیالی میزنند) از این حرفا بود

با لبخند به سمتم اومد و گفت

 

به به شازده خانم …از خواب پاشدید سرورم بهش نزدیک شدم و با حرص گفتم

مزه نریز …این اینجا چیکار میکنه

هزار بار به گوشیت زنگ زد …مجبور شدم

وسط حرفش پریدمو و با حرص گفتم

چیزی که بهش نگفتی؟

نه فقط گفتم سرش درد میکنه و

 

بی توجه به ادامه حرفش کنار بهروز رفتمو باهاش دست دادم و رو به آرشام گفتم

من میرم خونه

یلدا گفت:حالا که زوده یکم دیگه بمونید

آرشام به جای من جواب داد نه میریم خونه مامان بابا نگران ملیسا هستند

رو به بهروز گفت

ماشین ملیسا اینجا بمونه رانندمونو می فرستم دنبالش

نیازی نیست خودم میارمش

بدون اینکه به حرفم توجهی کنه گفت

ملیسا بریم

از یلدا و بهروز خداحافظی کردم یلدا تو گوشم آروم گفت

 

میدونم سخته فراموشش کنی اما اینم می دونم ملیسا دختریه که هرکاری بخواد می تونه انجام بده

 

ممنون یلدا اگه تو را نداشتم

حالا که داری مواظب خودت باش

 

اگرچه نمیخواستم به حرف آرشام گوش بدم اماخودم هم حوصله رانندگی کردن و نداشتم برا همین بدون لجبازی سوار ماشینش شدم

 

همین که حرکت کرد آهنگ شادمهر سکوت ماشینو شکست

 

به همه میخندی با همه دست میدی

دستتو میگیرم دستتمو پس میدی

اما دوست دارم اما دوست دارم

پشت من بد میگی حرف مردم می شم

دستشو میگیری

عشق دوم میشم اما دوست دارم

چه خوابایی برات دیدم

نذاشتم آهنگ ادامه پیدا کنه و قطعش کردم

لعنتی همه چیزو میدونست

ملیسا

الان نه ….باشه واسه فردا

تا خونه ساکت بود و هیچ حرفی نزد

پدر جون و مادرجون با نگرانی به سمتم اومدند

 

اما آرشام اجازه نداد کسی در رابطه با تاخیر امروزم چیزی بپرسه

فقط گفت

 

 

ملیسا حالش خوب نیست باید استراحت کنه

به ساعت نگاه کردم 3 صبح بود

 

لعنتی ….اینطوری خوابم نمیبره بهتره برم تو باغ یکم قدم بزنم

 

از ساختمون زدم بیرون و به سمت ته باغ راه افتادم

لب استخر آرشام و دیدم که روی صندلی راحتیش نشسته بود و به روبروش خیره شده

سیگار لابه لای انگشتاش بهم چشمک میزد…روبروش نشستم

 

نگاش و تو چشام قفل کرد

 

یدونه سیگار به من میدی؟

 

جوابمو نداد درعوض جا سیگاری سیلور و خوشکلشو به سمتم هل داد

 

یه سیگار از توش برداشتمو با فندک طلای آرشام که روش بزرگ حرف( آ )حک شده بود روشنش کردم

فندکو بین انگشتام تاب دادم و گفتم

خیلی قشنگه

نگاه خیره اش رو از روی چشمام برداشت و به دستم دوخت پوزخندی زد و گفت

حیف که اول اسمم (اِم) نیست که بدمش به تو …..مثلا اگه اسمم متین بود خوب بود نه….حداقل مثل ملیسا اولش ( اِم )بود

این شر و ورا چی بودمیگفت

 

آرشام

صدام نزن لعنتی …صدام نزن

متعجب به مرد روبروم چشم دوختم …سرشو بین دستاش گرفت و موهاشو محکم چنگ زد

 

با چشای غمگینش به چشمام خیره شد

 

گفتم به زور به دستت میارم تو هم فراموشش می کنی ….اونقدر عشق به پات میریزم که خود به خود فراموشش می کنی

 

اما نمیتونم ….طاقت ندارم …می فهمی ….تو دلت پیش اونه ….امروز رفتی بدرقه اش

 

اونطوری که تو فکر میکنی نیست

 

 با چشای خودم دیدم چیو انکار میکنی

خوب

حرف نزن ملیسا

آرشام من

باز وسط حرفم پرید

الان که فکرمیکنم میبینم اشتباه کردم باهات راه اومدم با تو باید به زور رفتار کرد

 

چی میگفت …انگار حالش واقعا داغون بود

پاشو بیا

از جاش بلند شد

هنوز نشسته بودمو بهش نگاه میکردم

انگار این پسر نمی تونست آرشام باشه

یالا معطل چی هستی؟

من….من

تو چی از من میترسی از شوهر قانونی و شرعیت میترسی خنده داره …خیلی خنده داره

خودش شروع کرد به خندیدن

کجا میخوای بری؟

منظورت اینه کجا میخوایم بریم نه؟

من باهات جایی نمیام

خندید و گفت

قانون اول از حالا به بعد هر حرفی من زدم همونه

از جام بلند شدم که به ساختمون برگردم

دستمو گرفت و به سمت خودش کشوند

نترس ….فقط میخوام یه چیزیو بهت نشون بدم

باشه واسه بعد الان خوابم میاد

همین الان

با قدمای محکم جلو میرفت و من برای اینکه دستم کنده نشه مجبور بودم دنبالش بدوم

تا حالا این قسمت باغو ندیده بودم

 

 

کلبه کوچیک چوبی

 

آرشام در و باز کرد و منو تقریبا تو کلبه پرت کرد

 

نگامو دورتا دور کلبه چرخوندم

یه تخت خوابو یه کمد ..همین

اینجا

اتاق منه ….توش درس میخوندم وقتایی که مامان مهمونی داشت

چرا اومدیم اینجا نگو میخوای درس بخونی

نه عزیزم میخوام یه درس خوب بهت بدم که بفهمی آرشام کیه

با عصبانیت تو صورتش براق شدم

من خوب تو رامیشناسم نیازی به درس دادن نیست

نه خانومم هنوز مونده منو بشناسی

دستم محکم تو دستش گرفت و به سمت کمد برد

 

چه غلطی میکنی ولم کن

بی توجه به تقلاهام در کمدو باز کرد و یه شیشه ودکا در آورد

 

ولم کن عوضی…نگامو به شیشه دوختمو گفتم چه درسیم میخوندی عوضی

 

خندید

خوشم میاد وقتیم که مثل یه موش کوچولوی ترسو داری میلرزی باز این زبونت کم نمیاره

در شیشه را یه دستی باز کرد و سرکشید

با تعجب به اونکه یه نفس اونهمه ودکا را بدون اینکه گلوش بسوزه تو حلقش میریخت خیره شدم

شیشه را روی زمین کوبید

از ترس زبونم بند اومده بود

اون لحظه قیافش از یه خون آشامم وحشت ناکتر بود به خودم که اومدم روی دستاش بود

پرتم کرد روی تخت

 

با تموم قوا پسش زدم اما چه فایده حتی یه سانت اونطرفتر نرفت

داد و فریاد میکردم با اینکه میدونستم صدام به گوش هیچکس نمیرسه

اگه برسه هم کسی نمیاد از دست شوهرم نجاتم بده با یه حرکت لباس خواب کرم رنگم از وسط پاره کرد

بوی گند دهانش حالت تهوعم را شدت داد

آرشام

جون آرشام…….. تو جون بخواه

ولم کن….تو را خدا ولم کن

باشه واسه یه ساعت دیگه

دستش روی بدنم حرکت میکرد

خودت …خودت گفتی به زور باهام

آره آره ….الان یه کاری میکنم …که به تو هم خوش بگذره

 

***

 

در حالی که هنوز نفس نفس میزد کنارم افتاد

بریده بریده گفت

عاشقتم ملیسا تو فوق العاده ای

در حالی که به خاطر گریه زیاد هق هق میکردم زمزمه کردم

ازت متنفرم آرشام بهادری از حالا تا آخر عمرم ازت متنفرم

روم نیمخیز شد لبام و بوسید

با پشت دستم محکم روی لبم کشیدم

خندید و گفت

حداقل ازم ممنون باش که یه دلیلی واسه تنفر از خودم دستت دادم

 

نگاهی به ملحفه زیر پام کرد و با سر خوشی گفت

 

خیلی زرنگی که با اینهمه جذابیت تا حالا باکره بودی

 

ملحفه را روی بدن برهنم کشیدمو با عصبانیت گفتم

 

اما انگار تو خیلی تو این زمینه تجربه داشتی

اوف کجاشو دیدی

 

دلم نمیخواد دیگه ببینمت

تازه فهمیدم چطورباهات رفتار کنم

تو….تو

من چی عزیزم …تا دو هفته دیگه می ریم کانادا

چی؟

دوباره جملمو تکرار کنم

من با تو هیچ کجا نمیام

چرا میای عزیزم مجبوری که بیای فکر نکنم بابات هنوز قدرت پرداخت 20 ملیاردو داشته باشه

توی عوضی آشغال

وسط حرفم پرید و گفت

 

نوچ نوچ خانم خوشکله دیگه داری با حرفات اون روی منو بالا میاری

 

مگه تو رویی بدتر از این روتم داری؟

آره عزیزم خوبشم دارم

با همون ملحفه خونی به سختی از جام بلند شدم تا به اتاقم پناه ببرم و به حال الانم گریه کنم

 

کجا؟

جوابشو ندادم

هنوز یه قدم بیشتر برنداشته بودم که فشار بدی به زیر دلم وارد شد …جیغ خفه ای کگشیدمو روی دو زانو نشستم

 

چی شد؟

لعنتی آش و لاشم کرده تازه میگه چی شد؟

از زور درد اشک تو چشمم جمع شده بود

حال زارمو که دید گفت

پاشو باید بریم دکتر

کوری نمی بینی نمیتونم راه بیام

من می رم واست یه لباس بیارم و بعد ببرمت دکتر

بغلم کرد و روی تخت خوابوندم

تو …تو بهم زور تجاوز کردی

من شوهرتم و وظیفت بود که

وسط حرفش پریدم

من هنوز آماده نبودم

تو یا منو خر فرض کردی یا خودتو خیلی زرنگ من اگه تا یه قرن دیگه هم منتظر می نشستم هنوز همون آش بود و همون کاسه

تو مستی

ده تا این شیشه ها هم رو من کارساز نیست

ولی

الان بر میگردم

اون رفت و من از ته دل زار زدم

 

حالا خوب فهمیدم که تو زندگی یه عروسک خیمه شب بازی بیشتر نیستم

 

در کلبه زده شد …بی شک آرشام نبود

صدای مادرجون و شنیدم ملیسا عزیزم

 

ملحفه را بیشتر دورم پیچیدمو فقط صدای گریه ام بلندتر شد

در با شتاب باز شد و مادرجون وارد شد شکه به ملحفه خونی و بعد به قیافه داغون من نگاه کرد

با سرعت به سمتم دوید و گفت

خوبی …ملیسا تو خوبی؟

آرشام وارد کلبه شد …مانتو و شالم دستش بود

مامان شما …اینجا

 

رفتم به ملیسا سر بزنم دیدم نیست اومدم تو باغ دیدم تو داری از کلبه به سمت ساختمون میدوی و بعدم صدای گریه ی ملیسا …آرشام چیکار کردی؟

نکنه باید به شما هم برای اینکه با زنم بودم جواب پس بدم

-اما دیروز حالش خوب نبود هیچیم که نخورده ضعفم که داره

الان وقت این حرفا نیست …اون نمیتونه راه بره …باید ببرمش دکتر

لازم نیست …لباسشو بپوشونش بغلش کن و بیارش تو ساختمون که بهش یکم برسم

تو کل مسیر کبه تا ساختمون هیچ کدوم حرفی نزدیم

آرشام نگاهشو از من می دزدید و این نشون میداد با توجه به حرفای مامانش یکم شرمنده شده اما شرمندگیش دیگه برا من سودی نداشت

من پا تو دنیای زنانگیم گذاشتم در حالی که متین کیلومترها از من فاصله داشت …انگار همه اتفاقا دست بدست هم میدادند تا من و متین مال هم نباشیم

زیر لب جوری که خودمم نمیشنیدم زمزمه کردم خداحافظ متینم…خداحافظ عشقم….من فراموشت می کنم …مجبورم فراموشت کنم

 

مادرجون اونقدر بهم میرسید که شرمنده ام کرده بود

بیا عزیزم این هفت مغزه یکمشو بخور

هفت مغز دیگه چیه؟

پسته و فندق و بادام و گردو و کنجد و عسل و هل

اوف از همشون بدم میاد

مجبورم کرد همشو بخورم

بیرون نیومدن از اتاقم واسه دو روز تنها مزیتش ندیدن آرشام بود

انگار شعورش رفته بود بالا و درک کرده بود نمیخوام ریخت نحسشو ببینم

مامان زنگ زد و واسه ناهار همونو دعوت کرد

 

نمیخواستم برم چون مجبور بودم آرشامو ببینم اما چه میشه کرد بدتر از همه اینکه مامان، مهلقا را هم دعوت کرده بود که واقعا رو اعصاب بود ولی بهونه ای واسه نرفتن نداشتم

 

حوصله تیپ زدن نداشتم سریع آماده شدمو پایین رفتم

روی کاناپه لم دادم تا بقیه بیان

اما فقط آرشام بود که پایین اومد

با دیدنش اخم کردمو صورتمو برگردوندم

هنوز قهری مموشک

چیه؟ توقع داری تحویلتم بگیرم

آره دیگه…سه روزه ما به طور واقعی زن و شوهر شدیم

صحیح…فقط یه سوال …شما واسه چندمین بار به طور واقعی نقش شوهرو پیدا کردین

اخماشو تو هم کشید و گفت

 

زبونه تندی داری اگه می بینی دارم باهات راه میام و زندگیتو واست جهنم نکردم واسه اینه که دوست دارم اما این زبونت کار دستت میده

هاها …نمردیمو معنی دوست داشتنو فهمیدیم….آرشام خان به نظرت کجای زندگی فعلی من بهشته …هان؟ اینکه به زور مجبور به ازدواج با کسی که هیچ حسی بهش نداری خودش دسته کمی از جهنم نداره یا اینکه شوهرت بهت تجاوز کنه و ….

بلند داد زد

خفه شو

واقعا خفه شدم با دو قدم بلند خودشو بهم رسوند و محکم بازوهامو گرفت

تو صورتم داد زد

 

جهنم واقعی میدونی چیه هان …اینکه من فردا صبح بیست  ملیاردمو احتیاج داشته باشم …پس فردا بابات گوشه زندان باشه

مامانتم که وضعیتش مشخصه فقط کافیه بشنوه بابات افتاده زندانو تموم….خودتم به عنوان یه زن مطلقه میری مراقبشون باشی …ضمنا فکر نکنم اون پسره ..چی بود اسمش ..آهان متین خان،بخواد با یه زن تو موقعیت تو باشه ..احتمالا اصلا تو صورتت نگاهم نمی کنه…جالبه نه؟

 

بازوهام هنوز تو دستاش بود و نگاه من خیره به چشمای جدی آرشام ….بغض لعنتی راه نفسمو بسته بود و من هجوم اشکو به چشمام حس می کردمو کاری از دستم بر نمیومد

با رها شدن بازوم بغضم ترکید و من حالا با صدای بلند گریه می کردم

راست میگفت من با جهنم هنوز فاصه داشتم

آرشام خودشو روی مبل مقابلم رها کرد و سرشو بین دستاش گرفت

 

نمی دونم چقدر از اینکه توی اون حالت بودم گذشت که حضورشو کنارم حس کردم سرمو بغل کرد و زمزمه کرد

هیس…. باشه …معذرت ….من زیاده روی کردم …..بسه دیگه عزیز دلم

صداش به جای اینکه آرومم کنه بدتر بدبختیهامو به یادم میاورد

 

بلند شو دیگه….خوبه مامان بابا زودتر رفتند

حرفی نزدمو به دنبالش به سمت ماشین رفتم به سمتم برگشت و گفت نمیخوای که مامان بابات با این ریخت ببینندت

 

سوار شدمو..آرشامم با تاخیر سوار شد و با سرعت به سمت خونه مامان اینا حرکت کرد..آفتابگیر ماشینو پایین زدمو توی آینه اش قیافه داغونمو دیدم با لوازم آرایش داخل کیفم یکم به صورتم و آرایش کردم تا یکم از اون حالت دربیام

مامان واسمون سنگ تموم گذاشته بود با اینکه آشپزیو تازه یاد گرفته بود اونم به کمک مادر متین اماغذاش معرکه بود

 

وقت جمع کردن میز وقتی ظرفا را توی آشپزخونه بردم مامان کناری کشیدمو درباره آرشام پرسید و من برای اینکه خیاشو راحت کنم گفتم اون عالیه

 

مامان صریحا ازم پرسید که باهاش رابطه داشتم یا نه و من برای اولین بار از مادرم خجالت کشیدم

 

اون صورتم بوسید و چندتا سفارش مادرونه بهم کرد…و من به این فکر کردم که قبلا این مادرو نداشتم انگار لازم بود که بابا برشکسته شه تا خوی مادرانه مامان بیدار شه

 

مامان از دوستام و اینکه ازم گله کردند که چرا نه جواب تلفن و نه پیاماشونو نمیدم …و من سریع بحثو عوض کردم …نمیتونستم به مامان بگم کجای کاری مادر من ..من این روزا حوصله خودمم ندارم چه برسه به بقیه

 

نزدیکای ساعت پنج بود و پدر جون و مادرجون قصد رفتن کرده بودند که آرشام بلند گفت

همگی توجه کنید ….من و ملیسا پنجشنبه هفته دیگه از ایران میریم

یعنی من کشته مرده این هماهنگی آرشام با خودم هستم

الاغ حتی زودتر بهم نگفته بود چه برسه واسه رفتن مشورت کنه. همه ساکت فقط نگاش کردند ولی نگاه من فقط پر از خشم بود

یه ترسی تو وجودم وول میخورد اونجا هیچ حامی نداشتم

 

حرفی نزدم چون در اون صورت فقط خودمو سبک می کردم من به عنوان کالای ده ملیاردی حق تصمیم گیری نداشتم

سوار ماشین که شدیم انگار تازه یادش اومد که منم این وسط آدمم

ملیسا نظرت راجع به زندگی تو نروژ چیه؟

با حرص گفتم

چه فرقی میکنه نظر من چی باشه مهم نظر خودته

با سر خوشی روی فرمون ضرب گرفت و گفت

بلاخره ما یه حرف حساب از دهان مبارکتون شنیدیم

زیر لب زمزمه کردم لعنت بهت

خندید و گفت

فحش یواشکی نداشتیم

نه بابا

آره مامان خانم…..وای ملیسا بچه هامون خیلی ناز میشند …نه

وای خدا فکر اینجاشو نکرده بودم ..بچه

چی شد ساکت شدی نکنه داری تو ذهنت شبیه سازی میکنی؟

عمرا

دوباره که بداخلاق شدی

حوصله کل کل نداشتم برای همین ساکت نشستم

اما آرشام که انگار از کل کل با من لذت می برد همچنان از بچه خیالیش گفت و گفت که سر درد گرفتم

تازه متوجه مسیری که داشت می رفت شدم

صبر کن ببینم …کجا داری میری ما که از شهر خارج شدیم

حوصله خونه رفتن ندارم

ولی من میخوام برم خونه

ببخشید اونوقت چه کار مهمی دارید خونه

می خوام برم خونه چون حوصله تو را ندارم

برخورد پشت دست آرشام به دهانم اونقدر سریع اتفاق افتاد که فرصت هیچ عکس العملی را بهم نداد

اونقدر شکه شدم که فقط به سمتش برگشتم

با داد گفت

 

اینو زدم تا بفهمی داری با کی حرف می زنی

با خیس شدن آستینم تازه به خودم اومدم و متوجه پارگی لبم شدم

بی هیچ حرفی آفتابگیر و پایین زدم و تو آینه به لب داغونم نگاهی کردم دو تا دستمال روش گذاشتمو تموم سعیمو به کار بردم که بغضمو قورت بدم

 

آرشام در سکوت رانندگی می کرد و هیچ حرفی نمیزد و سرمو به صندلی تکیه دادمو به این فکر کردم که چرا در مقابل آرشام فراموش می کنم من فقط یه کالای خریداری شدم ….آره این سیلی لازم بود تا فراموش کنم تا خودمو فراموش کنم تا ملیسای زبون درازی را که کمتر کسی از دست زبون دراز و شیطنتاش در امون بود و فراموش کنم…آره اون ملیسا مرد …من الان نقش خدمتکار شخصی آرشامو دارم …به هر حال اون حق داره، کالایی که خریده براش 10 ملیارد آب خورده

توی چهار روزی که تو ویلاش بودیم و به قول خودش یه جورایی ماه عسلمون محسوب می شد با خودم کنار اومدم …یعنی مجبور شدم که یه ملیسای جدید بشم

 

انگار آرشام این ملیسا را زیاد نمی پسندید چون مرتب دنبال بهونه ای واسه کل کل بود ولی من دیگه اون ملیسایی که از قبل شیش تا جواب تو آستینش داشت نبودم

 

با برگشتنمون به تهران به قدری تغییرایی که کرده بودم  فاحش بود که پدرجون و مادرجون راه و بی راه ازم می پرسیدند چه مشکلی دارم و من فقط می گفتم مشکلی نیست

تو این مدت اصلا به متین فکر نکردم ….متین و خاطراتش همراه ملیسای قدیمی برام مرده بودند

الان ذهنم خالی خالی بود ….وضع روحیم داغون بود

جلوی آینه نشسته بودم و زیر ابروهامو تمیز میکردم که آرشام وارد اتاقم شد

از پشت بغلم کرد و پشت گردنمو بوسید

خوشکل خانم دوستات زنگ زدن و گفتن میخوان بیان دیدنت مثل اینکه گوشیت خاموش بوده

از توی آینه به چشماش خیره شدم به چشمای کسی که نسبت بهش هیچ حسی نداشتم کسی که تو طول این چند روز اخیر توی آغوش لختشش شب و صبح کردم عضاب کشیدم و از حق نگذریم گاهی هم لذت بردم به هر حال منم آدمم

پوزخندی به حرف خودم زدم….آدم …نه تو آدم نیستی تو فقط یه کالای ده ملیاردی هستی فراموش نکن

حوصلشونو ندارم

ملیسا….پنج روز دیگه از ایران میریم بهتره یه جشن بگیریم هم برای خداحافظی هم برای عروسیمون و دوستات

وسط حرفش پریدمو گفتم

هر کاری دوست داری انجام بده فقط امروز واقعا حوصله دوستامو ندارم لطفا زنگ بزن بهشونو بگو واسه همون جشن بیان دیدنم

اکی فقط آماده شو بریم خرید

باشه واسه عصر

ملیسا تو…تو مشکلی داری؟

پوزخندی زدمو گفتم

نه چه مشکلی؟

نمیدونم …آهان …بیا ناهار بریم یه جای توپ

تا نیم ساعت دیگه آماده میشم

خوبه

یکم دست دست کرد و از اتاق خارج شد

ناهار خوشمزه ای بود تو یکی از شیک ترین رستورانای تهران

ملیسا تو هر روزخواستنی تر میشی

ممنون

بیشتر از همیشه عاشقتم

به زور لبخندی زدم و زمزمه کردم

 

منم همینطور

شنید چون سرخوش خندید

دستمو روی دماغم گذاشتم

خوب خدارا شکر فرشته مهربون دماغمو مثل پینوکیو به خاطر دروغم دراز نکرد

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

نویسنده : ریما | الف.ستاری

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

بچه مثبت | قسمت اول ◄

بچه مثبت | قسمت دوم ◄

بچه مثبت | قسمت سوم ◄

بچه مثبت | قسمت چهارم ◄

بچه مثبت | قسمت پنجم ◄

بچه مثبت | قسمت شیشم ◄

بچه مثبت | قسمت هفتم ◄

بچه مثبت | قسمت هشتم ◄

بچه مثبت | قسمت نهم ◄

بچه مثبت | قسمت دهم ◄

بچه مثبت قسمت یازدهم ◄

بچه مثبت  | قسمت دوازدهم ◄

بچه مثبت | قسمت سیزدهم ◄

بچه مثبت | قسمت چهاردهم ◄

بچه مثبت | قسمت پونزدهم ◄

بچه مثبت | قسمت شونزدهم ◄

بچه مثبت | قسمت هفدهم ◄

بچه مثبت | قسمت هجدهم ◄

بچه مثبت | قسمت نوزدهم ◄

♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪

دانلود قسمت اول به شکل پی دی اف | سیصد کیلو بایت ◄

دانلود این قسمت دوم به شکل پی دی اف | هشتصد کیلو بایت ◄

دانلود قسمت سوم به شکل پی دی اف | هفتصد کیلو بایت ◄

دانلود قسمت چهارم به شکل پی دی اف | شیصد کیلو بایت ◄

دانلود قسمت پنجم به شکل پی دی اف | پونصد کیلو بایت ◄

دانلود قسمت شیشم به شکل پی دی اف | پونصد کیلو بایت ◄

دانلود قسمت هفتم به شکل پی دی اف | پونصد کیلو بایت ◄

دانلود قسمت هشتم به شکل پی دی اف | حجم پونصد کیلو بایت ◄

دانلود قسمت نهم به شکل پی دی اف | حجم شیصد کیلو بایت ◄

دانلود قسمت دهم به شکل پی دی اف | حجم هفتصد کیلو بایت ◄

دانلود قسمت یازدهم به شکل پی دی اف | حجم هشتصد کیلو بایت ◄

دانلود قسمت دوازدهم به شکل پی دی اف | حجم شیصد کیلو بایت ◄

دانلود قسمت سیزدهم به شکل پی دی اف | هفتصد کیلو بایت ◄

دانلود قسمت چهاردهم به شکل پی دی اف | هفتصد کیلو بایت ◄

دانلود قسمت پانزدهم به شکل پی دی اف | پونصد کیلو بایت ◄

دانلود قسمت شونزدهم به شکل پی دی اف | هفتصد و پنجا کیلو بایت ◄

دانلود قسمت هفدهم به شکل پی دی اف | حجم یک مگا بایت ◄

دانلود قسمت هژدهم به شکل پی دی اف | حجم هفصد و پنجاه کیلو بایت ◄

دانلود قسمت نوزدهم به شکل پی دی اف | حجم هفصد و پنجاه کیلو بایت ◄

دانلود قسمت بیستم به شکل پی دی اف | حجم یک مگا بایت ◄

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

دانلود رمان بچه مثبت | به شکل کامل | حجم چهار مگا بایت ◄

54 ◄ آفران به لایکت

دیدگاه ها برای بچه مثبت | قسمت بیستم

  • شیخ المریض

    واقعن دلم میخواست این قسمت رو بزارم

    ای بابا

    چه رمانای نامردی مینویسن

    خدایا ببین پولاتو دادی به کی

    مرگ بر آرشام این رمان

  • شیخ المریض

    واقعن خجالت کشیدم وقتی این رمانو داشتم درست میکردم

    رمان باس قشنگ تموم بشه

    عشق رو تحقیر نکنه

    اسم احساسی که از بین میره رو عشق نذارید

    واقعن دارن چی تو مخ بچه های مردم میکنن ؟؟

  • شیخ المریض

    نوچ باس یه رمان بنویسم

    اینجوری فایده نداره

  • شیخ المریض

    پروفت

    چیزیته ؟؟

    حالت خوش نیستا

  • زهرا خانوم

      

    شیخ المریض

    واقعن خجالت کشیدم وقتی این رمانو داشتم درست میکردم

    رمان باس قشنگ تموم بشه

    عشق رو تحقیر نکنه

    اسم احساسی که از بین میره رو عشق نذارید

    واقعن دارن چی تو مخ بچه های مردم میکنن ؟؟

      

      
    همون اول که این رمان رو گذاشتی من بهتون گفتم این رمان مسخرس ولی حرف گوش ندادین همتون ازش تعریف کردین منم چیزی نگفتم دیگه
    وقتی از تجربه دیگران استفاده نکنید همین میشه اخرش😉

  •   

    شیخ المریض

    نوچ باس یه رمان بنویسم

    اینجوری فایده نداره

      

      
    خو بنویس طنز باشه

  • سحر خانوووم

      

    شیخ المریض

    نوچ باس یه رمان بنویسم

    اینجوری فایده نداره

      

      
    عارههههه شیخ خیلی فکر خوبیه حتما رمانش عالی میشه

    فقط توروجانه عمه ی شوهر عمه مامان بزرگت مث این مودب پور اخرشو ضدحال نزن

  • زهرا خانوم

      

    شیخ المریض

    نوچ باس یه رمان بنویسم

    اینجوری فایده نداره

      

      
    اره خدایی خیلی باحال میشه

  • زهرا خانوم

      

    سحر خانوووم


    عارههههه شیخ خیلی فکر خوبیه حتما رمانش عالی میشه

    فقط توروجانه عمه ی شوهر عمه مامان بزرگت مث این مودب پور اخرشو ضدحال نزن

      

      
    مودب پور نوشتنش یه جوره خاصیه(از زبان دوتا پسره که یکیشون خیلی شوخه که میمری از خنده واخر رمان هیچ کس به هم نمیرسن در ضمن اسم رمانم اسم دختره س)همه رماناش این ویژگی رو داره
    ایی بدم میاد از رماناش

  • زهرا خانوم

      

    مریمTKD (چوریوک)


    هیییی بیچاره ملیسا

      

      
    وویی خواهری کجا بودی دلم واست تنگ شده بود💙💙

  • مریمTKD (چوریوک)

      

    زهرا خانوم


    وویی خواهری کجا بودی دلم واست تنگ شده بود💙💙

      

      
    سلام زهرا منم دلم تنگ شده بود منکه بودم تو نبودی
    کجایین شماها یهو میاین یهو میرین 😔😔

  • سحر خانوووم

      

    زهرا خانوم


    مودب پور نوشتنش یه جوره خاصیه(از زبان دوتا پسره که یکیشون خیلی شوخه که میمری از خنده واخر رمان هیچ کس به هم نمیرسن در ضمن اسم رمانم اسم دختره س)همه رماناش این ویژگی رو داره
    ایی بدم میاد از رماناش

      

      
    عارهه ولی رماناش قشنگن خداییش همشم یه اعطلاعات بدرد بخوری بت میده که خیلی این ویژگی نوشته هاشو دوس دارم

  • زهرا خانوم

      

    مریمTKD (چوریوک)


    سلام زهرا منم دلم تنگ شده بود منکه بودم تو نبودی
    کجایین شماها یهو میاین یهو میرین 😔😔

      

      
    من نت نداشتم خواهری
    بچه ها میگن قهر کردی چرا بگو چیکارت کردن تا خودم از خشتک آویزونشون کنم

  • مریمTKD (چوریوک)

    نه بابا قهر چیه این شیخ بیشور کامنتا منو نمیزاره منم میرم نمیام یه مدت بعدش میام الانم که دراورده پستامم نمیزاره 😢😢😢😢😢😢

  • مریمTKD (چوریوک)

      

    شیخ المریض

    منو میگه

    😂😁😂😂

      

      
    زهرمار

  • مریمTKD (چوریوک)

      

    شیخ المریض

    پستا با بلقیسه من ندونم چه میکنه

      

      
    چرا دروغ میگی بلقیس گفت قبل رد کردن ب توئه بیشور نشون میده

  • مریمTKD (چوریوک)

    زهرررررااااا از خشتک اویزونش کن

  • زهرا خانوم

      

    شیخ المریض

    منو میگه

    😂😁😂😂

      

      
    بار اخرت باشه خواهری منو اذیت میکنیا😡

  • مریمTKD (چوریوک)

    کوفت من نمیدونم برا چی میخندی 😐

  • مریمTKD (چوریوک)

    ب درک که در میاد 😑😑😑

  • زهرا خانوم

      

    مریمTKD (چوریوک)


    زهرررررااااا از خشتک اویزونش کن

      

      
    خیالت تخت ابجی همچین آویزونش کنم که تا حالا کسی آویزونش نگرده باشه 👿👿

  • زهرا خانوم

      

    شیخ المریض

    نه شلوارم کمربند نداره

    از پام در میاد

      

      
    😆😆😆

  • مریمTKD (چوریوک)

      

    زهرا خانوم


    خیالت تخت ابجی همچین آویزونش کنم که تا حالا کسی آویزونش نگرده باشه 👿👿

      

      
    مرسی اجی 😘😘😘😍😍😍

  • مریمTKD (چوریوک)

      

    زهرا خانوم


    بار اخرت باشه خواهری منو اذیت میکنیا😡

      

      
    ❤❤❤❤❤❤

  • مریمTKD (چوریوک)

      

    یاسمن


    سلاااام

      

      
    سلام

  •   

    مریمTKD (چوریوک)


    سلام

      

      
    خوبی مریم جون

    • شیخ المریض

      موفق باشی تکواندو

      این حرفا رو هم الکی تو گوش و ذهنت نکن

      وقتی کسی از دستت دلخوره و ناراحته ، نمیاد بگه وای قربونت برم

      چقدر خوبه داریمت

      تو برکت زندگیمی

      همون چیزایی رو بت میگه که میدونه نقطه ضعفته

      میخوای بدونی ارزش واقعی ادما کی مشخص میشه پیش بقیه

      اون روز که انگشتت در رفته بود و ورم کرده بود

      کیا بیشترین حرص و جوش رو میخوردند ؟؟؟

      کیان میگفتن پاشو بریم دکتر

      یا هر موقعی که تو مواقع که سختی بهت وارد شد از جانب جایی غیر از اونا کیا هواتو داشتن ؟؟

      بیخودی به زبون آدما اهمیت نده

      ادما همونقدری که برای گول زدن هم روی زبونشون دوستت دارم میارن

      اونایی هم که از ته دل دوستت دارند ، روی زبونشون نفرت میارن
      ولی هر دوتا گروه عملشون مهمه نه حرفی که میزنن

  • مریمTKD (چوریوک)

      

    یاسمن


    خوبی مریم جون

      

      
    خوبم یاسی ببخشید فردا ازمون دارم باید بخوابم که بیدار شم
    شب خوش ❤❤

  • من طاقت نياوردم و رمان و كامل خوندم اخراش ديگه داشت گريم ميگرفت كه درست شد

  • زهرا خانوم

      

    مریمTKD (چوریوک)


    خوبم یاسی ببخشید فردا ازمون دارم باید بخوابم که بیدار شم
    شب خوش ❤❤

      

      
    موفق باشی 💪💪💪

  • Rihaaa

      

    شیخ المریض

    نوچ باس یه رمان بنویسم

    اینجوری فایده نداره

      

      
    شیخ یه رمان طنز عالیییییی دارم شما دستور بده من بفرستم

  • خوشگلع ننمـ😍💪

    سلاااااامممممم😍
    بیدارین خاعرا؟!🖤

  • Rihaaa

    شیخ رمانم درباره یه دوقلو از ظاهر کپی هم و از باطن غریبه خداییی خیلی خندیدم بفرستم؟؟؟؟؟؟ داخل سایت هم گذاشته نشده و کسی هم جلو جلو نمی تونه بخونههههههههه

  • خوشگلع ننمـ😍💪

      

    شیخ المریض

    نه خواعرا خوابن ، خوشگل ننم

      

      
    دگ شایسته اس گریه کنمااااا😭😭😭

  •   

    خوشگلع ننمـ😍💪


    سلاااااامممممم😍
    بیدارین خاعرا؟!🖤

      

      
    سلام خوشگل ننم خوبی عزیز

  • خوشگلع ننمـ😍💪

    من شبا نت دارم ک متسفانه شوماها میخابین😿

  • خوشگلع ننمـ😍💪

    دیشب ک انقد حالم بد بود برعکس همیشه… داشتم می‌مردم هیشکی عم اینجا نبود😢

  •   

    مریمTKD (چوریوک)


    خوبم یاسی ببخشید فردا ازمون دارم باید بخوابم که بیدار شم
    شب خوش ❤❤

      

      
    موفق باشی آبجی شبت شیک

  • خوشگلع ننمـ😍💪

      

    یاسمن


    سلام خوشگل ننم خوبی عزیز

      

      
    ژوووونمممم یاسمن😻
    خودت خوبییییی🖤

  • خوشگلع ننمـ😍💪

      

    زهرا خانوم


    من بیدارم

      

      
    سلوم زهرا خانووووومممم😍

  •   

    شیخ المریض

    نه خواعرا خوابن ، خوشگل ننم

      

      
    من بیدارم

  •   

    شیخ المریض

    نه خواعرا خوابن ، خوشگل ننم

      

      
    من بیدارم

  • خوشگلع ننمـ😍💪

    باوا انرژی گرفدم اصن😎
    مرسی هسین😻🌼

  • خوشگلع ننمـ😍💪

      

    شیخ المریض

    دیشب دیشب بود

    الان چطوری ؟؟

      

      
    الان بهترم:)

  •   

    خوشگلع ننمـ😍💪


    ژوووونمممم یاسمن😻
    خودت خوبییییی🖤

      

      
    عالیم

  • زهرا خانوم

      

    خوشگلع ننمـ😍💪


    سلوم زهرا خانووووومممم😍

      

      
    سلوم خوشگل ننت

  • زهرا خانوم

      

    خوشگلع ننمـ😍💪


    الان بهترم:)

      

      
    خداروشکر

  • خوشگلع ننمـ😍💪

      

    شیخ المریض

    دیشبت دیگه بر نمیگرده

    امشبت نباید حالت خراب باشه

      

      
    متسفانع من هرچی عم بگم هیشکی نمیتونع باور کنه دیشب و امروز صب چ حالی داشتم
    انقددد ک سر هرچی مسخره بازی درمیارم، هیشکی نمیفمه ناراحتم
    ولی دگ دیشب کم اوردم

  • خوشگل ننم عشقم خوبی زهرا آبجی خوفی
    اصخرتو چطوری

  • خوشگلع ننمـ😍💪

      

    شیخ المریض

    خب حالا سره چی حالت بد بود و پنچر شدی ؟؟

      

      
    بگم نمیدونم باور میکنی؟!
    نمیدونم چی شد… فقد انگار اونقدری بم فشار اومد ک نتونسم تحمل کنم با وجود این کع همیشه قوی ام:)

  •   

    خوشگلع ننمـ😍💪


    متسفانع من هرچی عم بگم هیشکی نمیتونع باور کنه دیشب و امروز صب چ حالی داشتم
    انقددد ک سر هرچی مسخره بازی درمیارم، هیشکی نمیفمه ناراحتم
    ولی دگ دیشب کم اوردم

      

      
    دلیلش چیه آبجی

  •   

    شیخ المریض

    خوبم پفتلی ، تو چطوری ؟

      

      
    عالیم بهت گفتم لقبمو عوض کن زود تند سریع یه لقب خوشگل بزار بجا این پفتلو

    • شیخ المریض

      نوچ پفتلی خوبه ، عادت کردم به این لقبت

      تو هم عادت کن کسی نمیدونه معنیشو تو هم به کسی نگو

  • خوشگلع ننمـ😍💪

      

    یاسمن


    خوشگل ننم عشقم خوبی زهرا آبجی خوفی
    اصخرتو چطوری

      

      
    عابجیه خودمی💖
    بیا بغلم ببینممممممم😍

  • خوشگلع ننمـ😍💪

    ولش کنید مهم نیس
    الان همون خوشگله ننشی ام ک بودم😋

  • دوست دارم قطعه قطعت کنم آخر با این آرزو از دنیا میرم فقط کاشکی الان پیشت بدون کاشکی هی

  •   

    خوشگلع ننمـ😍💪


    ولش کنید مهم نیس
    الان همون خوشگله ننشی ام ک بودم😋

      

      
    زود تند سریع بگو چی عشق منو ناراحت کرده

  •   

    خوشگلع ننمـ😍💪


    عابجیه خودمی💖
    بیا بغلم ببینممممممم😍

      

      
    بوووووس بوووووووس

  • خوشگلع ننمـ😍💪

      

    شیخ المریض

    ولش کنید نداریما ، تا با لگد نزدم تو گردنت ، قلم پات خورد بشه خودت قشنگ بگو

      

      
    اصخررر
    جانه خودم اگ بدونم میگم
    فقد دیشب ی موقعی ب خودم اومدم دیدم ک ی بغضی تو گلومه و ی اشکی عم تو چشام 🙁

  • خوشگلع ننمـ😍💪

    اگ یدونه از اون عکسایی ک لبخند الکی زدم بذارم یادتون میرع و ب دلقک بودنم اطمینان پیدا میکنید😜

  •   

    شیخ المریض

    ولش کنید نداریما ، تا با لگد نزدم تو گردنت ، قلم پات خورد بشه خودت قشنگ بگو

      

      
    گردن چه ربطی به پا داره بگگگو نه تو بگوووو

  • خوشگلع ننمـ😍💪

    چرا عکسه عشقم چپ اومد😐

  • وااااا
    یه لقب دیگه بزار
    اااااااییییییش

  • این آق خوشگله کیه رو پرفت خوشگل ننم

  • خوشگلع ننمـ😍💪

      

    شیخ المریض

    خب بی دلیل بی دلیلم نمیشه خوشگل ننم ، لو بده ببینم چیت شده بوده دیشب

      

      
    نمی دونم
    جانه خودم نمیدونم بخاطرع چی اون طوری شدم🙁

  •   

    خوشگلع ننمـ😍💪


    نمی دونم
    جانه خودم نمیدونم بخاطرع چی اون طوری شدم🙁

      

      
    منم هن0مینطورم بعد میفهمم برای چی

  • خوشگلع ننمـ😍💪

      

    شیخ المریض

    باووووووشه باااااوشه یادت باشه نگفتیا

      

      
    نمیخام اذیتت کنم
    اگ خودم میدونسم ک همون دیشب ی کاری میکردم یادم برع😢

  • میگم شیخ تو راهت به بندرعباس ننیخوره بیای

    • شیخ المریض

      من اگه مسیرمم بخوره رامو میکنم که پفتلی تیکه پارمون نکنه

    • شیخ المریض

      باشه خوشگل ننم

      من میرم بخوابم شبتون بخیر

      میگم بلقیس حواسش به کامنتا باشه

      زهرا خانوم
      خوشگل ننم
      پفتلی
      و بقیه بچه ها شبتون بخیر

      دوستتون دارم

  • خوشگلع ننمـ😍💪

    از اونجایی ک همیشه در حال مسخره بازی در اوردنم، ناراحت شدنمم مسخرس…😔

  •   

    شیخ المریض

    من اگه مسیرمم بخوره رامو میکنم که پفتلی تیکه پارمون نکنه

      

      
    خلاصه اگه راهت خورد خبر بده تا آدرس بدم یه دقیقه کارم طول نمیکشه بهستی بهت میزنم درد نکشی جاقو هم از خودم فقط تو بگو من خودم میام

  • شبتون بخیر خوب بکپید♥♡♡♥:):):):)

  • خوشگلع ننمـ😍💪

      

    یاسمن


    خلاصه اگه راهت خورد خبر بده تا آدرس بدم یه دقیقه کارم طول نمیکشه بهستی بهت میزنم درد نکشی جاقو هم از خودم فقط تو بگو من خودم میام

      

      
    ژوووون عابجی خلافکارمووو😎

  • خوشگلع ننمـ😍💪

    باواااا چ وضشه خااا عسک عشقم چرا چپههههه😐😑

  • خوشگلع ننمـ😍💪

      

    یاسمن


    شبتون بخیر خوب بکپید♥♡♡♥:):):):)

      

      
    قربونه مرامت خاعر همچنین😎🖤

  •   

    خوشگلع ننمـ😍💪


    ژوووون عابجی خلافکارمووو😎

      

      
    خخخخخخخ از بس این اصخر حرصم میده اگه یه روز به عمرم مونده باشه میام اصفهان حالتو میگیرم اصخر آقا
    شقه شقت میکنم فقط دستم بهت برسه دیگه از خدا هیچی نمخوام

  • بلقیس

      

    یاسمن


    خخخخخخخ از بس این اصخر حرصم میده اگه یه روز به عمرم مونده باشه میام اصفهان حالتو میگیرم اصخر آقا
    شقه شقت میکنم فقط دستم بهت برسه دیگه از خدا هیچی نمخوام

      

      
    داعاشمو چیکا دارید😱

  •   

    بلقیس


    داعاشمو چیکا دارید😱

      

      
    حرصم نده من کاریش ندارم

  • زهرا خانوم

      

    یاسمن


    خخخخخخخ از بس این اصخر حرصم میده اگه یه روز به عمرم مونده باشه میام اصفهان حالتو میگیرم اصخر آقا
    شقه شقت میکنم فقط دستم بهت برسه دیگه از خدا هیچی نمخوام

      

      
    شیخ اصفهانی هستی ایا؟؟
    خوش به حالت من عاشق لهجه اصفهانیام یه خورده بحرف روحم شاد شه

  • زهرا خانوم

      

    یاسمن


    سلاااام

      

      
    سلام ابجی

  •   

    زهرا خانوم


    سلام

      

      
    سلاااام زهرا خانوم خوبی آبجی

  •   

    زهرا خانوم


    سلام

      

      
    سلاااام زهرا خانوم خوبی آبجی

  • کی کامنتارو تایید میکنه بوقی چراغ راهنمای جیغی بزنه

  • چقدر ساکتید یه چی بگید حوصلم پوکید

  • زهرا خانوم

      

    یاسمن


    سلاااام زهرا خانوم خوبی آبجی

      

      
    سلام ابجی یاسی من خوبم تو چی؟

  • Sahar

      

    خوشگلع ننمـ😍💪


    دلام دلامممممم😎✋

      

      
    سلام فاطی چطوری؟

  • زهرا خانوم

      

    خوشگلع ننمـ😍💪


    دلام دلامممممم😎✋

      

      
    سلام خوشگل ننت🖐

  • زهرا خانوم

      

    یاسمن


    چقدر ساکتید یه چی بگید حوصلم پوکید

      

      
    یه چی…

  • هیچی کی نی من باید با خودم بحرفم
    هان
    ااااایییییش

    یزا یه آواز براتون بخونم

    اهم اهم بزا گلوموصاف کنم

    چی براتون بخونم آهان یافتم

    هاااااا هاااااااهااااا
    ههههییی هییییی
    لللل لللللل لی لی لی
    بقیشو یادم نیست خوب اتل متل دوست دارید یا لی لی حوضک
    بزا شعر جدیدمو تقدیم بهتون کنم فیض ببرید

    اه یادم رفت

    لی لی خوضک بخونم خودتون چی دوست دارید بگوید تا بسوریدم
    یاسی خوشگله

  •   

    زهرا خانوم


    سلام ابجی یاسی من خوبم تو چی؟

      

      
    عالیم عزیز

  •   

    خوشگلع ننمـ😍💪


    دلام دلامممممم😎✋

      

      
    دللللام خوشگل خودم

  •   

    خوشگلع ننمـ😍💪


    هیشکی نیس؟!😐

      

      
    هستم

  • زهرا خانوم

      

    یاسمن


    هیچی کی نی من باید با خودم بحرفم
    هان
    ااااایییییش

    یزا یه آواز براتون بخونم

    اهم اهم بزا گلوموصاف کنم

    چی براتون بخونم آهان یافتم

    هاااااا هاااااااهااااا
    ههههییی هییییی
    لللل لللللل لی لی لی
    بقیشو یادم نیست خوب اتل متل دوست دارید یا لی لی حوضک
    بزا شعر جدیدمو تقدیم بهتون کنم فیض ببرید

    اه یادم رفت

    لی لی خوضک بخونم خودتون چی دوست دارید بگوید تا بسوریدم
    یاسی خوشگله

      

      
    خواهری میدونم درمان نداری ولی برات دعا میکنم…

  • Sahar

    یاسی بیا بریم
    دیگه هم نیایم
    من که رفتم

  •   

    یاسمن


    نیستید من برم

      

      
    خخهخخ

  •   

    Sahar


    یاسی بیا بریم
    دیگه هم نیایم
    من که رفتم

      

      
    بریم

  •   

    زهرا خانوم


    خواهری میدونم درمان نداری ولی برات دعا میکنم…

      

      
    واسه چی دعا کنی واسه خودت دعا کن نیازی ندارم

  • هستید صداتون در نمیاد من رفتم نماز تا نمازم تموم میشه شماهم بیاین

  • نه انگار نیستید فعلا خداحافظ تا موقع که میاید

  • Sahar

    ازت انتظار نداشتم

  •   

    شیخ المریض

    علیک سلام فاطی

      

      
    چطوری

  • درگیر چی هستی؟؟؟

  • جواب سلام واجبه

  •   

    Sahar


    ازت انتظار نداشتم

      

      
    از کی

  • Sahar

      

    فرنیک


    جواب سلام واجبه

      

      
    سلام فرنیک جون خوبی عزیزم

  • Sahar

    یاسی بعد از ظهر اگه باشم همه چی معلوم میشه

  • Sahar

    فرنیک خودتو معرفی کن،یعنی یه بیوگرافی بده
    تا باهات آشنا بشیم

  •   

    Sahar


    فرنیک خودتو معرفی کن،یعنی یه بیوگرافی بده
    تا باهات آشنا بشیم

      

      
    فرخنده
    17 سالمه(رشته ریاضی)
    اصفهانی
    بسه یا بازم معرفی کنم

  •   

    Sahar


    سلام فرنیک جون خوبی عزیزم

      

      
    اها راستی ممنون خوبم.

  • Sahar

    میگم فرنیک دختره دیگه
    من تاحالا نشنیدم

  •   

    شیخ المریض

    واقعن خجالت کشیدم وقتی این رمانو داشتم درست میکردم

    رمان باس قشنگ تموم بشه

    عشق رو تحقیر نکنه

    اسم احساسی که از بین میره رو عشق نذارید

    واقعن دارن چی تو مخ بچه های مردم میکنن ؟؟

      

      
    سلام به دوستان عزیزم من جدید اومدم
    رمانش بدک نیس

  •   

    شیخ المریض

    واقعن خجالت کشیدم وقتی این رمانو داشتم درست میکردم

    رمان باس قشنگ تموم بشه

    عشق رو تحقیر نکنه

    اسم احساسی که از بین میره رو عشق نذارید

    واقعن دارن چی تو مخ بچه های مردم میکنن ؟؟

      

      
    اتنا

  •   

    شیخ المریض

    واقعن خجالت کشیدم وقتی این رمانو داشتم درست میکردم

    رمان باس قشنگ تموم بشه

    عشق رو تحقیر نکنه

    اسم احساسی که از بین میره رو عشق نذارید

    واقعن دارن چی تو مخ بچه های مردم میکنن ؟؟

      

      
    خخخخخخخ

  • زهرا خانوم

      

    فرنیک


    جواب سلام واجبه

      

      
    سلام فرنیک جون

  • Sahar

    یاسی مگه قرار نبود بریم

  • سلام هانیه از تهران

  • Sahar

    نه خوبه فرنیک
    تو اصفانی هستی
    تعداد اصفانیا داره زیاد میشد
    منم اصفانیم
    خوش اومدی

  • Sahar

    خوش اومدی اتنا جون

  • زهرا خانوم

      

    فرنیک


    فرخنده
    17 سالمه(رشته ریاضی)
    اصفهانی
    بسه یا بازم معرفی کنم

      

      
    سن و رشته مون یکیه 💙💙

  •   

    هانیه


    سلام هانیه از تهران

      

      
    سلام هانیه خوش اومدی

  • زهرا خانوم

      

    اتنا جووووووون


    اتنا

      

      
    سلام اتنا خانم

  •   

    Sahar


    یاسی مگه قرار نبود بریم

      

      
    نمیشه آبجی

  • زهرا خانوم

      

    هانیه


    سلام هانیه از تهران

      

      
    سلام هانیه خانم

  •   

    Sahar


    میگم فرنیک دختره دیگه
    من تاحالا نشنیدم

      

      
    فرنیک اسم مستعارمه.فرخندم

  • Sahar

      

    هانیه


    سلام هانیه از تهران

      

      
    سلام سحر از اصفهان😄

  • Sahar

      

    یاسمن


    چه خبر برو بچ

      

      
    بی خبر

  • Sahar

      

    هانیه


    مگه من اتنا م

      

      
    نه تو هانیه هستی

  •   

    زهرا خانوم


    سن و رشته مون یکیه 💙💙

      

      
    واقعا.خوشبختم.امسال پیشی یا یازدهم؟

  •   

    هانیه


    مرسی عزیزم

      

      
    خخخخخخخخخخ

  • shetoooon

    سلام هانیه خانم
    اتناجوووون
    وفرنیک خانم

    خوش اومدین بچه هااااا

  • Sahar

    بچه ها من میرم بکپم
    اگه نکپیدم باز میام
    فعلا 😏

  •   

    shetoooon


    سلام هانیه خانم
    اتناجوووون
    وفرنیک خانم

    خوش اومدین بچه هااااا

      

      
    مرسی

  • shetoooon

      

    Sahar


    بچه ها من میرم بکپم
    اگه نکپیدم باز میام
    فعلا 😏

      

      
    خوب بکپی ابجی

  • shetoooon

      

    فرنیک


    مرسی

      

      
    خواهش میشه

  • shetoooon

      

    فرنیک


    شما؟!؟!؟!

      

      
    بنده

    مهدیس
    ۱۷ساله ازاصفهان

  •   

    shetoooon


    بنده

    مهدیس
    ۱۷ساله ازاصفهان

      

      
    خوشبختم.هم همسنیم هم همشهری

  • Sahar

      

    shetoooon


    خوب بکپی ابجی

      

      
    وییی خیلی ممنون
    تو هم خوب بکپی😒

  • Sahar

    فرنیک مهدیس سازنده ی برنامس😄

  • Sahar

    اگه مشکلی چیزی داشتید مهدیس میتونه کمکتون کنه
    حتی برا ثبت نام

  •   

    shetoooon


    خوب بکپی ابجی

      

      
    یعنی محبت مووووج میزنه هااا😐

  • اهم اهم اعلام حضور میکنم منم هستم با منم بحرفید

  • shetoooon

      

    فرنیک


    خوشبختم.هم همسنیم هم همشهری

      

      
    منم خوشبختم عزیزم

  • shetoooon

      

    Sahar


    اگه مشکلی چیزی داشتید مهدیس میتونه کمکتون کنه
    حتی برا ثبت نام

      

      
    سحرررررجان
    ازشفتالوووخبرررنداری

    انگاری چشمشودوردیدیاااا

    بابامن کلی ارزووودارم

  • shetoooon

      

    Sahar


    فرنیک مهدیس سازنده ی برنامس😄

      

      
    شفتالوووونیستی

    اوهوم اوهوم
    انگاری نیستش

    نه بابامنم مثل بقیه کاربرا چه فرقی میکنم

  • shetoooon

    ب سلام بمبه انرررژی چطوری ابجی

  • Sahar

    عه سلام شادی جون چطوری ؟

  • shetoooon

      

    Shadi. 6402


    یعنی محبت مووووج میزنه هااا😐

      

      
    خخخخخ

    اره دیگه

  • Sahar

    نه مهدیس خانم این چه حرفیه شما واسه این برنامه کلی زحمت کشیدید😄

  • Sahar

    شفتالو سرش شلوغه
    وللش

  • shetoooon

      

    Sahar


    نه مهدیس خانم این چه حرفیه شما واسه این برنامه کلی زحمت کشیدید😄

      

      
    نع باوووو
    وظیفه بوووده

  • shetoooon

      

    Sahar


    شفتالو سرش شلوغه
    وللش

      

      
    خوب پس

  • Sahar

    شفتالو هم یکی از کاربرای معمولیه
    حالا کم کم باهاش آشنا میشید

  • shetoooon

    واااااای
    سحررررردارم ازخنده میترکم

  • shetoooon

    این شفتالو رویه کاری دادام دستش
    حالاهادستش بنده

    خخخخ

  • Sahar

    خب دیگه با سازنده هم آشنا شدید
    من دیگه برم😏

  • shetoooon

    ههههه

    سحرررساعت ۶بیااااابجییی

  • Sahar

    آره میدونم وقتی با کاربرات میحرفی خوشحال میشی

  • Sahar

    باشع مهدیس جون اگه باشم میام

  • شما دیگه آخرشید
    شفتالو نیستی ببینی ینارو

  • Sahar

    یادت باشع برا خنگولم یه مشکل پیش اومده وقتی اومدم بهت بگم

  • Sahar

    سلام بر تو ای یاسی
    چرا وقتی من میخوام برم میای
    نه واقعا این چه وضعشه😡

  • shetoooon

    سلام فسقلی خوفی

  • shetoooon

      

    Sahar


    یادت باشع برا خنگولم یه مشکل پیش اومده وقتی اومدم بهت بگم

      

      
    باشه عزیزم
    درخدمتم

  • shetoooon

      

    Sahar


    باشع مهدیس جون اگه باشم میام

      

      
    حتمابیا

  • shetoooon

      

    یاسمن


    شما دیگه آخرشید
    شفتالو نیستی ببینی ینارو

      

      
    خخخخخ
    چه کنیم دیگه

  •   

    Sahar


    سلام بر تو ای یاسی
    چرا وقتی من میخوام برم میای
    نه واقعا این چه وضعشه😡

      

      
    چمدونم عشقم

  • shetoooon

      

    Sahar


    آره میدونم وقتی با کاربرات میحرفی خوشحال میشی

      

      
    ماچاکرررر کاربرامونم هستیم

  •   

    shetoooon


    سلام فسقلی خوفی

      

      
    خوفم تو خوفی فسقلیم خودتی

  •   

    یاسمن


    سلامی دوباره

      

      
    سلام یاسمن جون خوبی

  •   

    یاسمن


    سلامی دوباره

      

      
    سلام یاسمن جون خوبی

  • Sahar

    فعلا مهدیس یه کارایی داشت داد دسته شفتالو
    باید یکم کار کنه 😄

  • shetoooon

      

    یاسمن


    خوفم تو خوفی فسقلیم خودتی

      

      
    الان عالیم
    پفتالوی فسقلی
    مـــــن

  •   

    یاسمن


    سلامی دوباره

      

      
    سلام یاسمن جون خوبی

  •   

    یاسمن


    سلامی دوباره

      

      
    سلام یاسمن جون خوبی

  • shetoooon

    سلام اجی رویا خوبی
    خواهری

  •   

    رویا


    سلام یاسمن جون خوبی

      

      
    چطوری جیگر

  • shetoooon

      

    Sahar


    فعلا مهدیس یه کارایی داشت داد دسته شفتالو
    باید یکم کار کنه 😄

      

      
    وای یه کاردیگه عم هستش

    اگه سرعت لاکپشتیش بشه میگ میگی
    اونم انجام میشه

    واقعاکه شفتالوعه

  • خواهشا تو نگو بهم پفتلو همون فسقل بسه و اینکه من از کی مال شما شدم

  • اونی که داری کامنتارو تایید میکنی یه چیزی بگو دلمون واشه

  • بلقیس

    من دارم تایید میکنم خوابم میه هی چرت میزنم و تایید میکنم😴

  • shetoooon

      

    یاسمن


    خواهشا تو نگو بهم پفتلو همون فسقل بسه و اینکه من از کی مال شما شدم

      

      
    اه اه
    ینی میخوای بگی خواهررررمن نیستی
    اری

  • shetoooon

      

    بلقیس


    من دارم تایید میکنم خوابم میه هی چرت میزنم و تایید میکنم😴

      

      
    خخخخخ
    شفتالوکجاست

  • یه آهنگ شاد مثل من گوش بده خوابت میپره

  • خواهرت نه تنها نیستم عشقتم

  • مهدیسی چه شکلی هسی بگو تا یه تصویر ازت تو ذهنم بسازم

  • زهرا خانوم

      

    فرنیک


    واقعا.خوشبختم.امسال پیشی یا یازدهم؟

      

      
    یازدهم

  • خوشگلع ننمـ😍💪

    بچه عااااا بچه عااا بچه عاااااا

    ب خبری ک هم‌اکنون ب دسم رسید توجه کنید:
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    ‌.
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .

    خوشگله ننش…
    .
    .
    .
    .
    .
    حوصلش سر رفتهههههههه😭

  • زهرا خانوم

      

    shetoooon


    خخخخخ
    شفتالوکجاست

      

      
    خوب چشمشو دور دیدین برنامه رو صاحب شدین ….😅😅😄

  • shetoooon

    من الان میگم
    قدم یکو۷۰خورده ای
    جدیدندیدم
    هیکلم ۲۰ینی عالی
    ۵۶یا۵۷
    موهام روباکسنمه
    داری سه رنگ
    جلوی موهام مشکیه
    بعد شده قهوه ای تیره وبعدخرمایی
    رنگ پستم سبزه هستش نه زیادابیشترمیشه گفت گندمی
    ابروهام کلفت ودم کوتاهه
    مشکی هم هستش
    رنگ چشمام قهوه ای تیره
    که بعضی اوقات مشکی میشه
    به دلیل پوشیدن لباس مشکی
    لبامم قلوه ای

    • شیخ المریض

      من قدم 190
      وزنم 110

      موهام فرفری درشت ومشکی
      آبروهام پیونده

      پوستم سفیده
      چشمام کوچیکن ، قهوه ایی ساده
      لبامم کوچیکن

      چیز به خصوصی ندارم

  • shetoooon

      

    یاسمن


    خواهرت نه تنها نیستم عشقتم

      

      
    جووووونم عشقم

  • shetoooon

    یاسی توچه شکلی هستی

  • shetoooon

    زهرااااجووون
    ضایع نکن ابجی

  • shetoooon

    خوشکل ننم
    خوبحرف ابجی

  • shetoooon

    بابا دخی انزلی
    اگه مهراب بزاریم که دپرس میشیم
    بیخی باوووو
    اینجافقط بایدقــــــربدی

  • زهرا خانوم

      

    shetoooon


    زهرااااجووون
    ضایع نکن ابجی

      

      
    چند میدی بیام طرف شما ها…😉

  • زهرا خانوم

    بچه ها دارم میرم عروسی ….
    جای همتون خالی

  • shetoooon

    خوش بگذره اجی
    خودت جای ما

    اخا هرچی میخوای فقط بیاایوری

  •   

    shetoooon


    بابا دخی انزلی
    اگه مهراب بزاریم که دپرس میشیم
    بیخی باوووو
    اینجافقط بایدقــــــربدی

      

      
    فاطی صدام کن

  •   

    shetoooon


    سلام اجی رویا خوبی
    خواهری

      

      
    مرسی خوبم ولی مثل همیشه نیستم توخوبی

  • من
    قدم170
    هیکلم خوبه توپرم نه چاق نه لاغر
    صورتم گرده تپل پوستم گندمی یه چی نزدیک سفید
    چشمام درشته حالت داره قهوهی تیره لبام صورتی
    ابروهام کلفته کشیده موهام تا سرشونم مشکی
    و دماغم عروسکی مانند چیز دیگه مونده آیا نگفتم؟؟

  •   

    shetoooon


    سلام اجی رویا خوبی
    خواهری

      

      
    مرسی خوبم ولی مثل همیشه نیستم توخوبی

  •   

    یاسمن


    چطوری جیگر

      

      
    مرسی توچطوری

  • shetoooon

    چشم فاطی جووون
    خخخ
    منم همه اهنگای مهرابووودارم
    عاشق اهنگاشم هستم

  •   

    یاسمن


    چطوری جیگر

      

      
    مرسی توچطوری

  • بلقیس

    چرا اینجا همه مث رمانا هستن😓😐

  • shetoooon

    چرااااارویایی
    چته

  • shetoooon

    خووووفه یاسی جون

  •   

    رویا


    مرسی توچطوری

      

      
    عالیم

  • زهرا خانوم

      

    shetoooon


    خوش بگذره اجی
    خودت جای ما

    اخا هرچی میخوای فقط بیاایوری

      

      
    ممنون💙💙

    فک کردی من خواهرامو تنها میزارم

  • shetoooon

    بلقیس توبگوووو
    چه شکلی هستی

  • زهرا خانوم

      

    بلقیس


    چرا اینجا همه مث رمانا هستن😓😐

      

      
    👍👍👍

  • shetoooon

    میدونم ابجی زهراااا

  • بلقیس

    گفتم که قبلا

    قدم ۱۶۷
    پوستم گندمی
    موهام خرمایی بلند تا پایین کمرم صاف بدون حالت
    چشمم قهوه ای روشن
    لبامم که پروفایلمه
    صورتمم کشیده
    ۵۰ کیلومه
    بینیمم عادی نه بزرگه بزرگ نه کوچیک به صورتم میاد

    همین دیگه

  • shetoooon

      

    بلقیس


    گفتم که قبلا

    قدم ۱۶۷
    پوستم گندمی
    موهام خرمایی بلند تا پایین کمرم صاف بدون حالت
    چشمم قهوه ای روشن
    لبامم که پروفایلمه
    صورتمم کشیده
    ۵۰ کیلومه
    بینیمم عادی نه بزرگه بزرگ نه کوچیک به صورتم میاد

    همین دیگه

      

      
    👍👍👍

  •   

    shetoooon


    چرااااارویایی
    چته

      

      
    هیچی ولش

  •   

    shetoooon


    چرااااارویایی
    چته

      

      
    هیچی ولش

  • shetoooon

    رویا اجی اگه دوست داشتی دردل ودل کنی
    من هستم به حرفات گوش میدم عزیزم

    الان اگه سختت نبود واسم بگو

  • بلقیس

      

    شیخ المریض

    من قدم 190
    وزنم 110

    موهام فرفری درشت ومشکی
    آبروهام پیونده

    پوستم سفیده
    چشمام کوچیکن ، قهوه ایی ساده
    لبامم کوچیکن

    چیز به خصوصی ندارم

      

      
    الکی میگه لبش گندست زیره سیبیلاشه😐
    وزنشم ماشالله… دوتا منه قشنگ، ده کیلو هم اضاف میا😍😂

  • Sahar

      

    شیخ المریض

    من قدم 190
    وزنم 110

    موهام فرفری درشت ومشکی
    آبروهام پیونده

    پوستم سفیده
    چشمام کوچیکن ، قهوه ایی ساده
    لبامم کوچیکن

    چیز به خصوصی ندارم

      

      
    ببخشید شما؟؟؟؟

  • Sahar

    مهدیس این کیه؟
    کاربر جدیدته؟

  • shetoooon

    ااره اجی سحرررر
    یه کاربرجدید

    ا ووم میشه بش گف هرکول

  •   

    زهرا خانوم


    یازدهم

      

      
    منم میرم یازدهم

  • Sahar

    حالا هر کی که هستی
    خوش اومدی

  • shetoooon

    اجی سحررر
    دلم یه چیزی میخوووواد
    چه کنم

  • خوشگلع ننمـ😍💪

    خب مصه این کع شایستس منم بگم

    قد 165و نیم😎
    وزن پنجا کیلو و پونصد گرم😂💪
    چش و چال قهوه ای روشن👀
    زلف پیچ و تاب دار خرمایی بسیارررررر روشن ب همراه اندکی رگه هایه طلایی (چقد خارجی ام منننن😻)
    مماخ ممولی
    از لحاظ دهن معمولن پوکر هسدم ینی اینجوری😐
    لبام کوچولو ک نیسدن چ بسا متوسط رو ب قلوه ای و قشنگن😻
    اومممم راسی اگ زور بزنم یک عدد چُس چال روی لپ چپم میاد😄
    پوستمم گندمیییی

  • shetoooon

    اره
    هرکیونی
    خوش اومدی

  • خوش اومدی آقای شیخ واقعا110 ماشاالله چه چاقی

  • Sahar

    میگم مهدیس دست درست
    خوب راهکاری دیروز گفتا
    خنگولم درست شد

  • Rihaaa

    منم از روی پروفایلم حدس بزنید دیگه

  • منم بگم مشخصاتمو؟؟؟؟

  • shetoooon

    اره منم سمت چپ لپم چال میفته
    موهامم لخت
    موج داره
    خداییش موهام خوشکلن

  • Sahar

      

    shetoooon


    اجی سحررر
    دلم یه چیزی میخوووواد
    چه کنم

      

      
    دلت چی میخواد بگو قربونت برم

  • بلقیس

      

    Rihaaa


    منم از روی پروفایلم حدس بزنید دیگه

      

      
    خودتی؟!

  • Sahar

      

    فرنیک


    منم بگم مشخصاتمو؟؟؟؟

      

      
    بوگو

  • Sahar

    ریها مگه این خودتی؟؟؟؟
    یه چی میگیا

  • shetoooon

    جدی سحرررردرست شد
    خوب خداروشکرررر

  • Rihaaa

      

    فرنیک


    منم بگم مشخصاتمو؟؟؟؟

      

      
    بگو ببینم چه شکلی هستی!!! راستی سن هم بگید

  • مهدیس یه سوال!این قسمت پاندا دقیقا چه کارایی داره؟من هر وقت دانش میکنم فقط ی عکس میاره

  • Sahar

    از منم رو پروفایلم حدس بزنید دیگه
    😄😄😂😂

  •   

    شیخ المریض

    ممنون

      

      
    داداش کم پیدایی هاااااااا

  • Rihaaa

    راستی ظاهرا من چشمام عسلی هست ابروهام نسبتا شیطونی ولی نه اونقدر زیاد ولی دست به ابروهام نزدم بقیشم تو عکس حوصله نوشتن ندارم

  •   

    فرنیک


    منم بگم مشخصاتمو؟؟؟؟

      

      
    بگو

  •   

    خوشگلع ننمـ😍💪


    خب مصه این کع شایستس منم بگم

    قد 165و نیم😎
    وزن پنجا کیلو و پونصد گرم😂💪
    چش و چال قهوه ای روشن👀
    زلف پیچ و تاب دار خرمایی بسیارررررر روشن ب همراه اندکی رگه هایه طلایی (چقد خارجی ام منننن😻)
    مماخ ممولی
    از لحاظ دهن معمولن پوکر هسدم ینی اینجوری😐
    لبام کوچولو ک نیسدن چ بسا متوسط رو ب قلوه ای و قشنگن😻
    اومممم راسی اگ زور بزنم یک عدد چُس چال روی لپ چپم میاد😄
    پوستمم گندمیییی

      

      
    اا من اگه این لبو دهنو کش بدم بزور چس چاله خودشو نشون میده

  •   

    shetoooon


    رویا اجی اگه دوست داشتی دردل ودل کنی
    من هستم به حرفات گوش میدم عزیزم

    الان اگه سختت نبود واسم بگو

      

      
    وقتی همه قلب منوشکوندن وازپشت به من خنجرزدن دیگه منم همیشه دردوغمم روتوقلبم نگه میدارم دیگه گفتن نداره که وقتی بقیه دردودلم روگوش ندادن دیگه گفتنش مهم نیست که😭😭😭
    فقط من به بقیه مهربانی میکردم واونا خنجراشون روتوقلبم فرومیکردن😭😭😭

  • Rihaaa

    راستش خودم عکسمو نزاشتم عکس مال یکی دیگس ولی از نظر مامان جوننن کپی اینم ولی یکم تپل تر وگر نه اندامی همینم

  • خوشگلع ننمـ😍💪

      

    یاسمن


    اا من اگه این لبو دهنو کش بدم بزور چس چاله خودشو نشون میده

      

      
    مالع من جدیدن نمایان تر شدع😎

  • قد 165
    وزن 60
    موهام مشکی موج دار
    چشمام قهوه ای خیلی تیره(از دور به مشکی میزنن)
    لبام کوچیکن ولی باریک نیستن
    بینیمم همه میگم به صورتم میاد ولی به نظر خودم تو عکسا فقط بینیم میوفته.خخ
    پوستمم سبزس

  • Rihaaa

      

    بلقیس


    شبیه شادابه😶

      

      
    خود شادابه

  •   

    رویا


    وقتی همه قلب منوشکوندن وازپشت به من خنجرزدن دیگه منم همیشه دردوغمم روتوقلبم نگه میدارم دیگه گفتن نداره که وقتی بقیه دردودلم روگوش ندادن دیگه گفتنش مهم نیست که😭😭😭
    فقط من به بقیه مهربانی میکردم واونا خنجراشون روتوقلبم فرومیکردن😭😭😭

      

      
    رویا جان دلت خیلی پر ها!

  • shetoooon

    رویا اجی
    منم خیلیاقلبموشکستن منونادیده گرفتن
    به والله که خودم به همه نزیک میشن
    اصی همینجا
    یاهرجای دیگه
    یه مدت که نباشم فراموش میشم

    چراخواهرم هرچی تودلته بگوووتاسبک بشی
    میدونم چه حسی داری
    درکت میکنم

    من هستم گوش میدم به حرفات عزیزم

  • Sahar

    خب عیزم زودتر بگو خودت نیستی
    که من نرم تو افق😔

  •   

    خوشگلع ننمـ😍💪


    مالع من جدیدن نمایان تر شدع😎

      

      
    بچه بودم نبود تازه رونمای میکنه

  • shetoooon

    سحرررررکاردستم دادیاااااا

    حالابیا پانداروتوضیح بده

    هوی شفتالو
    اهنگ
    نقاشی باید بزاری امرو

    اها بیاواسه فرنیک
    پاندارو توضیح بده

  • Rihaaa

    بگو رویا جون !!!! مشاوره بخوای عموم کنارم نشسته داره چرت و پرت های مارو میخونه مشاور هست روان شناسی خونده هر چند دقیقه یک بار یه پس گردنیم میزنه میگه برو درس رو بخون منم میگم این موقع سال کو درس که بخونم

  • خوشبحالتون موهاتون بلنده من تا ایزه بلند بشه کوتاه میکنم پسرونه اصلا من هیچیم به دختر نرفته عین پسرام اخلاقم رفتارم پسرونست

  •   

    shetoooon


    رویا اجی
    منم خیلیاقلبموشکستن منونادیده گرفتن
    به والله که خودم به همه نزیک میشن
    اصی همینجا
    یاهرجای دیگه
    یه مدت که نباشم فراموش میشم

    چراخواهرم هرچی تودلته بگوووتاسبک بشی
    میدونم چه حسی داری
    درکت میکنم

    من هستم گوش میدم به حرفات عزیزم

      

      
    یه پیام دیگه داده بودم قبل ازاین ولی این بلقیس تائیدش نکرد😈😭😭😭

  • Rihaaa

    سحر بزار با هم بریم تو افق من گردم درد میکنه از بس عموم زد تو کلم راستی لباس چی بپوشیم؟؟

  • رویا آبجی اگه مارو به خواهری قبول داری هرچی تو دلته بگو عزیزم تا سبک شی

  • بلقیس

      

    رویا


    یه پیام دیگه داده بودم قبل ازاین ولی این بلقیس تائیدش نکرد😈😭😭😭

      

      
    هیچ کامنتی رد نشده
    احتمالا نت ضعیف بوده نیومده

  • Rihaaa

      

    یاسمن


    خوشبحالتون موهاتون بلنده من تا ایزه بلند بشه کوتاه میکنم پسرونه اصلا من هیچیم به دختر نرفته عین پسرام اخلاقم رفتارم پسرونست

      

      
    انقدر دلم میخوات موهامو پسرونه کوتاه کنم ولی مامانم میگه نه فقط یه کلمه نععععععععععععععع

  •   

    یاسمن


    رویا آبجی اگه مارو به خواهری قبول داری هرچی تو دلته بگو عزیزم تا سبک شی

      

      
    هه ازچی بگم ازشکسته شدنم از مادری که هر روزمنوخواهرم روعذاب میده از اینکه فامیلامون برازندگی منوپدرومادرم دعا نوشتن زندگی مون بدپیش بره ازآرزوهام بگم که خواهرم ومادرم نذاشتن بهشون برسم پسشون زدن گفتن اون چیزی روبرم که نتیجه داشته باشه نه سرگرمی ولی اون چیزارودوست نداشتم ازجدایی مادروپدرم بگم که آخربایدپیش کدومشون باشم ازچی بگم آخه😭😭😭😭😭😭😭

  •   

    Rihaaa


    انقدر دلم میخوات موهامو پسرونه کوتاه کنم ولی مامانم میگه نه فقط یه کلمه نععععععععععععععع

      

      

    نه باو من از کوجیکی موهامو کوتاه کردن تا الان ولی دیگه بابا نمیزاره میگه باید بلندش کنی
    یعضی موقعا وسط کوچه میریم مدرسه عین پسرا میشم دعوا باشه صدامو مثل پسرا میکنم میگم آی نفس کش برو دعوا
    یا پسرارو نصیحت میکنم سعی میکنم احساسم رفتارم اخلاقم شکلو قیافم دخترونه باشه نمیشه
    انشاالله منم دیگه عوض میشم

  • Sahar

    رویا ماهم تو زندگیمون اینقد غمو غصه داریم که نگو،ولی باید خودتو بزنی به اون راه که مثلا چیزی نیست

  • shetoooon

    رویا اجی این حکایت زندگی خیلی هاست
    خودتوازضعفت جداکن
    یه دخترقوی باش
    که میخواد به ارزوهاش برسه
    واسه هدفت تلاش کن

    جدایی پدرومادرت

    بزا یه چی واست بگم

    یکی ازفامیلای ما
    ازدواج کرده چنزساله
    دوتا بچه داره بایه همسر اشغال
    که دست بزن داره
    شکاک وبدبین هستش
    الان به زندگیشوون به جای رسیده که
    اون دختررررببچاره روانی شده
    میفهمید یه روااااانی

    الانم فقط شیخ میتونه خیلی قشنگ صحبت کنه وارومت کنه همین

  •   

    رویا


    هه ازچی بگم ازشکسته شدنم از مادری که هر روزمنوخواهرم روعذاب میده از اینکه فامیلامون برازندگی منوپدرومادرم دعا نوشتن زندگی مون بدپیش بره ازآرزوهام بگم که خواهرم ومادرم نذاشتن بهشون برسم پسشون زدن گفتن اون چیزی روبرم که نتیجه داشته باشه نه سرگرمی ولی اون چیزارودوست نداشتم ازجدایی مادروپدرم بگم که آخربایدپیش کدومشون باشم ازچی بگم آخه😭😭😭😭😭😭😭

      

      
    رویا جان همه مایی که اینجاییم مشکلات خودمونو داریم تو زندگی خیلیام قلبمونو شکستن.من خودم اگه بدونی چن بار از بهترین دوستام ضربه خوردم.از اول دوستی همه چیمو پاشون ریختم.هر کاری کردم ناراحت نباشن.از ته قلبم باشون بودم بعد تا یکی دیگه یکم بشون رو میداد بش می چسبین بعدم پبش خودشون می گفتن گور بابای فرخنده.یا فامیلمون که تو خوشیاشون اصن خونواده ما رو نمی بینن بعد تا یه مشکل دارن یادشون به داداش بزرگه میوفته.بیخیال خواهری خودتو بزن به اون راه.دنیا دو روزه دیگه ارزش حرص این چیزا رو خوردنو نداره

  • Rihaaa

      

    یاسمن

    نه باو من از کوجیکی موهامو کوتاه کردن تا الان ولی دیگه بابا نمیزاره میگه باید بلندش کنی
    یعضی موقعا وسط کوچه میریم مدرسه عین پسرا میشم دعوا باشه صدامو مثل پسرا میکنم میگم آی نفس کش برو دعوا
    یا پسرارو نصیحت میکنم سعی میکنم احساسم رفتارم اخلاقم شکلو قیافم دخترونه باشه نمیشه
    انشاالله منم دیگه عوض میشم

      

      
    خواهری منم بعضی وقتا انگار پسرا میشم کلا با پسرا بزرگ شدم ولی خوب قیافم و موهام بلنده مامانم از صبح دنبال کرای خودشه و احمیتی به من نمیده والا اولای رمان خودمه و این دختره رو مثل هم میدیدم ، حتی چند بار با قیچی فرار کردم رفتم توی باغ موهامو کوتاه کنم عشقم پسر بودن هست حس خوبی داره ولی امان از روزی که مامانم بفهمه موهای بلندمو کوتاه کردم یعنی با یه کشیده بیرون از خونه.موهای بلند هم درد سر های خودش رو داره
    ایشاالله فصل دوم برات میگم

  •   

    shetoooon


    سحرررررکاردستم دادیاااااا

    حالابیا پانداروتوضیح بده

    هوی شفتالو
    اهنگ
    نقاشی باید بزاری امرو

    اها بیاواسه فرنیک
    پاندارو توضیح بده

      

      
    اخ راس میگم سحر توضیح بده.زوووود.بد موندم تو خماریش

  • shetoooon

    رویا اجی
    وابسته ی هیچ کس نباش روپاهای خودت وایسا
    به حرف هیچ کس محل نزار
    تیکه وکنایه های اطرافیانتم به گوش نگیر
    به فکر خودت باش ببین کدوم طرفی به نفعته

  •   

    Rihaaa


    خواهری منم بعضی وقتا انگار پسرا میشم کلا با پسرا بزرگ شدم ولی خوب قیافم و موهام بلنده مامانم از صبح دنبال کرای خودشه و احمیتی به من نمیده والا اولای رمان خودمه و این دختره رو مثل هم میدیدم ، حتی چند بار با قیچی فرار کردم رفتم توی باغ موهامو کوتاه کنم عشقم پسر بودن هست حس خوبی داره ولی امان از روزی که مامانم بفهمه موهای بلندمو کوتاه کردم یعنی با یه کشیده بیرون از خونه.موهای بلند هم درد سر های خودش رو داره
    ایشاالله فصل دوم برات میگم

      

      
    اخ که چقد ما شبیهیم.

  • فرنیک من الان نمیتونم بحرفم
    شرمنده
    حالم روبه راه نیست

  • شیخ المریض

    آبجی رها چه کردید ؟؟

    بردید یا باختید ؟؟

  •   

    سحر


    فرنیک من الان نمیتونم بحرفم
    شرمنده
    حالم روبه راه نیست

      

      
    چرا؟؟باشه عزیزم راحت باش.من که تو خماریم یه چن وقتم روش.

  • Raha_rlp

    بابا فیلم هندی میشه واقعن این رمانش شیخ تو یه رمان بذار اما خب سریعتر تمومش کن

  • شیخ المریض

    رویا آبجی بشین گوش بده ببین چی میگم

    مادر و پدر ، کسانی هستند که هیچی جز خیر و صلاح آدم رو نمیخان
    هیچ وقت ازشون دلگیر نشو و نباش

    گاهی وقتا برا اینکه ببینی چقدر پدر و مادر برات ارزش قائلن

    فکر کن که زندگیت از یه دور بین از بالای سرت داره نشونت میده

    از بیرون به خودت و مادر و پدرت نگاه کن

    اینکه چقدر دارند بهت گیر میدن ، اذیتت میکنن

    که چی یاد بگیری
    میخوان چی بشی ؟؟

    میخوان خرابت کنن ؟؟
    میخوان کج بری ؟؟
    منحرف بشی از زندگیت ؟؟

    این یه موضوع

    یه موضوع دیگه اینکه

    دعا و سحر و جادو نویسی نمیگم اثر نداره و مطمعنن هست

    ولی یادت باشه ، اگه خدا نخواد یه برگ از درخت نمی افته آبجی

    توکل کن به خدا

    و اینکه همینجوری نشین و منتظر تقدیر وایسا

    تکون بخور
    نذار بد پیش بره
    نذار بهم بریزه

    محکم روی مسیرت وایسا

  •   

    شیخ المریض

    رویا آبجی بشین گوش بده ببین چی میگم

    مادر و پدر ، کسانی هستند که هیچی جز خیر و صلاح آدم رو نمیخان
    هیچ وقت ازشون دلگیر نشو و نباش

    گاهی وقتا برا اینکه ببینی چقدر پدر و مادر برات ارزش قائلن

    فکر کن که زندگیت از یه دور بین از بالای سرت داره نشونت میده

    از بیرون به خودت و مادر و پدرت نگاه کن

    اینکه چقدر دارند بهت گیر میدن ، اذیتت میکنن

    که چی یاد بگیری
    میخوان چی بشی ؟؟

    میخوان خرابت کنن ؟؟
    میخوان کج بری ؟؟
    منحرف بشی از زندگیت ؟؟

    این یه موضوع

    یه موضوع دیگه اینکه

    دعا و سحر و جادو نویسی نمیگم اثر نداره و مطمعنن هست

    ولی یادت باشه ، اگه خدا نخواد یه برگ از درخت نمی افته آبجی

    توکل کن به خدا

    و اینکه همینجوری نشین و منتظر تقدیر وایسا

    تکون بخور
    نذار بد پیش بره
    نذار بهم بریزه

    محکم روی مسیرت وایسا

      

      
    وقتی دیگه همه چی تموم شده وقتی همه آرزوهام نقشه براب شددیگه کاریش نمیشه کردوازاینکه مادرم دارازپدرم جدامیشه ولی هی میگه بیاپیشه من ولی من دوست دارم پیش پدروخواهرم باشم خسته شدم ازاینکه هی سرخواهرم غرمیزنه میگه تقصیرتوهست که پیش من نمیمونه ومیگه توهم بیاپیش من ولی خواهرم دوست نداره پیشش باشه چون همیشه باهم جنگ ودعوادارن ونمیذارن درست تصمیم بگیرم ولی من تصمیمم روگرفتم میخوام پیش پدروخواهرم باشم ولی ازغرغرای مادرم خسته شدم دیگه جونم به لب رسیده😢

    • شیخ المریض

      رویا ، گوشت با منه ؟؟

      چرا تسلیم شدید ؟؟

      چرا گذاشتید اصلن به اینجا برسه ؟؟

      چرا گذاشتی به این مرحله برسید که بخواید یکی رو کنار بزنید ؟؟

      واقعن دوست داری جدا بشن ؟؟

      اگه دوست داری جدا بشن بشین و به تقدیر لبخند بزن

      ولی اگه میخوای درست زندگی کنی و کنار هم نگهشون داری

      دقیقا نقش تو و خواهرت مهمه

      نامرد نباشید

      با هم هماهنگ کنید که اگه جدا بشید

      ما پیش هیچ کدومتون نمیایم ، تا ترس بیوفته تو دلشون

      اون کسی که باید درست کنه تو و خواهرتی

      نه اینکه بشینید و به تقدیر و روند زندگیتون لبخند بزنی

      دارم برا بار دهم میگم

      اونی که تو این مورد تاثیر گذاره تو و خواهرتید

      باید جوش بدید

      پدر و مادرت که تو دعوا اند

      سایه هم رو با هم میزنن

      اون کسی که سفیر صلحه تو و خواهرتی

      نشینید منتظر که و اوج تصمیم گیریتون این باشه که

      برم پیش مامانم یا بابام

      جوری نباشید که بعدن حسرت بخورید چرا کاری نکردم

      اگه هنوز راه داره و جدا نشدن بگو تا بت بگم چیکار کنی

      چون گفتی دارن جدا میشن یعنی هنوز نشدن

      پس میتونی کاری کنی

      ضعیف نباش

  • shetoooon

    اصلا مشکلشون چیه
    شیخ اگه میخوای کمک کنی
    این یه موردوباید بدونی

  •   

    شیخ المریض

    رویا ، گوشت با منه ؟؟

    چرا تسلیم شدید ؟؟

    چرا گذاشتید اصلن به اینجا برسه ؟؟

    چرا گذاشتی به این مرحله برسید که بخواید یکی رو کنار بزنید ؟؟

    واقعن دوست داری جدا بشن ؟؟

    اگه دوست داری جدا بشن بشین و به تقدیر لبخند بزن

    ولی اگه میخوای درست زندگی کنی و کنار هم نگهشون داری

    دقیقا نقش تو و خواهرت مهمه

    نامرد نباشید

    با هم هماهنگ کنید که اگه جدا بشید

    ما پیش هیچ کدومتون نمیایم ، تا ترس بیوفته تو دلشون

    اون کسی که باید درست کنه تو و خواهرتی

    نه اینکه بشینید و به تقدیر و روند زندگیتون لبخند بزنی

    دارم برا بار دهم میگم

    اونی که تو این مورد تاثیر گذاره تو و خواهرتید

    باید جوش بدید

    پدر و مادرت که تو دعوا اند

    سایه هم رو با هم میزنن

    اون کسی که سفیر صلحه تو و خواهرتی

    نشینید منتظر که و اوج تصمیم گیریتون این باشه که

    برم پیش مامانم یا بابام

    جوری نباشید که بعدن حسرت بخورید چرا کاری نکردم

    اگه هنوز راه داره و جدا نشدن بگو تا بت بگم چیکار کنی

    چون گفتی دارن جدا میشن یعنی هنوز نشدن

    پس میتونی کاری کنی

    ضعیف نباش

      

      
    اونا باهم نمیسازن اگرم بخوان بازم باهم باشن ممکنه پدرم مادرموبکشه چون انقدرمادرم پرحرفه اعصاب پدرم خوردمیشه وهمیشه یه چی طرفش پرت میکنه ومادرم جاخالی میده نیستی که ببینی هه قبلاخوب بودن باهم تقصیرفامیلای پدرمه که زندگی مون به اینجاکشیده شد

    • شیخ المریض

      واقعن مسخرس رویا

      بعده دست کم پونزه بیست سال زندگی مشترک ؟؟؟

      این دعوا ها بین مامان و بابای منم هست

      بعد بخاطر پر حرفی و یه کتک کاری ؟؟

      داری تن میدی به جدایی و از هم پاشیده شدن خونوادت ؟؟

      محکم وایسا

      همونطوری که بیست ساله با هم بودن ازین به بعدشم میتونن

      تا هنوز وقت داری دست به کار شو

      ضعیف نباش

      اشتباه نکن

      اشتباه نکن

      سرتو مثل کپک نکن زیر برف

      ببخشید میگم ولی خر نباش

      دلم به حال زندگیتون میسوزه

      چرا ؟؟

      چون اون کسایی که باید دست به کار بشن

      که تو و خواهرت هستید
      دست رو دست گذاشتید و کله ناراحتیت اینه که بری پیش ننت یا بابات

      و تن دادی به تقدیر و زندگیت

      دلم میسوزه از زندگی که دارید دستی دستی نابودش میکنید

      میفهمی دستی دستی و سره همین بیخیال بودنا

      اگه هنوز وقت داری بگو تا بت بگم چیکار کنی

  •   

    شیخ المریض

    واقعن مسخرس رویا

    بعده دست کم پونزه بیست سال زندگی مشترک ؟؟؟

    این دعوا ها بین مامان و بابای منم هست

    بعد بخاطر پر حرفی و یه کتک کاری ؟؟

    داری تن میدی به جدایی و از هم پاشیده شدن خونوادت ؟؟

    محکم وایسا

    همونطوری که بیست ساله با هم بودن ازین به بعدشم میتونن

    تا هنوز وقت داری دست به کار شو

    ضعیف نباش

    اشتباه نکن

    اشتباه نکن

    سرتو مثل کپک نکن زیر برف

    ببخشید میگم ولی خر نباش

    دلم به حال زندگیتون میسوزه

    چرا ؟؟

    چون اون کسایی که باید دست به کار بشن

    که تو و خواهرت هستید
    دست رو دست گذاشتید و کله ناراحتیت اینه که بری پیش ننت یا بابات

    و تن دادی به تقدیر و زندگیت

    دلم میسوزه از زندگی که دارید دستی دستی نابودش میکنید

    میفهمی دستی دستی و سره همین بیخیال بودنا

    اگه هنوز وقت داری بگو تا بت بگم چیکار کنی

      

      
    میگی چیکارکنم

    • شیخ المریض

      آفرین ، این شد حرف حساب

      یعنی هنوز میشه کاری کرد و میخوای که با هم باشن

      این خودش شرط اوله

      خب باید با خواهرت هماهنگ باشی

      یکیتون تنها زور نداره

      باید دوتاتون باهم مچ باشید و جفت بشید ، میتونید ؟؟

  • parsa- rlp

    سلاممم یوهو من نرفتم بهنمیر

  •   

    شیخ المریض

    آفرین ، این شد حرف حساب

    یعنی هنوز میشه کاری کرد و میخوای که با هم باشن

    این خودش شرط اوله

    خب باید با خواهرت هماهنگ باشی

    یکیتون تنها زور نداره

    باید دوتاتون باهم مچ باشید و جفت بشید ، میتونید ؟؟

      

      
    فکرنکنم امیدی نیست من که دیگه ناامیدشدم ازادامه این زندگی دوست دارم بمیرم ازم خلاص شن یه دونه کم ترچه بهترکاش نبودم دیگه من که خسته شدم ازاین زندگی حتماتوقبرم آرامش ندارم

    • شیخ المریض

      خوبه پس به زندگی لبخند بزن رویا خانوم

      و منتظر جهنمی که قراره پیش روت بیاد باش

      جهنمی که میتونی همین حالا تمومش کنی
      ولی نخواستی

      کسی رو مقصر ندون ، حتی خدا رو هم مقصر این قضیه و جهنمی که داره پیش میاد ندون

      فقط خودت مقصری

      فقط خوده خودت ، که بجای اینکه زور بزنی تلاش کنی نشستی و آرزوی مرگ کردی

      هنوزم دیر نشده

      هنوزم دیر نشده

      باید دست به کار بشی

      گاهی وقتا ارزش داره آدم التماس کنه به مادرش ، به پدرش

      دستشو ببوسه

      گریه کنه

      زجه بزنه

      ولی نذاره خونوادش از هم بپاشه

      میشنوی ؟؟

      اینا رو نمیگم که اجراشون نکنی ؟؟

      التماس کردی ؟؟
      دست پدرت رو بوسیدی ؟؟
      دست مادرت رو بوسیدی که کوتاه بیاد

      التماسشون کردی که بفهمن کسایی هستند که میخوان با هم باشن

      یا فقط نشستی تا الان گوشه خونه و ارزوی مرگ کردی ؟؟

      واقعن مسخرس اینکه الانی که باید دست به کار بشی جوش بدی دو نفر رو نشستی گریه میکنی و ارزوی مرگ میکنی

  • parsa- rlp

      

    شیخ المریض

    آبجی رها چه کردید ؟؟

    بردید یا باختید ؟؟

      

      
    حسین رها تازه رسیده من نرفتم بهنمیر الان فکر کنم دارن مسابقه میدن

  • shetoooon

    شیخ خیلی قشنگ میحرفی
    ادم اروم میشه
    نصیحت هم کنی جوریه که ادم دوس داره بشنوه نه فرارکنه

    • شیخ المریض

      من خودم تو این موقعیت ها بودم

      بار ها و بارها

      گذاشتم که اول خوب دعوا و درگیری هاشون رو انجام بدن

      فحش و فحش کاریشون رو کنن

      خوب خالی بشن

      بعدش نشستم آرزوی مرگ کنم

      التماس کردم ، با مادرم حرف زدم ، با بابام حرف زدم

      دستشونو بوسیدم

      هر کاری که میتونستم کردم ، نذاشتم کار بیخ پیدا کنه

      یکمی سخته ، باید غرورت رو له کنی

      رو خودت پا بزاری

      اون چیزی که باعث میشه دست به کار نشی رو بشکنی

      راحت نیست

      اصلن راحت نیست ولی جواب میده

      با هم جوش میخورند

      آهای رویا خانوم ، اگه تو و خواهرت هیچ کاری نکنید جدا میشن

      گوشت با منه ؟؟

      فقط به تو و خواهرت ربط داره

      پدر و مادرت که اصلن به حرف هم گوش نمیدن ، حرف هم دیگه تو کتشون نمیره

      اون کسی که میتونید نفوذ داشته باشه داخلشون تو و خواهرتی

      یادشون بیار

      که شمام هستید ، و میخواد کنار هم باشید

      یادشون بیار بیست سالی که با هم بودن رو

      یادشون بیار که چقدر به هم نیاز دارید

      یادشون بیار که زحمتشانو فراموش نکردید

  •   

    شیخ المریض

    خوبه پس به زندگی لبخند بزن رویا خانوم

    و منتظر جهنمی که قراره پیش روت بیاد باش

    جهنمی که میتونی همین حالا تمومش کنی
    ولی نخواستی

    کسی رو مقصر ندون ، حتی خدا رو هم مقصر این قضیه و جهنمی که داره پیش میاد ندون

    فقط خودت مقصری

    فقط خوده خودت ، که بجای اینکه زور بزنی تلاش کنی نشستی و آرزوی مرگ کردی

    هنوزم دیر نشده

    هنوزم دیر نشده

    باید دست به کار بشی

    گاهی وقتا ارزش داره آدم التماس کنه به مادرش ، به پدرش

    دستشو ببوسه

    گریه کنه

    زجه بزنه

    ولی نذاره خونوادش از هم بپاشه

    میشنوی ؟؟

    اینا رو نمیگم که اجراشون نکنی ؟؟

    التماس کردی ؟؟
    دست پدرت رو بوسیدی ؟؟
    دست مادرت رو بوسیدی که کوتاه بیاد

    التماسشون کردی که بفهمن کسایی هستند که میخوان با هم باشن

    یا فقط نشستی تا الان گوشه خونه و ارزوی مرگ کردی ؟؟

    واقعن مسخرس اینکه الانی که باید دست به کار بشی جوش بدی دو نفر رو نشستی گریه میکنی و ارزوی مرگ میکنی

      

      
    ولی خواهرم یه وقتایی بامادرم حرف زدولی آخرش باهم دعواکردن

    • شیخ المریض

      چند بار حرف زده رویا خانوم ؟؟

      یه بار ؟؟ دوبار ؟؟ ده بار ؟؟ صد بار ؟؟

      هزار بار ؟؟

      کمه ، بازم کمه

      اره سحر و جادو شدید

      نه پدر و مادرت

      تو و خواهرت

      شما دقیقا عامل های از هم پاشیده شدن خونوادتونید

      همینطوری بشینی ، هیچ تغییری نمیکنه زندگیت

      و دقیقا همون جهنمی میشه که پیش بینی میکنی

      تو باید رو مخ مادرت کار کنی

      و خواهرت رو مخ بابات

      گوشت با منه ؟؟

      حتی التماس
      حتی بوس کردن دست پا

      بشکن خودتو ، خورد شو ، غرورت رو له کن ، التماس کن

      اشکالی نداره ولی بجاش چیزی رو بدست میاری که ارزش داره

      ارزش داره برای زندگیت التماس کنی

      برای دور هم بودنت التماس کنی

      ولی بیخیال نشین یه گوشه

      آبجیتم روشن کن داره بیخیالیش به کجا میره

      ببخشید این حرف رو میزنم

      شاید پیش خودت فکر میکنی به من چه ، دوتا آدم بزرگ دارند دعوا میکنن

      خودشون عقل و شعور دارند

      ولی خدا شاهده گاهی وقتا آدم بزرگا از بچه های دبستانی و مهده کودکی بچه تر میشن

      لجباز تر میشن

      پا ندید به لجبازی و بچه بازیه اینا

      تا دیر نشده یه کاری کنید

  • shetoooon

    اووووم یه فیلم دیدم
    پدر و مادر پسره میخواستندازهم جداشن
    پسره هم باخواهرش تصمیم گرفتندیه راهی برای دوباره زندگی کردن پدرومادرشون پیداکنند
    خیلی کاراانجام دادند که یه ره حلشون بدردخورد
    موقع دعوا صدای پدرومادرشونوضبط کردند
    وبعد صداهاراازهم جداکردند
    اون فحشایی که پدره به مامانشون داداه بودو
    فرستادند واسه پدرشون
    واون فحشایی هم که مادرشون به باباشون داداه بودودادندواسه مامانه
    خلاصه
    پدرومادرهم انسانند باتلاش والتماس میشه برشون گردونند

    رویا عزیزم باخواهرت تلاش کنیدتادوباره رندگیتون ارامش پیداه کنه
    موفق باشی

  • shetoooon

    رویا شیخ راس میگه
    ینی همه حرفاش حقیقته
    اگه پدرومادرتون ازهم جداشن
    شماهامیشکنید
    ایندتون چی

    تلاش کن عزیزم
    واسه اون ارامش
    خودتوبشکن عزیزم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*bye_bye*  *fekr*  *gij_o_vij*  *yohoo*  *modir*  *ghalb*  *gol_rose*  *labkhand* 
*soot*  *yes*  *gerye*  *neveshtan*  *narahat*  *bi_chare*  *bi asab*  *dali* 
*gerye_kharaki*  *amo_barghi*  *hip_hip*  *jigh*  :khak:  *ghalb_sorati*  *mach*  *O_0* 
*difal*  *malos*  *ey_khoda*  **♥** 
 
 
◄ MORE ►
 
به جز خودش… :/

چیٺی چیٺی
بشکسته پهلو

Khalijefars13
👭

Matin jamshidian
خندانکس

خنده + عکس
بسته جوکها

چندین جوک در یک پست
دفتر شعر

گلچینی از اشعار شاعران
جملکس

جمله + عکس
دلنوشته

هر چه میخواهد دل تنگت بگو
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
کارگران مشغول کار اند
ورود به پیشخوان

سامانه ورود برای کاربران
نوشتن مطلب جدید

ارسال مطلب جدید
پروفایل

ویرایش پروفایل
پیگیری سریع نوشته ها

برای نمایش سریع نوشته ها
پیگیری سریع دیدگاها

برای نمایش سریع دیدگاها
  • مطالب جدید
  • مطالب پیشنهادی
  • مطالب تصادفی
  • ورود
  • *هنو آماده نشده*
♫ ♪ شعر ♪ ♫
✔ ابزار کمکی ✔
آموزش ها